تبليغاتX
لبخند دوباره خورشيد

 افکار عمومی؛ نیروی سیا سی کم شناخته :

در بین پدیده های روانی جمعی  ، افکار عمومی گسترده ترین و آشکار ترین آنهاست.  این پدیده شگرف که با پویایی توانمند خود سرنوشت جامعه ها را رقم می زند. افکار عمومی چیزی جزء صدای مردم نیست. این صدا همیشه و در همه جا به شیوه های مختلف و در فرصت های متفاوت در گوش ها کم و بیش شنوای حکام زمان طنین افکنده و توجه خواسته و ناخواسته ، ارادی و غیر ارادی آنانی را که مخاطب قرار داده ، به خود مشغول داشته است.

افکار عمومی بخشی از تاریخ ملت ها ست، بحثی در فلسفه است، فصلی از علم سیاست، علم جامعه شناسی و امروز دیگر علم روان شناسی اجتماعی است.

در گیرو دار چنین وضعیتی، شناخت افکار عمومی که از ویژگی های جوامع مردم سالار و پشتوانه قدرت و حاکمیت سیاسی است، از جایگاه والایی برخوردار است.

در حکومت هایی که به اصل حاکمیت مردمی پایبند هستند ، آرای شهروندان دارای ارزش و وجهه خاصی است. « برک » در این زمینه می گوید: در کشورهای آزاد و کارخانه ها، دانش و فراست      واقعی تری در بین مردم به چشم می خورد تا کابینه شاهزاده های کشورهایی که هیچ کس تا زمانی که سران مملکت از آنها توضیحی نخواهند ،جرات اظهار نظر ندارند.

از این رو افکار عمومی ، ضمیر باطنی یک ملت می باشد. این قدرت گمنام غالبا یک نیروی سیاسی است که بقا و زوال حکومت ها به آن بستگی دارد. افکا عمومی ، عنصری است که چند و چون در هیچ قانون اساسی پیش بینی نشده است . به قول ژرژ گالوپ : قضاوت توده ها در اصل، اساسی تر و غالبا بهتر از قضاوت قانونگذاران است. او می گوید اگر مردم حقایق را بدانند ، عاقلانه تر قضاوت می کنند.

اساس افکار عمومی بر نگرشها استوار است. نگرش ، پایه و زمینه های پایدار افکار عمومی است و افکاری که فرد آن را مطرح می سازد محصول عوامل فرهنگی ، اجتماعی است. این افکار زمانی که حادثه ای رخ می دهد و یا موضوعی در جامعه برجسته می شود به گونه ای پنهان و آشکار نمود می یابد. افکا عمومی اغلب با جهت گیری های گوناگونی همراه است. شدت و وسعت و نیز موافقت و یا مخالفت آن با نظامهای سیاسی در ارتباط است. افکار عمومی در جوامعه باز و مردم سالار بیشتر از جوامع بسته و غیر مردم سالار از قدرت برخوردار است. هرچند که در جوامع بسته نیز نمی توان از قدرت آن غافل ماند.

مفهوم و ماهیت افکار عمومی :   

اصطلاح افکار عمومی به معنی امروزی نخستین بار توسط « ژاک نکه» وزیر دارایی لویی شانزدهم مطرح شد. «افکار عمومی از نظر او قدرت ناپیدایی است که گنج و بی محافظ و بی ارتش ، برای شهر ، برای دربار و حتی برای قصر پادشاهان قانون وضع می کند.»افکار عمومی دادگاهی است که در آن ، همه مردانی که نگاه ها را به سوی خود برمی گردانند، ناچارند حضور بیابند و پاسخگو باشند: افکار عمومی در جایگاه خود ، انگار که بر تخت نشسته باشد جایزه می دهد ، تاج بر سر می گذارد و شهرت ها و آوازه ها را افزایش ا کاهش می دهد.

مفهوم افکار عمومی در گذر زمان دستخوش گرگونی های عظیمی شده است و بر حسب نیازها و شرایط ویژه تعبیر و تفسیر خاصی از آن به عمل آمده است.

-         در گذشته های دور و در مفهوم سنتی افکار عمومی در سطح خرد ، چیزی معادل اراده ، احساسات و عقاید قومی- قبیله ای و در سطح کلان در برگیرنده روح محض ، باورهای دینی وتعصب ملی در قبال یک مساله خاص تصور می شد. اما امروزه افکار عمومی را ضمیر باطنی و پنهان یک ملت و ظهر آن را بزتاب طبیعی اکثریت یک جامعه در برابر پیامها و رویدادهایی که برای آنها جنبه حیاتی دارد، می دانند.

-         مونتنی فیلسوف و پژوهشگر فرانسوی ، افکار عمومی را یک جمع نیرومند ، جسور و تخمین ناپذیر می دانست.

-         برایس آن را چنین توصیف کرده است : یک نیروی حقیقی ، ناملموس ، همچون نسیم که همه را در پی کشف و شناخت آن هستند و تقریبا همه از آن پیروی می کنند.

-         آرتور کورن هازر می گوید: افکار عمومی ، همانند نقطه نظرها و احساساتی است که در یک جامعه خاص ، در یک زمان ویژه و با توجه به یک موضوع مورد علاقه آن  جمعیت پدید می آید.

-         فیلیپز دیوسن : افکار عمومی عصاه عقاید فردی نیست ، بلکه آن چیزی است که از علایق مشترک یک گروه درباره یک موضوع واحد و واکنش حاصله به عنوان ثمره آن علائق ، ناشی می شود.

-         جی .بی.اف هگل : افکار عمومی را به عنوان پدیده ای که هم شامل حقیقت و هم شامل کذب است، معرفی می کند. او چنین می افزاید که این وظیفه مردان بزرگ است که یکی را از دیگری تمیز دهند.

با همه این تعاریف در جایی دیگر آرتور کورن هازر می گوید که : بهتر است افکار عمومی برای اهداف موجود به عنوان نظریات و عقاید شایع در جمعیت معین در یک زمان خاص ، با توجه به هر موضوعی که منافع ملی را در بر دارد ، در نظر گرفته شود. که همه اندیشمندان با این نظر موافق بودند و عقیده داشتند که در ارتباط با افکار عمومی دست کم حضور چهار عامل پیوسته مطرح است:

1-    اینکه افکار عمومی باید در برگیرنده مشکل همگانی باشد یا نباشد؟( موضوع)

2-    اینکه آراء و نظریات مردم برای تبدیل شدن به افکار عمومی باید آشکار بیان شود یا پنهانی؟

3-    توافق بر سر اینکه شمار افراد هم عقیده چه تعادی باشند تا بتوان از آن به عنوان افکار عمومی یاد کرد؟

4-    اینکه اصطلاح رای ، عقیده و نظر با باورها و ارزش ها مترادف است یا نه؟

با کمی اغماض در تعاریفهای ارائه شده ، در مورد افکار عمومی می توان گفت که : افکار عمومی پدیده ای است روانی – اجتماعی ، با خصلتی جمعی و بازتابی از هستی اجتماعی انسان پس : افکار عمومی ، نوعی داوری مردم در یک مساله همگانی مورد اختلاف در زمانی مشخص است. به عبارتی دیگر، افکار عمومی نوعی آگاهی اجتماعی است ک به صورت آگاهی غیر رسمی در میان عامه خاص که دارای منافع مشترک هستند بروز می کند و جنبه عاطفی و ادراکی دارد و از تعصب نیز برکنار نیست. افکار عمومی اگر به شدت تعمیم یابد و ماندگار باشد به صورت اجماع یا وفاق عمومی در می آید.

افکار عمومی در جامعه های دیروز و امروز:

در زمان های گذشته که هنوز رسانه های گروهی یکی پس از دیگری پا به عرصه وجود نگذاشته  بودند، افکار عمومی چنانچه حول محوری دور می زد و به وحدت می گرایید، به وسیله دهان و گوش دامنه می گرفت و ماه ها طول می کشید تا خبر یا واقعه ای گسترش عمومی پیا کند و در نتیجه خود به خود از اثر می افتاد . به دلیل اینکه افکار عمومی جز در محیط های بسته مانند روستا و بازار و محله و طبقه ( که در آنها  ارتباط سریعا برقرار می شد) تجسم نمی یافت. امروز دیگر خبر از طریق رسانه های خبری به درون خانه ها راه یافته و در یک لحظه می تواند در اختیار همه مردم شهربلکه کشور و جهان گذاشته شود، زمان و مکان را تسخیر کند و مرزهای اجتماعی و سیاسی و ملی را در نوردد. گویی افکار عمومی سرنوشت خود را به دست رسانه ها سپرده است.  از این پس این رسانه ها هستند که نقش منعکس کننده ،تقویت کننده و حتی خاموش کننده افکار و اخبار را به دست دارند.

به این ترتیب ، با گسترش رسانه های خبری ، پدیده های روانی – اجتماعی مربوط به افکار عمومی نیز هر روز گسترش و اهمیت بیشتری می یابد.

رشد همه جانبه این رشته ، بستگی به چند عامل دارد:

1-    تکنیک های بررسی پیشرفته:

تکنیک های بررسی افکار عمومی ظریف تر می شود و به موازات آن پدیده افکار عمومی نیز رشد        می یابد. در واقع این تکنیک ها مردم را آگاه می سازند و به افکار مردم واقعیت و وسعت می بخشند و گاهی آن را کنترل می کنند. 

2-   خوراک فراوان برای تغذیه افکار :

مواد لازم برای تغذیه افکار عمومی هر روز فراوان تر می شود اخبار و وقایع سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی داخلی و خارجی بطور روزمره و حتی دائمی برای مردم خوراک فکری تهیه می کنند و مورد استقبال قرار می گیرند. فراوانی خوراک از یک سو و اشتهای باز مردم از سوی دیگر افکار را بیدار نگه می دارد و آنها را وادار می کند در صحنه های خبری و ملی و بین المللی حضور داشته باشند.

3-  توجه روز افزون به افکار :

واکنش ها و داوری های عموم مورد توجه روز افزون قرار دارند. چه افراد مهم اجتماعی مانند سیاستمداران و بازرگانان و چه پدیده های مهم اجتماعی از قبیل شهر سازی و خانه سازی و ...به شناخت افکار عمومی نیازمندند و از آن جهت که تاثیر این افکار بر رفتارهای اجتماعی مسلم است به آن حساسیت نشان می دهند.

هر کدام از این افراد( سیاستمداران، بازرگانان ، کارخانه داران و ...) برای آنکه بتوانند به کار خود ادامه دهند ، سیاستهای خود را تنظیم و کالای خود را برای عرضه به مردم تولید کنند باید به عقاید و سلیقه ها و گرایش آنها توجه کنند و  نمی توانند بی اعتنا باشند. در کشورهایی که با رشد و توسعه اجتماعی حق انتخاب خبر ، انتخاب کالا و ... برای مردم فراهم می شود توجه به نیازها و خواست و اراده آنها نیز در همه امور زندگی افزایش می یابد.

4-   رشد فزاینده روابط اجتماعی :

افکار عمومی در روابط اجتماعی تغییر می کند . روابط اجتماعی در پرتو شکل گیری ها و تحولات افکار عمومی پیوسته غنی تر و محکم تر می شود. در واقع می توان مشاهده کرد که چگونه رسانه های گروهی قادر هستند نوعی همفکری و همدردی در میان مردم یک کشور و حتی جهان ایجاد کنند. به عنوان مثال : جنگ در گوشه ای از جهان ، زلزله در ناحیه ای از آسیا ، کشف علمی در آزمایشگاهی د اروپا، افکار مردم عالم را به هم نزدیک می سازد و افکار عمومی جهانیان را  به بار می نشاند. این گونه است که ر دنیای امروز ، مرز بین اخبار این قشر و آن طبقه ، وقایع داخلی و خارجی رفته رفته از میان برداشته می شود و رسانه های گروهی دائما د جهت وحدت بخشیدن به افکار عمومی د سطح جهانی گام بر می دارند و تصور دهکده جهانی در ذهن مک لوهان شکل می گیرد.

معنای اجتماعی افکار عمومی همانا رشد فزاینده روابط بین اشخاص د زندگی مشترک اجتماعی آنهاست. هر شخص هنگامی که با اشخاص دیگر ارتباط برقرار می کند مثلا در تظاهرات شرکت می کند یا عقیده مشترکی را اشاعه می دهد آشکارا خود را در معرض دید و قضاوت دیگران قرار می دهد و شخصیت و وجهه اجتماعی او تقویت می شود. در واقع افکار عمومی نقش عامل ارتباطی و اجتماعی کننده را برای شخص بازی می کند و او را از حالت تفکر شخصی بیرون می کشد و بسوی روحیه جمعی پیوند می زند و تفکر فردی ، روحیه جمعی به خود می گیرد.

ریشه افکار عمومی در نظامهای ارزشی جامعه:

عمومیت افکار عمومی یک جامعه نشانه بستگی فرد و جمع به یک سری ارزشها می باشد. وقتی که کشوری مورد حمله قرار می گیرد یک یک افراد ملت و جمع آن برای دفاع ار خود به میدان جنگ می روند و جنگ به یک نظام ارزشی تبدیل می گردد. احساس یاری به همنوع ، دفاع ملی ، نیاز به امنیت ، سرکوب دشمن و ... ارزشهای پایه یک جامعه و تفکر اجتماعی مردم آن را تشکیل می دهند.

   منشا ء تشکیل افکار و شرایط شکل گیری آن:

در معدود تعاریفی که از افکار عمومی به دست آمده عموما به سه خصلت آن اشاره شده:              

1-                                                                                                                                                                                                                                                                             آشکار بودن: مستلزم شرکت افراد در تظاهرات جمعی و درنتیجه حضور انسانها در کنار هم و برقرار رابطه بین آنها است.

2-                                                                                                                                                                                                                                                                             آگاهانه و هوشیارانه بودن: گویای اراده آنها در پیوستن به صفوف دیگران و برقرار ارتباط با آنها می باشد.

3-                                                                                                                                                                                                                                                                              از وسعت کافی برخوردار بودن: نشانه جمعی بودن آن و در نتیجه رابطه اجتماعی است.

شرایط تشکیل افکار عمومی:

این پدیده عام به دلیل کیفیت ارتباطی برتر پیوسته جز در بستر مردمی ، یعنی جایی که تراکم جمعیت بالاست ، رخ نمی نماید. با وجود این ، واقعه افکار عمومی جز در شرایط مشخصی به وقوع نمی پیوندد. این شرایط را می توان در شش بخش خلاصه کرد:

1-                                                                                                                                                                                                                                                                             باید یک واقعه مرکزی و یا شماری وقایع متناسب و پشت سر هم از یک نوع وجود داشته با شد.

الف) واقعه مرکزی :

هنگامی که ما در معرض خبرهای گوناگونی قرار می گیریم ، ممکن است یک خبر بیشتر از خبر های دیگر توجه ما به خود جلب کند حال اگر این خبر برای همه شنوندگان جالب و مهم باشد آن را اصلی می گویند و واقعه مرکزی را تشکیل می دهد و منشا افکار عمومی می شود. هر چقدر این خبر با نیازهای مختلف مردم بیشتر ارتباط داشته باشد، اصلی تر و مرکزی تر است. مانند خبر یک زلزله ، سانحه هوایی، ترور سیاسی و ...

ب) و قایع متناوب:

ممکن است که یک پدیده اجتماعی به خاطر اثرات سوئی که پشت سر هم بر زندگی مردم می گذارد تدریجا به افکار جهت بدهد و آنها را متحد نماید مانند اعتیاد ، گرانی ، ترافیک و ... این پدیده ها بستر ذهنی مردم را برای نشان دادن واکنش آماده می کند و چنانچه روزی اتفاقی بیفتد یا عمل خلافی سر بزند که موجب نابسامانی و در نتیجه نارضایتی مردم شود، آنگاه مانند جرقه ای افکار ناراضی آنان را شعله ور می سازد.

2-                                                                                                                                                                                                                                                                             باید فضای مساعد وجود داشته با شد.

افکار عمومی باید در فضای مساعد و مناسب و در بستر مردمی شکل گیرد. این بستر فضایی است که در صورت وجود نیازهای مردمی برای ارضاء نیازها مساعد می شود. چنانچه مردم منتظر شنیدن خبری باشند که به سرنوشت آنها بستگی دارد به شایعه سازی دست می زنند تا خلا را پر کنند . شایعه سازی و شایعه پراکنی شاخص های بارز وضعیت بحرانی افکار عمومی هستند . بنابراین بستر فکری جامعه زمینه ساز تشکیل افکار عمومی در آن جامعه می شود.

3-                                                                                                                                                                                                                                                                            باید محتوای افکار با الگوهای فرهنگ جمعی مطابقت داشته باشد.

هر گروه ، قوم یا ملتی دارای فرهنگی است،فرهنگی که شامل آداب و رسوم و زبان و اعتقادات و هنجارها و نهادهای اجتماعی مخصوص به خود می باشد. افکار عمومی آن گروه ف قوم یا ملت بر اساس الگوهایی شکل می گیرد که نمایانگر ویژگی های فرهنگی آن باشد.

4-                                                                                                                                                                                                                                                                              باید محتوای افکار پاسخگوی نیازهای ظاهری و باطنی افراد باشد.

واقعه ای که به افکار عمومی دامن می زند واقعه ای است که به نیاز افراد یا جامعه کلی پاسخ می دهد. این نیاز می تواند ظاهری ، معروف ، آشکار ، قابل اعتراف  مانند نیاز به امنیت ، مودت و وفاق اجتماعی ، به راحتی و فراوانی و بالاخره نیاز به دانستن و آگاهی یافتن و یا برعکس باطنی ، نهانی و خودآگاه مانند نیاز به بیگانه ستیزی ، نژاد پرستی ، ملی گرایی باشد.

5-                                                                                                                                                                                                                                                                             باید افکار به واسطه رسانه های گروهی گسترش یابد.

گسترش افکار عمومی در گذشته و در جامعه های قدیمی بسیار کند بود و به همین نسبت نیز از تاثیرگذاری بی بهره بود. اما در جامعه جدید و امروزی با ورود رسانه های گروهی به عرصه زندگی و اشاعه سریع اخبار و انعکاس بلامانع افکار عمومی نیز از طریق رسانه ها بویژه مطبوعات ، ادبیات ، طنز و ... گسترش می یابد. مراکز رادیویی ، تلویزیونی و مطبوعات ، فرستنده هایی هستند که از نظر خبری افراد را به منزله گیرندگان خبر بی وقفه تغذیه می کنند.

6-                                                                                                                                                                                                                                                                             باید افکار عمومی با دخالت مستقیم مردم اشاعه یابد.

همه روزه وقایعی اتفاق می افتد و اخباری پخش می شود بی آنکه بر مردم اثر چندانی بگذارد اما روزی فرا می رسد که واقعه ای مردم را برمی انگیزد و یکباره به خیابانها می ریزند و خود به یک رسانه توانای تبلیغی و گروهی تبدیل می شوند. مثلا ممکن است از بین سرودهای بی شماری که از رسانه ها پخش می شود یکی بر دل مردم بنشیند و او ابتدا در خانه و در خلوت زمزمه کند و کم کم به کوچه و بازار منتقل شود. به همین ترتیب افکار عمومی ممکن است به صورت یک شعار ، در قالب یک علامت و یا رنگ نمایش داده شود.

افکار عمومی مورد پرسش:

افکار عمومی یکی از جنجالی ترین موضوعات در علوم اجتماعی است. بدون شک ، در اینجا، با وجود اطمینان خاطر اندکی که پژوهش ها در این زمینه به ما می دهد سخن از برانگیزاننده ترین حوزه پژوهشی است. افکار عمومی یک معما نیز هست ، زیرا درست است که هرکس نظری دارد ولی افکار عمومی حاصل جمع نظرها نیست. اشتباه خواهد بود اگر ما تصور کنیم که هر فرد در مورد هر چیز نظری دارد.پژوهش در زمینه افکار عمومی از دیرباز آغاز شده است و به دوران کهن بر می گردد. ما در جامعه های مشهور به پسا صنعتی ، پیوسته به آتش نظرسنجی ها می سوزیم . نظر سنجی ها به یکی از خصیصه های اساسی جامعه « دموکراتیک» تبدیل شده است . با وجود تشنگی مفرط برای نظرسنجی ها، اطلاعات ما درباره خود افکار عمومی ناچیز است.

جای تعجب نیست اگر ما کتابی در زمینه افکار عمومی باز کنیم ولی در آن در مورد سنجش بحث مفصلی نیابیم .چون که سنجش یا نظر سنجی فن پژوهشی است که امکان شناخت افراد را در مورد موضوع معینی ، در زمان خاصی برای ما به صورت عکس برداری فراهم می آورد ، در حالی که افکار عمومی فرایندی اجتماعی است که در زمان شکل می گیرد .

فرایند  ارتباطی :

در جامعه، هر فرد در دو شبکه ارتباطی عضویت دارد: شبکه میان فردی ( روابط شخصی) و شبکه نهادی ، در نقش مصرف کننده رسانه ها. گفتمان رسانه ها و افکار عمومی ، به مثابه دو نظام معنایی موازی یکدیگر، اغلب جدا از هم در نظر گرفته و پردازش می شوند. به یقین ، افکار عمومی از رسانه ها جدایی پذیر نیست. اما این ادعا که گفتمان رسانه ها مستقیما" در افکار عمومی تغییرایجاد می کنند ، پنداری ساده بینانه است. شکی در این نیست که گفتمان جزء فرایندهایی به حساب می آید که افراد به واسطه آنها به نظرات خود شکل می دهند؛ از طرف دیگ افکار عمومی یکی از مکانیسم هایی است که به خبرنگاران و دیگر « کارگزاران فرهنگی » امکان می دهد معناهایی را بیابند و آنها را طوری پردازش کنند که صورت گفتمان عمومی به خود بگیرند. دو نظام در کنش و واکنش به سر می برند.

افکار عمومی در چهارراهی علوم اجتماعی :

ما مطالعه  افکار عمومی را نباید تنها به پژوهش جامعه شناختی محدود کنیم . طبیعت این کار تا حدود زیادی بیرون از دایره جامعه شناسی است. موضوع « افکار عمومی » در وهله اول به  جامعه شناسی مربوط می شود ، اما محدود کردن آن به این شاخه کار اشتباهی می باشد. در واقع ، توجه به فرایند افکار عمومی بدون بینش روانی – اجتماعی که لازمه فهم چگونگی پیدایش و شکل گیری آن می باشد غیر ممکن است. تحلیل محض جامعه شناختی در عمل قادر به فهم این پدیده اجتماعی نیست.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 12:37 توسط خورشيد |

 

    واژه فتوگرافی که معادل عکاسی است از ریشه یونانی فتوس به معنای نور و گرافوس به معنای نگاشتن ساخته شده است.

ابداع عکاسی روز 7 ژانویه 1839 در مجمع فرهنگستان علوم فرانسه اعلام شد. از آن تاریخ تاکنون 170 سال می گذرد. این ابداع را به شخصی به نام لویی ژاک داگر نسبت می دهند.

داگر از تجربیات ارزشمند شخصی به نام ژوزف نیبس استفاده کرد. نیبس در سال 1822 عملا با شیوه متفاوت عکاسی امروز اولین عکس را گرفت.

اولین عکاس جهان هر که باشد اصول ابتدایی این فن بر سه محور اساسی مبتنی است.

1ـ نور

منظور از نور همان نور مرئی است که ممکن است تابش آن روی برخی مواد تاثیر بگذارد (اشعه X، اشعه گاما)

2ـ ماده حساس به نور

مواد حساس به نور رکن دیگر عکاسی است.

 

تاریخچه پیدایش مواد حساس به نور

نیبس از نوعی قیر طبیعی که مومیا نام دارد و بر اثر تابش نور سخت می شود به عنوان ماده حساس به نور استفاده کرد. او این ماده را در روغن استوقودوس حل کرد و روی صفحه فلزی مالید. آن گاه صفحه را روبروی روزنه اتاق تاریک قرار داد و دوربین خود که همان اتاق تاریک بود جلوی پنجره رو به حیاط خانه اش گذاشت و آن را حدود 8 ساعت تکان نداد. وقتی نیبس صفحه فلزی نور دیده را با روغن استوقودوس شست روی آن منظره شیروانی ها و سقف خانه های روبرو به سختی قابل تشخیص بود.

ماده حساسی که داگر به کار می برد یدور نقره بود. او همچنین پی برده بود هیپوسولفید سدیم می تواند ترکیبات حساس به نور نقره را پس از نور خوردن ثابت کند.

در روش عکاسی داگر از یک صفحه مسی که یک طرف آن را آب نقره داده و صیغلی بود استفاده می شد. حساس کردن آن به این ترتیب صورت می گفت که طرف صفحه را روی ظرف که محتوی گلبولهای ید بود قرار می دادند. بخاری که از ذرات ید برمی خواست با نقره ترکیب می شد و یدور نقره را که نسبت به نور بسیار حساس است به وجود می آورد. هنگامی که این صفحه را در دوربین در معرض نور قرار می گرفت تصویری را که بر عدسی

ولی تصویر در این مرحله پنهان بود. برای ظاهر کردن تصویر صفحه را از طرف نقره ای اش در جعبه ای که محتوی جیوه داغ بود قرار می دادند. بخار جیوه روی ذرات نور دیده یدور نقره عمل می کرد. در هر قسمت از صفحه که نور را به خود گرفته بود جیوه با نقره آلیاژی را تشکیل می داد این آلیاژ که درخشان و روشن بود قسمت های روشن تصویر را تشکیل می داد و در قسمتی که نور به آن نرسیده بود آلیاژ نقره و جیوه به وجود نمی آمد و ذرات یدور نقره باقیمانده در محلول هیپوسولفید سدیم حل می شد و فلز خالی بر جای می ماند که سیاه رنگ بود و قسمت های تیره عکس را پدید می آورد این روش موسوم به داگرئوتیپ است.

روش عکاسی امروزی را ویلیام هنری فاکس تالبوت در 25 ژانویه 1839 معرفی کرد یعنی سه هفته بعد از روش داگر.

روش تالبوت عکاسی مثبت ـ منفی بود. تالبوت پس از آن که به خواص کولودیون (پنبه باروتی + اتل + الکل) پی برد دوران عکاسی با روش امولسیون مرطوب آغاز شد.

در این روش لازم بود شیشه ای که با کولودیون و مواد حساس به نور (NaNo3 نیترات نقره) آغشته شده بود برای ثبت تصویر زمانی حدود 5 تا 10 ثانیه زیر نور آفتاب قرار گیرد.

این روش عملا وقت گیر بود و به محض خشک شدن ماده حساس روی شیشه امکان عکاسی از میان می رفت.

روش دیگر که پس از سالها کاوش و جستجو مردی انگلیسی به نام ریچارد لیکس مادوکس آن را اعلام کرد روش امولسیون خشک بود. وی با استفاده از ژلاتین و بورمور نقره ترکیبی فراهم آورد که پس از مالیدن آن روی شیشه حتی پس از خشک شدن حساسیت خود را به نور همچنان حفظ می کرد. کم کم استفاده از شیشه به سبب مشکلات آن منسوخ شد. ابتدا از کاغذ و پس از آن نوعی ماده شفاف به عنوان حامل ماده حساس استفاده شد و پس از آن عکاسی عملا از سال 1888 همه گیر شد.

 

۳ـ اتاق تاریک

 

  تاریخ عکاسی ایران

دربار قاجار بی شک مهمترین عامل ورود زودهنگام پدیده عکاسی در ایران است. موقعیت جغرافیایی ایران و وجود منابع سرشار آن عاملی بود برای برقراری ارتباط با دربار قاجار و به ویژه ناصرالدین شاه.

تصویربرداری 5 سال پس از اعلام رسمی فرایند داگر یعنی سال 1844 این شیوه داگرئوتیپ به ایران راه یافت.

در چگونگی ورود و عام شدن عکاسی در ایران ناگزیر از بررسی این امر در دو ساحت متمایز هستیم:

1ـ پیشگامان عکاسی در ایران

ژول ریشاد فرانسوی و دیگری ملک قاسم میرزا پسر بیست و چهارم فتحعلی شاه

2ـ ناصر الدین شاه، اطرافیان او و اروپاییانی که در هیات گروههای سیاسی و نظامی در ایران عکاسی            می کردند.

  اجزای دوربین

1ـ اتاقک تاریک

2ـ عدسی

3ـ منظره یاب

4ـ اعداد شاتر

5ـ دیافراگم

6ـ دکمه شاتر

7ـ دسته جلو برنده فیلم

8ـ نورسنج

9ـ حلقه تنظیم فاصله

10ـ حلقه برگردان فیلم

11ـ اعداد حساسیت

12ـ کفشک فلاش

13ـ فیلم

14ـ نور (درست است که نور در اجزای دوربین نیست اما جزیی از عملکرد دوربین است)

 

 شاتر

وظیفه شاتر میزان زمان نوردهی فیلم را کنترل می کند. (250 یعنی یک دویست و پنجاهم ثانیه) 

اعداد شاتر: Bـ 1 ـ 2 ـ 4ـ 8ـ 15ـ 30ـ 60 ـ 90ـ 125ـ 250ـ 500ـ 1000 ـ 2000

 

سینگ فلاش

فلاش با یک سرعت خاص به سوژه می تابد اگر سرعت بالاتر از سرعت فلاش باشد نیم پرده می شود یعنی تکه هایی از سوژه فلاش می خورد و تکه هایی دیگر فلاش نمی خورد.

 

سرعت B

یعنی عکاسی با مدت زمانی که عکاس تشخیص می دهد سرعت شاتر تنظیم می شود.

 

دیافراگم

دیافراگم میزان نوردهی را کنترل می کند.

اعداد دیافراگم: 1ـ 4/1ـ 2ـ 8/2ـ 4ـ 6/5ـ 8ـ 11ـ 16ـ 22ـ 32

هر چه اعداد دیافراگم کوچکتر باشد دهانه دیافراگم بزرگتر می شود.

 

مکانیزم های دوربین عکاسی

نور مستقیم از عدسی عبور کرده به آیینه 45 درجه و منعکس می شود بر روس شیشه مات و از آنجا به منشور 5 وجهی می خورد و از آنجا به منظره یاب منقل می شود.

 

نورسنجی

دومین کار یک عکاس خوب نورسنجی است.

مکانیزم نور سنج بر اساس حساسیت فیلم عمل می کند. هر چه حساسیت بالاتر باشد نوردهی کمتری می خواهد و بالعکس هر چه حساسیت در فیلم بیشتر باشد محدودیت بزرگنمایی به تناسب بیشتر است.

حساسیت نرمال فیلم در عکاسی از 64 تا 320 است و اگر نور بسیار پایین باشد بین 400 تا 6400 است. حساسیت پایین 6 تا 50 برای شرایط نوری بالا (خورشید) است.

تقدم سرعت TV و تقدم دیافراگم AV (عمق میدان وضوح بیشتر شود) است.

در عکاسی نقطه اصلی عکس باید به صورت واضح تر از نقاط دیگر باشد.

 

چهار عامل موجب افزایش یا کاهش وضوح عمق میدان می شود.

1ـ دیافراگم

هر چه دیافراگم بسته تر باشد (عددش بزرگتر) عمق میدان بزرگتری داریم.

2ـ فاصله دوربین تا سوژه

هر چه فاصله دوربین تا سوژه افزایش یابد عمق میدان وضوح نیز به تناسب افزایش می یابد و بالعکس

3ـ نوع لنز (فاصله کانونی)

هر چه فاصله کانونی عدسی یا لنز کاهش یابد عمق میدان وضوح بیشتر می شود و بالعکس

4ـ قطع فیلم (اندازه فیلم)

 

فاصله کانونی

فاصله مرکز اپتیکی لنز تا مقطع فیلم یا فاصله مرکز اوپتیک تا جایی که فیلم قرار می گیرد را فاصله کانونی دوربین می گویند.

فاصله کانونی نسبت عکس با میدان دید و نسبت مستقیم با بزرگنمائی دارد.یعنی هر چه فاصله کانونی بیشتر شود عکاس فضای کمتری را می تواند بر روی نگاتیو ثبت کند ولی در عوض بزرگنمائی تصویر بیشتر خواهد شد.

 

 لــــنزها

مهم ترین قسمت تشکیل دهنده هر دوربین لنز آن است چون کیفیت لنز تاثیر مستقیم بر تصویر خروجی از دوربین دارد.

یک لنز متشکل از تعدادی عدسی است که با نظمی خاص در کنار یکدیگر قرار گرفتته اند.

مهمترین نکته ای که باید در مورد لنز ها بدانید فاصله کانونی و میدان دید لنز ها می باشد.

 

لـــنز نرمال

لنز نرمال لنزی است که فاصله کانونی آن تغییر نمی کند. لنزهای نرمال دارای یک فاصله کانونی هستند که این فاصله ها در انواع دوربین ها متفاوت است. به طور مثال در دوربین 135 فاصله کانونی  mm50 است.

لنز نرمال مانند چشم انسان عمل می کند و همه چیز را عادی و معمولی می بیند و زاویه دید آن 45 درجه است. همچنین لنز نرمال تغییری در پرسپکتیو ایجاد نمی کند.

 

 

لــنز واید انگل

لنزهای واید انگل میزان دید گسترده ای دارند. این نوع لنزها زاویه دیدی بیش از چشم انسان دارند. فاصله کانونی آنها زیر mm50 است.

فاصله کانونی  لنزهای واید به شرح ذیل است:

35ـ 28ـ 24ـ 20ـ 17ـ 15ـ 5/12 و 5/7

زاویه دید لنز واید از بالاتر از 45 درجه تا 180 درجه است.

این نوع لنزها پرسپکتیو را دفرمه می کند. (دیسپرشن: خطوط افقی و عمودی را خمیده نشان می دهد)

لــنز چشم ماهی Fish eye

لنزهای واید معمولی فاصله کانونی 25 تا 4 دارند. این نوع لنزها فقط زاویه دید را عریض تر می کنند اما در پرسپکتیو تغییر فاحشی ایجاد نمی کنند. (با نصف شدن فاصله کانونی زاویه دید دو برابر می شود و بالعکس با نصف شدن زاویه دید فاصله کانونی دو برابر می شود)

 

لــنز سوپر واید انگل

لنزهای با فاصله کانونی کمتر از 20 سوپر واید انگل هستند. این نوع لنزها پرسپکتیو را به هم می ریزند.

 

لــنزهای تله فوتو

فاصله کانونی لنزهای تله فوتو از فاصله کانونی لنز نرمال بیشتر است. وقتی فاصله کانونی بیشتر است زاویه دید آن کمتر است.

در لنزهای تل زاویه دید کمتر از 45 درجه است. یعنی هر چه قدر تله تر باشد زاویه دید از 45 درجه کمتر می شود. در لنزهای تله پرسپکتیو تغییر نمی کند. اما لنزهای تله بالاتر از 70 در پرسپکتیو تغییر ایجاد می کند. در لنزهای تله عمق میدان کم است.

 

موارد استفاده از لنز تله

وقتی بخواهیم به سوژه نزدیک شویم یا گزینش و تاکیدی به سوژه داشته باشیم از لنز تله استفاده می کنیم.

به هر میزان که لنز بهتر باشد بازترین عدد دیافراگم محدود تر می باشد.

بهترین لنز تله 105 و 135 است. (که برای عکاسی پرتره بیشتر استفاده می شود)

 

لنز زوم

لنزهای زوم دارای فواصل کانونی متغییر هستند و تفاوت آن با لنزهای دیگر در تعداد المان عدسی های آن است. با لنزی که از فاصله کانونی آن mm50 است کمتر از cm5 نمی توانیم به سوژه نزدیک شویم چون تصویر فوکوس نمی شود.

 

لنز لترو فوکوس

لنزهای لتروفوکوس لنزهایی هستند که با وجود داشتن خصوصیات فاصله کانونی کوتاه فاصله واقعی آنها از مرکز فیلم بیشتر است.

 

لــنزهاي ماكرو

لنزهايي هستند كه براي عكسبرداري نماي درشت و از فاصله نزديك به كار برده مي شوند.  و اين شيوه عكاسي را ماكروگرافي مي نامند.

لنزهای ماکرو دارای سه نوع فاصله کانونی mm50 و mm100 و mm200 و ضریب بزرگنمایی آنها کم می باشد.

لنزهای ماکرو دارای ضریب بزرگنمایی یک هستند.

لنز تله و لنز ماکرو تقریبا یک کار را انجام می دهند.

با اين لنزها امكان عكسبرداري از اشياي ريز و كپي برداري از روي نسخه هاي مختلف فراهم مي شود.

 

اکسنشن تیوپ

حلقه های اکسنشن تیوپ فاصله کانونی را افرایش می دهد.

اکسنشن تیوپ: لوله توخالی است که بین لنز و سوژه قرار می گیرد و دارای هیچ نوع عدسی نیستند و به هر میزان فاصله لنز از بدنه بیشتر باش ما می توانیم به سوژه نزدیک شویم. (بزرگنمایی بیشتر می شود)

اکسنشن تیوپ معمولا به اندازه های Cm 2،cm 5 و Cm  10 است.

 

 فیلترها

فیلتر کلوزآپ

با استفاده از این فیلتر می توان تصویر بزرگـتری از اشـیا را ثبـت کرد فیلترهای کلوزآپ در شماره های یک، دو و سه می باشد که بزرگنمایی آنها به این اعداد بستگی دارد. (بزرگنمایی سه از همه بیشتر است)

 

فیلتر UV و Sky light

هر دو شفاف هستند و از ورود اشعه ماوراء بنفش و اشعه نامریی به لنز جلوگیری می کنند. زیرا این دو فیلتر تشعشع ماوراء بنفش را جذب می کنند.

از این فیلتر به عنوان محافظ لنز استفاده می شود.

این نوع فیلتر ضریب فیلتر ندارد.

 

ضریب فیلتر

هر فیلتری اگر شفاف نباشد دارای ضریب فاکتور فیلتر می باشد که این ضریب فیلتر باید محاسبه و حساب شود. زیرا هر فیلتر با متناسب ضریب اش مقداری افت نور دارد.

 

فیلتر پلاریزه

برای حذف نورهای مزاحم کاربرد دارد. وقتی عکاس بیرون ماشین است و می خواهد از درون ماشین عکاسی کند یا از ویترین مغازه و یا از سطح صیغلی شیشه یا آب که نور آنها رفله می کند این نوع فیلتر کاربرد دارد.

رنگ این فیلترها خاکستری است.

 

فیلتر ND

در مواقعی که نور زیاد است مانند یک عینک دودی عمل می کندو تاثیر زیادی بر روی رنگها ندارد.

این فیلترها در عکاسی سیاه و سفید کنتراست را زیاد می کند و در عکاسی رنگی غلظت رنگها را بیشتر می کند.

کار بعدی فیلتر ND زمانی است که بخواهیم مدت عکاسی را طولانی تر کنیم. هنگام استفاده از ND باید یک استاپ دیافراگم را بازتر کنیم یا یک استاپ سرعت را کاهش دهیم.

 

غلظت ND

1 ND، 2 ND، 3 ND، 4 ND، 5 ND

بابت هر غلظت یک استاپ دیافراگم را بازتر می کنیم. (یا سرعت را کم کرده و یا دیافراگم را بازتر می کنیم)

 

فیلترهای تزیینی

1) فیلتر Soft focus  (دی فیوز)

2) فیلتر تدریجی

این نوع فیلترها نور خودش را کامل عبور می دهد و نور مکمل را اصلا عبور نمی دهد و نورهای دیگر را کم رنگ عبور می دهد.

گراجووید نیمه: نصف آن رنگ است و نصف دیگر فیلتر ساده است.

3) فیلتر Center focus (سنتر فوکوس)

4) فیلتر Multi pale image (مولتی پل ایمیج): این فیلتر تصویر را تکرار می کند

5) فیلتر  Cross scream (کراس اسکریم): این فیلتر نورها را به صورت ستاره در می آورد.

6) فیلتر Fog: این فیلتر مه ساز است.

 

 

 استفاده از فلاش

عکاسی در محیط هایی با نور کم

1ـ استفاده از نور مصنوعی مانند فلاش

2ـ افزایش زمان نوردهی (سرعت را پایین می آوریم)

3ـ دیافراگم را بازتر نگه می داریم.

4ـ افزایش حساسیت فیلم

 

استفاده از فلاش

از فلاش می توانیم در محیط های با نور کم و داخلی برای جبران کمبود نور و در محیط های خارجی برای پر کردن سایه ها (چانه) استفاده کنیم.

سرعت انتخابی ما در هنگام استفاده از فلاش براساس سرعت سینگ یا کمتر از آن است و دیافراگم را بر اساس سرعت سینگ استفاده می کنیم.

قدرت فلاش بر اساس جدول راهنما حساب می شود که بر روی فلاش درج شده است.

 

فرمول محاسبه گاید نامبر

12

=

60

دیافراگم

=

عدد گاید نامبر

5

فاصله

 

 ویژگی های عکس های خبری

1ـ تازگی

2ـ جالب بودن

استثناء و شگفتی در عکس وجود داشته باشد. (اینکه دختر بچه ای در یک اتاق شیشه ای با هزار عقرب است یک شگفتی است.)

الف) بزرگی و فراوانی

تعداد بیشتری از مردم از آن خشنود باشند. (استان اردبیل در هرمزگان اهمیت ندارد)

ب) خلوت یا خصوصی بودن افراد مشهور (عکس گل زدن علی دایی)

ج) درگیری ها و تضادها

3ـ شناخت و تجربه قبلی مخاطب از موضوع (تجربه عمومی

 

 تحلیل عکس

1) تفسیر تطبیقی

در این روش منتقد سعی می کند تطبیقی بین عکس و زندگی برقرار کند و از آن نتیجه گیری کند.

2) تفسیر روانکاوانه

از حالات سوژه و فیگورهای آن واکنش های فیزیکی و میمیک و از جانب های عاطفی و روانی رنگها نتیجه گیری می کند. (به طور مثال رنگ زرد در تصویر این حس را به ما میدهد)

3) تفسیر فرمالیستی

هر وقت ما از چگونگی ارائه موضوع صحبت کنیم آن تفسیر فرمالیستی است.

4) تفسیر اسطوره ای

حالتها و فیگورها می توانند اسطوره ای را به دنبال داشته باشند.

به طور مثال در آمریکا مردی در هنگام اعدام خود را به صورت دست باز و گردن خمیده نشان می دهد. (صلیب گونه) تفسیر ما این است که این فرد بی گناه (مانند مسیح) به دار آویخته می شود.

5) تفسیر نشانه شناسانه

وقتی علی کریمی را بزرگتر از وینگادا در تصویر می بینیم.

6) تفسیر مارکسیستی

عکس را بر اساس جامعه طبقاتی بسنجیم. (ماشین گرانقیمت و یک پیرمرد ژنده پوش)

 

فـــــرم

فرم به چگونگی ارائه موضوع گفته می شود. بن شان معقتد است فرم شکل محتوا است. اظهارات توصیفی درباره فرم عکس به چگونگی ترکیب، آرایش و چیدمان ساختمان دیداری مربوط می شود که به آنها عناصر صور می گوییم. و از طریق همین عناصر می توانیم عناصر عکس را بررسی کرد.

عکاسی این عناصر را از فرمهای هنری نقاشی و طراحی به ارث برده است. نقطه، شکل عکس، نور، تقارن، بافت، تراکم تصویر، فضا، حجم، کنتراست، ترکیب بندی، تجمع و تفرق، پراکندگی، سکون و حرکت و ...

 

 عناصر دیگری که برای عکاسی تعریف شده اند:

ـ دامنه تنالیته های سیاه و سفید

ـ کنتراست موضوع

ـ کنتراست فیلم

ـ کنتراست کاغذ عکاسی

ـ قطع فیلم

ـ نقطه دید (جای عکس و فاصله عکاس تا موضوع و نوع عدسی)

ـ زاویه دوربین

ـ عمق میدان

ـ درجه وضوح (فوکوسینگ)

ـ مقیاس

ـ تناسب

ـ تکرار و ریتم

 

 

انتقاد

نقد: ضرب کردن سکه (عیار سنجی یک اثر)

باید بدون غرض وارد یک نقد شد.

 

چند سوال اساسی در مورد نقد کردن

نقد به معنی قضاوت کردن و داوری کردن و به معنی قضاوت منفی و نارضایتی نیست.

1)     اینجا چیست.

2)     من چه چیزی می بینم

3)     من واقعا درباره این موضوع چه می دانم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 16:5 توسط خورشيد |

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 11:23 توسط خورشيد |

  من بعدازاین اگربه دیاری سفرکنم         هیچ ارمغانی نبرم جزسلام دوست

  رنجورعشق به نشود جز به بوی یار      وررقنیست جان ندهد به جزبه نام دوست

طبیعت گیلان - عکس: نوید رحیمی راد
                                                                                             گیلان ، رودسر ، رحیم آباد ، سفید آب
 
 

سفر...

سفریعتی ازفراغت ها فرصت ساختن

سفریعنی پردهها را کنارزدن ،سفریعنی بی واسطه دیدن

 سفریعنی فرصت طلایی زندگی ، سفریعنی پخته شدن

                                       سفریعنی تحول ، سفریعنی تنوع ، سفریعنی دیدن انسانهادرلباسی دیگر

                                       سفریعنی مشاهده ، سفریعنی مقایسه ، سفریعنی مکاشفه

                                       سفریعنی پرداختن به رازورمزها ، سفریعنی تجربه رنگ وبوها

                                   سفریعنی آمیزش فرهنگ ها ، سفریعنی با آداب ورسومی متفاوت آشنا شدن  

                                      سفریعنی دوردست رادردست گرفتن ، سفریعنی فاصله ها را برداشتن

                                      سفریعنی تلطیف روان ، سفریعنی تغذیه جان

                                       سفریعنی گشودن پنجره ها روبه جهان هستی

                                      سفریعنی پاسخ به پرسش ها ، سفریعنی ارضای کنجکاوی

                                      سفریعنی زندگی به وسعت گیتی ، سفریعنی سیرآفاق وانفس

                                       سفریعنی یافتن کوله باری پرازخاطره

                                      سفریعنی ازفرازوفرودتاریخ انگشت حیرت به دهان گرفتن

                               سفریعنی سپردن گلدان ها به ، همسایه ، سفریعنی فرستادن گربه به مهمانی

                                                                                                       سفربخیر

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 13:15 توسط خورشيد |

قدمت چاپ

به روایت تاریخ قدمت چاپ به 5 قرن پیش از میلاد مسیح می رسد. در این دوره برای امضای اسناد (دربار، دولتی) از مهره هایی استفاده می شد که از چوب ساخته شده و به چاپ چوبی معروف بود.

چینی ها از نخستین مردمی اند که برای تولید کتاب از صنعت چاپ استفده کردند.

با توجه به پیچیدگی خط و الفبای چینی نسخه برداری (استنثاخ) در چین بسیار زمان بر و پر مشقت بود.

از این رو آنها شیوه های جدیدی را به کار گرفتند که کارشان آسان تر شود و برای تکثیر کتابهای مقدس از قالبهای چوبی استفاده کردند.

چاپ نوشته ها و کتاب ها با استفاده از قالب های چوبی از قرن دوم میلادی در چین رایج شد.

در آن زمان چینی ها سخنان فیلسوفان و حکمای خود را با استفاده از این روش چاپ کردند.

در اروپا نیز نخست تصاویر قدیسان با استفاده از چاپ با قالبهای چوبی در اختیار مردم قرار گرفت.

چاپ تصاویر قدیسان با استفاده از قالب های چوبی در دهه پایانی سده چهاردهم میلادی در آلمان و هلند شیوع یافت.

بعدها زندگینامه حضرت مسیح و دیگر اکابر مذهبی با استفاده از این روش به چاپ رسید. این کتابها تنها چند صفحه داشت و این نوع چاپ که چاپ قالبی هم گفته می شود در زمان گوتنبرگ (حدود قرن 15- میلادی 14) به اوج خود رسید و حتی سالها بعد از آن هم رایج بود.

 

 یوهانس گوتنبرگ

چاپ با حروف متحرک در حدود یازده قرن پیش در چین و کره به وجود آمد. ابتدا حروف با سفال قالب گیری می کردند و بعدها در کشور کره قالب ریزی حروف انجام گرفت.

قدیمی ترین مطلبی که با استفاده از حروف فلزی در کره به چاپ رسیده متعلق به سال 1397 میلادی است.

نیم قرن پس از آن گوتنبرگ بی خبر از آنچه در مشرق زمین اتفاق افتاداه بود از حروف متحرک فلزی استفاده کرد.

گوتنبرگ به سال 1397 میلادی در خانواده ای در شهر مانیس آلمان به دنیا آمد. شهر ماینس یکی از شهرهای ثروتمند و پراهمیت آلمان بوده است. در میان حرفه های رایج دراین شهر زرگری و مهر سازی و سکه زنی بیشتر اهمیت داشت. گفته اند که گوتنبرگ زرگر قابلی بوده است و در کارگاه ریخته گری حرف می آموخت. حرفه ای که بعدها در ریختن حروف برای چاپ بسیار سودمند بوده است.

وی در سن 33 سالگی به شهر استراستبورگ سویس مهاجرت کرد و در همان زمان کار و مطالعه را روی اختراع چاپ آغاز کرد. او متوجه شده بود که تنها راه ارزان برای چاپ متون حروف فلزی است.

گوتنبرگ در سال 1442 میلادی طرح بزرگ چاپ تورات را آغاز کرد که این طرح سه سال به طول کشید. این تورات که به نام تورات 44 سطری معروف است شاهکار فن چاپ به شمار می آید.

نخستین ماشین های چاپ چوبی بودند و حروف سربی متحرک با روکش کنار  هم قرار دادن حرف به حرف به شکل کلمه و سطر در آمده و پس از آغشته شدن به مرکب تصویر حروف با فشار روی کاغذ منعکس می شد.

ماشین های اولیه با دست کار می کردند و قادر به چاپ 300 تا 500 ورق در روز بودند.

 

 تکامل ماشین چاپ

ماشین چاپ رفته رفته تکامل یافت و فردی به نام فرانکلین در اوایل قرن نوزدهم ماشین چاپ تمام فلزی ساخت. فرد دیگری به نام آدامز در سال 1830 میلادی ماشین چاپ اهرم دار را اختراع کر. این ماشین چاپ وسیله اهرم مانند داشت که بالا و پایین رفتن عمل فشار بر روی سطح کاغذ در نتیجه چاپ مطلب اتفاق می افتاد.

در قرن حاضر ماشین های چاپ به سوی علمی شدن پیش رفتند به طوری که مرکب، کاغذ، مواد پلاستیکی جدید، فنون رایانه ای و سایر مواد به کار گرفته شده در آن رفته رفته چاپ را از صنعت صرف به یک علم تبدیل کرده است.

در هزاره سوم تجهیزات حروفچینی، اسکنرهای حسگر الکترونیکی، دستگاههای خودکار ظهور فیلم، لوح های چاپ، به تجهیزات صنعت چاپ افزوده شدند و ماشین های چاپی ساخته شده که یک کتاب کامل با گذر از میان آن چاپ می شود.

 

تاثیرات اختراع چاپ

1ـ شکستن انحصار اطلاعات و گسترش دامنه آموزش و اطلاع رسانی

2ـ سرعت بخشیدن در پیشرفت علوم و فنون در انتقال تجارب و دانش ها به سایر ملل

3ـ زمینه سازی تحول و دگرگونی فرهنگی و تبدیل سنت شفاهی به رویه کتبی

4ـ اعتلای اندیشه ها و برقراری ارتباط و تعامل میان انسانها

 

 صنعت چاپ در ایران

نخستین چاپخانه ایرانی در دوره صفویه در زمان شاه صفی در جلفای اصفهان افتتاح شد. این چاپخانه را ارامنه اصفهان دایر کردند و پس از آن ماشین های چاپ کوچکی توسط مبلغان مسیحی در شهرهای مختلف از جمله ارومیه نصب گردید.

با آغاز حکومت قاجار و گسترش روابط ایران و اروپا صنعت چاپ رو به گسترش رفت و عباس میرزا ولیعهد فتحعلی شاه با یک هنرمند آذربایجانی به نام زین العابدین تبریزی یکی از این ماشینها را در تبریز نصب کرد و پس از آن تهران دومین شهری بود که ماشین چاپ در آن به کار گرفته شد.

مهمترین تاثیر ورود صنعت چاپ به ایران سرعت بخشیدن به تغییر و تحولات فکری جامعه بود.

تاسیس مدرسه دارالفنون و نیاز به انتشار کتابهای درسی، کارگاههایی برای چاپخانه داری تاسیس شد و در چاپخانه مدرسه دارالفنون 40 کتاب درسی به چاپ رسید.

نهضت مشروطیت در ایران عامل افزایش چاپ روزنامه ها و اعلامیه ها و تقویت و گسترش این صنعت در ایران بود.

چاپخانه مجلس شورای ملی مدت کوتاهی پس از تشکیل مجلس اول در حدود 1286 به منظور چاپ و نشر روزنامه و مطلب اختصاصی مجلس به سرعت تاسیس شد و در مدت کوتاهی به بزرگترین چاپخانه کشور تبدیل شد. بعدها با تاسیس دانشگاه تهران در سال 1313 ونهادهای جدید آموزشی و لزوم چاپ و انتشار کتب درسی دولت و ارتش به تاسیس چند چاپخانه دست زدند. مانند: چاپخانه ارتش، چاپخانه دخانیات، چاپخانه راه آهن و...

اولین چاپخانه خصوصی در دهه 30 تاسیس شد و پس از آن چاپخانه های بسیاری در سراسر کشور افتتاح شد.

از دهه 30 به بعد افزایش چشمگیر شمار چاپخانه ها و ورود تجهیزات جدید پاسخی به نیازهای رو به افزایش چاپ در کشور به ویژه در بخش علمی و دانشگاهی بوده است که سال به سال نیز رو به افزایش است و با ورود تجهیزات و فنون جدید و استفاده از دستگاهها و شبکه های رایانه ای همپای جهان توسعه یافته است. چنانکه در سال 1374 روش چاپ تمام رنگی در مطبوعات با روزنامه همشهری شروع شد.

هم اکنون چاپ به صورت متحول و گوناگون از چاپ تمبر، اوراق بهادر، اسناد، برگه های سری، اسکناس و... در چاپخانه های اختصای و تحت مقررات خاص صورت می گیرد.

کاغذ

نخستین شکل ذخیره اطلاعات حکاکی بر روی سنگ و پس از آن فلزات و در مرحله بعد استفاده از لوحه های گلی بوده است.

قدیمی ترین نمونه های به دست آمده از کتابت بر روی سنگها حکایت می کند. لوح های گلی بین النهرین و اوراق پاپیروس مصر که قدمت آن به سه هزار سال پیش از میلاد مسیح می رسد از کهن ترین کتابهای چاپی به شمار می رود.

پاپیروس شباهت بسیاری به کاغذهای امروزی داشت و از گیاهی نی مانند ساخته می شد.

ایرانیان برای نوشتن از کتیبه های سنگی و گلی، پوست حیوانات و برگ درختان استفاده      می کردند. پس از ورود کاغذ به ایران (قرن دوم هجری) برای شفاف شدن و استحکام بخشیدن به کاغذ آن را اصطلاحا آهار می دادند. بدین صورت که ورقه های کاغذ را یک شبانه روز در ظروفی حاوی مایع تخم گل ختمی یا نشاسته می خواباندند و پس از خشک شدن با مهره های مخصوص صیقل می زدند. این نوع کاغذ را اصطلاحا کاغذ آهار مهره می گفتند.

از کاغذهای آن زمان می توان به کاغذهای سمرقندی، خراسانی، شامی، کشمیری و خطایی نام برد.

برخی کاغذها مانند کاغذ کاهی نامرغوب بود و برای سیاه مشق و حساب و کتاب استفاده      می شد و برخی نیز دارای نقش و نگار بوده و در دربارها به کار گرفته می شد.

کاغذ کنونی با استفاده از الیاف و پوست درختان به مواد شیمیایی درست می شود و میزان اسیدی که در جنس کاغذ به کار می رود دوام آن را مشخص می کند.

از دیگر ملاک های تقسیم بندی کاغذ جنس آن است مانند کاغذ خام، کاغذ چوب دار، کاغذ پارچه ای و ...

نوع دیگر تقسیم بندی کاغذها بر اساس کابرد آن است مانندکاغذ تایپ، جلد، کاغذ ضد چربی، کاغذ عکاسی و کاغذ نقشه.

اندازه های بین المللی کاغذ اصلاحاً سری A خوانده می شود و در اغلب کشورهای دنیا پذیرفته شده است.

A1, A2, A3, A4, A5

نشـــــر

واژه نشر امروز به عرضه انواع فراورده های اطلاع  رسانی مانند نوار کاست، فیلم ویدئو، لوح فشرده اطلاق می شود و به فرایندی گفته می شود که در برگیرنده مناسبات عملکردی حلقه ای از افراد دست اندرکار و یا پدید آورنده یک اثر می باشد که از چاپ شروع شده و تا توزیع به دست مخاطب رسیدن را شامل می شود.

این هنر صنعت به صنایع دیگری مانند کاغذ سازی، صفحه آرایی، صحافی، عکاسی وابسته است.

 

دست اندرکاران صنعت نشر

پدیدآور

شخص یا سازمان یا هیئتی که مسئول مستقیم انتشار یک اثر فرهنگی و هنری را بر عهده دارد.

ممکن است پدیدآور آثار چند نویسنده را گزینش کرده و به چاپ برساند.

 

ناشــــر

به طور خلاصه وظایف ناشر عبارتند از:

1ـ گزینش اثر با پدید آورنده

2ـ سفارش اثر به پدید آورنده ای خاص یا موضوعی خاص به نویسنده

3ـ بررسی اثر پدیدآور جهت قبول یا رد

4ـ برنامه ریزی برای آماده سازی و نشر کتاب

5ـ ویرایش و طراحی و آماده سازی کتاب (حروفچینی، طراحی روی جلد، صفحه بندی)

6ـ چاپ اثر در چاپخانه طرف قرارداد

7ـ توزیع اثر که ناشر یا عوامل توزیع کننده یا کتاب فروشی ها انجام می دهند.

8ـ تامین سرمایه مورد نیاز در تمام مراحل

9ـ هماهنگی و سیاست گذاری در تمام مراحل

با توجه به وظایف پیش گفته ناشر مستقیما یا به طور غیر مستقیم با این افراد سر و کار دارد.

1ـ پدید آور یا پدیدآورندگان

2ـ ویراستاران (ویراستار علمی، فرهنگی و...)

3ـ طراحان هنری

4ـ عوامل فنی (حروفچین ها، نمونه خوانها، صفحه بندها و...)

5ـ عوامل دولتی (وزارت ارشاد، پلیس و ...)

6ـ چاپگران

7ـ گروههای تبلیغات

8ـ توزیع کنندگان

9ـ استفاده کنندگان (کتابخانه ها و خوانندگان)

مروری بر صنعت نشر ایران

صنعت نشر ایران (تقریبا قدمت 100 ساله دارد) که از همان ابتدا به طور عمده در پایتخت متمرکز بوده است. این امر در کشورهای دیگر نیز مصداق دارد اگر چه در آمریکا، نیویورک کلیه ناشران مهم را در خود جای داده است.

نسل اول ناشران ایران به طور عمده در بازار تهران و خیابان ناصر خسرو کار خود را شروع کرد و بعدها به مقابل دانشگاه منتقل شدند.

یکی از نامهای مشهور نسل اولی علمی ها هستند. میرزا علی اکبر خان خوانساری جد علمی ها در خوانسار کتابفروشی داشت. او به تهران آمد و کتابفروشی دایر کرد. بعدها پسران او کار پدر را ادامه دادند و انتشار علمی نام یکی از پرکارترین و مشهورترین ناشران نسل اول صنعت نشر در ایران می باشد.

از ناشران نسل اول می توانیم به نصراله صبوحی (بنیانگذار نشر مرکزی) محمد رمضانی (انتشارات خاور)، حسین معرفت (کانون معرفت)، عبدالغفار طهوری (کتابخانه طهوری) و زوار (انتشارات زوار)، جعفری (انتشارات امیرکبیر) نام برد. همچنین از انتشارات دانشگاه تهران و موسسه نشر فرانکلی به عنوان ناشران وابسته به دولت می توان یاد کرد.

نسل اول ناشران ایران خانوادگی و موروثی بوده است و کار نشر به طور سنتی از پدر به پسر منتقل می شد.

این نسل با آنکه عاشقان کتاب بوده اند اما به گروه فرهیختگان تعلق نداشتند. هیچ کدام با زبانهای خارجی آشنایی نداشتند و آثاری که منتشر می کردند از بهترین ها نبود.

ناشران نسل اول تا بیش از سال 1300 هجری شمسی تنها 10 موسسه انتشاراتی دایر کردند و پس از آن تا یک دهه بعد این تعداد به 16 موسسه رسید. در دهه 30، 40 و 50 شمسی به تدریج نسل دوم ناشران ایرانی پا به عرصه وجود گذاشتند این نسل نسلی است که با زبانهای خارجی آشناست و برخی از آنان نویسنده، مترجم و منتقد ادبی هم هستند. در این نسل کار نشر از پدر به پسر نمی رسد.

از این نامها می توان به انتشارات نیل، زمان، آگاه، مروارید و خوارزمی یاد کرد.

فرهیختگی و آگاهی در ادبیات مدرن انگیزه آنان در تاسیس چنین موسساتی است. هر چه نسل اول به ادبیات کلاسیک فارسی و متون مذهبی گرایش داشت نسل دوم نماینده ادبیات مدرن فارسی و ادبیات مدرن جهان بود.

در نیمه اول دهه 50 تعداد ناشران نسل اول و دوم به 127 ناشر در تهران و 56 ناشر در شهرستانها رسید. با انقلاب نسل سوم ناشران پا به عرصه وجود گذاشتند. این نسل از ناشران جوانی هستند که ابتدا با پدیده کتابهای جلد سفید به بازار کتاب ملحق شدند.

اینها اکثرشان کارکنان شاغل در کتابفروشی ها بودند و با چاپ کتابهای ممنوع در عرصه نشر حضور یافتندو با استعفای دولت موقت و سختگیری وزارت ارشاد پدیده کتاب جلد سفید هم فروکش می کند اما تعداد قابل توجهی از همان جوانها به علت جاذبه نشر با گرفتن مجوز پا به میدان می گذارند و عملا نسل سوم ناشران ایران شکل می گیرد.

نامهایی چون انتشارات روشنگران، دماوند، فرهنگ معاصر، چشمه، نیلوفر، قدیانی و ... و صدها نام دیگر همگی پس از انقلاب شکل گرفته اند.

تعداد ناشران بر اساس آمار رسمی وزارت ارشاد هم اکنون از مرز 2500 موسسه گذشته است.

اگر نسل اول به دلیل موروثی بودن و نسل دوم به دلیل فرهیختگی از نوعی همرنگی برخوردارند نسل سوم اما از این یکرنگی برخوردار نیست.

گروهی صرفا به دلیل اقتصادی و گروهی دیگر با آرمان خواهی به این صنعت روی آوردند.

در این میان عده ای نیز به علت دگرگونی عقاید سیاسی و یا عوامل اقتصادی در آن سوی آبها بساط نشر چیدند. نامهایی چون نشر باران، نشرکتاب، پارس و چشم انداز را می توان از این زمره برشمرد.

 

صنعت نشر

فعالیتی را که منجر به تولید یک کالای تجاری شود صنعت نشر می گویند.

در دهه های اخیر کتاب به یک کالای تولیدی تبدیل شده و بنابراین فرایندی را که چاپ و عرضه یک کتاب منجر می شود صنعت نشر می گویند. که این صنعت به صنایع دیگری مانند کاغذ سازی، چاپ، کتاب آرایی (صحافی و تجلید) وابسته است.

 

موسسه انتشاراتی

موسسه های انتشاراتی، ساختار و وظایف آن

همانطور که پیش تر گفته شد ناشر ممکن است دست یک شخص یا یک شرکت باشد و همچنین امکان دارد در قالب یک کتابفروشی خود تمام امور را انجام دهد یا به عنوان یک موسسه انتشاراتی کارها را دنبال کند. در صورتی که ناشر یک موسسه انتشاراتی باشد دارای بخش های زیر است.

 

1) مدیریت موسسه

که ممکن است رییس هیئت مدیره هم باشد که با رای گیری انتخاب می شود.

مدیر موسسه در یک نهاد دولتی توسط هیئت امناء انتخاب می شود و گاهی نیز مدیران ارشد یک مرکز فرهنگی او را منصوب می کنند اما در بخش خصوصی به طور غالب سرمایه گذار مدیر موسسه می باشد.

مهمترین وظایف مدیر موسسه

1ـ سیاستگذاری در راستای فعالیتهای موسسه برای نشر و چاپ کتاب و محصولات مکتوب

2ـ بالاترین مرجع برای عقد قرارداد با نویسندگان و مولفان

3ـ تعیین و نظارت بر سیاست های عالی

4ـ نظارت الی به امور ویرایش

5ـ جوابگویی و مسئولیت پذیری در خصوص محتوای کتاب

 

2) دفتر نشر

در هر موسسه انتشاراتی دفتر مدیر انتشارات یا دفتر نشر رابط میان موسسه و مردم است. این دفتر ارتباط میان نویسندگان و سایر واحدهای انتشاراتی و یا میان واحدها با یکدیگر برقرار می کند.

3) شورای نشر (کمیته انتخاب کتاب)

اهم وظایف شورای نشر

1ـ گزینش آثار برای تالیف یا ترجمه

2ـ سیاستگذاری و تعیین خط مشی فعالیت های فرهنگی موسسه

3ـ بررسی تخصصی و اعتبار سنجی نویسنده

4ـ کمک فکری به مدیر موسسه و بازوی مشورتی بودن

 

4) ویراستاری و هیئت تحریریه

وظایف بخش ویرایش

1ـ سرپرستی چاپ، تجدید در متن و یا توضیح آن و افزودن مقدمه و مطالب دیگر

2ـ بررسی و ارزیابی دست نوشته های تحویل شده

3ـ تهیه گزارش های فنی درباره اثر

4ـ ویراستاری در آثار ترجمه، مقابله ترجمه با متن اصلی و حصول اطمینان از صحت و دقت مترجم

5ـ آماه سازی فنی آثار برای چاپ

 

ویراستاری چیست

کنترل و بررسی دقیق و کامل یک اثر آماده انتشار از نظر محتوایی، مطابقت با اصل نوشته و حک و اصلاح اشتباهات زبانی و دستوری آن.

 

شورای ویرایش

گروهی از ویراستاران که سیاستهای ویرایش یک موسسه انتشارتی را دنبال می کنند و از افراد خبره تشکیل شده اند.

 

انواع ویراستاری

الف) ویراستاری ادبی

ویراستاری از نظر همگونی زبانی و بیانی با توجه به قواعد دستوری، املایی و انشایی زبان فارسی

ب) ویراستاری ساختاری و محتوایی

ویراستاری را می گویند که اثر را از نظر محتوایی و ساختاری مورد توجه قرار دهد بدین معنی که با توجه به موضوع کتاب، شیوه تالیف، نوع فصل بندی ها، طبقه بندی ها و عنوان و تقدم و تاخر مطالب رعایت شده باشد.

حتی ممکن است ویراستاران کتاب را بازآفرینی کنند.

ج) ویراستار مقابله گر

ویراستاری که آثار ترجمه شده را با اصل اثر سطر به سطر مقابله می کند تا از صحت و امانت داری مترجم اطمینان حاصل کند به این فرد یا افراد ویراستار مقابله گر می گویند.

د) ویرایش صوری و فنی

ویراستاری که عنوانها، سرصفحه ها، پانوشته ها، شماره صفحه ها، رسم الخطها و به طور کلی جزییات فنی کتاب را بدون توجه به محتوا بررسی قرار می دهد ویرایشگر فنی کتاب نام دارد.

هـ) ویراستاری تخصصی

ویراستاری که در یکی از رشته های علمی تخصص دارد و اثر را از نظر صحت مطالب علمی و به روز بودن مورد بررسی قرار می دهد.

 ویژگی های ویراستار خوب

1ـ تجربه و درایت کافی و دارای تحصیلات مرتبط

2ـ شناخت کامل و جامع زبان فارسی

3ـ درک و دریافت پیام نویسنده و فراهم آوری زمینه انتقال آن به خواننده

4ـ نکته بینی، تیزنگری و آشنایی با ادبیات جهان

 

5) بخش هنری و گرافیک

دست اندرکاران این بخش مسئولیت های فنی و هنری را بر عهده دارند که عبارتند از:

1) طراحی 2) صفحه آرایی 3) نقاشی و رسامی

1) طراحی

ـ تغییر حاشیه و فضاهای سفید هر صفحه

ـ تغییر اندازه و نوع حروف

ـ تغییر تصاویر و جای قرار گرفتن آنها در صفحه و هماهنگ سازی و محتوا

ـ مشخص کردن نوع جلد همچنین طراحی روی جلد

2) صفحه آرایی (صفحه بندی)

در این قسمت متن ها حروف چینی شده و جدول ها و پانوشت ها و پیوست ها و تصاویر و ... روی صفحه های کاغذ درست مانند صفحات کتاب چیده و تنظیم می شود البته در حال حاضر تمام این امور به صورت رایانه ای انجام می گیرد.

3) نقاشی و رسامی

رسم نمودارها، جدول ها و استفاده از نقاشی و خط در طول کتاب.

در حال حاضر این کار نیز با نرم افزاهای مخصوصی انجام می گیرد، هنرمندان تزئین کار و صحاف هم گاه در این قسمت دخالت داشته و به تزیین کتاب با خط و نقاشی و هنرمندی های دیگر می پردازد.

6) بخش تولید

این بخش مسئول تبدل متن های آماده به متنهای چاپی بوده و بیشتر به امور فنی مربوط به چاپ و مراحل سپرده چاپ را انجام می دهد.

7) بخش مالی و اداری

گاهی در برخی از موسسات دو بخش از هم جا بوده و وظایف خاصی را برعهده دارد اما در انتشاراتی های کوچک، مسئولیت این بخش بر عهده یک نفر می باشد و عمده ترین وظیفه آن، جداسازی و برآورد هزینه های نشر و جمع و تفریق سود و زیان آن است.

 

8) بخش فروش

در انتشاراتی بزرگ این بخش واحدی است مستقل و حتی گاهی واحدهای برون مرزی هم دارد، در این بخش چرخه تولید کتاب به سرانجام رسیده و زمان توزیع آن می باشد و مسئولیت بازاریابی، تبلیغ، توزیع و فروش به عهده این بخش است (و حکایت غریبی است در بازار کتاب، در واقع مثل میدان مین است برای همین تبلیغات و بازاریابی درستی می خواهد)

 

9) بخش حقوقی

مشاوره دهی حقوقی است و دفاع از حقوق قانونی و جایگاهی موسسه در قرارداد با نویسندگان، پدیدآوردندگان و تطبیق فعالیتهای مجموعه با قوانین و قواعد جاری کشور و همچنین وکالت موسسه در دعواهای حقوقی و مشاجرات قانونی.

 

10) بخش مراحل نشر

ناشران با هر هدفی اقدام به دریافت یک اثر از نویسنده یا گرداننده کتاب نمایند سیاست ها و برنامه های خود را مد نظر قرار دهند در نامه ای که ممکن است مدون و در بسیاری مواقع نیز نانوشته و بر اساس عرف بازار و نرخ عرضه و تقاضا تنظیم شه باشد.

ناشر در هنگام دریافت یک اثر با اعمال سیاست و اجرای برنامه مدون ضمن سامان دهی به کار نشر و سهولت در ارزیابی و آگاهی، میزان خط تالیف نویسنده را هم تحریف می کند.

1)     پذیرش اثر

در ایران روابط و مناسبات شخصی، نقش عمده را در انتشار کتابها بازی می کند. گاهی پدید آورنده رسما به دفتر انتشاراتی رفته و درباره انتشار اثر خود با ناشر گفتگو می کند تا به توافق برسد، اگر از سوی ناشر به مولف یا نویسنده موضوع خاصی پیشنهاد شده باشد، ناشر رعایت های چارچوب ها و سرفصل ها را نیز از نویسنده طلب می کنند، ولی در هر دو حالت قراردادها بین ناشر و نویسنده منعقد می شود که عمده ترین آن تعهدات مالی طرفین و حقوق هر دو طرف نسبت به چاپ اثر می گذاشت.

2)        آماده سازی

پس از آنکه پدید آورندگان اثر را به صورت دست نوشته یا تایپ شه و یا در فلاپی دیسک به ناشر تحویل داد، ناشر یا همکاران او اثر را ارزیابی می کند در این مرحله هر کس نقطه نظری دارد به نویسنده منعکس کرده تا مورد اصلاح قرار گیرد.

شیوه نامه نشر قوانینی است که هر موسسه انتشاراتی برای حروفچینی اندازه حروف، علائم نشانه گذاری و مانند آنها وضع می کند تا آثار آن را مطابق با آن منتشر کند، هر ناشر شیوه نامه ای دارد که ویراستار بر اساس آن عمل می کند، پس از بررسی فنی و محتوایی و ارزشیابی و محتوا سنجی کتاب، تصحیح هایی، مقابله و غلط گیری و... کتاب به بخش طراحی و تولید سپرده می شود، در بخش فنی بیشتر در خصوص ویژگی های ظاهری یک اثر از قبیل قطع، تصمیم گیری می شود.

 

11) تولید فنی

شروع مرحله تولید فنی پس از اتمام همه مراحل ویرایش است و پایان آن آغاز کار چاپ کتاب است، این مرحله شامل طراحی کتاب، طراحی جلد و حروفچینی، صفحه آرایی و تصویرگری است.

تولید فنی شامل: طراحی، حروفچینی، صفحه آرایی، تصویرنگاری، طراحی جلد

 

اجزای کتاب

هر کتاب سه جزء اصلی دارد که شامل:

1ـ پیش از متن اصلی

2ـ متن اصلی

3ـ اجزای پس از متن

 

1ـ پیش از متن اصلی

1) جلد

پوشش اصلی کتاب که گاه از جنس مقواست، گاه چرم و...

جلد کتاب دارای اطلاعاتی مانند: عنوان کتاب، نام نویسنده، مترجم، گردآورنده و ناشر است.

جلدهای کتاب انواع گوناگونی دارد که بر اساس جنس تعیین می شوند.

الف) پارچه ای

که با چسباندن پارچه بر روی مقوا تهیه می شود و بسیار نرم و قابل انعطاف است.

ب) مقوایی

که در مقابل جلد شومیز قرار دارد. جلد شومیز نرم و قابل تا شدن است ولی جلد مقوایی نرم و قابل تا شدن نیست.

گاهی روی جلد مقوایی را با حروف طلایی رنگ می نویسند که اصطلاحا آن را زرکوب  می گویند.

جلد تاثیر بسیار زیادی در فروش و جذب مخاطب دارد.

ترتیب و ترکیب رنگها جذابیت طراحی در روی جلد جدا از ایجاد جاذبه برای خریداران نقش مهمی هم در حفاظت از کتاب دارد.

معمولا برای کتابهای نفیس و مرجع (دایرۀ المعارف ها، لغت نامه ها و...) معمولا با جلدهای مرغوب و پوشش محافظ تعبیه می شود و معمولا بر روی آن یک پوشش اضافه نیز از نایلون (سلفون) است که روپوش کتاب می گویند.

2) برگه سفید و بسم الله

3) نیم صفحه عنوان

4) عنوان یا شناسنامه

اطلاعات کامل نویسنده، آدرس چاپخانه و فهرست نویسی و ...

5) صفحه اهداء

6) پیش گفتار (حرف نخست، سخن اول، سخنی با شما و...)

یادداشت نویسنده که هدف و مقصود خود را از تالیف می گوید و موانع و مشکلات کار را بر   می شمرد.

7) فهرست مندرجات

راهنمای بخش های گوناگون با اشاره به صفحه

8) مقدمه

چکیده ای از خلاصه کتاب

 

2ـ متن اصلی کتاب

شامل فصل ها و باب ها و زیر فصل ها که با تقدم و  تاخر و با رعایت مسایل ادبی و فنی آورده شده است.

پانویس ها و پی نویس ها و یا توضیح پیرامون بعضی واژه ها و اصلاحات نیز به عنوان بخش هایی از متن اصلی مورد تاکید می باشد.

 

3ـ اجزای پس از متن

1ـ نمایه یا سیاهه الفبایی نامها، واژه ها و موضوعاتی که در کتاب آمده است. (فهرست اشخاص، مکانهای جغرافیایی و نامهای خاص) مانند: آرش: کماندار ایرانی

و در مقابل هر واژه شماره صفحه ای که به آن نام یا واژه اشاره شده است آورده می شود.

فهرست اعلام: نمایه هاییی را که سیاهه نام اشخاص، اماکن، کتابها و رساله ها هستند فهرست اعلام می گویند.

2ـ پی افزوده ها و ضمیمه ها

به مطالبی که ضمیمه متن اصلی می شود مانند کتاب نامه، جداول، آمار و مطالب توضیحی، عکس و سند ضمیمه می گویند.

3ـ کتابنامه

سیاهه منابع و مآخذ بسیار اهمیت دارد زیرا اعتبار نوشته های علمی کتاب به کتابنامه و منابع آن است.

برخی از نویسندگان فهرست منابع و مآخذ را در پایان هر فصل ارائه می دهند.

تقدم و تاخر اجزای کتاب و ضمائم آن از جمله سیاست ها و برنامه های توافقی ناشران و نویسندگان می باشد.

طراحی

طراح با بهره گیری از ذوق و استعداد هنری، دانستن روانشناسی، ابتکار عمل و حس زیباشناختی علاقه و هنر خود را در اجزای کتاب جاری می کند.

طراحی جای صفحات، اندازه و نوع آنها، فضاهای خالی، شکل تصاویر و جای آنها را مشخص کرده و همچنین گاه جلد را نیز طراحی و اجرا می کند.

 

بهای کتاب

بهای کتاب معمولا قیمتی است که خوانندگان بر مبنای قیمت تمام شده می پردازد. این قیمت بر اساس قیمت تمام شده به اضافه سود ناشر با محاسبه تیراژ کتاب و درصدی که به نویسنده تعلق می گیرد می باشد.

 

فرمول محاسبه قیمت کتابها

=   

15% سود × تیراژ×  بهای کتاب

100

در بازگشت سرمایه ناشر و سودآوری نشر عوامل زیر موثر است:

بازاریابی، معرفی، تبلیغ و توزیع مناسب

برخی از کتابها از حمایت دولت برخوردارند و به دلیل تعلق گرفتن یارانه، قیمت پایینی دارند.

ناشران حرفه ای عده ای از افراد هستند که به چاپ و توزیع، تبلیغ، فروش و تبلیغ کتاب   می پردازند.

با وجود این برخی از آن بخشهایی نظیر توزیع و فروش هم داشته اند. ناشرانی که کار اقتصادی می کنند علاوه بر نشر توزیع کننده، چاپگر و کتاب فروش هم هستند. از آنانی که اصلی ترین وظیفه شان نشر کتاب است متفاوتند.

دسته بندی ناشران

ناشران از نظر موضوع به دو گروه عمده عمومی و خصوصی تقسیم می شوند:

در گروه خصوصی نیز به دو گروه خاص و خاص تر تفکیک می شوند.

الف) ناشران عمومی

در همه زمینه های شعر، داستان، تاریخ، دین و مذهب، جغرافیا، مسائل سیاسی و اجتماعی و... فعالیت می کنند.

ویژگی های ناشران عمومی

1ـ مخاطب خاصی را در نظر نمی گیرند بلکه اغلب به سرمایه خود فکر می کنند.

2ـ فعالیت آنها بیشتر جنبه اقتصادی دارد تا فرهنگی

 

ب) ناشران اختصاصی

ناشران اختصاصی در حوزه های خاصی مانند علوم پایه، ریاضی، زیست شناسی، هنر، کشاورزی و پزشکی فعالیت می کنند.

ویژگی های ناشران اختصاصی

1ـ چاپ آثار تخصصی که دارای اعتبار علمی می باشد.

2ـ به یک یا چند رشته علمی و دانشگاهی اختصاص دارد مثل انتشارات رشد برای کتابهای تربیتی است که مربوط به آموزش و پرورش است. یا نشر شکوفه برای بچه هاست.

برخی از ناشران هم کاملا در حوزه تخصصی کار می کنند مثلا در حوزه فنی مهندسی رشته عمران

 

ناشران از نظر کیفیت آثار کم ارزش دو دسته عمده دارند:

الف) ناشران با ارزش کم

ب) ناشران از نظر کیفیت آثار

 

الف) ناشران آثار کم ارزش

1ـ کاری به نیاز مخاطبان ندارند و به دنبال منافع مادی خود هستند.

2ـ توجه ای به کیفیت و محتوی کتابها نداشته و علاوه بر آن به شکل ظاهری نوع کاغذ و تصویرها و ... توجه ای ندارند.

ناشران آثار با ارزش در جامعه حرکت های اجتماعی و فرهنگی ایجاده کرده و به رشد و ارتقاء سطح دانش مردم کمک می کنند.

 

ب) ناشران با آثار با ارزش

1ـ نیاز مخاطب را می شناسد و از نیازهای علمی و خواسته های علمی و فرهنگی جامعه مطلع اند.

2ـ آثار با ارزش، مخاطب پذیر و تاثیر گذار چاپ می کنند.

3ـ اندیشه ساز و فرهنگ پرور بوده و از نویسندگان صاحب نام و برجسته کتاب چاپ می کنند.

 

ناشران از نظر سرمایه گذاری

ناشران از نظر سرمایه گذاری به دو دسته تقسیم می شوند:

1) ناشران آزاد و تجاری

ناشران با سرمایه خصوصی که سرمایه آنها یکسان نیست گاه با میزانی اندک و زمانی با سرمایه هنگفت آغاز کار کرده و دست به نشر کتاب می زنند و برخی از آنها پس از چند سال جزء شرکت های بزرگ به حساب آمده و دارای سهامی ارزشمند می شوند. این گونه ناشران اغلب انتفاعی اند یعنی برای توسعه و سودآوری دست به نشر کتاب می زنند.

2) ناشران دولتی و وابسته به دولت

ناشرانی که بیش از 50 درصد سرمایه آنها متعلق به دولت است. انتشارات دولتی غالباً سودآور نیستند و حتی گاهی به صورت رایگان به کتابخانه ها کتاب ارسال می کنند و قیمت کتابهای آنها هم بسیار ارزان است و همچنین برخی از آثار مانند فرهنگ ها، دایرۀ المعارف ها، تجدید چاپ نسخ خطی که بازگشت سرمایه کلی دارد توسط ناشران دولتی چاپ می شود. هدف این گونه ناشران امور خیریه، فرهنگی، تبلیغی، ترویجی بوده و چندان در پی سود و کسب درآمد نیستند.

  ناشران کتابهای درسی و دانشگاهی

کتابهای درسی و دانشگاهی از ابزار مهم توسعه آموزشی و گسترش علم و فرهنگ می باشد. کتابهای درسی می بایست با محتوای مناسب و متناسب با نیازهای اجتماعی و فرهنگی جوابگوی دانش جویان و دانش آموزان باشد. برای انتشار کتابهای درسی دانش آموزان وزارت آموزش و پرورش نهادی را با عنوان سازمان تالیف و برنامه ریزی کتابهای درسی ایجاد کرده است که کار اصلی آن هدایت و تمرکز بخشی به تهیه و توزیع کتابهای درسی مدارس می باشد.

در این سازمان گروههای آموزشی مقاطع مختلف تحصیلی به برنامه ریزی برای تالیف و سازماندهی و توزیع کتابهای درسی می پردازند. همچنین گروههای تالیف و ترجمه متون علمی،آموزش و پرورش تطبیقی وگروههای همکاری سازمان های بین المللی نظیر یونیسف و یونسکو، روزآمد سازی کتابهای را به عهده دارد.

انتشارات دانشگاهی اغلب با بودجه دانشگاه و عواید فروش کتابهای دانشگاهی اداره می شود مگر آن که دانشگاه غیر دولتی باشد.

ناشران امور دانشگاه از جمله ناشران کتابهای باارزشی شمرده می شوند که در زمینه تدوین کتب دانشگاهی فعالیت دارند مانند انتشارات همت.

 

ناشران سازمانهای بین المللی

سازمانهای بین المللی نظیر یونسکو و ... که دارای جنبه های بین المللی است انتشاراتی هم دارند که هدف آن اشاعه دانش و فرهنگ در راستای هدف های آموزشی و تبلیغی می باشد.

 

خود ناشری یا خود نشری

پدید خود ناشری به کاهش قیمت کتابها در صورتی که پدید آورنده اموری از قبیل تایپ و حروفچینی، صفحه آرایی و صفحه چینی را انجام دهد ختم می شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 13:12 توسط خورشيد |

میان ماه من تا ماه گرد ون تفاوت از زمین تا آسمان است
نگاهی اجمالی به اصول اخلاقی صنعت جهانی توریسم و جایگاه ایران


پنجشنبه هفته پیش با دوستان در باب اخلاق در صنعت توریسم بحثی داشتیم. اینکه آیا ما باید خودمان و فرهنگمان را برای ورود توریست ها تغییر دهیم و شرایط مناسب را برای آن ها فراهم کنیم یا نه محافظ سر سخت فرهنگمان باشیم و گروه خاصی از توریست ها را پذیرا شویم .نظرات موافق و مخالف رد و بدل شد اما بحث بی نتیجه ماند.
این موضوع ذهنم را به شدت مشغول کرد. به نظر می آید کشور ما هنوز نتوانسته این مسئله را به درستی تعریف کند و از توریسم همچون سایر کشورها به عنوان یک صنعت بهره برد. آشنایی با قانون جهانی گردشگری یکی از راه های پرداختن به این معضل است :

" قوانین جهانی نظام اخلاقی برای صنعت گردشگری چهار چوبی از منابع رابرای توسعه ی مداوم و پر بار توریسم جهانی تنظیم می کند . این قانون فکرهای بکر را ازبسیاری از اعلامیه ها و قوانین ثابت و محدود کننده ای که قبلا وجود داشته بیرون می کشد و افکار جدید را که منعکس کننده ی جامعه ی در حال تغییرما در آغاز قرن 21 است به آن می افزاید... "

فرانچسکوفرانجیالی ، دبیرکل سازمان توریسم جهانی

1997 – استانبول
بخش توسعه توریسم جهانی سازمان ملل متحد در قطعنامه ای ضرورت وجود مجموعه قواعد اخلاقی را برای گردشگری مدنظر قرار داد. هدف این قطعنامه راهنمایی سازمان هایی بود که در پیشرفت این صنعت نقش داشتند.طی دو سال کمیته ی ویژه ای توسط دبیرکل و مشاور قانونی سازمان عهده دار آماده ساختن پیش نویس این مجموعه قوانین شد.

27 آوریل 1999 – نیویورک
سازمان ملل با مجموعه قوانین موافقت کرد و خواستار حضور بخش های خصوصی و سازمان های غیر دولتی بیشتری در این طرح شد.

اکتبر 1999 – سانتیگو
بیش از هفتاد عضو سازمان توسعه توریسم جهانی شرح و تفسیری در باره ی مجموعه قوانین ارائه کردند و سرانجام در این تاریخ این طرح به اتفاق آرا پذیرفته شد.

بدین ترتیب با شکل گیری صنعت توریسم چهارچوب مشخصی از جانب کشورها برای آن ساخته شد که در آن نه کشور میزبان و نه توریست ضرری متحمل نمی شود .
اصولی از مجموعه قوانین مذکور در پی می آید :

1- کمک ( صنعت ) توریسم به فهم و احترام متقابل میان مردم و جامعه :

1- فهم وارتقا ارزش های اخلاقی که میان نوع بشر مشترک است از یک سو ، و نگرشی همراه با تساهل، شکیبایی و احترام به باورهای دینی، اخلاقی و فلسفی متکثر از سوی دیگراساس و اعتبار توریسم مسئولیت پذیر است. دست اندرکاران توسعه ی توریسم و همینطور توریست ها باید عرف ها و سنت های اجتماعی و فرهنگی همه مردم از جمله اقلیت ها و مردم بومی را مراعات کنند و ارزش های آن ها را به رسمیت بشناسند.
2-فعالیت های توریستی باید با ویژگی ها و سنت های مناطق و کشورهای میزبان و با قوانین ، عرف و آداب و رسوم آن ها سازگار باشد .
3- جوامع میزبان و متخصصین محلی آن باید با موضوع فوق الذکر آشنا باشند و به توریست های بازدید کننده از محل که به دنبال کسب اطلاعاتی در باره ی سبک زندگی ، ذائقه و انتظارات آن ها هستند احترام بگذارند. تعلیم و تربیت و آموزش محلی ها به خوش آمدگویی مهمان نوازانه کمک می کند.
4- این وظیفه ی مقامات دولتی است که وسیله ی حفاظت از توریست ها ، بازدید کنندگان و متعلقات آن ها را فراهم کنند .آن ها باید به ایمنی توریست های خارجی که ناشی از حساسیت ویژه ی آن هاست توجه خاصی مبذول دارند .مقامات دولتی باید نسبت به تسهیل عرضه ابزار ویژه ی اطلاعات رسانی ، پیشگیری ، ایمنی ، بیمه و کمک رسانی هماهنگ با نیاز توریست ها اقدام نمایند.همانطور که بر اساس قوانین خاص ملی، نابودی تعمدی تسهیلات توریسم یا کلیت میراث طبیعی و فرهنگی به طور جدی محکوم و مجازات می شود، هرگونه برخورد ، حمله ، آدم ربایی یا تهدید علیه توریست ها یا کارمندان صنعت توریسم هم باید محکوم و مجازات شود.
5- هتگام سفر ، توریست ها و بازدید کنندگان نباید هیچ فعالیت مجرمانه یا فعالیتی که از نظر کشور میزبان جرم محسوب می شود مرتکب شوند ، آن ها باید از هر نوع رفتاری که نزد ساکنان محلی برخورنده( آزاردهنده) تعبیر میشود وممکن است به محیط محلی آسیب برساند اجتناب کنند. آن ها باید از هرگونه معامله غیر قانونی دارو ، نیرو ،آنتیک ، گونه های محافظت شده ، محصولات و موادی که در قوانین ملی قدغن شده است خودداری کنند.
6- توریست ها و بازدیدکنندگان موظفند حتی قبل از عزیمت با ویژگی های کشوری که قصد سفر به آن را دارند آشنا شوند . آن ها با ید از خطرات موجود که سلامت و امنیت هر سفر خارج از محیط همیشگی شان را تهدید می کند آگاه باشند و به شیوه ای رفتار کنند که این مخاطرات را کاهش دهند.

2- توریسم ، منتفع میراث فرهنگی بشریت و عاملی برای ارتقا :

1- منابع توریسم به میراث مشترک بشر متعلق است ، جوامعی که این منابع در قلمروشان قرار گرفته قوانین و وظایف خاصی در قبال آن ها دارند.
2- سیاست ها و فعالیت های توریستی باید با احترام به میراث هنری ، باستانی و فرهنگی اجرا شود، میراثی که برای رسیدن به نسل های آینده محافظت می گردد .شایسته است برای حفظ و نگهداری آثار تاریخی ، زیارتگاه ها و موزه ها همچون محل های تاریخی و باستانی، که به طور گسترده مورد بازدید قرار می گیرد، مراقبت ویژه اختصاص داده شود. راه های اجتماعی خصوصی کردن دارایی های فرهنگی و آثار تاریخی ، با احترام به حقوق صاحبانشان ، ،همچون عمارت دینی است که بدون تعصب نسبت به ضروریات متعارف عبادی می بایست مورد حمایت قرار گیرد .
3- حداقل باید بخشی از منابع مالی بدست آمده از بازدید محل ها ی فرهنگی و آثار تاریخی برای نگهداری ، توسعه و پیراستن این میراث صرف شود ..
4- فعالیت های توریستی باید به گونه ای برنامه ریزی شوند که به محصولات فرهنگی، سنتی ، حرف و فرهنگ مردم اجازه برجای ماندن و شکوفا شدن بدهد بیش از آنکه باعث زوال و یکدست ساختن آن شود.

3- توریسم ، فعالیتی سودمند برای کشورها ومردم (گروه های) میزبان :

1- مردم محلی باید به فعالیت های توریستی بپیوندند و در سودهای فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی که تولید می کنند و به خصوص در ایجاد مستقیم و غیر مستقیم مشاغلی که از آن ناشی می شود عادلانه سهیم باشند.
2- سیاست های توریستی باید به شیوه ای اعمال گردد که استانداردهای زندگی مردم مناطق توریستی را بالا برد و نیازهایشان را برآورده سازد.رویکرد عمرانی و تمهیدی به فعالیت آمد و شد و مسکن توریستی ، در حد امکان ، باید به ادغام آن ها در اقتصاد محلی و بافت اجتماعی کمک کند ، جاییکه مهارت ها برابرند و تفوق و برتری باید به نیروی انسانی محلی داده شود.
3- باید برای مشکلات خاص مناطق ساحلی و محدوده های جزیره ای و نواحی حساس روستایی و کوهستانی که توریسم اغلب برای رشد آن در برابر رد فعالیت های اقتصادی سنتی یک موقعیت بی نظیر را ترسیم می کند، توجه ویژه ای قائل شد.
4- متخصصین صنعت توریسم ، به خصوص سرمایه گذاران، که با مقررات وضع شده توسط مقامات دولتی کنترل می شوند، باید تاثیرگذاری توسعه پروژه هایشان را بر محیط زیست و محیط پیرامونی مورد مطالعه قرار دهند. آن ها همچنین باید اخبارمربوط به برنامه های آینده شان و نتایج قابل پیش بینی آن ها را ، با بالاترین میزان شفافیت و عینیت ، گزارش دهند و گفت و گو را با افراد ذیصلاح پیرامون محتویات آن گسترش دهند .

4- تعهدات دست اندرکاران در توسعه ی صنعت توریسم :

1- متخصصین صنعت توریسم ، تا جاییکه به آن ها مربوط می شود ،باید علاقه خود را ، در همکاری با مقامات دولتی ، برای ایمنی و امنیت ، پیشگیری از سانحه ، حفظ سلامت و سلامت غذایی توریست هایی که به دنبال خدمات هستند، نشان دهند .همچنین ( متخصصان ) باید وجود سیستم های مناسب بیمه و مساعدت را تضمین کنند، آن ها باید قواعد خبر رسانی معین در مقررات ملی را بپذیرند و برای رعایت مقررات پیمانیشان در رویدادهایی که منجر به ضرر می شود خسارت قابل ملاحظه ای بپردازند.
2- متخصصین توریسم ، تا آنجا که به آن ها مربوط می شود ، باید به احساس رضایت فرهنگی و روحی توریست ها کمک کنند و در طول سفرهایشان به آن ها اجازه دهند تکالیف مذهبیشان رابه جا آورند .
3- مقامات دولتی کشورهای میزبان ، در همکاری با افراد ذیصلاح و موسسات آن ها ، باید اطمینان دهند که برای بازگرداندن توریست ها هنگام بروز ورشکستگی شرکت سازمان دهنده ی سفر، مکانیزم های لازم وجود دارد.
4-مطبوعات ، و به خصوص مطبوعات ویژه ی مربوط به مسافرت ، و سایر رسانه ها، که شامل وسایل جدید ارتباطی الکترونیکی می شود ،باید اخبار صحیح و معقول را درباره رویداد ها و موقعیت هایی که می تواند بر جریان توریسم اثر بگذارد منتشر کند. همینطور آن ها باید اخبار درست و قابل اعتماد را در اختیار مصرف کنندگان خدمات توریستی قرار دهند .تکنولوژی های جدید تجاری الکترونیکی و ارتباطی باید برای این هدف ،مورد استفاده قرار گیرند و توسعه یابند ، این امر برای رسانه ها هم مصداق می یابد ، آن ها به هیچ وجه نباید توریسم جنسی را تشویق کنند .

5- حقوق صنعت توریسم :

1- دور نمای بی واسطه و شخصی دسترسی به کشف و برخورداری از منابع کره ی زمین حقی را پایه گذاری می کند که برای همه ی ساکنان جهان به طور مساوی قابل استفاده است. مشارکت گسترده و فزاینده در توریسم ملی و جهانی ، باید به عنوان بهترین ترجمان ممکن استمرار رشد اوقات فراغت محسوب شود، و موانع نباید در مسیر آن قرار گیرند .
2- حقوق جهانی توریسم باید نتیجه ی طبیعی حق استراحت کردن و فارغ بودن به شمار آید ، که محدودیت منطقی ساعات کار و تعطیلات دوره ای با حقوق را شامل می شود ، بند 24 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و بند 7د میثاق جهانی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی آن را تضمین می کند.
3- توریسم اجتماعی ، به ویژه توریسم اتحادیه ای ، که دسترسی گسترده به اوقات فراغت ، سفر و تعطیلات را آسان می سازد ، باید با حمایت مقامات دولتی توسعه یابد.
4- باید توریسم آشناسازی ، جوانان ، محصلین ، پیران و مردم ناتوان و از کارافتاده تسهیل شود و مورد حمایت قرار گیرد.

6- تحقق اصول قوانین جهانی نظام اخلاقی برای صنعت توریسم :

1- دست اندرکاران خصوصی و دولتی در توسعه ی صنعت توریسم باید درتحقق این اصول همکاری کنند و بر کاربرد موثر آن نظارت داشته باشند.
2- با توجه به اصول کلی قوانین بین الملل ، دست اندرکان در توسعه توریسم باید نقش موسسات بین المللی را مشخص کنند ، از جمله ی این سازمان ها : سازمان توریسم جهانی است که در مرتبه ی اول قرار می گیرد و سازمان های غیر دولتی که دارای کارایی در زمینه ی حمایت و رشد توریسم ، حفاظت از حقوق بشر ، محیط زیست یا سلامت می باشند ،
3- همان دست اندرکاران باید نیت شان را ازارجاع هر اختلاف نظری برای رسیدن به توافق که به کاربرد یا تفسیر قانون جهانی نظام اخلاقی برای توریسم مربوط می شود به مرجع سوم منصفی که به عنوان کمیته ی جهانی اخلاق گردشگری شناخته شده است توضیح دهند .


مروری اجمالی بر این قوانین دیدگاه مناسبی برای ارزیابی شرایط فعلی ما در مقایسه با آنچه در جهان حاکم است به دست می دهد. تا چه حد با این قوانین جهانی همراه شده ایم ؟ پرسه زدن در سایت های توریستی هم ، در مورد شرایط توریستی ایران اطلاعات خاصی به ما نمی دهد ... ! حتی سایت سازمان توسعه توریسم جهانی در بخش اعضای توریسم خاورمیانه در کنار همسایه های ایران جایی برای ما در نظر نگرفته است ! در صفحه مروری بر توریسم ایران هم ، از فعالیت ها ، وظایف و پروژه های توریستی مان خبری نیست . زمانی قرار بود ابزار تبلیغات را برای رشد این حوزه در اختیار بگیریم ، قرار بود مانند بسیاری دیگر از کشورها : مالزی، سنگاپور ، امارات ، ترکیه ، مصر و... که تبلیغات شان در حوزه ی گردشگری گوش فلک را کر می کند ، ما هم با شبکه های بزرگ خبری وارد مذاکره شویم ، تبلیغ کنیم و ایران را با ظرفیت های بالقوه ی بالای توریستی اش به جهانیان معرفی کنیم .
" ايران جاذبه‌هاي بسياري دارد. جاذبه‌هايي كه مي‌تواند آن را به اولين مركز گردشگري خاورميانه و چه بسا آسيا تبديل كند. اگر روند اصلاحات گردشگري در كشورتان ادامه پيدا كند، مي‌توانيد خود را به آن جايگاه برسانید. گرچه با سياست‌هاي اقتصادي و سياسي‌اي كه بر كشور شما حاكم است این كار بسيار مشكلي است. ايران براي رسيدن به رونقي حداقل در حد دبي نيازمند سرمايه‌گذاري بسياري در صنعت گردشگري خود است. " ابن سائق مشاور امور صنعتی و بازرگانی امیر امارات متحده عربی که خود در گذشته دانشجوی دانشگاه شیراز بوده در ادامه ی مصاحبه ی خود از زیر ساخت های گردشگری در ایران می گوید : " من بعد از مدت‌ها چندي پيش به شيراز سفر كردم. در گذشته مكان‌هاي پذیرایی از مسافر در شيراز بسيار زياد بود. به خصوص در تخت جمشيد. اما الآن نه تنها بر تعداد آن‌ها افزوده نشده بلكه بسياري نيز كهنه و غير قابل استفاده شده‌اند اين وضعيت در استان‌هاي ديگر مانند بوشهر، كرمان، لرستان و ديگر جاها بدتر است. در حالي كه اين مكان‌ها از جاذبه‌هاي بسيار بالايي برخوردارند. اگر وسايل تفريحي و گردشگري در آن‌ها ساخته شود، مي‌توانم به جرات بگويم دیگرهيچ عربي براي گذران تعطيلات به سوئيس و اروپا نمي‌رود. به خصوص اكنون كه عرب‌ها از اروپا رانده شده‌اند و نسبت به آن‌جاها نگاه خصمانه‌ای به خود گرفته‌اند. چندي پيش من به شهرهاي شمالي ايران مانند رينه و از آن‌جا به چند شهر دیگر مثل گرگان رفتم متاسفانه اگر کسی در آنجا خانه نداشته باشد ، هیچ جایی برای سکونت او وجود ندارد .در کل این مسیر یک هتل خوب ندیدم که بتوانیم در آن اقامت کنیم ... هیچ چیز گردشگری و تفریحی در کار نیست.در حالیکه بازارهای محلی ایران خود می تواند یکی از بهترین جاذبه های گردشگری ایران شود . " (1 )


" قانون جهانی نظام اخلاقی توریسم در نظر دارد سند محکمی باشد ؛ آن را بخوانید ، به طور گسترده منتشرش کنید و در اجرای آن شرکت کنید ، چرا که ما تنها با همکاری شما می توانیم از آینده صنعت توریسم محافظت کنیم و همکاری بخش ها در رفاه اقتصادی ، صلح و همدلی را بین همه ی ملت های جهان توسعه دهیم ." ( فرانچسکو فرانجیالی )
با این اوصاف به نظر می آید خدمت محسوس ایران به توریسم جهانی همان عدم سرمایه گذاری در توریسم و ناشناخته ماندن و در نتیجه کمک به رشد گردشگری کشورهای همسایه است.
شوپنهاور معتقد است قرن بیستم هر روز خود را به شناخت دنیای کهن شرق مدیون است ، چنانچه همه چیز قرن شانزدهم مرهون دنیای باستانی یونان و روم است . (2)
حال این سوال مطرح است که ایران امروز در کجای تپه ی باستانی شرق قرار گرفته ؟



منابع :
http://www.world-tourism.org/code_ethics/eng/global.htm - ترجمه از سایت
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara 1-
2- مارتینو ، پیر .1381 . شرق در ادبیات فرانسه قرون هفدهم و هجدهم ، جلال ستاری ، تهران ، نشر مرکز چا پ او
                  

                                                                          (  برگرفته ازمجله فصل نو)

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 12:36 توسط خورشيد |

   فرارسیدن حلول ماه مبارک رمضان را به همه زنان ومردان مومن ومسلمان تبریک می گویم .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت 9:58 توسط خورشيد |

 

           این سایت حاوی اطلاعات مربوط به فرآیندصدورمجوزتاسیسات گردشگری

واخذتسهیلات بانکی است .

                         http://www.itourism.ir/persian/main.aspx

                      http://www.ichto.ir/tabid/11654/Default.aspx 

                                                           http://kelardasht.ir

http://www.ichto.ir/tabid/15075/language/fa-IR/Default.aspx

[PDF]

: ﻫﺪف ﻛﻠﻲ ﻃﺮح درس روش ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺑﺴﻤﻪ ﺗﻌﺎﻟﻲ

ساختار فايل: PDF/Adobe Acrobat - مشاهده
روﺷﻬﺎي ﺟﻤﻊ آوري داده ﻫﺎ را ﺑﻴﺎن ﻛﻨﺪ. ﻣﺰاﻳﺎ و ﻣﻌﺎﻳﺐ ﻫﺮ روش ﺟﻤﻊ آوري داده را ﺑﻴﺎن ﻛﻨﺪ. وﻳﮋﮔﻴﻬﺎي ﻳﻚ ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ را ﺑﻴﺎن ﻛﻨﺪ. ﻧﺤﻮه ﺑﺮرﺳﻲ رواﻳﻲ و ﭘﺎﻳﺎﻳﻲ اﺑﺰار ﺗﺤﻘﻴﻖ ...
nursing.kaums.ac.ir/library/Tarh%20Dars%20research.pdf

                                                 لطفا" دیدن فرمایید./ 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 13:39 توسط خورشيد |

 

موجودی را تصور کنید که تناسبی بین اندام های آن وجود ندارد. در نگاه ابتدایی و سطحی ممکن است عدم تناسب بین اجزای این اندام واره مضحک و خنده دار به نظر برسد اما با کمی دقت و تأمل، آزردگی روح و روان بیننده را به همراه خواهد داشت. نخستین پیامد این عدم تناسب فقدان تعادل و در نتیجه ناتوانی در پایداری و تحرک آن است.

اندام واره فرهنگ در یک جامعه نیازمند تعادل است. اگر فرهنگ بخواهد پایدار و پویا باشد باید از تعادل برخوردار باشد. فقدان تعادل در فرهنگ به هم ریختگی و آشفتگی جامعه را سبب می شود و آشفتگی و به هم ریختگی موجب نازیبایی خواهد شد.

به تعادل فرهنگی می توان از دو منظر نگریست. اول؛ تعادل در اجزای تشکیل دهنده فرهنگ شامل ادبیات، تاریخ، هنر، اخلاق، آداب و رسوم، قوانین، ارزش ها، دین و ... است. در یک جامعه متعادل انتظار این است که این اجزا از تناسب برخوردار باشند تا در نهایت به تعادل در فرهنگ منجر شود. بدیهی است پرداختن به برخی از این اجزا و توجه بیش از حد به آنها و بی توجهی به برخی دیگر تناسب و تعادل میان آنها را به هم زده اندام واره ای ناهمگون و ناموزون را به بار خواهد آورد.

دوم؛ تعادل فرهنگ در بخش های مختلف جامعه است. جامعه متعادل جامعه ای است که عموم مردم از مشترکات فرهنگی بیشتری برخوردار باشند. افزایش هنجارها و کاهش ناهنجاری ها در جامعه می تواند به تعادل فرهنگی کمک کند، ضمن این که کاهش نوسان شاخص های فرهنگی میان طبقات اجتماعی مختلف، معیار روشنی برای ارزیابی تعادل فرهنگی در جامعه است.

آنچه می تواند یک جامعه را به سوی تعادل فرهنگی رهنمون کند علاوه بر برنامه ریزی دقیق، آگاهانه و منطبق بر نیازهای جامعه، رعایت تعادل در ارایه خدمات فرهنگی است. مسوولان و مدیران امور فرهنگی در صورتی می توانند تعادل فرهنگی را شاهد باشند که از ارایه خدمات به اقشار گوناگون مردم متناسب و متعادل با نیازهای آنها دریغ نکنند.

 

                                                                             تهیه و تنظیم: مهدی تقی نژاد

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 10:37 توسط خورشيد |

مفهوم مدرن محله

محله امروز همان با همستانی است که از گذشته در مشرق زمین و شرق ایران وجود داشته است . امروز انسانها به دنبال جایگاهی هستند که بتوانند با حضور در شهر خود را بشناسند .
البته این فرایند در بسیاری از کشورهای دیگر آغاز شده ، در حالی که کشورهای دیگر اجتماع( community ) را به وجود می آورند ، ایران سالهاست که این مفهوم را از دست داده است .
می توان گفت که این اتفاق یکی از پیامدهای مواجهه ناکارآمد با مدرنیسم است . فقدان فرهنگی و هویتی در شهرهای امروز حاصل نوگرایی و برخواسته از دیدگاه های نو پردازی است که در دوره معاصر بر ایران حاکم شده است . البته تهران، آنگونه که برخی پنداشته اند ، شهری بی هویت و شهری بی ریشه نیست . تهران گنجینه ای فراهم آمده از افزون بر دویست سال مدنیت عصر جدید در این سرزمین است ، که باید با فرهنگ دیروز و امروز و حوادث تلخ و شیرین گذشته آن باز سازی شود .

مسئله تهران تنها نارسایی های زیست محیطی ، معضلات رفت و آمد و دیگر تنگناهای شهر نشینی در این شهر پر ازدحام نیست . مسئله مهم این شهر ، به عنوان یکی از مراکز مهم سیاسی و فرهنگی جهان اسلام ، احساس نوعی بی هویتی و عدم تعلق فرهنگی و اجتماعی به شهر و دیار ، از سوی ساکنین و شهروندان آن است .

- هویت فرهنگی و تعلق اجتماعی :
هویت فرهنگی و اجتماعی در تداوم حیات اجتماعی انسان نقش مهمی را در انجام وظایف و مسئولیتهای اجتماعی و شهروندی ایفا می کند . هویت فرد در گرو برایند متناسب و مناسبی از سایر هویتهای وی از جمله هویت فرهنگی و اجتماعی است . هویت اجتماعی و فرهنگی نیز در گرو برخورداری از شرایط مناسب زیستی به ویژه زندگی اجتماعی و فرهنگی است . به گونه ای که بتواند منشاء خاطره برای فرد گردد.
احساس تعلق اجتماعی نیز مبنای احساس مسئولیت و به دنبال آن مشارکت در توسعه شهری و منطقه ای است.


- محله و تعلق اجتماعی – فرهنگی :
محله های شهری یکی از کانون های خرد و ملموس شکل گیری هویت های فرهنگی و تعلق اجتماعی هستند . ارزش ها و هنجارهای محله ای نخستین برخورد ملموس افراد با هویت فرهنگی را شکل می دهند و اغلب به صورت مناسبات رویاروی ، حس تعلق اجتماعی را تقویت می کنند .
در محله عمده زمان ساکنان محل در کوچه و خیابان می گذرد و برای ساکنان آن محیط محله بیش از فضای داخلی خانه رضایت بخش است .
در محله های قدیمی بویژه محله های طبقه کم در آمد ، ارتباط همسایگان با حس تعاون و همیاری بیشتر است . ارتباط در چنین محله هایی از طریق مراکز مذهبی ، باشگاه های ورزشی ، قهوه خانه ها و کوچه ها صورت می گیرد ، اما در محله های مختص سکونت طبقه پر درآمد ، روابط همسایگان تضعیف شده و کمتر به آن احساس نیاز می شود .
اغلب در محله های شهری کیفیت واحد فیزیکی منطبق با رفتارهای اجتماعی است . از این رو هر محله واحد مشخصاتی جدا از سایر محله های شهری است .
استفاده از مؤسسات محله مثل مراکز مذهبی ، باشگاه ، قهوه خانه به مردم امکان می دهد که خود را در یک محدوده کاملاً مقید احساس کرده و در نتیجه تعلق بیشتری نسبت به محله مسکونی خویش پیدا کنند . بنا بر آنچه گفته شد می توان محله را یک واحد فیزیکی و اجتماعی به شمار آورد .
در میزان احساس تعلق محله ای عامل وسعت نقش اساسی دارد . هر اندازه سهولت دسترسی به مؤسسات عمومی و تجهیزات محله ای با پیاده روی امکان پذیر باشد ، در این فرایند احساس تعلق به محله افزایش می یابد .
هر اندازه که دسترسی به نیازهای روزانه و تغییرات شهری با اتومبیل صورت گیرد و فاصله حرکت بیشتر باشد به همان اندازه احساس هویت و تعلق اجتماعی به شهر کاهش می یابد .

 

سلسله مراتب جغرافیای تعلق :

نخستین نهاد و کانون فرهنگ ساز و منش آفرین در هر جامعه خانواده می باشد . پس از خانواده ، محله ، شهر و در پی آن استان ، سپس کشور و در نهایت قاره و جهان .
انسانها خواه ناخواه به این مرزها و رده ها وابسته و پایبند می باشند . این وابستگی هنگامی بیشتر نمایان می گردد که هر یک از این عرصه ها مورد تعدی و تازش بیرونی قرار گیرد .
البته وابستگی به این عرصه ها با افزایش راه و وسعت آن در تقسیم رده بندیها پیوندی عکس دارد . بر پایه این نظریه انسانها به خانواده و پس از آن به محله ، شهر ، کشور و ... بیشترین وابستگی را دارند . این وابستگی به محله در گذشته بسیار عمیق تر و کارساز تر بوده است ، بطوریکه ساکنین یک محله در صورت مشاهده تخریب و یا از بین رفتن منابع محلی به جنگ و ستیز یا مقاومت می پرداختند .
اما امروزه این وابستگی ها به طور چشمگیری در کلان شهرها به علل ذیل از بین رفته است :

1- ورود تکنولوژی های نوین ارتباطی و اطلاعاتی ( ICT و اینترنت) و ابزارهای رسانه ای مانند شبکه های ماهواره ای
2- ورود تکنولوژی اتومبیل و سایر وسایل حمل و نقل خصوصی
3- فاصله محل زندگی ( سکونت ) و محل کار
4- نا پایداری و گذرا بودن ارتباطات مردم با یکدیگر
5- نفوذ پذیری مرزهای محله به علت الزامات شهر سازی ( مانند عبور پل و اتوبان از یک محله )
6- مهاجرت و نا پایداری اقامت در یک محله
7- تعدد منابع القاء کننده ارزشها و باورها
8- تغییر ماهیت بازار و انفجار در تنوع تولید و مصرف گرایی
9- و نتیجتا کاهش تعلق خاطر محله ای و بروز پدیده های ناهنجاری همچون وندالیسم ( آشوب طلبی و تخریب اموال عمومی)

البته به نظر می رسد با ساز و کارهایی می توان دوباره این وابستگی ها را احیاء نمود و از آن برای شکوفایی و آبادانی محله بهره جست . ولی نخست لازم است بدانیم خصوصیات و مشخصه های یک محله کدام است ؟ عوامل اصلی تشکیل دهنده هویت و عناصر و ارکان تشکیل دهنده محله چیست ؟ و عوامل کلیدی در شناخت فضاهای شهر کدامند ؟ و ... .

 

مشخصه های محله :

1- محله دارای سابقه تاریخی است .
2- محله دارای فضاهای عمومی و باز برای بروز و ظهور خلاقیت های فرهنگی اجتماعی است .
3- محله دارای نمادها و زیر ساخت های خاص خود است .
4- امکان اعمال نظر و نظارت عمومی در محله وجود دارد .
5- محله دارای اجتماع قانون مدار و یا ارزش مدار است .
6- در ساکنان محله احساس مالکیت وجود دارد .
7- محله دارای ساخت اجتماعی و سیاسی است ( مانند شورای محله )
8- تعلق اجتماعی در محله وجود دارد .
9- در محله انسجام و پیوستگی وجود دارد .
10- توانایی شناخت و حل مسائل محله در حیطه قدرت افراد محله است.
11- در محله آرامش ، امنیت و آزادی وجود دارد .
12- با نظام های اقتصادی – فرهنگی – اجتماعی و سیاسی شهر پیوند دارد.
13- هنجارهای خاص در محله حاکم است .
14- و ... .

 

مهمترین عوامل تشکیل دهنده هویت محله های شهری :

1. تعاملات انسانی
2. حافظه تاریخی ( خاطره )
3. رفتارها و هنجارها
4. فرهنگ
5. هنر و سلیقه

1- تعاملات انسانی :
محله و شهر بدون عامل انسان مفهوم ندارد . بنا براین وقتی که از شهر می گوییم ، منظور تعاملات انسانی است . تعاملات انسان با انسان ، انسان با محیط و انسان با شهر . و به همین دلیل هویت شهر ، هویت انسان را تشکیل می دهد.

2- حافظه تاریخی :
یکی از عناصر دیگری که انسان با آن تعریف می شود ، حافظه است . محله های شهری نیز مانند انسان دارای حافظه هستند ، بنابراین اگر شهری فاقد حافظه تاریخی باشد ، شهر هویت داری نیست . حافظه تاریخی شهر یعنی اینکه تعریف کند در هر مکان چه اتفاقی رخ داده است ؟ شهر با خاطره هایش تعریف می شود . هر چه این خاطره ها بیشتر باشد هویت انسان یا شهر کامل تر می گردد . خاطره باعث می شود فرد یا شهر در حال زندگی کند و غم گذشته و تشویش آینده را نداشته باشد .

3- رفتارها و هنجارها :
هویت انسان به جز شکل فیزیکی ، با هنجارها و رفتارهایش شکل می گیرد. افراد نه تنها از روی شناسنامه بلکه از روی رفتارها و هنجارهایشان شناسایی می شوند.
شهر نیز دارای رفتار و هنجار است و شهر به هنجار شهری است که افراد آن احساس ایمنی کنند و ساکنان آن از طریق مکان ها و فضا ها به آن جذب شوند . محله های شهری باید فضایی داشته باشد که بتواند هویت خود را به شهروند و شهروند هویت خود را به شهر و محله عرضه کند . همچنین محله های شهر نیاز به مکان هایی دارد که اتفاقات اجتماعی و حادثه های روزانه در آن رخ دهد . ( جایی برای مارگیری ، زنجیر پاره کردن ، تجمع کردن ، عزاداری کردن و یا هر نمایش اجتماعی دیگر )

4- فرهنگ :
فرهنگ در هویت شهر دارای دو معناست :
1- فرهنگ سنتی ( به ارث رسیده )
2- فرهنگ روز آمد ( افراد بنا به خواسته های روز آنرا می سازند )
با این اشاره می توان گفت فرهنگ معمولاً با افراد می آید و می رود . و در این آمد و شد و تعامل بین گذشته و حال مرتب تبدیل به روز می شود و پالایش و دگرگونی می یابد .
شهر بدون فرهنگ شهری بدون هویت است . هر قدر غنای فرهنگی شهر افزایش یابد آن شهر از سطح فرهنگ بالاتری برخوردار خواهد بود و باعث خواهد شد که هنجار های فردی با فرهنگ شهری آشنا شده و متعادل و معنا دار گردد.

5- هنر و سلیقه :
هنر جزء ذائقه شهر است و سلیقه جزء عناصری است که با هویت و فرهنگ رابطه نزدیک دارد . در شهری که مقوله زیبایی شناسی ارزشمند است ، ساکنین و شهروندان نسبت به ساخت و ساز بناها در شهر حساسند و اجازه نمی دهند هر بنایی در شهر ساخته شود . سلیقه عمومی در این فضا به گونه ای است که معماران ، شهر سازان و کلیه مدیران شهری موظف به پاسخگویی و تعامل با مخاطبین خود هستند .

 

عناصر و ارکان تشکیل دهنده محله :

1. خانواده سالم و شهروند سالم
2. نمادهای متمایز کننده
3. تشکل ها ، اجتماعات محلی و پیشروان محلی
4. امکانات و منابع محله ای ( زیر ساخت های محله )
5. نهاد تصمیم ساز و ناظر بر قوانین محلی

1) تعریف و ویژگی های خانواده سالم :

1-1 ) خانواده سالم رکن اصلی واحدهای همسایگی هر محله را تشکیل می دهد و دستیابی به محله سالم در گرو سلامت خانواده های ساکن در آن است .
خانواده سالم خانواده ای است که به طور بنیادین از سلامت و آرامش روانی ، جسمی و معنوی هر یک از اعضای خانواده حمایت می کند.

• در خانواده سالم فضای مقتدرانه وجود دارد اما این اقتدار انعطاف پذیر و موجب برقراری تفاهم متقابل است .
• هر عضو خانواده جایگاهی برای خود دارد که برای سایر اعضای خانواده حائز اهمیت است .
• در خانواده سالم برای هر عضو خانواده فرصتی برای با دیگران بودن وجود دارد .
• وجود معنویت در خانواده که بارزترین نشانه آن وجود عشق، مهربانی و گذشت است .
• خانواده سالم احساس یکدیگر را می پذیرند.
• صداقت در خانواده سالم امری است مهم و اعضای خانواده یاد می گیرند که حقیقت را بگویند.
• معمولاًً با برپایی جلسات خانوادگی در مورد مسائل مختلف به روشنی صحبت می کنند .
• امکان رشد و بالندگی تا حد امکان و با توجه به شرایط مادی و رفاهی موجود است .
• اعضای خانواده آگاهند که آنچه در تملک دارند آنان را نهی نمی کند ، بلکه ثروت اصلی در توانایی « زیستن » صرفنظر از دارائی ها می باشد.

2-1) شهروند کیست و نیازهای شهروند سالم چیست ؟
شهر نشینی جدید و معنای معاصر شهروندی از قرن هجدهم شکل گرفت . اما شهر ایرانی در روند تاریخی از اواخر قرن 13 ه.ش از شهر ایرانی به شهر امروزی بدل گردید .
در واقع شهر امروزی در ایران ، شهر ایرانی نیست ، بلکه بدل شهرهای اروپایی و آمریکایی است ، که کالبد شهر اروپایی و نمودهای آن چون ماشین و به تبع آن خیابانها و بزرگراه ها و آپارتمان ها و برج ها و ... وارد شده است . و الگوی زندگی سنتی را بدون آنکه دستورالعمل استفاده از این نمود ها که همان « فرهنگ شهر نشینی است » وارد شود ، دستخوش تغییر کرده است .
فرهنگ شهر نشینی همان نکته ای است که گاهی با شهروندی همسان پنداشته می شود . هر چند تا شهروندی به معنای واقعی خود در ایران شکل نگیرد و از پایه های حقوق مستحکمی برخوردار نباشد و نهادینه نگردد ، فرهنگ شهر نشینی معنایی نخواهد داشت ، اما چنانچه حتی شخصی شهروند هم نباشد ، اگر در شهر زندگی می کند باید از فرهنگ شهر نشینی تبعیت کند .
بطور کلی حوزه مفهوم شهروندی با حوزه مفهومی شهر نشینی بسیار متفاوت است . شهر نشینی شیوه ای از زندگی در یک محیط شهری است که اشاره بر نوعی از رفتار یا الگوی زیستی در یک محیط خاص دارد و حقوق و تکلیف شهر نشینان در رابطه با مدیریت محلی ( شهرداری و شوراها ) ، بخش کوچکی از عناصر اصلی شهروندی می باشد .
اما شهروندی اشاره به مجموعه حقوق و وظایف یک انسان در یک جامعه اجتماعی و سیاسی اشاره دارد که ویژه یک مکان و فضای خاص نیست . شهروندی می تواند سطحی باشد یعنی تعاملات ، حقوق و تعهدات اندکی را در بر داشته باشد و یا عمیق باشد یعنی شامل بخش قابل توجهی از همه تعاملات ، حقوق و تعهداتی باشد که توسط دولت و ملت حمایت می شوند . ( به نقل از تیلی ، 1998 )
بنابراین در « شهروندی سطحی » حقوق اصل است ، مشارکت منفعلانه است و در یک قلمرو عمومی تبلور می یابد ( یعنی وارد حوزه خصوصی نمی شود ) در مقابل در « شهروندی عمیق » حقوق و تکالیف متقابلاً یکدیگر را حمایت می کنند ، جامعه مشارکت فعال دارد و شهروندی هم در عرصه خصوصی و هم در حوزه عمومی دخالت دارد .
بنابراین می توان گفت شهروندی یک موقعیت فعالانه است که با سلطه ناسازگار است . خواه منشاء سلطه دوست ، خانواده ، گروه ، قوم یا هر نیروی دیگری که وی را به عنوان فرد مستقل و توانا به اراده خود به رسمیت نشناسد.
نکته حائز اهمیت در بیان کار کردهای اصلی شهروندی عبارت است از اداره جامعه بر طبق اصول احترام به حقوق دیگران و تعهد به ایفای نقش در حفظ نهادهای مشترکی که این حقوق را پایدار می دارند .

۳-۱) نیازهای شهروند سالم ( در ابعاد جسمی ، روانی ، اجتماعی و معنوی)

الف) امنیت و ایمنی در شهر:
• امنیت در تردد
• امنیت فضاهای کار و زندگی
• امنیت مکان ها تفریحی – ورزشی

ب) یاد گیری و توانمند شدن در حوزه شهروندی :
• مهارت های زندگی شهری
• سواد رسانه ای
• مهارت های داوری و ارزشیابی
• مهارت های ارتباطی مؤثر
• حقوق و تکالیف همسایگی و شهروندی
• شناسایی و حل مسئله
• درک هنری
• کامپیوتر و اینترنت
• زبان خارجی
• مهارت های مدیریت خانه و خانواده
• محله شناسی و معماری

ج) رفاه :
• محیط زیست سالم
• حضور اقتصادی
• امکانات تفریحی
• رفاه فرهنگی و معنوی
• وجود فضاهای باز شهری
• امکان دسترسی به اطلاعات
• نیازهای ویژه معلولین

د) مشارکت و خود مختاری :
• توسعه بخش شهروندی
• تفویض اختیار
• امکان یادگیری و تجربه اجتماعی

 

2) نمادهای متمایز کننده :

کوین لینچ به طور کلی و به منظور بررسی دقیقی از سیمای شهر نمادهای متمایز کننده آن را به وسیله پنچ عامل مرکز محله ، نشانه ، راه ، لبه ، گره مشخص می کند . امروزه در بررسی فضاهای شهر این عوامل نقش کلیدی دارند .
در اینجا به دلیل اهمیت سه مقوله اصلی و کلیدی اشاره ای گذرا به مفهوم مرکز محله ، گره و نشانه خواهیم داشت .
 
1-2) مرکز محله :
خصوصیاتی که سیما و پیکره محله ای را مشخص می کنند عوامل خاص آن محله هستند ، که ممکن است اجزای بیشماری داشته باشند . در اغلب شهرها ، شباهت نمای محله ها ، مصالحی که در ساختمان ها به کار رفته ، شکل آنها ، نوع تزئینات آنها ، رنگشان ، منظره کلی آنها و مهم تر از همه طرح نمای آنها ، از عوامل اصلی شناخت محلات شهر محسوب می شوند.
معمولاً عواملی که سیمای محله ای را مشخص می کنند آنهایی هستند ک محتملا خصوصیاتی به آن محله می دهند. برای مثال شکل خیابان ها ، خانه ها ، طراحی ورودی ها و راه ها و ... می تواند سیمایی متفاوت به آن بدهد و شخص فورا قادر به شناخت آن می باشد .
در هر یک از محله های بزرگ و متوسط شهرهای تاریخی ، یک مرکز محله وجود داشت . این مراکز از نظر کالبدی و شکل به دو صورت وجود داشتند. نخست به صورت یک راسته یا گذر که کمی از گذرهای دیگر در محل استقرار فضاهای تجاری و اجتماعی عریض تر بودند.
نوع دوم مرکز محله به صورت میدانچه بودن . این میدانچه ها اغلب در محل تقاطع چند راه یا در کنار راه اصلی محله قرار داشتند و در پیرامون برخی از آنها تعدادی دکان برای عرضه کالاهای ضروری روزانه و هفتگی اهالی محله قرار داشت . همچنین مسجد ، حمام ، آب انبار و بعضی دیگر از فضاهای عمومی محله در کنار همین میدان ساخته می شد.
لینچ در تشریح سیمای محلات کنکاش بیشتری می کند و دقایق بیشتری عرضه می دارد . وی بیان می کند « بعضی از محلات مانند آدم های تودار و در خود متمرکز هستند ، بی آنکه به شهری که در آن واقعند توجهی داشته باشند . پاره ای دیگر از محلات صداقت دارند و با عوامل حول و حوش خود پیوند یافته اند. »


2-2) گره :
گره محل برخورد دو یا چند خیابان است . بطور کلی شهری خوب است که گره های آن به حد کافی مشخص شده و بدان اهمیت داده شده باشد. در واقع نقاط انتهایی خطوط اصلی نقل و انتقال شهری در یک شهر گره محسوب می شود . بطور مثال همه آنچه که در مورد خصوصیات گره مطرح شد ، در اصفهان میدان نقش جهان مشاهده می گردد .
تضاد نمایان میدان با بافت سنتی کوچه هایی که آن را احاطه کرده است ، رابطه نمایان بین بیننده ( شهروند ) با میدان است .

3-2) نشانه :
گنبد مسجد و گلدسته های آن همچون یک سری نشانه های آشنا برای شهر نشینان است . شناخت موقعیت نشانه ، چون دیگر عوامل سیمای شهر بسیار حائز اهمیت است . ترکیب عوامل راه ، محله ، گره ، نشانه و ... . در شهر ممکن است تأثیر آنها را بیشتر کند و یا « هم افزایی » به وجود آورد که بر قدرت هر یک بیافزاید ، یا ممکن است تناقضی بین آنها پدید آورد که اثر هر یک را خنثی گرداند.
اگر نشانه ای بزرگ در محله کوچک بنا شود ، ممکن است محله را پژمرده کند ، خیابانی وسیع ممکن است به داخل محله نفوذ یابد و آن را بیشتر به دید آورد ، اما در همان حال تأثیر محله را زایل کند .
با ملحوظ داشتن نکات فوق باید گفت وظایفی اساسی بر شهر مرتبت است که فرم شهر ممکن است بتواند معرف آن باشد . قسمتهای اصلی شهر که به استفاده های گوناگون ... اختصاص می یابد و نقاطی که ممکن است کانون های اصلی در شهر بشوند ، همه می توانند در فرم آن مؤثر باشند .
باید به امیدها و شادی های مردم و به احساس اجتماعی آنها فرصت بروز داد ، تا ساکنان آن بتوانند امیدها و امیال خود را با آن پیوند دهند ، در این صورت است که محیط زندگی به معنای واقعی جایی می شود که ... مظاهر شناختی « نیکو » دارد .
 
3) تشکل ها ، اجتماعات و پیشروان محلی :

یکی از مهمترین پیامدهای صنعتی شدن و نوسازی به دلیل فراهم آوردن زمینه های لازم برای رشد جمعیت ، بالا رفتن سطح سواد ، تغییر الگوهای مصرفی ، بهبود سطح زندگی ، توسعه ارتباطات و ... ظهور و گسترش پدیده ای به نام شهر نشینی است .
از طرف دیگر توسعه شهر نشینی خاصه در شهرهای بزرگ موجب تضعیف همبستگی های اجتماعی سنتی ، تضعیف سازمان های سنتی ، مشارکت همسایگی می گردد . و به نوعی شهر نشینان مهاجر وقتی شهر نشینان سنتی را با خلاء نهادها و انجمن های مشارکتی مواجه می کند .
نهادها و اجتماعات محلی ، غالباً تشکل های غیر رسمی هستند و بر مبنای مقررات نا نوشته و بعضاً مأخوذ از سنت و فرهنگ شکل می گیرند و پیشروان و ریش سفیدان محلی ( کار آفرینان اجتماعی امروز ) در تشکل آنها حائز اهمیت ویژه اند .
در حالیکه کشورهای صنعتی توانسته اند در چهار چوب سازمان های جدید ، مشارکت مردم را در سطوح مختلف از جمله سطح محله افزایش دهند ، در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران ، هنوز زمینه ها و شرایط لازم برای مشارکت مردم در نهاد های محلی و مشارکتی فراهم نیامده است .
در کشورهای توسعه یافته ، سازمان های غیر دولتی جایگاهی پر ارزش در نزد مردم دارند و ماهیت آنها به گونه ای است که روز به روز نقش پر رنگ تری در حیات اجتماعی و در برنامه ریزی این کشورها به خود اختصاص می دهند . تشکل های غیر دولتی در شهر ها نقش بسیار مهمی بر دوش دارند و آن کمک به فرایند عمومی توسعه و از میان برداشتن موانع آن از طریق عمل مستقیم و بلا فصل درون گروه های اجتماعی ، بوسیله مشارکت خود مردم در این گروه هاست.
انجام این وظیفه در برخی از حوزه های اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی که جامعه با مشکل بیشتری دست به گریبان است نقش مهمی ایفا می کند . در بعد اجتماعی سازمان های محلی عامل مهمی در تنظیم اجتماعی ، گسترش روابط محله ای ، جلوگیری از انزوا و از خود بیگانگی افراد ، افزایش امنیت اجتماعی ، در بعد فرهنگی باعث ایجاد تفاهم نمادین ، گسترش خدمات آموزشی و فرهنگی و در بعد اقتصادی نقش مهمی در تصمیم ساختاری و گسترش دموکراسی ، مشارکت سیاسی می گردند . این سازمان ها عامل مهمی در وفاق آزادی و عدالت می باشند و از بار مسئولیت و تصدی گری شهرداری و دولت به میزان چشمگیری می کاهند .
توسعه محلی در شهرها خصوصاً کلان شهرها نیازمند ایجاد سازمان ها و انجمن های محلی است که به طور آزاد و داوطلبانه در جهت ارضای نیازهای اجتماعی ، فرهنگی و خدماتی تشکیل یابند . مشارکت بر پایه تعامل شکل گیرد ، و در تعامل میان شهروندان و مدیریت محلی ، هر کدام از کار گزاران اصلی وظایف و نقش خود را ایفا نمایند .
اصولی چون اعطای امتیازات به تصمیم گیران و مدیران محلی ، پاسخگویی ، مشارکت ، اصل نظارت و ... حقوق و تکالیف را در مردم سالاری محلی پی ریزی می کند . مشارکت مدنی با استفاده از ساز و کارهای تعامل تشکل ها و شوراها با شهروندان محقق می گردد . تشکل ها و اجتماعات محله ای گروه های فرصت ساز برای به دست گرفتن ابتکار عمل مدیریت محلی می باشد ، که کنش های اجتماعی را در عرصه های مختلف حیات اجتماعی تسهیل می نماید .
تشکل های اجتماعی متشکل از سرمایه اجتماعی است که منبع کنش جمعی است و بر خلاف سرمایه های دیگر که معمولاً متعلق به فرد است بیشتر به جمع تعلق دارد و ویژگی بنیادی گروه های فرا فردی ای چون شهر ، محله و به طور کلی حیات اجتماعی به شمار می آید. به گونه ای که وجود سرمایه اجتماعی در قالب تشکل ها و اجتماعات محلی ، محله را سالم تر ، توانگر تر و شاید با تدبیر تر و شکیبا تر می سازد .
 
4) امکانات و منابع محله ای ( زیر ساخت های محله )

از آنجا که فضای شهر و امکانات تخصیص یافته در هر جامعه ای ، ریشه در فرهنگ آن جامعه دارد ، از این رو امکانات زیر ساختی و فضاهای محلی می تواند بیانگر هویت محله بوده و آن را از سایر محلات متمایز نماید.
همچنین وجود امکانات رفاهی محله ای ، ساکنان محله را از ترددهای مکرر به بیرون از محله جهت رفع نیازمندیها می رهاند و به تعلق آنه به محله شان می افزاید .
بنابر این تعریف شاید بتوان بر اساس سه عملکرد مهم ذیل فضاها را تقسیم بندی کرد .
- محل رفت و آمد ( راه ، کوچه ، خیابان و ... )
- محل کار و تفریح ( ورزشگاه ، ادارات دولتی ، مؤسسات خدماتی و ...)
- محل خدمت عمومی ( مدارس، مراکز خرید، پارک، مسجد، کلیسا و ... )
در این مبحث با توجه به ضرورت آشنایی با فضاهای عمومی اشاره ای اجمالی به فضاهای عمومی دوره معاصر خواهیم داشت .

1-4) فضاهای عمومی دوره معاصر :
همراه با آمدن تجدد به ایران و آشنایی با تمدن غرب تغییرات زیادی در ساختار سیاسی - اجتماعی - فرهنگی کشور به وجود آمد که همراه خود فضاهای عمومی جدیدی را به وجود آورد ، هر چند که فضاهای سنتی همچنان وجود داشتند و عملکرد خود را انجام می دادند .
مهمترین فضاهای عمومی این دوره را می توان به گونه زیر بر شمرد :
پارک ها ، خیابان ها، میدان ها، رستوران ها، کافی شاپ، کتابخانه ها، پاساژهای خرید ( بازارچه ها )، کوه ، سینما، تئاتر، کافی نت، فرهنگسراها، مساجد و حسینیه ها، نمایشگاه ها و موزه ها، استادیوم ها و باشگاه های ورزشی و سالن های کنسرت .

2-4) آسیب شناسی فضاهای عمومی :
با وجود تغییرات و تحولات ایجاد شده زندگی خصوصی ، خصوصی تر شد و زندگی عمومی ، عمومی تر ، در نتیجه اشتراک فضای بین فضای عمومی و خصوصی کم رنگ تر شد .
- با رواج و اشاعه زندگی آپارتمانی ، فضاهای نیمه خصوصی ( پذیرایی مهمان و ... ) کمتر و نیاز به فضاهای نیمه عمومی ( رستوران ها ، سالن های پذیرایی و ... ) بیشتر شد .
- ورود اتومبیل به زندگی موجب کاهش پیاده روی و در نتیجه ، تغییر عملکرد خیابان از یک نقطه ملاقات و برخورد به مسیری سریع برای عبور ماشین گردید .
- جوانان و نوجوانان کمتر بر سر گذر محله رفته ، اغلب به حضور در نقاط دور تر و عمومی تر راغب هستند .
- فضای عمومی طبقاتی شده و فضای خاص هر طبقه به وجود آمد .
- حضور مردم در مراسم مذهبی در شهرهای بزرگ و محلات مرفه نیز تغییر یافت .
- با متمرکز شدن دولت مرکزی ، نقش دولت در ایجاد ، اداره و کنترل فضاهای عمومی بیشتر شد .
- فضاهای عمومی مانند مساجد و بازار موجب شکل گیری تقاضای حقوق فردی ، اجتماعی و سیاسی شد .
- رسانه های جدید نظیر رادیو ، تلویزیون ، ویدئو بخشی از زندگی عمومی را به فضای خصوصی کشاند.

5) نهاد تصمیم ساز و ناظر بر قوانین محلی :

با توجه به لزوم نظارت و هماهنگی رفتاری در انسجام بخشیدن به فعالیت های جمعی روزمره محلی و همچنین هماهنگی فرایندهای محله ای با برنامه ریزی های کلان شهری به عنوان یک جزء از کل وجود قوانین محلی ( که برگرفته از نیازهای واقعی مردم محله است ) و یک نظام ارزشی و رفتاری مشترک که در بر گیرنده منافع اکثریت ساکنان باشد ، ضروری به نظر می رسد .
لذا ، تدوین و اعمال قوانین و قراردادهای شهروندی که از طریق یک نهاد محله ای مشخص ( مانند شورای محله ) جمع بندی ، تصویب و بر اجرای آن نظارت شود ، رکن لا ینفک و هویت بخش محله محسوب می گردد.

گفتار آخر ( نتایج کاربردی و پیشنهادات ) :

سر فصل و موارد اشاره شده در باب چیستی محله قابلیت بسط و توسعه فراوان دارد ، که در این مجال نمی گنجد . امید است در آینده فرصتی برای غنا بخشیدن به این مفاهیم حاصل شود .
اما هدف از بررسی مقدماتی مفاهیم مرتبط ، شناخت نقاط همپوشانی رسالت ، اهداف و سیاست های سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با ارکان ، مشخصه ها و ویژگی های محله های شهری بوده است ؛ تا شاید بتوانیم بر اساس آن حیطه اثر گذاری و نحوه مداخله سازمان را در محله ها مشخص نماییم . از سوی دیگر احیاء محلات امر ساده ای نیست که یک سازمان بتواند تنها و بدون مشارکت سایر نهادها و ارگان های مسؤول ، ذینفع و تأثیر گذار و همچنین همراهی شهروندان ساکن در محله ها به انجام آن مبادرت نماید .
زیرا برنامه ریزی بخشی همانگونه که همیشه ثابت شده است به عملکردهای جزیره ای و گاه موازی و یا متناقض با یکدیگر که نتیجه ای جز اتلاف منابع ندارد منجر می گردد. در مقابل برنامه ریزی جامع نگر حاصل تفکر جمعی است و موجب قوام یافتگی و پویایی شناخت ، طی آمد و شد مستمر از جزء به کل و از کل به جزء می شود تا از درک ضرورت در برگیرندگی همه اجزاء و فراگیری همه روابط بین آنها باز نماند.
برنامه ریزی را نمی توان بدون رویکرد جامع نگر پیش برد و از این  رو دانش برنامه ریزی متکی بر اصول بنیادی است که همان اصول جامع نگرانه در برنامه ریزی هستند.این اصول را در چهار مفهوم اساسی زیر چنین می توان بر شمرد :

1- متغیر پذیر بودن :
یعنی درک نیازها و ویژگی های منحصر به فرد مکان ها ، طبقات اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی ، صنفی ، جنسیت ، سن ، خرده فرهنگ های مختلف و ... .

2- پایداری :
یعنی توجه به موضوعات برنامه ریزی در افق های زمانی کوتاه مدت ، میان مدت و دراز مدت .

3- یکپارچگی :
یعنی تلفیق مناسب ریز برنامه ها ، هدف ها و فعالیت های مرتبط جهت بدست آوردن کلیت اثر بخش و کار آمد .

4- فراگیری و مشارکت :
یعنی شناخت ، جلب مشارکت و یا تعامل با طیف وسیع افراد و سازمان هایی که در فرایند برنامه ریزی دخیل و یا ذینفع هستند .

حال اگر بخواهیم با رویکرد برنامه ریزی جامع نگر به مقوله احیاء محلات بپردازیم ، مجدداً می بایست به ارکان و مشخصه های یک محله سالم باز گردیم و نقش سازمان فرهنگی هنری را در این مورد مشخص نماییم .
همانگونه که اشاره شد ارکان محله سالم عبارت است از :
1- خانواده سالم و شهروند سالم
2- نمادهای متمایز کننده
3- تشکل ها ، اجتماعات و پیشروان محلی
4- امکانات و منابع محله ای
5- نهاد تصمیم ساز و ناظر بر قوانین محلی

نظر به رسالت سازمان ، حیطه اثر گذاری آن بندهای 1 و 3 می باشد و سه بند دیگر نیز می تواند با هماهنگی سازمان ها و نهاد های مرتبط پیگیری شود.

پیشنهادات :

1) تشکیل کار گروههایی برای طراحی و اجرای طرح های توانمند ساز خانواده محور و شهروند محور با شیوه های متناسب با لحاظ متغیر های مختلف گروههای مخاطب ( مربوط به بند 1 )
2) طراحی و اجرای برنامه هایی جهت ظرفیت سازی و اجتماع سازی های محلی (Local Community Building )
3) طراحی و اجرای برنامه های ویژه توانمند سازی شهروندی برای کودکان و نوجوانان به عنوان مخاطبان خاص ( بند 3و1)
4) اجرای طرح های آزمایشی در چند محله منتخب ( مانند طرح محله نمونه ) و بسط نتایج آن به سایر محلات مشابه ( بند1 و3 )


در پایان با امید به تغییر بنیادین در اندیشه ها و باورهای « ما » ؛ ضمائم مکتوب که در بر گیرنده مواردی حول مطالب اصلی است به پیوست می باشد .
 
ضمیمه 1 : خرده فرهنگ :

محله به صورت یک واحد فیزیکی با هویت کاملا مشخص اجتماعی است . صاحبنظران  معتقدند در برنامه ریزی ها لازم است روی پیوند طبقات شهری و خرده فرهنگها  و    گروه های قومی و مذهبی تاکید بیشتری صورت گیرد .
در سه یا چهار دهه اخیر در اغلب شهرهای بزرگ به صورت جزیره ای در دریای خرده فرهنگ ملی جوامع و خرده فرهنگ های شهری در آمدند .
تغییرات سیاسی ، اجتماعی و تکنولوژیکی از اعتبار محله ما به عنوان عامل مهم در زندگی اجتماعی و فردی کاست .
خرده فرهنگ ه در چهار چوب گروه های کوچک شهری شکل گرفت و خود به ایجاد مشکلاتی در سطح شهر دامن زد . ( انحراف اجتماعی ، تنش های همسایگی ، همجواری   و ... )

 
گروهی از خرده فرهنگها که بر کارکرد های اصلی و چهار گانه شهر انطباق دارد .

الف – خرده فرهنگهای کارکردی :
   1 – کارکرد مسکونی :
در این کارکرد نوع مسکن می تواند به سرعت ایجاد گروه های خرده فرهنگی کند . این امر در انسان شناسی شهری با عنوان "همسایگی " یا " همجواری ها " شناخته شده است.
همسایگان تمایلی پیوسته به انسجام یافتن و یکسان سازی الگو های فرهنگی خود دارند که این امر با جذب عناصر همسو و طرد عناصر غیر همسو و در نتیجه تحرک بافت های شهری تقویت می شود ( مانند خرد فرهنگهای موجود در پاساژ های تهران )

   2 – کارکرد کاری :
خرده فرهنگها تعداد بسیار بیشتری در این کارکرد دارند که دلیل این امر ، تقسیم کار بسیار گسترده تر اجتماعی در حوزه کاری است که از مشخصات اصلی شهر ها به حساب می آید .
در اکثر کشورهای توسعه یافته امروز ، هر جامعه دارای خرده فرهنگ های ویژه خود است. در این کشورها اقشار عمدتا بر روی یک سلسله مراتب قرار می گیرند که از مشاغل آزاد (پزشکان ، وکلاء ، قضات) و مدیران عالی رتبه ، شروع و به روسا و مدیران میانی رسیده و به پیشه وران ، کارگران ساده و در آخرین رده کارگران کشاورز ختم می شود . در کشورهای در حال توسعه با گونه شناسی متفاوتی از اقشار حرفه ای روبرو هستیم . از جمله با تعداد بی شماری  از " اصناف "  که هر کدام خرده فرهنگی ویژه خود را دارند .

3-کارکرد اوقات فراغت :
برخی از خرده فرهنگ هایی که در این حوزه مشاهده می شوند در وقع خرده فرهنگ های حرفه ای هستند ( همچون مشاغل : رستوران ها، آژانس های توریستی، ورزشکاران، مسئولان و ... )
با وجود این می توان خرده فرهنگ های دیگری را نیز در این حوزه تعریف کرد که بیشتر حاصل موقعیتهای فراغتی هستند و میزان ثبات در آنها بسیار متغیر است.

4- کارکرد حمل و نقل:
میزان بی ثباتی متغیر بودن در این کارکرد به اوج خود می رسد زیرا فضا های حمل و نقل بنابر تعریف برای " گذر " و " عبور " ساخته شده اند. بنابر این در آنها با کمترین "توقف "  و "سکون " روبرو هستیم و همین امر موجب ایجاد جزء خرده فرهنگ های حرفه ای مشغول به کار ، نظیر رانندگان وسایل حمل و نقل عمومی یا مصنوعی، ماموران راهنمایی و رانندگی و ... با جمعیت بسیار نا پایدار روبرو می کند.

ب- خرده فرهنگ های جنسیتی :
مسائلی که در این حوزه مطرح می شود را می توان به دو گروه تقسیم کرد :
1- خرده فرهنگهای جنسیتی متفاوت و رابطه آنها با شهر
2- روابط جنسی و رابطه آنها با شهر

قسمت اول:
در شهر، ما با فضا ها و گروه های کاملا مردانه  یا زنانه روبرو هستیم که می توانند در همه فضا های کارکردی ( زیستی، کاری، فراغتی، حمل و نقل) تبلور یابند. باشگاه های بیلیارد ، سالن های بوکس و ... برخی مکان ها با غلبه مردانه و سالن های آرایش ، نمایشگاه های مد و ... مکان هایی با غلبه نسبتا زنانه هستند.
جنسیت همچون سایر سطوح هویتی، همواره با یکدیگر ترکیب شده و خرده فرهنگ هایی متعدد به وجود می آورند.

قسمت دوم:
بخش بزرگی از مطالعات در سال های اخیر بر حوزه روابط جنسی متمرکز شده است. انواع خرده فرهنگ های هم جنس گرایانه ( مذکر و مونث ) ، خرده فرهنگهای انحرافی و بیمارگونه ( انواع شی ء پرستی ها ، دیگر آزاری ، خود آزاری ...) ، و ... هر یک نه فقط به مثابه مجموعه ای از رفتارها و ذهنیت های فرهنگی تعریف می شوند ، بلکه با حوزه های سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی  و با فضاهای شهری ( در توزیع و تراکم خود ) نیز روابط متعدد به وجود می آورند .

ج – خرده فرهنگ های خویشاوندی و قومی :
 معمولا شهر سبب فود پاشی گسترده مناسبات و پیوندهای نخستین یا اولیه( خویشاوندی ، قومیت ، ...) شده و آنها را به پیوندهای ثانویه ( همسایگی ، شغلی و ... ) بدل می کند . تبدیل اجتماع به جامعه همراه خود سبب تجزیه و پراکندگی روابط پیشین می شود . پدید آمدن " محله های قومی " در شهرهای بزرگ توسعه یافته اکنون گویای آن است که هویت های قومی و خویشاوندی ابزاری برای ورود به جامعه بزرگ و فرهنگ غالب و کاهش ضربات فرهنگی ناشی از برخورد مستقیم فرهنگ های نا برابر و غریب با یکدیگر هستند . به این ترتیب قومیت و نظام خویشاوندی به موضوعاتی بسیار مورد توجه در پژوهشهای شهری بدل شدند .
 
د- خرده فرهنگ های سنی :
تفکیک سنی به ویژه در قالب اختلاف بین نسلی خود را در شهر های جدید به شدت منعکس می کند . جوانان به مثابه یک خرده فرهنگ بزرگ ، خود خرده فرهنگهای متفاوتی را درون خویش ایجاد می کنند که در همه سطوح هویتی در آنها قابل مشاهده است . تفاوت این خرده فرهنگ ها با سایرین شاید بیش از هر چیز در فعال بودن و پویایی بسیار بالای آنها ست که از خصوصیات اصلی جوانی به حساب می آید .

 
ضمیمه 2 : روند شکل گیری محله ها در شهرهای اسلامی :

1 – شکل گیری اولیه محله بر اساس تقسیم بندی های نژادی ، قومی ، دینی یا خویشاوندی بود و در بسیاری موارد همین امر برای نامگذاری محله مورد استفاده قرار می گرفت . اهالی محله عموما با یکدیگر احساس همبستگی و به محله احساس تعلق می کردند. رقابت و اختلاف میان محلات که گاه به جنگ و جدال نیز می انجامید، امری رایج بود.
2- هر محله دارای گروهی از فضا ها بود که به آن نوعی استقلال نسبت به محله های دیگر می داد. این فضا ها عمدتا شامل همه فضا های اصلی شهر در ابعادی کوچک می شدند : بازار محلی، مغازه ها، مسجد، حمام، مدرسه، آب انبار.
3- محله در ساخت خود تاثیر پذیری از عوامل اقلیمی، اقتصادی و سیاسی را نشان می داد.
4- محله ها عموما دارای یک ساختار سیاسی مدیریتی بودند که در یک مجموعه ساختاری بزرگ تر قرار می گرفت.
5- محله ها از لحاظ حجم و عناصر تشکیل دهنده خود بسیار متفاوت بودند.
 
ضمیمه 3 : تحلیل فضایی محل:

1- گونه شناسی فضا های مسکونی (خانه، آپارتمان، مجتمع مسکونی )
2- ریخت شناسی مساکن موجود ( میزان تراکم، بافت مسکونی، شکل آن، متراژ مسکونی و ... )
3- گونه شناسی و تشریح اشکال مالکیت و مدیریت، تشریح شکل غالب در آنها
4- تشریح فضا ها و تاسیسات عمومی ( فضا های سبز، خدمات و امکانات رفاهی شهری ...)
5- تشریح فضا های درونی (تقسیم فضا و طراحی آن، تاسیسات رفاهی درونی، آرایش فضا، پویایی فضا)
6- تشریح روابط کارکردی درون فضا های مسکونی
7- تشریح روابط همسایگی در سطح واحد های مسکونی در سطح محله شهری

منابع:

1- حائری، محمد رضا ؛ زلزله در اندیشه ، دعوت به بازبینی در مفاهیم معتبر ، فصلنامه اندیشه ایرانشهر- شماره 1 ، پاییز 1383.
2- بیگدلی، مهناز ؛ شهروندی با دقت در تعریف، مقاله ، 1383
3- منصور فلامکی ؛ فرهنگ زیست محله ای  شهر های ایران ؛ مقاله ؛ 1384
4- اصانلو ، حسن ؛ فرهنگ معماری  - موسسه آموزش خدمات جهانگردی و هتلداری ؛ جزوه آموزشی ؛ 1384
5- فکوهی ، ناصر ؛ انسان شناسی شهری ؛ نشر نی  ؛ 1383
6- قجری ، حسین علی ؛ نقش سازمانهای محله ای (CBOS  ) به مثابه بخشی از جامعه مدنی در  نظم اجتماعی  - دانشگاه تربیت مدرس ؛ مقاله ؛ 1383
7- غفاری ، غلامرضا؛ باز تولید سرمایه اجتماعی  در سطح  محله ؛ دانشگاه تهران ؛ مقاله ؛ 1384
8- غراب ، ناصرالدین ؛ نقش مدیریت محله ای در مشارکت مدنی ؛ مقاله ؛ 1383
9- طالب ، مهدی ؛ چالشهای اساسی باز تولید سرمایه اجتماعی ، دانشگاه تهران ، مقاله ، 1383
10 - فالکس ، کیث ؛ شهروندی ، ترجمه : دلفروز ، محمد تقی ؛ 1382
11 – معاونت مستقل امور بهداشت و درمان ، خانواده سالم ، 1384
12 – فصلنامه اندیشه ایرانشهر ، شماره 2 و 3 و 4
13 – مشهدی زاده ، ناصر ؛ زندگی شهری چگونه شکل گرفت ، مقاله ، 1384
14 – جعفر پور ، محمد رضا ؛ پیوستگی های همسایگی ؛ تعلق خاطری روبه زوال ( محله نباید نابود شود ) ، مقاله ، 1384
15- پیران ، پرویز ؛ شورا ها و شورا یاری ضرورت های ملی و بستر های جهانی، مقاله ، 1383.
16- سلطان زاده، حسین ؛ فضا های شهری در بافت های تاریخی ایران ، دفتر پژوه های فرهنگی ، 1370.
17- پایگاه اطلاع رسانی شهر سازی و معماری www.uan.ir
18- حبیبی ، محسن ؛ محله باهستانی سرد ، مقاله ، 1384
19- حبیبی ، محسن ؛ خاطره زیر بنای شهر ، مقاله ، 1384
20- تکمیل ، همایون ؛ غلامحسین ، هویت بخشی به محله های تهران با احیای آثار تاریخی و میراث فرهنگی ، مقاله ، 1383.
21- رحیم مشائی، اسفندیار؛ همایش توسعه محله ای – پیشگفتار، 1383.
22- یازرلو، زکریا همایش توسعه محله ای – مقدمه، 1383.
23- بلخاری قهی ، حسن؛ هویت و جایگاه "شهر " در تمدن اسلامی ، مقاله 1383.
24- میر سلیم ، سید مصطفی؛ جدیدی ، احمد ؛ هویت و فرهنگ محله ای ، مقاله 1383.
25- دکتر فریادی، دکتر طبیبیان؛ آفرینش محلات و مکان ها در محیط انسان ساخت ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1384.
26-کزازی ، میر جلال الدین؛ کوی و برزن و جغرافیای فرهنگی ، مقاله، 1383.
27-سایت های اینترنتی مرتبط

 

                                                                           تهیه و تنظیم: اعظم محمدی و فرهاد فرهنگ فر


+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 10:32 توسط خورشيد |