دوباره بوسه و لبخند میشه سرگرمی دنیا
شعله ی بی وقفه ی عشق میزنه روتن ظلمت
توهمین روزای توراه میشکنه شیشه ی وحشت
یه روزی که خیلی دورنیست میرسه فصل شگفتن
بی هراس از شب وتکرار ازحضورخنده گفتن
میشه فردای من وتو لب به لب شعر رسیدن
روتن دیوارکهنه نقش آزادی کشیدن
فهرست عناوين
1- مقدمه
2- اهداف
3- تعريف
4- ساختارتشکيلاتی دفاترخدمات مسافرتی
5- استراتژی گردشگری
6- نرخ گذاری
7- اطلاعات گردشگری هرمزگان
8- نتيجه گيری
مقدمه
كشور ما ايران اسلامي با برخورداري از آثار بجاي مانده از ميراث چند هزار ساله تمدن كهن بشري و جاذبه هاي منحصر به فرد تاريخي، فرهنگي و طبيعي سالانه باعث تردد بي شما ر گردشگران داخلي و خارجي ميبا شد . اين قابليت از جهات مختلف مورد توجه قرارميگيرد.
بدون ترديد نقش مهم صنعت گردشگري در توسعه پايدار و عبور از بحرانهاي مالي، سياسي ، اقتصادي و ... در هر كشوري مورد توجه ميباشد در اين راستا كشور ما از موضوع گردشگري و توسعه اين صنعت ميتواند براي برنامه هاي اقتصادي اجتماعي، سياسي به ويژه در جهت توليد اشتغال گامهاي اساسي بردارد . در آمارهاي رسمي جهاني از هر 8 نفر شغل ايجاد شده يك مورد آن متعلق به گردشگري ميباشد و اين مهم در كشور ما حائز اهميت بوده و مي توان ادعا نمود اين آمار قابل افزايش نيز ميباشد.
با مشخص شدن اهميت و لزوم توسعه اين صنعت در كشور و قابليت هاي موجود، بايد اذعان نمود كه سرمايه گذاري در جهت ايجاد، تكميل، توسعه و تجهيز هرچه مناسب تأسيسات گردشگري بيش از پيش مورد توجه دولت و مسئولين محترم قرار ميگيرد.
با مطالعه نيازهاي جدي جامعه جهت توسعه زيرساختهاي گردشگري منجمله توسعه تأسيسات و مراكز اقامتي اين امكان را بوجود ميآورد كه جذب سرمايه گذاري داخلي و خارجي بدين منظور از اهميت بسزايي برخوردار ميباشد.
2- اهداف
1- مطالعه و بررسی وضعيت گردشگری داخلی از نظر کيفی و کمی
2- بررسی و شناخت امکانات و ظرفيت های گردشگری داخلی از نظر تاسیسات، موسسات، جاذبه ها و جمعیت آماری گرشگران داخلی
3- بررسی و شناخت راهکارهای بسط و توسعه گردشگری داخلی و ارائه طرح ها و برنامه های اجرایی مناسب
4- مطالعه، بررسی و ارائه طرحها و دستورالعمل های لازم به منظور تشویق و ترغیب گردشگران داخلی
5- ارائه طرحها و دستورالعمل های لازم به منظور جلب همکاری موسسات و تشکل های بخش خصوصی در توسعه گردشگری داخلی و در قالب ضوابط و مقررات مربوط
6- اعمال و اجرای طرحهای حمایتی، هدایتی و نظارتی از موسسات، سازمان ها و ارگانهای فعال در گردشگری داخلی با رعایت ضوابط و مقررات مربوط
7- نيازسنجی و اخذ آرا و پیشنهادات گردشگران داخلی، سازمانها و موسسات فعال در زمینه گردشگری به منظور اصلاح و تقویت سیستم جاری گردشگری داخلی
8- ایجاد پایگاهها و بانک های اطلاعاتی با همکاری سایر واحدها و ارائه آگاهی های لازم به گردشگران داخلی در خصوص شاخص ها و استانداردهای مراکز اقامتی، هتل ها، مهمانسراها، مجتمع های پذیرایی، دفاتر خدمات مسافرتی، راهها و وسایل ارتباطی
9- بررسی و اقدام لازم به منظور راه اندازی خانه های گردشگری استانها
10- بررسی و اقدام لازم جهت اطلاع رسانی در مبادی ورودی و خروجی شهرها به منظور ارتقا آگاهی بازدیدکنندگان و گردشگران
11- کنترل، نظارت و ارزیابی عملکرد کیفی و کمی مراکز اقامتی، دفاتر مسافرتی، مجتمع های پذیرائی، ترمینال ها، مدیران فنی، راهنمایات تورها و سایر تشکل های فعال در امور گردشگری داخلی در چارچوب ضوابط و مقررات مربوط و با همکاری سایر واحدهای سازمان متبئع
12- بررسی و رسیدگی به درخواست ها، پیشنهادات و شکوائیه های مرتبط با فعالیت های گردشگری داخلی
13- بررسی و رسیدگی به درخواست ها و شکوائیه ها در ارتباط با استاندارد مراکز اقامتی، دفاتر خدمات مسافرتی
14- نظارت مستمر بر نحوه اجرای مقررات، آئین نامه ها و دستورالعمل های گردشگری
15- مطالعه، بررسی و برنامه ریزی فعالیت های نوین گردشگری خارجی براساس سیاست گذاری های سازمان
16- بررسی و شناخت وضعیت و شرایط جاری گردشگری خارجی و راهکارهای اجرائی تغییر، اصلاح، بسط و توسعه آن
17- ارائه طرحها و برنامه های مناسب برای جذب گردشگران خارجی با توجه به امکانات، ظرفیت ها و سیاست های سازمان
18- ایجاد تسهیلات صدور روادید در مبادی ورودی کشور، رفع موانع، ارائه اطلاعات و خدمات رفاهی در سفارت خانه ها با همکاری واحدهای ذیربط
19- مطالعه و بررسی و رائه طرحهای اجرایی به منظور اسکان در هتل ها، تسهیل مبادلات ارزی، ارتباط با دفاتر خدمات مسافرتی، حمل و نقل، برنامه های بازدید گردشگران خارجی در طول اقامت
20- هماهنگی لازم با دستگاهها و نهادهای ذيربط برای تامين امنيت گردشگران خارجی در طول اقامت آنها
21- برقراری ارتباط و هماهنکی های لازم با ساير کشورها بالاخص کشورهای اسلامی و منطقه برای مبادله اطلاعات و توسعه کمی و کيفی فعاليت های گردشگران خارجی
22- فراهم نمودن تسهيلات و زمينه های لازم برای برگزاری تورهای تخصصی گردشگران خارجی (ورزشی، درمانی، علمی، دانشجويی و...)
23- تشکيل پايگاهها و بانک های اطلاعاتی و آماری و ارائه آگاهی های لازم به گردشگران خارجی
24- بررسی و ايجاد تسهيلات و زمينه های مناسب به منظور هدايت و حمايت از فعاليت های بخش خصوصی در بسط و توسعه گردشگری خارجی
25- اجرای موافقت نامه های دو يا چند جانبه با ساير کشورهای توسعه فعاليت های گردشگری خارجی و اهتمام برای توسعه اينگونه توافقنامه با کشورهای ديگر
26- حضور موثر و فعال در مجامع بين المللی گردشگری و اقدامات لازم برای توسعه گردشگری خارجی
27- بررسی و رسيدگی به درخواست ها، پيشنهادات و شکوائيه های مرتبط با فعاليت های گردشگری خارجی
3- تعريف
گردشگر: فردی که محل اقامت خود را حداقل ۲۴ ساعت ترک و به مناطق دیگر به منظور سیاحت ، تجارت ، تحصیل ، کاوش ، زيارت ، ورزش ......سفر کرده و به جای اول خود برگردد.
4- ساختار تشکيلاتی دفاتر خدمات مسافرتی برابر ضوابط و مقررات
به استنادتبصره 6ماده (7)اصلاحی قانون توسعه صنعت گردشگری مصوب 1375- وهمچنین بندهای الف ـ ب ـ پ آيين نامه نظارت برتاسیس و فعالیت دفاتر خدمات مسافرتی سياحتی ـ جهانگردی و زيارتی را به شرح زیر به سه دسته تقسيم می کنند:
-آژانس های مسافرتی بند الف ماده يک آيين نامه فوق :
دفترخدمات مسافرتی که درزمینه تنظیم برنامه های مسافرتی ، فروش بلیط مسافرت ، ذخیره مکان و هرگونه اقدام دیگر مربوط به خدمات ترابری مسافربه طورمستقیم یا غیر مستقیم با رعایت قوانین و مقررات راه و ترابری فعالیت می نماید.
-آژانس های مورد اشاره در بند ب ماده يک آيين نامه فوق :
دفتر خدمات مسافرتی جهانگردی بند "ب " در زمينه تنظيم برنامههای مسافرتی ، فروش بليط مسافرت ، ذخيره مکان ، اخذ رواديد ، تنظيم و انجام مسافرت گروهی داخلی و خارجی و هرگونه خدمات گردشگری فعاليت مینمايد.تحت نظارت مستقیم سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری هستند . و وظایف اصلی آنها بر گزاری انواع تور داخلی و خارجی ، رزرو هتل ، اخذ ویزا و سایر فعالیت های مرتبط با صنعت گردشگری هستند . شایان ذکر است این گونه دفاتر بر گزاری تور در مسیر عربستان ـ سوریه و عراق را ندارند
-آژانس های بند پ ماده يک آئين نامه فوق :
دفترخدمات زیارتی که درزمینه ثبت نام ، تنظیم و انجام مسافرت های زیارتی به داخل و خارج ازکشورذخیره مکان و هرگونه خدمات زیارتی با رعایت قوانین و مقررات حج وزیارت فعالیت می کند. تحت نظارت مستقیم سازمان حج و زیارت هستند وظیفه اصلی آنها برگزاری انواع تور با جنبه زیارتی است از جمله برگزاری تورهای عربستان ـ سوریه و عراق و تورهای زیارتی داخلی ، این گونه دفاتر حق برگزاری تور در مسیرهای غیر زیارتی را ندارند .
آژانس های مسافرتی موجود در کشور می توانند هر یک از مجوزهای مذکور را به طور مجزا با ترکیبی از هر دو یا هر سه مجوز داشته باشند. در آن صورت آژانس مربوطه به طور همزمان تحت نظارت مستقیم تمامی سازمانهای مرتبط قرار گرفته و مجوز خود را از آنها دریافت می نماید . برگزاری هر گونه تور ـ گشت در داخل کشور و یا مقاصد خارج از کشور و همچنین تورهای گروهی از وظایف اصلی دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی دارای مجوز فعالیت تأسیس از سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری بوده و فقط این دفاتر مجاز به فعالیت تورگردانی هستند . لذا ورود سایر اشخاص حقیقی و حقوقی و همچنین دستگاه ها و نهادهای دولتی و خصوصی به امور تور گردانی ممنوع بوده از نظر سازمان مزبور به عنوان دفاتر غیر مجاز و دخالت در کار دفاتر و شرکت های خدماتی محسوب شده و متخلفین به مراجع قضایی معرفی می شوند . مربوط به بند الف ـ ب ـ پ . صدور مجوز دفاتر خدمات مسافرتی با انگیزه خاص ، این گونه دفاتر فعالیتشان اختصاصی است .
این دفاتر با برقراری مواجهه میان عرضه کننده و تقاضا کننده در واقع شکل دهنده بازار گردشگری هستند و در مواردی که این بازار پیشتر شکل گرفته است به عنوان عاملی رونق بخش و متحول کننده بازار عمل می کنند دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی ضمن برقراری تماس با تورگردانان اقدام به فروش بسته های سفر از سوی آنها می کنند ، این دفاتر همچنین خود اجزاء جدا از هم، سفر را نیز به نمایندگی از عرضه کنندگان منفرد آن نظیر شرکت هواپیمایی، حمل و نقل جاده ای ، ریلی و دریایی یا هتل ها و راهنمایان تور بفروش می رسانند . وظیفه یک واسطه در هر صنعتی آن است که شکل کالا و خدمات تولید آن صنعت را از صورتی که مورد نظر مشتری نیست به شکلی که او می تواند از آن بهره مند شود تبدیل نماید . اولاً درحالی که واسطه گر در صنعت گردشگری تنها آن موقع نسبت به خرید کالا یا خدمات از عرضه کننده اصلی اقدام می کند که مشتری سفارش آن را داده باشد این ویژگی دارای دو حسن بزرگ برای واسطه است . نخست اینکه واسطه نیازمند سرمایه در گردش قابل ملاحظه ای برای خرید و انبار کردن موضوع فعالیت ( صندلی هواپیما ، تخت هتل ، راهنما و ... ) نخواهد بود . دوماً ویژگی دیگرآنست که واسطه در صنعت گردشگری تعهدی نسبت به کیفیت محصولی که برای مشتری از عرضه کننده اصلی تهیه کرده است ندارد و تعهدات مقابل مشتری همه بر عهده عرضه کنند اصلی است . به عنوان مثال دفتر خدمات مسافرتی به عنوان فروشنده بلیط یک شرکت هوایی ، مسئولیتی در قبال تاخیر پروازها ندارد .
موضوع فوق سبب می شود که واسطه گردشگری مورد اعتماد بیشتر مشتری قرار گیرد زیرا او تعهد و وابستگی خاصی به عرضه کننده معینی ندارد . همن موضوع برای عرضه کننده اصلی یک مشکل به حساب می آید ...
در بيشتر موارد توسعه گردشگري غالباً به صورت «خود به خود» و بدون برنامهريزي صورت ميگيرد هر چند مواردي وجود دارد كه گردشگري به صورت سنجيده با استفاده از استراتژي قطب رشد برنامهريزي مي شود اين استراتژي شامل ايجاد امكانات گردشگری در مكان هايي است كه از نظر استراتژيكي به عنوان مراكز ترويج توسعه گردشگري وتوسعه اقتصادي مناسب هستند. سلسله مراتب بدين گونه است.
1ـ انتخاب يك مكان مناسب (قطب رشد) به وسيله دولت، معمولاً در منطقهاي كه از نظر اقتصادي مناسب است و براي فراهم آوردن نوعي توسعه گردشگری از قبل مناسب تشخيص داده شده است.
2ـ از طريق فعاليتهاي دولتي وفراهم آوردن انگيزهها، سرمايهگذاري دولتي و خصوصي در ناحيه تزريق ميشود. معمولاً سرمايهگذاريها به صورت فراهم آوردن امكانات زيربنايي به صورت سوبسيد است.
3ـ اين سرمايهگذاري افراد، خدمات حمايتي و ديگر امكانات زيربنايي گردشگری را جذب ميكند و غالباً به وسيله محركهاي پيوسته دولتي ايجاد ميشود.
4ـ رشد اقتصادي نهايتاً به صورت خودكفا و مستقل از گردشگري صورت ميگيرد. زماني كه بازار محلي جدا از فرصت هاي گردشگری ايجاد ميشود، سرمايهگذاريهاي جديدي صورت ميگيرد. در اين نقطه به تدريج محرك ها كنار گذاشته ميشوند. در همين زمان سودمنديهاي اقتصادي از قطبهاي رشد به مناطق افراد نشت ميكند.معمولاً زماني كه برنامهريزي گردشگري «مقصدگرا» است يعني مقصد جاذبه گردشگری مورد نظر برنامهريزيها ميباشد، استراتژي قطب رشد مورد استفاده قرار ميگيرد.
6- نرخ گذاری
به طور ساده نرخ گذاری يعنی تعيين نرخ برای کالا يا خدمت. نرخ گذاری فعالیتی است که بايد تکرار شود و فرايندی مداوم و پيوسته محسوب می شود .اين تداوم ناشی از تغييرات محيطی و عدم ثبات شرايط بازار است که لزوم جرح و تعديل نرخ را ايجاد می کند.نرخ گذاری با هدف حداکثر کردن سود،افزايش سهم بازار ،رهبری کيفيت، ادامه حيات و يا افزايش نرخ بازار صورت می گیرد.
- نرخ / هزینه
نرخ عاملی است که در ازای تقاضای مصرف خدمات گردشگری از مصرف کننده دریافت می گردد . در فرآیند تولید خدمات گردشگری ، مدیران و بازاریابان بایستی توجه داشته باشند که قیمت تنها هزینه ای نیست که مشتریان می پردازند . بلکه امکان دارد هزینه های دیگری نیز در ارتباط با زمان و مخارج طول سفر ، هزینه های عدم سازگاری و احساس نابرابری در برابر هم سفران و غیره نیز وجود داشته باشد که بایستی در فرآیند قیمت گذاری عوامل گردشگری مورد توجه قرار گیرند .
معمولاً قیمت گذاری خدمات گردشــــگری با توجه به هزینه تمام شده سفر و نیز با در نظر گرفتــن جنبه های روان شناختی و رقابتی جامعه مصرفی تعیین می گردد . در واقع قیمت یکی از مهم ترین و قابل لمس ترین عوامل بازاریابی ترکیبی است ، که برای تعیین آن بایستی به نکات زیر توجه گردد :
1. اهداف فعالیتی و بازار هدف .
2. برآورد هزینه کامل تولید ، توزیع و پیشبرد فرآورده تولید شده .
3. تمایل و گرایش بازار هدف برای کالا یا خدمتی که تولید می کنیم .
4. قیمت های تعیین شده رقبا برای همان کالا یا خدمت به منظور عرضه به همان بازار هدف .
5. قیمت ها و دسترسی به فرآورده های تکمیلی ( برای نمونه : زمین های مورد نیاز چادر زدن ، متل ها ، و تخت و صبحانه فرآورده های تکمیلی اقامت هستند ) .
6. شرایط اقتصادی ( محلی یا ملی )
7. امکان ایجاد تحرک در عرضه کالاها یا خدمات پرمنفعت ( مانند ؛ قایق ) از طریق عرضه خدمات مرتبط با آن ( نگهداری و تعمیر ) با کم ترین هزینه .
همچنین در هنگام نرخ گذاری فعالیت های گردشگری بایستی به موقعیت های مختلف و عوامل جانبی گردشـــگری توجه داشته باشیم . مانند نرخ گذاری برای ارتقاء فروش در فعالیت های خارج از فصل یا غیر فصل ، تمهیدات برای اقامت بیشتر مسافران ، تورهای گروهی ، و فروش برنامه های ترکیبی ( ترکیب اطاق ، غذا ، و تجهیزات تفریحی ) .
- مکان / محل
مکان یا محل عبارت از محلی است که مشتری وجه کالا یا خدمت گردشگری را می پردازد و یا به عبارتی محلی است که کالا یا خدمت گردشگری به مصرف می رسد . روابط مهمان نوازی و مهمانداری در تأمین محل مناسب برای عرضه خدمات گردشگری حائز اهمیت می باشد . این شامل طرز تفکر مشــتری مداری از سوی صاحبان ، مدیران و نیز کارکنان خدمات گردشگری می باشد چنانچه صاحب تشکیلات گردشگری یا مدیر آن نسبت به مشتری توجه کافی نداشته باشد ، کم تر احتمال می رود که کارکنان زیردست او نیز این توجه را داشته باشند . همچنانکه روش های توزیع نیز متحول شده اند ، و سریعتر ، پیشرفته تر و گسترده تر از گذشته انجــام می شوند . مدیران و بازاریابان خدمات گردشگری بایستی به رفاه مشتریان در هنگام دریافت خدمات توجه نمایند . برای مثال به مکان عرضه ، دسترسی ، سرعت ارائه خدمات ، زمان فروش خدمات و نیز موجودی خدمات توجه زیادی داشته باشند ، چنانکه در مورد کالاها نیز همین تفکر وجود دارد . بسیاری از فعالیت های خدمات مسافرتی و جوامع گردشگری در شناخت نقش خود در بهینه سازی شرایط سفر به ناحیه خود و خروج از آن دچار اشتباه می شوند . حال آنکه فعالیت توزیع خدمات فراتر از مرزها و محدودیت های مکانی یک عرضه کننده خدمات گردشگری است . یک تجربه نامطلوب در هنگام ورود یا خروج از یک مکان گردشگری می تواند تأثیر کاملاً متفاوتی را در بازدیدکنندگان ایجاد نماید . برای جلوگیری از این آثار نامطلوب می توان از تمهیدات زیر استفاده نمود و تا حدود زیادی بر شرایط نامطلوب غلبه کرد :
1- تهیه نقشه ها و مسیرهای گوناگون .
2- تهیه زمان تقریبی مسافرت و طول مسافت ها از مقاصد مختلف .
3- تهیه و ارائه مسیرهای مسافرتی و منظره ای .
4- شناسایی جاذبه ها و تجهیزات پشتیبانی در طول مسیرهای مسافرتی مختلف .
5-آگاه کردن مشتریان بالقوه از گزینه های حمل و نقل به ناحیه مورد نظر مانند ، هواپیما و راه آهن ، و غیره .
7- اطلاعات گردشگری هرمزگان
استان هرمزگان با وسعت حدود 71193 کیلومتر مربع؛ معادل 3/4 درصد مساحت کشور را به خود اختصاص داده است. این استان در جنوب کشور قرار گرفته و از شمال به استان کرمان، از جنوب به آبهای نیلگون خلیج فارس، از شرق به استان سیستان و بلوچستان و از غرب به استانهای فارس و بوشهر محدود شده است. استان هرمزگان دارای 11 شهرستان، 21 مرکز، 29 بخش، 76 دهستان و 1908 آبادی دارای سکنه است.
- شهرستان بندر عباس:
مرکز شهرستان بندر عباس است. وسعت این شهر که در ساحل خلیج فارس واقع شده حدود 45 کیلومتر مربع و ارتفاع آن از سطح دریا 10 متر می باشد. در تقسیمات فعلی کشوری، شهر بندر عباس مرکز استان هرمزگان و یکی از مهمترین مراکز استراتژیکی و تجاری ایران در جوار خلیج فارس و دریای عمان می باشد. این شهرستان از سمت شمال به شهرستان حاجی آباد و از سمت شرق به شهرستان های میناب و رودان، از غرب به شهرستان بندر لنگه و از جنوب به خلیج فارس و جزیره قشم محدود می باشد.
بزرگ ترين جزيره خليج فارس است که از طبيعتی شگفت انگيز و پيچيده برخوردار می باشد. دوستداران طبيعت؛ جاذبه های طبيعی اين جزيره را عجايب هفتگانه می خوانند و عقيده دارند در پهنه ای 1400 كيلومتر مربعی، وجود چنين طبيعتی تنها با واژه "بی نظير" قابل توصيف است. جزيره قشم علاوه بر برخورداری از ويژگی های طبيعی، از موقعيت خاص استراتژيك در صحنه سياست نيز برخوردار است.
-جزیره کیش :
يکی از مناطق توريستی خليج فارس و استان هرمزگان می باشد که سالانه صدها هزار نفر برای گذراندن تعطيلات خود به اين جزيره زيبا سفر می کنند. اين جزيره با داشتن دريای پاک و زلال، سواحل شنی ديدنی، شبهای زيبا، مراکز خريد عالی و اماکن تفريحی زيادی همچون شهر تاريخی حريره، کشتی يونانی، ساحل تفريحی، باشگاه ورزشهای دريايی، پارک دلفينها، قايق کف شيشه ای، آکواريوم، شهر زيرزمينی و... اقامت مسافران را فراموش نشدنی و خاطره انگيز می کند.
-جزيره هرمز:
جزیره بیضی شکل هرمز که طول محیط آن حدود ۶۰۰۰ متر می باشد در مدخل خلیج فارس و به فاصله ۸ کیلومتری بندرعباس قرار دارد. این جزیره را به علت موقعیت جغرافیایی آن (مجاورت با تنگه هرمز)، کلید خلیج فارس می دانند. همین موقعیت است که آنرا از نظر سوق الجیشی و بازرگانی از اهمیت خاصی برخوردار ساخته است. آلبوکرک دریاسالار پرتقالی در سال ۸۸۶ ه. ش. (۱۵۰۷ م.) آنرا تصرف نموده با ایجاد استحکامات نظامی بیش از یک قرن بر کرانه های خلیج فارس تسلط داشته است.
8- نتيجه گيری
باهمه اينها ديداراز هرمزگان مستلزم تدارکات معينی است اين تدارکات برای ديداراز مرکز استان يا يکی از جزايرضرورت ندارد. تنهايی مسافرت کردن مشکل است مگراينکه انسان دوستی درهرمزگان داشته باشدکه اوراهمراهی کند ، بنابراين بهترين راه پيوستن به يک تورسازمان يافته است ، از طريق آژانس مسافرتی که گروه توريستی کوچکی را عرضه می نمايند، ذخيره کردن جا امکان پذيراست . برای مسافرانی که خودشان را با محدوديت ها وفق می دهند هرمزگان غنای عظيمی دارد و از بين همه شهرهای هرمزگان بندرعباس پرجاذبه ترين و يکی از مسحورکننده ترين مکان ها درهرمزگان به حساب می آيد. گاهی اوقات گردشگران به خاطردلخوشی اقامت در هتل هرمزبه طوردلپذيربا معماری زيبا ساخته شده است سری به بندرعباس می زنندو اين هتل به قدری شيک است که موجب جلب توجه مشتريان متشخصی مانند شخصيت های برجسته کشوری گرديده است ، تقريبا" اکثريت گردشگرانی که هرمزگان می آينددربندرعباس پا به زمين می گذارند؛ بندرعباس شهرستانی است که چندين خط هوايی عمده بين المللی درآن فعاليت می کنند.اگربازاررااستثنا کنيم جاذبه عمده ای که درآن وجودداردموزه مردم شناسی خليج فارس است درداخل موزه نقوش برجسته تابلووارصحنه ای را نشان می دهد که درآن هريک از افرادو درهرحالی که لباس محلی به تن وهدايايی ويژه ايی دردست دارند و منتظر ادای احترام هستند.
برا ی آنهايی که روح مخاطره جويی دارند دردسرهای مسافرت درهرمزگان درمقابل لذت هاو خوشی هايی که عرضه می کنند به حساب نمی آيد. حتی ممکن است برخی به اين نتيجه برسند که حس پيشگام بودن و پيداکردن مکان های دوراز دسترس به جاذبه هرمزگان می افزايد.
یاد روزهای سخت گذشته و نگاهی به آینده مرا و خانواده ام را نگران می کند
امیدوارم خداوند روزهای آینده را خوب پیش بینی کرده باشد
امروز از جمله روزهایی است که خیلی نگران و ناراحت هستم و امید چندانی هم
ندارم و نمی دانم چه می شودکاش یکی به من می گفت که چه پیش خواهد آمد
و چه خواهد شد و بیشتر از هرروزی نگران هستم
امان از نگرانی ، امان از آینده
نگران باشم یا نباشم
نگران باشم یا نه
نگرانی چیست ؟

کتاب رمان
-----
بازباران بارید وخیس شد خاطره ها ، مرحبا بردل ابری هوا، هرکجاهستی باش ، آسمانت آبی وتمام دلت ازغصه دنیا خالی . نوروز مبارک
-----
چه سنت قشنگیه ، به دست آوردن دلا
خط کشیدن رودفترجدول ضرب مشکلا
چه سنت قشنگیه ، چیدن هفت سین ودعا
سپردن سالی که رفت به دفترخاطره ها
پیشاپیش نوروز مبارک
-------
سه پیام ازکوروش کبیر :
اگر کلید دری را ندارید قفلش نکن
اگرکسی را دوست نداری خردش نکن
واگردستی را گرفتی رهایش نکن
عید شادی آفرین و باستانی بر شماو خانواده محترم مبارک
----------
با آرزوی ۱۲ ماه شادی ۵۲ هفته خنده ،
۳۶۵ روز سلامتی ،
۸۷۶۰ ساعت عشق ،
۶۰۰ ۵۲۵ دقیقه برکت ،
۳۱۵۳۰۰ثانیه دوستی ،
پیشاپیش سال نومبارک
--------
پیشاپیش سال ۱۳۹۱ خورشیدی ، برابربا سال : ۷۰۳۴ میترایی آریایی و۳۷۵۰ زرتشتی و۲۵۷۱شاهنشاهی را شادباش می گوییم ، هرچند از هجرت ۱۳۹۱ سال می گذرد ولی سرزمین آریایی من : ۵۶۴۹ سال قبل نوروز را جشن می گرفت و ۲۳۴۷ سال پیش ازآن مردم این دیار خدایی را ستایش می کردند و کوروش ۱۱۸۵ سال قبل دوستی را درجهان گستراند . آری پیشینه سرزمین من بسی بیشتراز ۱۳۹۱ سال است .
---------
دستان پرنوازش بهار ، طبیعت خفته را از خواب بیدار می سازد ، زمین و درخت رازهای رنگارنگ و عطر آگین خویش را نثار نگاه ما می کنند. درسال جدید خورشیدی ، سبزی ، شادی ، کامیابی ، بهره وری ، اثربخشی فعالیت ها و بهروزی تان را ازایزدمنان آرزومندیم .
سكوت چيست...؟ جز حرفهاي ناگفته
سكوت چيست...؟ جز فريادهاي بيصـدا
سكوت چيست...؟ جز رنـجهاي ناگفته
سكوت چيست...؟ جز كلامي به بلنداي ناگفـتن
سكوت چيست...؟ جز نگاه معصـوم كودكي غمبار
سكوت چيست...؟ جز بيان كلامي بي زبان
سكوت چيست...؟ جز آه مظلوم بر ظلم ظالـم
سكوت چيست...؟ جز پيماني خونيـن در آوردگاه رزم
سكوت چيست...؟ جز عشـق ،جز رفتـن
سكوت چيست...؟ جز جاده اي ناپيموده
سکوت چیزی جز فریاد بلند معرفت نیست من هنوزم غریب جاده سرنوشت خویشم ×××
شاگردی از استادش پرسید: عشق چست ؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد
داشته باش كه نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی...
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی ؟
با حسرت جواب داد:هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به
امید پیداكردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد گفت: عشق یعنی همین...!
شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست ؟
استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش
كه باز هم نمی توانی به عقب برگردی...
شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهی با درختی برگشت .
استاد پرسید : شاگرد چی شد ؟ و او در جواب گفت : به جنگل رفتم و اولین
درخت بلندی را كه دیدم، انتخاب كردم. ترسیدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی
برگردم .
استاد گفت : ازدواج هم یعنی همین...!
من سکوت اختران آسمان دانم که چیست...
سلام.امیدوارم حالتون خوب باشه و ایام به کامتون.در این یادداشت قصد دارم قطعه شعری زیبا از عارف واصل زمان حکیم حسین محی الدین الهی قمشه ای همراه با صدای استاد و قطعه ی زیبای دیگری از معلم شهید دکتر علی شریعتی تقدیمتون کنم.
من سکوت اختران آسمان دانم که چیست
من سکوت عمق بحر بی کران دانم که چیست
من سکوت دختر محجوب پر احساس را
در حضور مرد محبوب جوان دانم که چیست
من سکوتی را که تنها با نوا ی ساز و چنگ
در میان انجمن گردد بیان دانم که چیست
هم سکوت جنگل خاموش را پیش از بهار
هم سکوت مرگ بار مردگان دانم که چیست
داستان ماه را در بدر و تربیع و هلال
ماجرای شمس را با اختران دانم که چیست
اعتراضات ملائک آنچه گفتند آشکار
وآنچه را کردند در خاطر نهان دانم که چیست
آنچه حق آموخت آدم را ز اسماء جمال
و آنچه آدم خواند بر افرشتگان دانم که چیست
آنچه آتش را گلستان کرد بر جان خلیل
و آنچه گلشن را کند آتشفشان دانم که چیست
سر آن خاک مبارک پی که در طوفان نوح
شد رهایی بخش نوح و نوحیان دانم که چیست
گفت محی الدین که حیوان شو اگر خواهی کمال
نی نگویم هیچ و حشر مردمان دانم که چیست
آنچه را آموخت حافظ از خط زیبای یار
و آنچه گفت از جوهر لعل بتان دانم که چیست
قصه نرگس که شد مخمور چشم مست خویش
غصه هاتف ز عشق آن جوان دانم که چیست
یونس اندر بطن ماهی با خدا دانم چه گفت
رمز آن زندان بی نام و نشان دانم که چیست
آنچه را آموخت حافظ از خط زیبای یار
و آنچه گفت از جوهر لعل بتان دانم که چیست
هفت خطم گرچه خطی می نخوانم غیر عشق
خط زیبا بر جمال شاهدان دانم که چیــست
گرچه طفلم در طریق عشق و ابجد خوان علم
مبدأ و پایان کار عارفان دانم که چیست
طفل عشقا دعوی باطل مکن خاموش باش
من سکوت طفل عشق بی زبان دانم که چیست
...............
گزارش تحقیق " بررسی میزان رضایت مندی گردشگران ازواحدهای اقامتی شهرستان بندرعبا س "
مفهوم گردشگري
منظورازگردشگري عبارتنداز : هرنوع مسافرت انفرادي ويا گروهي كه بيش از24 ساعت بوده وبه منظور
كسب وكارنباشد.
راهنماي گردشگری
راهنماي گردشگری كسي است كه با داشتن شرايط براساس ضوابط ومقررات به طورمستمرجهانگردان ومسافران داخلي وخارجي را دربازديدازاماكن تاريخي وآثارباستاني وموزه ها ونمايشگاهها وسايرنقاط ديديني كشوررا هنمايي مي كند.
منا طق نمونه گردشگري
محدوده معين از سرزميني که شامل جاذبه يا جاذبه هاي گردشگري و اراضي همجوار تاثير گذار بر آن بوده که ظرفيت و امکان جذب گردشگر را داشته و در بخشي از اراضي همجوار آن تاسيسات مناسب در جهت ارائه خدمات جامع گردشگري ,فرهنگي ,هنري ,ورزشي ,و ساير خدمات مرتبط گردشگري با رويکرد توسعه و بهره برداري پايدار از منطقه احداث مي شود.
کمپينگ هاي گردشگري
کمپينگ فضاي کالبدي انسان ساختي است که براي ارائه خدمات اقامتي ,پذيرايي , بهداشتي و راهنمائي و آموزش و ترويج چگونگي استفاده از فضاي گردشگر بوجود مي آيند ارزان بودن , هزينه کم و کاربرد قابل توجيه آن در دوره اوج تقاضا از ويژه گي هاي بارز کمپ است.
سايت هاي اطلاع رسا ني
مراکز ا طلاع رساني الکترونيکي مرتبط با حوزه سازمان ميراث فرهنگي و صنايع دستي و گردشگري اعم از اطلاعات مراکز اقامتي داخل و خارج کشور و چگونگي نحوه اجراي سفرهاي همگاني توسط دفاتر .
مقدمه
گردشگري فعاليتي تفريحي - فرهنگي است كه ازديربازموردتوجه بشربوده است . سيروسياحت يكي ازجوانب زندگي انسان است كه درهيچ مقطعي ازتاريخ حيات بشر تعطيلي نپذيرفته ونخواهدپذيرفت ، بلكه روزبه روز شكوفاتروپرجنب وجوش ترخواهدشد. اين جنبه اززندگي انسان هرروزمرزهاوقلمروهاي تثبيت شده جهان رادرهم مي شكندوافقهاي تازه اي را مي گشايدتاپاي انسان را به ناگشوده هاي زمين بگشايد. شايد بتوان گفت كه نيازبشردركشف ناديده هاوناشنيده هاپايان نمي پذيردوهمواره درتمناي گشودن پنجره اي تازه ازدنياي شگفتي آورخلقت به اين سووآن سوي جهان سر مي كشدتابه قول قرآن " بگرددتاعبرت بگيرد" ويا " بسيارسفربايد تاپخته شود…" .
پيشينه تحقيق
پيشينه تحقيق مروري است بركارهاي انجام شده دررابطه با موضوعي كه محقق تصميم به تحقيق وپژوهش درآن زمينه دارد كه اين بخش ازكاردرواقع امردوپيامدبدنبال دارد:
اول اينكه محقق را با سياق كارهاي ديگران آشنا ساخته وباعث مي شودتا قبل ازورودبه عرصه تحقيق مشكلات وتنگنا ههاي احتمالي را ديده وسعي دركاهش يا رفع آنها نمايد.
دوم اينكه ازدستاوردهاي ديگران بهره گرفته درجهت تكميل وپربارنمودن تحقيقش كوشش نمايد كه هردوي اينها درواقع امربه يك هدف نائل مي آيد وآن كمك به تسريع وتسهيل درانباشته كردن ومتراكم نمودن علم ويافته هاي علمي پيرامون هرمساله وموضوع خاص مي باشد.دراين فصل كوشش شده است تا تحقيقات انجام شده به تفكيك مورد بررسي قرارگيرد كه البته موارد بررسي شده كل آنچه كه هست وانجام گرفته نمي باشد.
روش تحقيق
تحقيق پيرامون هرمساله اجتماعي مستلزم بكارگيري روشي خاص ومتناسب با موضوع مورد بررسي مي باشد؛تاازاين طريق به اطلاعات وداده هاي مدنظرجهت تجزيه وتحليل ونائل آمدن به هدف اصلي تحقيق دست يافته ومحقق بتواندبا اتكاء واعتمادبه روش بكارگرفته شده ازيافته هاي تحقيقاتي خود استفاده نمايد وحاصل كاررا به جامعه علمي عرضه دارد.
لذا با امعان نظربه جايگاه وا هميتي كه "روش" وانتخاب نوع آن درتحقيقات جامعه شناختي دارد ، نگارنده ضروري مي بيندتا هرچند مختصرپيرامون روش بكارگرفته شده درتحقيق مذكورمطالبي را عنوان نمايد.
روش متناسب با تحقيق حاضرروش پيمايشي (Survey)است كه درآن سعي مي شودبا تعيين افرادي كه نماينده ومعرف گروه مورد بررسي اند (نمونه) وطرح سوالاتي كه بايد ازآنها پرسيده شودبه تعيين دامنه تغييرات پاسخ ها دست يافت (بيكر، 1377،ص 24).
ازپيمايش مي توان براي آزمودن تبيين هاي تصديق شده يا نظريه ها استفاده نمودوازطريق آن ا طلاعاتي درباره متغيرهابا خصوصيات يكسان جمع آوري كرد ودراغلب تحقيقات پيمايشي ازاين ابزاراستفاده مي شودكه درتحقيق حاضر نيزمورد استفاده واقع شده است .
جامعه آماري
جامعه آماري عبارت است ازمجموعه افراد يا واحدها يي كه حداقل داراي يك صفت مشترك باشد. جامعه آماري اين تحقيق مسافران مقيم درواحدهاي اقامتي اعم از: هتل ، هتل آپارتمان ، مهمانپذيروغيره درزمستان 1387 به تعداد 100نفرمي باشد. كه با استفاده ازفرمول كوكران حجم نمونه هاي پزوهش محاسبه شد.
روش جمع آوري اطلاعات
در این تحقیق برای جمع آوری ا طلاعات و نظرات از روش پرسشنامه ای بسته و طیف لیکرت استفاده شده است. پرسشنامه دارای دو بخش، بخش اول مشخصات فردی وبخش دوم سوالات مربوط به معياروشيوه انتخاب تاسيسات اقامتي درشهرستان بندرعباس می باشد که اين پرسشنا مه داراي 35 سوال پنج گزينه اي مي باشد.
نتيجه گيري وتفسيرداده ها
درپايان ودريك جمع بندي كلي آنچه به نظرمي رسد اين است كه :
اگرسياست مشخصي وجودداشته باشد وسيستم متولي برنامه هاي اقتصادي اجتماعي مانند توريسم هدف خودرا مشخص كندوازتمام امكانات بالقوه وبالفعل براي رسيدن به هدف استفاده نمايد. اميدآن مي رودكه رونقي دروضعيت اين صنعت ايجاد شود؛ شناخت اين هدف نيزبه دليل اجتماعي بودن آن كارآساني نيست زيرا ا هداف اجتماعي را هيچ گاه نمي توان با اعداد توجيه كرد وكميت رانشاني ازتوسعه وپيشرفت دانست . زيرا كيفيت انساني را دربسياري ازمواردنمي توان كمي كرد. دراكثرمطالعات اقتصادي وطرحهاي انجام شده آنچه بيشتربه چشم مي خورداعدادي است كه درمدل هاي مختلف به عنوان هدف پذيرفته شده اند . ندرتا" موردي را ديده ايم كه به ا هداف موردنظررسيده باشند . درمورد واحدهاي اقامتي شهرستان بندرعباس نبايد قضاوت به اين گونه باشد كه اين استان ضعف دارد، ضعف درسيستمي است كه توانائي تدارك مهمان براي اين اماكن راندارد. شهرستان بندرعبا س هرچند درپراكندگي متناسب مراكزاقامتي همگون است اما اين ايرادنمي تواند بربخش خصوصي يا دولتي متولي واردباشد زيرا ساختن مراكزاقامتي بدون مسافركاري بيهوده است ، درحال حاضرشهرستان بندرعباس ازهتلهاي متعدد با درجات متفاوت برخورداراست اما ندرتا" اين اماكن با ظرفيت نهايي خود سرويس ارائه مي كنند، بلكه غالبا" با حداقل درصد اشتغال به فعاليت خود ادامه مي دهند.
صنعت هتلداري زماني رونق مي گيرد كه تعداد گردشگران دريك منطقه افزايش يابد، اين افزايش هم به عوامل متعددي ازجمله سياست كشورمبدا، سياست كشورمقصد، درآمد سرانه مبداومقصد ، همگوني فرهنگي ويا حداقل پذيرش نسبيت فرهنگي ازدوطرف مهمان وميزبان ، شرايط ويژه فرهنگي ،ا قتصادي، طبيعي و... بستگي دارد. با همه اين اوصاف هرجائي مهمان باشد ميزبان به تدارك مي پردازد به خصوص اگراين مهمان مبلغي بيش از هزينه خود بپردازد.
پيشنهاد ها
جمع بندی نتایج بدست آمده ازپژوهش طبق عرف رساله نویسی از بخشهای مهم یک گزارش تحقیقی می باشد، لذا نگارنده نیزبرخودفرض دانسته تا مختصری درخصوص آنچه ازاین پژوهش حاصل آمده ارائه نماید .
آنچه دربدوامرلازم است بدان اشاره گردداین نکته است که درتحقیق حاضر با ارائه هشت فرضیه به آزمون رابطه مابین متغیرهای مستقل با متغیروابسته پرداخته ایم که فرضیات مذکوریا برگرفته ازمبانی و چارچوب نظری تحقیق هستند ویا برخی از متغیرهای موجود ( همچون وضعیت تا هل ، سن ، جنس ) بنابرتجربیات نگارنده ویا مطالعات وتحقیقاتی که درگذشته انجام شده استخراج وبکارگرفته شده اند . لذا درهردوصورت درعین حالی که محقق تلاش نموده تمامی جوانب امررا مبنی بر لحاظ شرایط محیطی خاص تحقیق دررابطه با فرضیه سازی رعایت نماید وفرضیات را دقیقا" برمبنای پایه تئوریک بسازد، اما با این حال نبایستی این نکته روش شناختی را ازنظر دورداشت که احتمال خطاووجود اشتباه دراین تحقیق نیزهمچون سایر تحقیقات اجتماعی منتفی نمی باشد.
نکته دیگر آنکه برخی از نتایج حاصل از آزمونهای آماری ممکن است رابطه ای را که بین دومتغیر ممکن است طبیعی به نظربرسدنقض کرده باشندو نتیجه حاصله عجیب به نظرآید.که دراین را بطه ، بایستی به این مهم اشاره داشت که هرپدیده ای ممکن است تحت تاثیر بسیاری ازعوامل ( متغیرها ) شکل بگیرد که این عوامل از جامعه ای به جامعه دیگر ممکن است فرق داشته با شد واز سوی دیگر نباید این تصوررا داشت که هرفرضیه ای لاجرم بایستی اثبات گردد، چرا که نفی و رد یک فرضیه درواقع امر،خود اثبات رابطه ای ازنوع دیگر است ؛ زیرا درغیراین صورت این برداشت که فرضیات بایستی اثبات گردند ، درتناقض آشکاربا فلسفه تحقیق وپژوهش ا ست چرا که هرپژوهش بدنبال این است تا روابط احتمالی مابین وقایع ، پدیده ها ویا متغیرها را با پدیده یا متغیردیگری به آزمون بکشد وبرپا یه آزمونهای آمار ی ( حداقل درتحقیقات علوم اجتماعی ) به استنباط ازنمونه آماری به جامعه آماری برسد که ممکن است دراین بین بسیاری از متغیرها ازنظر محقق دورمانده ولحاظ نگردند اما خوداین امرنیزگامی بسوی پیشرفت درجهت متراکم ساختن یافته ها ونتایج حاصل ازتحقیقات است که موجب می شود تا حداقل محققین بعدی دراین را بطه افق های جدید را با طرح موضوعات وعوامل جدیدتربه روی جامعه علمی بگشایند.
درهمین جا پیشنهاد می شود تا سایر محققین وپژ وهشگران که به دنبال آگا هی ازعلل نگرش ها هستند با انتخاب متغیرهای فوق ومتغیرهای دیگری همچون وضعیت تاسیسات گردشگری به تبیین این قضیه پرداخته وحتی به نظرمی رسد چنانکه نگرش گردشگران نسبت به واحدهای اقامتی شهرستان بندرعباس مورد تحقیق مجد د قرارگیردبطورحتم به نتایج جالب توجهی دست خواهیم یافت .
اما دراین جا پیشنهاداتی دررابطه با میزان رضایت مندی گردشگران ازتاسیسات اقامتی ارائه می شود:
- پیشنهاد می شود توجه وامعان نظربه مساله اوقات وفراغت گردشگران می تواند تاثیربسزایی درکم رنگ نمودن وامحاء نگرش گردشگران نسبت به وضعیت تاسیسات گردشگری شهرستان بند رعباس داشته باشد.
- پیشنهاد می شود به دلیل بندری بودن شهرستان بندرعباس ازیک سو وتجاری بودن آن ازسوی دیگرودارا بودن منا طق آزاد تجاری همچون کیش وقشم ، مدیران تاسیسات گردشگری به جای رزرو مستقیم مسافر، با دفاترخدمات مسافرتی جهانگردی همکاری بیشتری نموده و کمبود مسافررا بخصوص ایام گرم سال ازاین طریق جبران نمایند. این مهم نه تنها دوراز دسترس نیست بلکه می توان با اعمال مدیریتی صحیح وبرنامه ریزی زمان بندی شده بدان نائل آمد .
- پیشنهاد می گردد میزان رضایت گردشگران درتحقیق حاضر به عنوان متغیر وابسته شناخته می شود ازلحاظ توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب میزان مشارکتشان 95درصد مسافران به فضا های جانبی هتل ها جواب نداده اند ظا هرا" علی رغم سرمایه گذاری سنگین، امکانات رفا هی واحدهای اقامتی نتوانسته اند رضایت گردشگران را جلب کنند برای حل این مهم مدیران تاسیسات گردشگری می توانند ازنیروی کارآزموده مانند را هنمای گردشگری وبازاریاب برا ی جلب وجذب گردشگر اقدام نمایند .
- همانطوریکه می دانید جذب توریست ومسافر وگردشگردرآمد های زیادی برای واحد های اقامتی آن شهر یا منطقه دارد، بطوری که گفته می شود درآمدهای کشورترکیه ازصنعت توریست وگردشگری ازدرآمد نفت کشورما بیشتراست ، بنابراین علاوه برفایده وآثارمعنوی خدمت به مهمانان ، موضوع درآمد حاصله از این بابت به هتل داران ، می تواند کمک موثروخوبی باشد که خودباعث رشد ورونق شهر نیزخوا هد شد.
منابع ومآخذ
1- رفیع پور، فرامرز " کندوکاوها و پنداشته ها " شرکت سهامی ا نتشار ، تهران ، 1384
2- ریترز، جرج " نظریه جامعه شنا سی دردوران معاصر " محسن ثلاثی ، تهران ، انتشارات علمی ، 1374
3- کیوی ، ریمون ، وان کامپنهود ، لوک " روش تحقیق درعلوم اجتماعی " عبدالحسین نیک گهر ، تهران ، انتشارات فرهنگ معاصر ، 1385
4- گیدنز، آنتونی ، " جامعه شنا سی " منوچهرصبوری ، نشرنی ، 1386
5- وبر ، ماکس ، " ا قتصاد وجامعه " منوچهری ، ترابی نژا د وعمادزاده ، تهران ، چاپ مولی ، چاپ اول 1374
6- گی ، چاک وای ، " جها نگردی درچشم اندازی جامع " دکترعلی پارسائیا ن و دکترسید محمد اعرابی ، تهران ، دفترپژوهشهای فرهنگی ، 1377
7- سایت اینترنتی گوگل ، مقالات گردشگری ایرا ن
8- سایت اینترنتی گوگل ، جامعه شنا سی توریست
9- سایت اینترنتی گوگل ، صنعت هتل داری ایران
10- سایت اینترنتی ، www. hoteldari.com
لطفاً بگذاريد تماشا كنم
عليرضا مرادي - روزنامه ایران
عنوان تيتر اين يادداشت جملهاي است كه پيوسته در يك نشست خانوادگي براي ديدن برنامههاي تلويزيوني به زبان رانده ميشود. در دوراني كه هفدههزار و ششصد و شصت و شش كانال تلويزيون در دنيا وجود دارد و به كمك تكنولوژي آمار بالايي از آنها در هر خانهاي قابل دريافت است، كار رسانهها در فرهنگسازي بسيار عميق جلوهگر ميشود؛ بويژه كانالهايي كه با ساخت سريالهاي مردمپسند بسياري از مسائل مگو را ميگويند و بينندگان آن غير از والدين، كودكان و نوجوانان هم هستند. «فارسي 1» يكي بود شد دو تا و بعد شد سه شبكه. «زمزمه» و «جم كلاسيك» هم اضافه شد. اين كانالها از صبحگاه تا شامگاه و نيمهشبها و همه ساعتها و روزها سريالهايي پخش ميكنند كه مخل فرهنگ و تمدن بشري است و جز بدآموزي چيزي به خانهها نميآورند. واقعاً برخي از صحنهها و ديالوگها مو بر بدن آدمي راست ميكند و مهرههاي كمر آدمي را جابهجا. نميدانم چگونه بزرگترها با كوچكترها به تماشايش مينشينند. هر چند بسياري از خانوادهها وقتي اهداف مخرب اين كانالها را دريافتند، به طور كلي آن را قطع كردند. تكنولوژي تا آنجا پيش رفته كه ميشود بسياري از كانالها را قطع كرد. آلن گينزبرگ شاعر و فعال اجتماعي امريكايي (1997-1926) ميگفت: «آن كه رسانهها (تصاوير) را كنترل ميكند هم او، فرهنگ را نيز كنترل ميكند.»
امروزه تلويزيونها از مرزها گذشتهاند و مالكان شبكههاي مختلف، فرهنگ مورد علاقه خود را به جوامع مختلف تحميل ميكنند. وقتي مخاطب، يك برنامه تلويزيون را تماشا ميكند، خواسته يا ناخواسته از آن تأثير ميگيرد و آن را همراه خود وارد چرخه زندگي روزمره ميكند. به تعداد مخاطبان يك برنامه تلويزيوني رنگ وجود دارد و هر يك از آنها بخشي از اين را وارد زندگي ميكنند. آنها در حال تغيير هستند. برنامههاي تلويزيوني بر روش زندگي، نگاه به زندگي و در يك كلام بر همه ابعاد زندگي تأثير ميگذارند و هر مخاطبي كه از سابقه فرهنگي ضعيفتري برخوردار باشد بيش از ديگران و زودتر از آنها رنگ و بو ميگيرد.
به همين دليل در بسياري از كشورها پخش برنامههاي خارجي محدود و حتي به كل قطع شده است. هنديها از پخش برنامههاي ساخت پاكستان در كشورشان بيمناك هستند، پاكستانيها پخش فيلمها و سريالهاي تلويزيوني ساخت هند را از تلويزيون سراسري خود ناميمون ميدانند. فرانسويها به وضوح از پخش فيلمهاي سينمايي امريكايي از شبكههاي سراسري انتقاد ميكنند و انگليسيها از تلويزيون انتظار دارند تا محصولات ساخت داخل را پخش كنند تا حداقل هم كمكي به صنعت در حال ورشكستگي سينماي اين كشور شده باشد و هم مردم انگليس با فرهنگ خودي بيگانه نشود. آلمانيها تماشاي سريالهاي تلويزيون RTL را به ديدن سريالهاي تلويزيوني دست اول HBO امريكا ترجيح ميدهند و امريكاي لاتينيها از عمده برنامههايي كه شبكههاي مختلف تلويزيوني مرداك براي آنان به ارمغان آورده نگرانند. در جديدترين اطلاعات گفته شد كه بوتانيها به تماشاي سريالهاي خانوادگي هندي عادت كردهاند.
رشد تلويزيون و دلبستگي شديد مردم به آن در حالي است كه استفاده از اين مديوم (رسانه) پرطرفدار به طور سرسامآوري افزايش يافته است و اين روند همچنان تداوم دارد.
طبيعي است كه از اين رسانه فراگير ميتوان بهرهبرداري فرهنگي كرد اما بايد برنامهها طوري سامان يابند كه بسياري از ذائقهها را خوش بيايد. نگارنده در يكي از سفرهاي درون شهري با مترو، شاهد گفتوگوي دو نفر بود كه يكي گفت: «اگر فارسي 1 نبينم ميميرم!!» اما باور كنيد تحمل 10 دقيقه از ديدار سريالهاي اين رسانه مخرب، طاقتفرساست.
عيسي هنرت خوانم
درباره پيوند دين و هنر
علامه محمدتقي جعفري كه به خوش لهجگي و شيرين سخني مشهور بود، در مقدمه اي براي تحقيق در فلسفه هنر از ديدگاه اسلامي مي نويسد: «اين مختصات جدي که در عالم هستي قابل درک همگان است و با توجه به جريان قوانين شوخي ناپذير که در اين عالم حکم فرماست شوخي هنرمندان در اين کره خاکي که در برابر کيهان بس بزرگ مانند يک دانه شن در بيابان بيکران است، چه معنا دارد؟! از مسائلي که مطرح کرديم، معلوم ميشود که براي بنيآدمي راهي جز کوشش در راه تحصيل «حيات معقول» وجود ندارد و هنر که يک کوشش بسيار عالي و با اهميت در قاموس بشري است، اگر گام در راهي جز تحصيل «حيات معقول» بردارد، يک کاريکاتور نارسا از مجموعه بسيار ناچيز در ميان مجموعههاي بينهايت جهان هستي خواهـد بود که بـا شديدتـرين وجه به يکديـگر مربوطنـد.» با اين مقدمه، بايد گفت همچنان هنر در جامعه امروز ما، آن گونه كه بايد با دين و نگاه والاي قدسي، همگام نيست. البته نه اينكه هنرمندان ما در اين عرصه كم فروشي كرده باشند يا هنرشان ياراي همراهي را نداشته باشد، بلكه رابطه معقولي كه بايد ميان عالمان دين و پهلوانان هنر وجود مي داشت، دچار خلل شده است.
پس از آنكه شنيدم آيت الله عبدالله جوادي آملي از مراجع عظام تقليد در سخناني ابراز كرده بودند كه «اگر مي توانستم به استاد فرشچيان پيامي برسانم، توصيه مي کردم که تابلويي بکشد تا منطق الطير عطار و جريان سيمرغ او را بشکافد.» سينه هاي دغدغه مند هنر را فراخ كرد و هواي تازه اي در آن دميد. به خصوص كه ايشان در ادامه سخنان شان فرموده بودند: «ساختار دين اسلام هنري است و مي بايست توسط حوزويان هنرمند با استفاده از ابزار هنر تبليغ شود.» اين سخنان گيرا و معقول، اينك بايد مورد توجه و بررسي قرار گيرد تا آنچه كه نياز امروز بشر شتاب زده است، به منصه ظهور برسد. اگر مسلمانان در قرن هاي دور، توانستند اسلام را تا آندلس رواج دهند و سده هاي بسيار، بر كرسي احترام بنشانندش، از هنر بهره هاي فراوان برده اند. متاسفانه، در برهه اي، به هنر برچسب ابتذال خورد و از ميدان قدسيت خارج شد. اما همچنان گنبد سلطانيه و مسجد شيخ لطف الله عظمت هنر ديني را به رخ مي كشند و هر نامسلماني را به ذكر خداوندگار وا مي دارند.
خوشبختانه استاد محمود فرشچيان يگانه نگارگري ايران و جهان، از پيشنهاد آيت الله جوادي آملي استقبال كرده اند و گفته اند: «ان شاءالله اين کار را با کمال ميل انجام خواهم داد.» بهمن نامور مطلق معاون پژوهشي خانه هنرمندان ايران كه نظر فرشچيان را درباره پيشنهاد آيت الله جوادي آملي جويا شده بود در اين باره گفته است: «گفت وگو ميان آيت الله جوادي آملي و استاد فرشچيان، گفت وگو ميان دو شخص يا حتي يک حکيم و يک هنرمند نيست؛ بلکه گفت و گو ميان دين و هنر و همچنين حکمت و هنر است.» در اينجاست كه گفت وگو ميان دين و هنر، اهميتي حياتي در زندگي بشر مي يابد و نتيجه اش بهشتي مي آفريند از هشت بهشت عالم.
در ايــــــران باستان، اعتقاد بر اين بود كه اگر كسي استخوان يا پري از استخوان سيمرغ را با خود داشته باشد هيچ كس را توان مقابله و براندازي او نيست. سيمرغي كه اكنون از مصافحه دين و هنر به وجود خواهد آمد، هفت شهر عشق را برايمان به ارمغان خواهد آورد و ما را در مقابل هنرهاي مهاجم و نامتعارف غربي، مقاوم و استوار خواهد كرد.
اين شعر حضرت خاقاني خواندني تر مي شود كه سرود: «اشک و رخ من هر دو سرخ است و کبود از تو/ خوش رنگرزي زين پس عيسي هنرت خوانم».
روزنامه ايران، شماره 4993 به تاريخ 1/11/90، صفحه 12 (صفحه آخر)
□


سازمانهای مردمنهاد، گروههای کوچکی هستند (متشکل از افراد علاقهمند به رفع یک معضل در جامعه) که برای تحقق هدف خود بهصورت داوطلبانه در یک ساختار قانونی و منسجم بهصورت غیردولتی، غیرسیاسی، غیرانتفاعی و غیرتجاری به فعالیتهای خیریه میپردازند.
سازمانهای مردمنهاد بهعنوان جوامعی که از همسویی اهداف و نگاه بخشی از افراد جامعه و همچنین مشارکت مردم با یکدیگر برای تحقق یک هدف مشترک تشکیل میشوند میتوانند نقش مهمی در توسعه ایفا کنند.
یکی از کارکردهای مؤثر و مشخص سازمانهای مردمنهاد، حدواسطبودن بین دولت و جامعه است. کسب اطلاعات از دولت و انتقال آن به شاخههای خود یا گردآوری اطلاعات در حوزه فعالیت و ارائه آن به دولت میتواند بهصورت یک تعامل دوسویه و کارکردهای اساسی یک سازمان مردمنهاد در توسعه فرهنگی و اجتماعی محسوب شود.
نکته مهمی که میتوان درباره اهمیت مشارکت مردم در سازمانهای مردمنهاد و کارکردهای مهم آن گفت این است که مشارکت، موجب افزایش و ارتقای سطح آگاهی اجتماعی میشود. از سوی دیگر این مشارکت، اجتماعیشدن و فرهنگپذیری افراد را بهدنبال دارد و تمرینی برای کار گروهی و زندگی جمعی توأم با آزادی و دمکراسی است.زندگی شهری و شهروندی امروزه ابعاد پیچیده و گستردهتری یافتهاست. زندگی در کلانشهرها مستلزم رعایت آداب و قانونمندی خاصی است. در جوامع شهری وجود خدماتی مانند آموزش و پرورش، رفاهی و تفریحی، کار و بیمه، امنیت، حقوقی و قضایی و مسکن اجتنابناپذیر است.
نقش سازمانهای مردمنهاد در توسعه بهطور کلی سازمانهای مردمنهاد در دنیا برای گسترش امنیت انسانی میتوانند 2 نقش اساسی ایفا کنند: در نقش اول، سازمانهای مردمنهاد میتوانند زمینهساز گسترش امنیت انسانی باشند و در نقش دوم بسیاری از سازمانهای مردمنهاد با توجه به وظیفه ذاتی و اساسنامه، ماموریتهایی را بر عهده دارند که نتایج این ماموریتها موجب برقراری و گسترش امنیت انسانی میشود.
آموزش، یکی از ملزومات کارکردی در یک جامعه مدنی پویاست. در این راستا، سازمانهای مردمنهاد داخلی، در کنار نهادهایی که رسماً به این کار اشتغال دارند، میتوانند در مقیاسهایی کوچکتر به آموزش گروههایی از جامعه بپردازند که فرصتی برای بهرهمندی از آموزشهای رسمی جامعه ندارند و یا نوع آموزش بهگونهای است که نهادهای رسمی آن را تأمین نمیکنند.
برای سازمانهای مردمنهاد در توسعه پایدار میتوان نقش بسیار مهمی متصور شد:
سازمانهای مردمنهاد را میتوان جایگزینی مناسب برای دولتها در زمینه ارائه خدمات و اولویتهایی مانند تنظیم خانواده، حمایت از کودکان، توسعه مشارکتها، محیطزیست و گردشگری دانست.
سازمانهای مردمنهاد در سطح عام نیروهای مهم برای دمکراتیزهکردن و تقویت نهادهای جامعه مدنی محسوب میشوند و تغییرات اجتماعی را سرعت میبخشند. این سازمانها میتوانند منشأ خلاقیت، نوآوری و آزمودن رویکردهای نوین در قبال مسائل توسعه باشند.سازمانهای مردمنهاد همچنین نقشی اساسی در دریافت و انعکاس بازخوردها درباره رویکردها، سیاستها و برنامهریزیها دارند.به هر روی در جامعه خواهان توسعه پایدار نمیتوان فعالیت سازمانهای مردمنهاد را نادیده گرفت و به همین دلیل باید بسترهای مطلوبی برای فعالیت این سازمانها فراهم شود تا بتوان به سوی توسعه پایدار گام برداشت.
یک سمن برای مقابله با پرخوری

دور همنشینیهای مدرن ویژگیهای مخصوص بهخود دارد و همه افراد گردآمده حداقل یک خواسته و یک ویژگی مشترک دارند. دور همنشینیهای سنتی تنها به بهانه رفع دلتنگی و دیدوبازدید بود و هنوز هم این خاصیتش را حفظ کرده اما دور همجمع شدنهای امروزی ربطی به سابقه همخونی و یا آشنایی قدیمی ندارند؛ یک گروه، یک بهانه و یک نشست هفتگی. طبیعی است که در این نشستها دوستیهای خوبی هم شکل بگیرد اما محور اصلی این نشستها درمان یک درد مشترک است، یعنی به هر حال هر شرکتکننده میبایست برای برطرف شدن مشکلش تلاش کند در غیراین صورت ضرورتی ندارد هر هفته در جلسه گروه حاضر شود اما اگر در میان راه سستیای ایجاد شد مسلما تمام همگروهیها حاضرند برای حل مشکل کمک کنند. بهانه نیاورید خودتان بهتر از هر کسی میدانید که چاق هستید یا نه؟ و خوب میدانید که چاقی بر اثر پرخوری است. این باور که آب هم بخورم چاق میشوم آنقدر منطقی نیست که با تکیه به آن اضافهوزنتان را به حال خود رها کنید. راههای زیادی برای برطرف کردن وزن اضافی وجود دارد که طرفداران زیادی هم دارند. از روشهای عمل جراحی و بالون معده گرفته تا قرصهای لاغری، رژیمهای غذایی و ورزش مداوم همه و همه از جمله راهکارهایی هستند که با پوششهای مختلف عرضه میشوند و به هر حال مخاطبان خاص خود را دارند. بسیاری از مشتریان این روشها موفق شدهاند به خواستههایشان برسند و گروهی نیز سرخورده از تلاش فراوان، همچنان با مشکلشان دست به گریبان هستند.
انجمن پرخوران گمنام از گروهی تشکیل شده که تلاش میکنند تا بر پرخوریشان مسلط شوند. شرکتکنندگان در جلسات هفتگی این انجمن با در میان گذاشتن مشکلاتی که با آن روبهرو هستند از دیگر افراد میخواهند تا راهحلهایی پیشنهاد دهند. این جلسات هر هفته در سراسر کشور برگزار میشود و افرادی که مایلند پرخوری را ترک کنند میتوانند با شرکت در جلسههای این انجمن خود را یاری کنند.
یک جلسه
ساعت 7 بعد از ظهر جلسه در یک سالن 30-24 متری که با صندلیها و چهارپایههای پلاستیکی ساده پر شده شروع میشود. اگر زود برسید مسلما میتوانید صندلی خالی برای نشستن پیدا کنید در غیراین صورت راهی نیست جز آنکه روی یک چهارپایه بنشینید و بهخودتان قول بدهید که هفته آینده زودتر برسید.
جلسهها معمولا یک منشی، یک گرداننده، یک خوشامدگوی زن و یک خوشامدگوی مرد و یک مسئول پذیرایی دارند. هنگام ورود از سوی مسئول خوشامدگویی مورد استقبال قرار میگیرید و جایی برای نشستن به شما پیشنهاد میشود. گرداننده جلسه از تجربههایی میگوید که تاکنون پشت سرگذاشته؛ این تجربهها ممکن است به دوران خوش لاغری برگردد و احساس ناخوشایندی که پرخوری در او ایجاد کردهاست. ممکن است از میزان کاهش وزنش نیز به شما اطلاعاتی بدهد و عواملی که در پرخوریاش مؤثرند برای شما توضیح دهد و از شما هم بخواهد که تلاش کنید تا هر آنچه را که به پرخوری وادارتان میکند بازیابید.
همه این توضیح و تفسیرها بیشتر از 15 دقیقه طول نخواهد کشید و منشی جلسه بیهیچ ملاحظهای زمان را کنترل میکند تا جلسه هرچه مفیدتر برگزار شود. پس از آن منشی اجازه میدهد تا مشارکت افراد شرکتکننده شروع شود و زمان مشارکت را هم اعلام میکند؛ مثلا هر نفر 2تا 3 دقیقه میتواند صحبت کند. گرداننده جلسه از داوطلبان میخواهد تا برای مشارکت اعلام آمادگی کنند.
تا اینجا شما بهعنوان شرکتکننده فقط نقش یک ناظر بیرونی را بازی میکنید و بهعنوان یک شنونده حاضر هستید. از این مرحله به بعد مشارکت آغاز میشود و شرکتکنندگان در جلسه فعال میشوند. هرکس که مایل است مشارکت کند دستش را بلند میکند و با اجازه گرداننده جلسه، صحبتش را شروع میکند. بهنظر میرسد هیجانانگیزترین بخش ماجرا همین مشارکت باشد چرا که هر داوطلب سعی میکند تا حال روحیاش را برای دیگران بازگو کند و راههایی را که برای کنترل پرخوری در پیش گرفته شرح میدهد. البته جلسه یک موضوع خاص دارد که داوطلبان باید حتما درباره موضوع جلسه حرف بزنند به عنوان مثال ممکن است موضوع جلسه احساسباشد و تمامی کسانی که مایلند در جلسه مشارکت کنند باید درباره احساسشان سخن بگویند؛ اینکه چه احساسی دارند و از پیشرفتشان احساس رضایت دارند یا نه. حتی افراد از ترسهایشان هم میگویند؛ ترس از چاقشدن، ترس از برخورد دیگران، ترس از اینکه نتوانند روششان را ادامه دهند یا حتی برخی افراد ممکن است نگران ترسهای فرزندانشان باشند در هر صورت تجربههایی که پشت سرگذاشته شده مهمترین محور جلسه است.در همان وقتی که مشارکت انجام میشود کاغذ و قلمی در اختیارتان قرار میگیرد تا اگر سؤالی دارید بنویسید و پس از تمام شدن وقت مشارکت، به سؤالها پاسخ داده میشود. به این ترتیب پرسشها از سوی گرداننده جلسه خوانده میشود و از میان جمع، افرادی با در اختیار گذاشتن تجربههای مشترکشان به سؤالها پاسخ میدهند.
تازهواردها
اگر تازه وارد باشید حالا نوبت شماست، میتوانید تصمیم بگیرید که در جلسه شرکت فعال داشته باشید یا همچنان نقش یک شنونده و بیننده را بازی کنید، در غیراین صورت خودتان را به جمع معرفی میکنید. ممکن است شرایط معرفی قدری برایتان سخت باشد اما مطمئن باشید که هیچ اجباری به انجام این کار ندارید و میتوانید بقیه ماجرا را هم به سکوت برگزار کنید اما به نفعتان است که فعال باشید و دستتان را بالا ببرید تا در جمع همدردهایتان بگویید: من.... پرخور هستم و تمام گروه به شما سلام میکنند که ممکن است از این سلام گروهی انرژی نخستین برای شروع کار را کسب کنید، یک پلاک خوش آمدید و یک برگه که آدرس و ساعت برگزاری جلسههاست به شما میدهند تا اگر مایل بودید در جلسههای دیگر هم شرکت کنید. اغراقآمز نیست اگر گفته شود که فضای حاکم بر جلسه شما را به ادامه کار ترغیب میکند؛ به هر حال به یک بار امتحان کردنش میارزد.
پنهانکاری نکنید
هر چند چاقی یک عامل بیرونی است که با اضافه وزن و بالارفتن سایز اندام و سر خوردن عقربه ترازو سنجیده میشود اما مهمترین دلیل چاقی دریافت انرژی بیشتر از میزان مصرف است؛ یعنی شخص بیش از میزان مورد نیاز موادغذایی و انرژی دریافت میکند و بیآنکه بتواند آنها را به مصرف برساند در بدنش انبار میکند و بهتدریج این انبارها به شکل لایههای چربی در سراسر بدن خودشان را نشان میدهد. هر چند نخستین کسی که این پدیده را کشف میکند خود فردی است که دچار اضافه وزن شده ولی معمولا این دسته افراد تلاش میکنند تا مسئله را برای مدتی پنهان نگه دارند.وقتی دکمه شلوارتان به سختی بسته میشود، وقتی پلههای کوچکی در شکمتان پدید میآید یا آستین لباسهایتان برایتان زحمت ایجاد میکند شما نخستین نشانههای اضافه وزن را دریافت کردهاید. هر چقدر تلاش کنید تا شکمتان را فشاردهید و دکمه شلوارتان را ببندید تغییر در اصل موضوع ایجاد نکردهاید، ایجاد توقف در روند افزایش وزن در نخستین گام به واقعبینی نیاز دارد. اگر از آن دسته آدمهایی هستید که تلاش میکنید چشمتان را بر تغییرات ببندید ممکن است دچار غفلت شوید و دیر اقدام کنید.
بزرگترین لطف شرکت در جلسات انجمن پرخوران گمنام که ممکن است برای شما داشته باشد تن دادن به واقعیت است؛ اینکه شما بپذیرید که پرخور هستید. وقتی با واقعیت روبهرو شدید راههای تغییر آن را میتوانید انتخاب کنید.
دلایل چاقی
چاقی ممکن است بهدلیل استرس، داروی مصرفی، یائسگی، ریزهخواری، کار شبانه، بیتحرکی یا بیتوجهی به حجم غذا باشد. واقعیت این است که از 25 تا 50سالگی بهطور میانگین حدود 10 کیلوگرم به وزن افراد افزوده میشود.
تنها وزن یک پنجم از مردم تغییر نمیکند. دلیل چاقشدن این است که در 20، 35 و 50 سالگی غذاهای یک شکل نمیخورید و به همان اندازه فعالیت ندارید.
دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشورمان به تازگی اعلام کرده است که سالانه 10درصد به جمعیت دارای اضافه وزن تهران افزوده میشود درحالیکه این آمار در دیگر نقاط کشور پایینتر است و مهمترین دلیل برای تفاوت میان این آمارها را جایگزینی غذاهای آماده با ارزش غذایی کم و انرژی بالا به جای غذاهای سنتی عنوان کردهاست.
وجود استرس، ترس، نگرانی، حسعدمامنیت و غم و اندوه سبب میشود تا فرد برای فرار از این افکار مخرب به پرخوری رویآورد و از آنجا که بسیاری از افراد شناخت کافی درباره شرایط خود ندارند یافتن دلایل پرخوری نیازمند بررسی دقیقتر زندگی است.
انجمن پرخوران گمنام ( OA) براساس آنچه در پایگاه اطلاعرسانیاش آمده برای یاری رساندن به افرادی است که از بیماری پرخوری اجباری در عذابند. این انجمن تشکیل یافته از زنان و مردانی که بهطور مرتب گرد هم میآیند تا تجربه، امید و قدرتشان را در اختیار یکدیگر بگذارند تا از این طریق بتوانند مشکل مشترکشان را حل کرده و بر بیماری پرخوریشان غلبه کنند و این پیام را به سایر پرخــورهای بیاختیار برسانند و این اصول را در زندگی به کار بندند.
اگر شما هم یکی از ما هستید ما موهبت پذیرفته شدن را به شما پیشکش میکنیم.

نویسندگان 7 دلیل برای نوشتن این طرح داشتند: نخستین دلیل ابهامات در روابط بین سازمانهای مردمنهاد و بخشهای دیگر جامعه گزارش شد. دومین دلیل مخدوش شدن مرزهای هویتی سازمانهای غیردولتی و حوزه سیاسی را مطرح کرد و مقوله تجهیز منابع برای این سازمانها و موانع فراروی آنها نیز بهعنوان دلیل سوم معرفی شد.
ابهام موجود در روابط بین این سازمانها با جامعه بینالمللی نیز یکی از دلایلی بود که نمایندگان نسبت به آن حساس بودند همچنین فقدان تضمین شفافیت و پاسخگویی این سازمانها به گروههای ذینفع و بالاخره رسمیت یافتن نقش سازمانهای غیردولتی در فرایند تصمیمسازی و تصمیمگیری در جامعه و فراهم کردن زمینه قانونی لازم برای تحقیق و تامین آزادیهای اساسی آحاد مردم برای تاسیس سازمانهای مردمنهاد نیز از دیگر دلایلی بودند که این گروه از نمایندگان را واداشت تا بر این اساس طرحی نوشته و در مجلس بررسی و تصویب کنند.
ایست، پیشنروید
طرحی که در 5 فصل و 46ماده نوشته شد در بررسی مجلس تا ماده 26 بیشتر تاب نیاورد و به اغما رفت. بررسی جزئیات طرح ناظر بر تاسیس و فعالیت سازمانهای مردمنهاد که در تاریخ 15 فروردین امسال با 144 رای موافق تصویب شدهبود کمتر از 10 روز بعد با تذکر آییننامهای یک نماینده مجلس( احمد توکلی) متوقف شد. علی لاریجانی پس از تذکر نماینده مجلس با تایید اینکه این طرح ابهامات زیادی دارد و به اصلاح پیاپی نیازمند است، خواستار بازگرداندن آن به کمیسیون اجتماعی شد و بلافاصله محمد کاظم دلخوش، نماینده مردم صومعهسرا، پیشنهاد مسکوت ماندن 3 ماهه طرح را ارائه کرد و نمایندگان نیز با تصویب این پیشنهاد بر مسکوت ماندن 3 ماهه طرح، مهر تایید زدند.
از فروردین ماه امسال تا به حال 3 فرصت 3 ماهه گذشته اما این طرح همچنان در سکوت مانده و با توجه به نزدیک شدن به انتخابات مجلس بعید است امسال در دستور کار قرارگیرد؛ احتمالا میماند برای دوره بعدی مجلس.
نیت خیر قانونگذار
محمدقیوم دهقانی، نماینده مردم ایرانشهر معتقد است:نمایندگان مجلس به هر حال با نیت کاملا مثبت این طرح را در مجلس بررسی کردند. مسلما نمایندگان بر این باورند که تصویب قانون برای نظارت بر سازمانهای مردمنهاد سبب رشد و نمو این سازمانها خواهد بود و افرادی که خواهان تاسیس سازمانهای جدید هستند با شرایط روشنتری روبهرو خواهند شد.
این عضو کمیسیون اجتماعی مجلس میگوید: سازمانهای مردمنهاد سازمانهایی هستند که تحت کنترل خود مردماند و به هر حال باید نظارت دولتی بر آنها صورت بگیرد تا بتوانند عملکرد موفقی در جهت انجام کارهایشان داشته باشند و به سمت و سویی برخلاف جهت اساسنامههاشان حرکت نکنند؛ به همین دلیل نیاز به نظارت و کنترل بر اینسازمانها وجود دارد.
او در پاسخ به اینکه تاکنون با گزارشهایی روبهرو شده که نشان از عدمارائه آمار و اطلاعات از سوی سازمانهای مردمنهاد داشتهباشد توضیح داد:مواردی وجود داشته که گزارش شده خدمات این سازمانها در جهت اهداف اولیهشان نیست و من با اعتراض گروه زیادی از جوانان روبهرو شدهام که معتقدند سازمانهای مردمنهاد اعتباراتی را که در اختیار دارند درست توزیع نمیکنند. این هم یکی از دلایلی است که سبب شده تا گروهی از نمایندگان مجلس خواستار نظارت بر این سازمانها باشند.
دهقانی نیت نمایندگان را کاملا خیرخواهانه میداند و در پاسخ به اینکه تصویب این قانون سبب کنترل بیش از حد سازمانهای مردمنهاد خواهدشد و احتمالا فعالیت آنها را مخدوش خواهد کرد، میگوید: البته باید تلاش شود تا شرایط مورد نیاز برای فعالیت هر چه بیشتر این سازمانها پدیدآید. مجلس هم قانونی که تصویب میکند هیچ وقت منظورش این نیست که محدودیتی در ارائه خدمات ایجاد کند و قوانینی که نمایندگان دنبال میکنند برای کمک کردن به این سازمانهاست که بتوانند خدماتشان را بهتر انجام دهند. اهداف و نفس کار یک قانون که از طرف قانونگذار تصویب میشود هرگز با این هدف که محدودیت بیشتری ایجاد کند همراه نخواهد بود.
سکوت سمنها
بررسی طرح ناظر بر تاسیس و فعالیت سازمانهای مردمنهاد از سوی مدیران این سازمانها با سکوت روبهرو شد؛ سکوتی که نمیتوانست نشانه رضایت باشد بلکه مخالفتی خاموش را خبر میداد.
مدیران سازمانهای مردم نهاد در برابر خبرنگاران همه تلاششان را به خرج دادند تا به هر ترفندی از پاسخ دادن شانه خالی کنند و رودر روی مجلس قرار نگیرند و مایل به اظهارنظر نبودهاند.
بهنظر میرسد بیم آن میرود که هر نوع سخن مخالفی با آنچه در مجلس میگذشت میتوانست نمرهای منفی در فعالیت سازمان باشد و مانعی برای ادامه فعالیت سازمانهایی شود که در اعتراض به این قانون اظهارنظر کردهاند.
محدود کردن فضا
زهره الهیان، رئیس فراکسیون سازمانهای مردمنهاد مجلس، هرچند محدود شدن سازمانهای مردمنهاد را بهدلیل اجرای این قانون قبول نکردهاست اما تایید کرده که برخی نمایندگان تصویب این طرح را به نوعی محدود کردن فضای فعالیت سازمانهای مردمنهاد عنوان کردهاند.
این اشاره الهیان نشان میدهد که درون مجلس نیز نگرانیهایی درباره محدود شدن فعالیت این دسته سازمانها وجود دارد و گروهی از نمایندگان تلاش میکنند تا این مشکل را برطرف کنند.
در ماده 6 این طرح که به تصویب نمایندگان مجلس هم رسیدهاست، آمده: هیأت عالی سازمانهای مردمنهاد از معاونین ذیربط وزارت کشور(رئیس هیات)، وزارت امور خارجه، وزارت اطلاعات و نمایندگان تامالاختیار قوهقضاییه، نیروی انتظامی، سازمان صدا و سیما، سازمان اوقاف و امور خیریه، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان بسیج مستضعفان، سپاه پاسداران، کمیته امداد امام(ره)، مرکز امور مساجد و نماینده منتخب سازمانهای ملی و نماینده دستگاه تخصصی مورد نیاز با حق رای نماینده شورایعالی استانها و یک نفر از نمایندگان عضو کمیسیون اجتماعی مجلس تشکیل شده و کار نظارت بر فعالیت سازمانها را بر عهده خواهد داشت.
در این قانون هیأت نظارت در استانها و شهرستانها نیز تشکیل شده از معاون استاندار (فرماندار) و نمایندگان تامالاختیار اداره اطلاعات، دادگستری، نیروی انتظامی، سازمان اوقاف، سازمان بسیج مستضعفان سپاه پاسداران سازمان تبلیغات اسلامی، امام جمعه و نمایندهای از سازمانهای مردمنهاد تشکیل میشود که بر حسب حوزه جغرافیایی تعیین شده، استان یا شهرستان، نظارت بر این سازمانها را انجام دهد.
نکته مورد توجه در این ماده حضور پررنگ نیروهای نظامی و انتظامی در ترکیب هیاتهای نظارت بر فعالیتهای سازمانهای مردمنهاد است.
روز از نو
درصورت تصویب این طرح در مجلس شورای اسلامی و ابلاغ آن لازم است تمامی سازمانهای مردمنهادی که در حال حاضر فعال هستند در قالب جدید، درخواست مجوزکنند. این سازمانها میبایست براساس ضوابطی که در قانون ناظر بر تاسیس و فعالیت سازمانهای مردمنهاد آمده است مدارکی را آماده و به مراجع معرفی شده تحویل دهند و با طی مراحل قانونی مجوز جدیدی دریافت کنند تا براساس آن بتوانند فعالیتشان را ادامه دهند. در این شرایط بیم آن میرود که تعدادی از سازمانهای مردمنهاد فعال نتوانند از فیلترهای جدید عبور کنند و با وجود کارنامه خوبی که از خود به جای گذاشتهاند از ادامه کار منع شوند. این قانون سازمانهای مردمنهاد را به اجرای طرح « روز از نو روزی از نو» مجبور خواهد کرد و چرخه حذف را مقابل آنها قرار خواهد داد.
واسطهای میان مردم و دولت
سازمانهای مردم نهاد(NGO) که در ایران به نام سمن شناخته میشوند، سازمانهایی هستند که بدون آنکه بخشی از ساختار دولت باشند نقش واسطه میان مردم و دولت را بازی میکنند. این سازمانها غالبا غیرانتفاعی هستند و بودجهشان از طریق کمکهای مردمی یا سازمانهای دولتی تهیه میشود. سمنها از 15سال پیش فعالیت زیادی در کشور داشتهاند و مسلما دو نظر کاملا متفاوت درباره آنها وجود دارند: یک گروه فعالیت آنها را تایید و گروه دیگر فعالیت سمنها را چندان که باید خوب ارزیابی نمیکنند اما به هر حال هیچیک از گروههای هنوز نتوانستهاند دلیلی برای حذف سازمانهای مردمنهاد ارائه دهند. به هر حال درگیرودار گسترش دنیای امروز، حضور سازمانهای مردمنهاد در سراسر دنیا امری اجتنابناپذیر است که دولتها ناچارند به آن تن دهند.
خشت کج سیاسی شدن نهادهای مردمی

اما بهنظر میرسد این کار نوعی «مد» بود که مردم درگیرش شده بودند تا الگویی برای تحقق جامعه مدنی و حرکتهای گروهی. دکتر ناصر فکوهی استاد انسانشناسی دانشگاه تهران در پاسخ به این نظر میگوید: «در آن دهه بهنظر من بیشتر از آنکه با یک «مد» در معنای متعارف واژه روبهرو باشیم با نوعی انتقال کژکارکردی روبهرو بودیم؛ به این معنا که جامعه و کنشگرانی که تمایل به فعالیتهای سیاسی و دخالتهای اجتماعی در این زمینه داشتند بهدلیل نبود زمینههای مناسب روبهسوی تشکیل انواع و اقسام انجمنها و سازمانهای غیرانتفاعی آوردند که جایگزین گروههای سیاسی یا اجتماعی مداخلهگر در حوزههای مدیریتی و سیاسی شوند».مدیر پایگاه علمی - اطلاعرسانی انسانشناسی و فرهنگ، در تحلیل و آسیبشناسی فعالیتهای ان.جی.اوها در ایران میافزاید:«بهطور کلی تعداد و کیفیت سازمانهای غیرانتفاعی در کشور ما نه تنها نسبت به کشورهای توسعهیافته بسیار ضعیفتر است بلکه وابستگی آنها به دولت و شکنندگی قانونی آنها بسیار بیشتر است».با توجه به آنکه احساس برآمده از واقعیت فعالیتهای نهادهای غیردولتی مردمنهاد حاکی از نوعی رکود در این فعالیتهاست با دکتر ناصر فکوهی گفتوگو یی درباره این سازمانها انجام دادهایم که میخوانید.
برای آنکه بتوان درباره این موضوع اظهارنظر کرد نیاز به آن وجود دارد که از مولفههای کمی قابل اعتمادی برخوردار باشیم؛ مثلا اینکه میانگین تعداد این سازمانها به نسبت جمعیت در سالهای مختلف به چه اندازه بوده و در مقایسه با کشورهای دیگر در چه وضعیتی قرار دارد. اعداد مطلق بهتنهایی فاقد ارزش هستند و نیاز به نمونههای مشابه جمعیتی، فرهنگی، ملی و غیره وجود دارد، تا اولا ببینیم ما از لحاظ وضعیت سازمانهای غیرانتفاعی در چه موقعیت کمی و کیفیای هستیم و ثانیا در سالهای اخیر تا چه اندازه این موقعیت تغییر کرده است. از اینرو آنچه در اینجا میگویم بیشتر نتیجه مشاهدات و شنیدههای تجربی است که تنها در حد پیش فرضهایی قابل بررسی هستند.
2محور در این زمینه به گمان من قابل ارائه است؛ نخست اینکه بهطور کلی تعداد و کیفیت سازمانهای غیرانتفاعی در کشور ما نه تنها نسبت به کشورهای توسعهیافته با نظامهای دمکراتیک مشارکتی (مثلا کشورهای اسکاندیناوی) بلکه نسبت به کشورهای دمکراتیک متمرکز (مثل آلمان) و حتی نسبت به کشورهای جهان سوم (مثل هندوستان) بسیار ضعیفتر و وابستگی آنها به دولت و شکنندگی قانونی آنها بسیار بیشتر است. سازمانهای ایرانی عموما از وضعیتهای مالی بسیار بدی رنج میبرند،مصونیت و ایمنی کنشگرانشان محدود است و نمیتوانند به دلایل مختلف انگیزه زیادی در سایر کنشگران برای مشارکت داوطلبانه ایجاد کنند. بگذریم که بسیاری از این سازمانهای بهاصطلاح غیرانتفاعی اصولا و درواقع انتفاعی هستند و غیرانتفاعی بودن برایشان صرفا یک لایه تزئینی است. این آسیبشناسی از آن رو تقویت میشود که میزان تصدیگری دولتی در همه امور به حدی است که برای تمام یا تقریبا تمام فعالیتها نیاز به اخذ مجوز و فرایندهای طولانی دیوانسالارانه دارد و باز تقریبا تمام منابع مالی نیز در حوزه دولتی یا نیمهدولتی متمرکز است. به همین دلایل وابستگی به این حوزه نمیتواند قطع شود و همین سبب میشود که رشد مطلوب در سازمانهای غیرانتفاعی صورت نگیرد. بسیاری از این سازمانها در نیمهراه یا حتی در شرایطی که در حال اوجگیری در رشد خود هستند متوقف میشوند.
افزون بر همه این موارد که گفته شد باز هم آسیب موجود در کار این انجمنها در آن است که نهادهای رسمی تقریبا هیچ ارزشی برای کار در آنها به وسیله کنشگران علمی قائل نیستند و حتی عملا کار در اینگونه انجمنها و سازمانها را بهصورت غیررسمی، به عاملی در جلوگیری از «پیشرفت» علمی کنشگران تبدیل کردهاند. برای مثال نگاه کنیم به وضعیت دانشگاهها که در آنها بالاترین امتیازات به انتشار مقالات در مجلات و کتابهایی داده میشود که تقریبا هیچ کس آنها را نمیخواند و تاثیر چندانی بر هیچ روند اجتماعی ندارند؛ هزاران صفحه کار، ترویج و فعالیتهای پایهای برای رشد اساسی علم که تنها روش رسیدن به علمی بومی و نخبه در سطح بالاست، هیچگونه ارزشی ایجاد نمیکند. همه این عوامل هستند که این انجمنها را تضعیف میکنند و این بیشتر یک فرایند طولانی مدت بوده و نه اتفاقی که در چند سال گذشته صرفا تجدید شده باشد.
در آن دهه بهنظر من بیشتر از آنکه با یک «مد» در معنای متعارف واژه روبهرو باشیم با نوعی انتقال کژکارکردی روبهرو بودیم؛ به این معنا که جامعه و کنشگرانی که تمایل به فعالیتهای سیاسی و دخالتهای اجتماعی در این زمینه داشتند بهدلیل نبود زمینههای مناسب روبه سوی تشکیل انواع و اقسام انجمنها و سازمانهای غیرانتفاعی آوردند که جایگزین گروههای سیاسی یا اجتماعی مداخلهگر در حوزههای مدیریتی و سیاسی شوند. این بهخودی خود امری منفی و آسیب شناختی بود. زمانی که روزنامهها که باید هدف اطلاعرسانی را انجام دهند بدل به ارگان احزاب شوند، هم به حوزه سیاسی ضربه میخورد و هم به حوزه رسانهای. مثالی دیگر در همین روزنامهها که تا امروز هم ادامه یافته، ایجاد صفحات اندیشه و ورود گسترده ادبیات روشنفکرانه بود که چون جایگاه لازم خود را در جامعه نمییافتند ناچار بودند و هستند به روزنامهها پناه بیاورند که این نیز نوعی پدیده آسیبشناختی است. به گمان من هر چه زودتر با تغییرات اساسی از این چرخههای آسیبشناختی خارج شویم شانس بیشتری برای ترمیم آنها در زمان کوتاهتر خواهیم داشت و بالعکس. هرگز نمیتوان با رسانهای چون یک روزنامه حزب درست کرد یا آن را جایگزین محافل و حلقههای روشنفکرانه و فکری کرد. هر پدیده و رسانهای شکل و محتوایی دارد که باید با نظامهای دیگر فرهنگی نیز خوانایی داشته باشد.
در همان دوران یاد شده گروه زیادی نیز باز به دلایل اقتصادی برای رهایی از بیکاری یا با هدف کسب درآمد به سوی انجمنها و سازمانهای غیرانتفاعی آمدند و هنوز اثر این قضیه با معنای «خصوصی» که از واژه «غیرانتفاعی» بهویژه در حوزه آموزش فهمیده میشود، روشن است. متأسفانه اصل و اساسی که در همه جای دنیا برای این سازمانها بهمثابه شاکله و استخوانبندی اصلی مطرح است، یعنی داوطلبانه بودن کنشگران و اعتقاد و باور آنها به کاری که میکنند و اصولا داشتن چشماندازی دراز مدت در این سازمانها دیده نمیشد.
پاسخ سؤال شما را در بالا دادم ولی باید اضافه کنم که مسئله نه فقط ایجاد کسبوکار بود که بهخودی خود منفی نیست زیرا اگر کسی بتواند با ایجاد یک سازمان غیرانتفاعی برای خود و دیگران کار ایجاد کند بدون آنکه در پی کسب «سود» در معنای متعارف تجاری آن باشد، مشکلی در این قضیه وجود ندارد؛ البته به شرط آنکه سایر مشخصات این سازمانها مثلا اهداف خیرخواهانه، علمی، ترویجی و غیره نیز در کارش وجود داشته باشد، اما آنچه متأسفانه ما شاهدش بوده و هستیم، تشکیل گروه بزرگی از اینگونه سازمانها در مدارهای فساد اداری و اقتصادی بود که هدفشان نه ایجاد کار بلکه سودجویی در بدترین و پرزیانترین شکل آن بوده و هست؛ این کاری است که باید با آن مبارزه کرد. امروز شاهد فعالیتهایی بهاصطلاح «فرهنگی» هستیم که در طیف گستردهای، از کلاسهای کنکور گرفته تا برگزاری همایشهای فرهنگی و علمی و انتشار مجلات علمی - پژوهشی و... گسترده شکل گرفته و در پشت آنها جز سیستمهای فساد مالی و اداری چیزی نیست.
این فعالیتها نه تنها هیچ کمکی به پیشبرد علم نمیکنند بلکه همان بودجههای محدودی را هم که ممکن بود به پژوهشگران واقعی و دلسوز داده شود، هزینه کرده و به هدر میدهند و تنها به افزایش ثروت مالی دستاندرکارانشان منجر میشوند. ما بارها بر این نکته انگشت گذاشتهایم که یک انجمن یا سازمان سالم غیرانتفاعی اگر حتی بودجه کمی داشته باشد میتواند صدها برابر یک دستگاه دولتی بزرگ و غیرکارا، فایده داشته باشد. دولت باید کاری ستادی و کنترلی عمومی انجام دهد و نه اینکه خود مستقیما وارد این حوزه شود.
من معتقدم که این مسئله دقیقا صادق است و دلایلش را هم در بالا گفتم چون هم پول در دست دولت متمرکز است و هم فرایندهای سختگیرانه دیوانسالارانهای که امکان تشکیل و اداره چنین نهادهایی را میدهد. این امر ممکن است بهنظر یک دولت، امنیت ساز به حساب بیاید و در کوتاهمدت نیز چنین باشد اما تجربه تاریخی نشان میدهد که این فرایند در میانمدت و دراز مدت سیستم را از درون تخریب میکند زیرا این سازمانهای غیرانتفاعی هستند که میتوانند به یک جامعه عقلانیت، انسجام، آرامش، رشد و توسعه بدهند. با تضعیف یا وابسته کردن آنها به دولت، دولت کاری نکرده جز تضعیف و فراهم آوردن شرایط تخریب خود در میانمدت و درازمدت.
امروزه سازمانهای غیرانتفاعی موجود یا کنشگران اجتماعی که قصد تشکیل این سازمانها را دارند نه تنها میدانند چگونه آنها را تشکیل دهند بلکه حتی اغلب راههای یافتن درآمد برای مثال از راه کمکهای مردمی و علاقهمندان را نیز میدانند اما تقریبا همیشه با موانع دولتی در همه مراحل کار خود روبهرو میشوند که مهمترینش بیثباتی و عدماطمینان به آینده و توانایی به ادامه کار است. این نکته را هم اضافه کنم که تلاش دولت برای جایگزین کردن سازمانها و نهادهای دولتی به جای این سازمانها کاملا بیفایده است. این کاری است که در قرن بیستم در سیستمهای کمونیستی بسیار برای آن تلاش شد؛ یعنی در هر حوزهای دولت صدها سازمان و نهاد ایجاد کرد اما همه این نهادها بهرغم سرمایه زیادی که برایشان هزینه میشد به هیچ نتیجهای نرسیدند و تبلیغات ایدئولوژیکی که باید از خلال آنها انجام میگرفت عملا غیرکارا و زاینده سیستمهای فساد مالی و اداری شد. به همین دلیل نیز فکر میکنم ما باید هشیارتر باشیم و به جای آنکه چنین تلاشهای بیهودهای بکنیم به سیستم اجتماعی اجازه بدهیم خودش راه خود را انتخاب بکند.
کار مشکلی است و نیاز به تمرین زیادی دارد اما اساس و پایه این تمرین برای به دست آوردن مهارت باید بر بالا رفتن سطح اخلاق و ارزشهای اجتماعی و باور داشتن افراد به کار جمعی و آینده آن به کار داوطلبانه تأثیر بگذارد. چنین کارهایی میتواند سرمایه اجتماعی در درازمدت ایجاد کند و شبکه اجتماعی حاصل از کار جمعی میتواند همچون یک خانواده از آنها حمایت کند. اگر این باورها و اعتمادهای متقابل ایجاد شود، کمبود تجربه را میتوان با تمرین و تجربه در زمانی نسبتا کوتاه به دست آورد و مشکل بهنظر من در آن حوزه نیست. اتفاقا در سیستمهای سنتی ما مثلا در سیستمهای روستایی و کشاورزی پیشینه درازی از کار جمعی و همیاری وجود دارد و بنابراین این کلیشه که ایرانیان نمیتوانند کار جمعی بکنند، کلیشهای متاخر و اغلب غیرواقعی است. در حقیقت درآمدهای سهلالوصول نفتی بسیاری از ارزشهای بالای زندگی ازجمله ارزش کار، تولید و خلاقیت را در ما ضعیف کرده و این دلیل اصلی آن است که با یکدیگر هم نمیتوانیم کار کنیم.
بی شک نیازمند آموزشهایی هست اما این آموزشها در سطح بسیار تخصصی قرار ندارند. بنابر مورد، میزان آموزش برای تشکیل یک ان.جی.او در حد یک کارشناس اجرایی است. مابقی کار به همت و انگیزههای افراد شرکتکننده و میزان رشد اخلاق شهروندی در آنها برمیگردد. به میزان هشیاری و شعور آنها که چرا و چگونه کارها را میان یکدیگر تقسیم کنند، چگونه هدفگذاری کرده و سیاستهای خود را مشخص کنند و برای کارهای خود برنامهریزی کنند و از همه مهمتر چگونه تعامل میان یکدیگر را به اصل بدل کرده و از تکروی و خودخواهی و توهم ریاست و برتری نسبت به دیگران که بیشک به تخریب آن سازمان منجر میشود فاصله بگیرند.
فعالیتها عموما شکل محلی و حتی در سطح محلی نیز شکل محفلی دارند. دلیل این امر بهنظر من آن است که اعتماد لازم به فعالیتهای ان.جی.او ها در سطح مرکزیت اداری و سیاسی کشور وجود ندارد و گمان میرود که این سازمانها میتوانند عاملی برای آسیب وارد کردن به سیستم اجتماعی، سیاسی و... باشند، درست درحالیکه آنچه یک سیستم را حفاظت میکند همین ان.جی.اوها و میزان اختیارات آنهاست. نگاه کنیم به دو کشور اروپایی و توسعهیافته یکی سوئد با بیشترین تعداد ان.جی.او ها و دیگری ایتالیا با کمترین تعداد ان.جی.او ها. نخستین مورد کشوری بسیار با ثبات است درحالیکه کشور دوم، پهنهای از بیثباتی و فساد و سازمانهای مافیایی است. در کشور ما مشاهده میشود که اولا ان.جی.اوها چون بسیار کوچک و در سطح محفلیاند تجلی ملی ندارند و ثانیا بهدلیل سیاستزدگی عمومی کشور هرگونه فعالیتی به سرعت نوعی فعالیت سیاسی تلقی میشود. برای مثال فعالیت درباره محیطزیست را نمیتوان کاری سیاسی قلمداد کرد و ان.جی.او ها در این زمینه را هر چه میتوان باید تقویت کرد اما متأسفانه در کشور ما به آنها بهعنوان یک خطر نگاه میشود.
من این رکود را ناشی از سیاستزدگی جامعه میدانم و استفاده ابزاری که اغلب از ان.جی.او ها از همه طرف صورت میگیرد. بخشی از این امر نیز دقیقا به همان مفهوم کژکارکردی بودن بر میگردد. جایی که با کمبود احزاب و فعالیتهای سیاسی روبهرو هستیم همیشه این امکان وجود دارد که هر سازمان و روند و مطالبهای سیاسی شود و یا اصولا سیاسی باشد و یا به وسیله گروهی با اهدافی خاص این طور وانمود شود تا از آن استفاده ابزاری کنند. نتیجه نیز مشخص است: بهوجود آمدن چرخههای سیاستزدگی، افزایش بیاعتمادی و در نهایت از راه رسیدن مشکلات قانونی و توقف کار آن سازمان.
این دو مفهوم تناقضی با یکدیگر ندارند اما مفاهیمی چون خیریه، وقف ... که در فرهنگ ما ریشهدار هستند بهنظر من بهتر توانستهاند خود را در چارچوبهای قابل انطباق با جامعه نگهداشته و تجربه بهتری را داشته باشند. درحالیکه ان.جی.او ها چون بیشتر ساختارهایی جدید هستند که به این شکل در فرهنگ سنتی ما حضوری پررنگ نداشتهاند نیاز به بازسازی شدن از لحاظ ذهنی در سیستمهای شناختی کنشگران اجتماعی دارند. اما این کار ناممکنی نیست. اتفاقا بهنظر من ان.جی.او ها در خیلی از مواقع باید از تجربه مثبت انجمنهای خیریه و وقف استفاده کنند تا ببینند چطور بهتر میتوانند با جامعه رابطه برقرار کنند.
بههر تقدیر سیستم اجتماعی یک مجموعه است که اجزای آن همه به یکدیگر ارتباط دارند اما این نمیتواند استدلالی قوی باشد که چون این یا آن بخش جامعه کار نمیکند لزوما بخش ان.جی.او ها هم نباید کار کند. البته روندهایی مثل سقوط اخلاقی و کاهش اعتماد به یکدیگر و همچنین پایین آمدن ارزش کار درازمدت داوطلبانه و یا باور به ارزشهای استاد و شاگردی در این امر حتما تاثیر تعیینکننده داشته و دارند.
حتما هست اما این یک امر نسبی است زیرا همه جوامع کنونی دنیا در نسبتهای متفاوت، هم مردسالار هستند و هم خودمرکزبین ولی این امر سبب نشده است که سیستمهای فرهنگی آنها نتوانند چنین سازمانهایی را ایجاد کنند. ما باید بتوانیم در دو راه به موازات یکدیگر حرکت کنیم؛ از یکسو، تصدیگری دولتی کاهش یابد و به گسترش آزادیها در فضای خصوصی جدیدی که باید بار دیگر ابداع و تعریفش کرد و به آن احترام گذاشت،میدان داده شود و در عین حال با تقویت و تثبیت قانونگرایی و مبارزه سخت با فساد مالی و اداری و از طرف دیگر کار روی سیستمهای اجتماعی در جهت درونی کردن ارزشهای اخلاقی فردی و گروهی در زمینهای که به آنها اشاره کردم: ارزش کار، کارجمعی، مشارکت، کارداوطلبانه، سرمایه اجتماعی، اعتماد به یکدیگر، شناخت سیستمهای دیگر فرهنگی و تجربه آنها و بالا بردن توانهای اجرایی و تحلیلی خودمان چنین فرهنگی را ایجاد کرد.

آنچه خانوادهها، پلیس، قضات و پزشکان و روانپزشکان را مدام با سؤالاتی روبهرو ساخته، بیشتر از همه خود معتاد است. آدمهای بااستعدادی از بین رفتهاند و خانوادههای بسیاری داغدار از دست دادن عزیزانشان؛ همه درگیرش هستند.امروز در برخی گزارشهای متخصصین هم دیده میشود که اذعان میکنند، تاکنون به برنامه شناخته شدهای برای درمان بیماری اعتیاد، دست نیافتهاند. این در حالی است که گزارشهای رسیده از مراکز درمانی، آموزشی و تحقیقاتی دانشگاههای ایران و سایر کشورها همچنان تلاش مداوم همراه با امید پزشکان و روانپزشکان در حوزه درمانی اعتیاد را تأیید میکنند.از سوی دیگر، طی یکی دو دهه اخیر خبرهای قابل اعتنایی از فعالیت مؤثر تشکلهای مردمنهاد شنیده میشود؛ تشکلهایی که در زمینه آسیبهای اجتماعی و به ویژه اعتیاد، راهکارهایی متفاوت از آنچه تاکنون تجربه شده، ارائه دادهاند. در این بین نامی که بیشتر از همه به گوش میخورد «انجمن معتادان گمنام» است.
بر اساس دادههای بسته اطلاعرسانی انجمن، «معتادان گمنام» یا (Narcotics Anonymous ) و NA انجمنی است جهانی و جامعهمدار که اعضایی با فرهنگها و زبانهای مختلف را در خود جای داده است. این انجمن 58سال پیش توسط تعدادی از معتادان در حال بهبودی و با هدف نجات معتادان پایهگذاری شد و در حال حاضر در 134کشور جهان فعال است.
جمهوری اسلامی ایران، عربستان، امارات، بحرین، مصر، سوریه، اندونزی، مالزی، فیلیپین، استرالیا، کانادا و چند کشور اروپایی و آمریکایی از این دست هستند. در این کشورها هر هفته بیش از 2میلیون معتاد در 58هزار جلسه بهبودی گرد هم میآیند تا پاکی خود را بر پایه کمک یک معتاد(در حال بهبودی) به معتاد دیگر دنبال کنند. همچنین 55نشریه نیز به زبانهای مختلف دنیا برگردان شده است. علاوه بر این آموزههایNA به 65زبان و گویش در این کشورها توسط اعضای آن به مشارکت گذاشته میشود. پیشینه NAدر ایران به اواخر دهه60 باز میگردد. پیام بهبودی این انجمن، نخستینبار در ایران در سال 1369به معتادان مقیم مرکز بازپروری قرچک ( محلی در حومه جنوب شرق تهران) انتقال داده شد و نخستین جلسه بهبودی آن نیز رسما در سال1373 و با حمایت سازمان بهزیستی در تهران برپا شد. حالا پس از گذشت نزدیک به 20سال، جلسات این انجمن در دوردستترین مناطق ایران برگزار میشود و تعداد آن نیز از مرز 18هزار گذشته است. براساس آخرین اعلام این انجمن، شمار اعضای آن در سراسر ایران در آستانه 400هزار نفر است. این انجمن تا امروز در ایران، تعداد 48جلد کتاب و جزوه خود را از انگلیسی به زبان فارسی ترجمه کرده و در دسترس اعضا قرار داده است. «محمود» و «سیامک» به ترتیب مسئول و عضو کمیته روابط عمومی انجمن معتادان گمنام هستند که راجع به برنامههای ترک اعتیاد برپایه 12 قدم تجربههایشان را ارائه دادند که ماحصل این گفتهها در پی میآید.
اعتیاد از نگاه NA
«سیامک» درباره بیماری اعتیاد میگوید: «چیزی که ما را معتاد کرده بیماری اعتیاد است نه موادمخدر و نه رفتارهای ما، بلکه فقط بیماری ماست؛ چیزی که درون ما باعث میشود نتوانیم مصرف موادمخدر را کنترل کنیم. همین عارضهخاص ما را مستعد میکند که در دیگر مراحل زندگی از روی وسوسه و اجبار عمل کنیم. ما بهعنوان معتاد، افرادی هستیم که مصرف هرگونه ماده مخدری که افکار و احساسات را تغییر دهد، در هر قسمت زندگیمان تولید اشکال میکند. بیماری اعتیاد، به مراتب فراگیرتر از مصرف موادمخدر است. بیماری ما پیشرونده، لاعلاج و کشنده است. انکار، توجیه کردن، عدم اعتماد به دیگران، احساس گناه و خجالت، آوارگی، حقارت، انزوا و از دست دادن اختیار، بیقراری و نارضایتی همگی نمادهایی از بیماری اعتیاد هستند. بسیاری از ما معتقدیم که این بیماری مدتها قبل از نخستین مصرف، در ما وجود داشته است».
انکار
انکار، آن قسمت از بیماری ماست که به ما میگوید بیمار نیستیم؛ «انکار، قبول واقعیت را برای ما مشکل یا غیر ممکن میسازد. در طول اعتیادمان، انکار ما را از درک و دیدن حقایق دردناک زندگی باز میداشت. در عین حال همیشه ماهرانه از کارهای خود دفاع میکردیم و از قبول مسئولیت خساراتی که اعتیاد به بار آورده بود، سر باز میزدیم. معتقد بودیم اگر برای مدتی طولانی، سخت تلاش کنیم، ماده مخدر دیگری را جایگزین کنیم، دوستان خود را عوض کنیم یا شغل و محل زندگیمان را تغییر دهیم، زندگیمان بهبود خواهد یافت. این همه بارها موجب شکست ما شد، اما بازهم از تمسک به آنها دست برنداشتیم و بدون توجه به مصیبتی که اعتیاد برای ما به بار آورده بود، مدام به خودمان دروغ میگفتیم.»
عجز، تسلیم
توضیح همین عضو انجمن درباره تجربهاش در دوره گذار از بیماری به بهبودی خواندنی است؛ «در حال ترک ماندن، همیشه برای من یک معضل بود. من همیشه تصور میکردم، یک مجرم هستم. اما از وقتی با NA آشنا شدم، فهمیدم که بیمار هستم و بار سنگینی از روی دوشم به زمین گذاشته شد. اگر چه انجمن بهدنبال این نیست که تعریفی عینی از این بیماری بهدست دهد، در عین حال ما به تدریج متوجه میشویم این بیماری دارای نشانهها و مشخصههایی است که از روی وسوسه و اجبار خود را نشان میدهد و ما را در یک چرخه معیوب درگیر میکند.
به عبارتی، زمانی که میپذیریم بیمار هستیم، از همان موقع راهی رو به بهبودی گشوده میشود. با رسیدن به چنین موقعیتی است که یاد میگیریم، چگونه در دنیایی که زندگی میکنیم، عمل کنیم. اینجاست که میتوانیم در زندگی مفهوم و هدف پیدا کنیم و از دیوانگی، محرومیت و مرگ تدریجی خلاص شویم.»
3 اصل معنوی
صداقت، عشق و روشنبینی، 3اصل معنوی و ضروری برنامه معتادان گمنام است. اما ما با عشق، صداقت
و روشن بینی وارد این برنامه نشدیم. ما به نقطهای رسیده بودیم که به خاطر دردهای جسمانی، روانی و معنوی، دیگر نمیتوانستیم به مصرف مواد ادامه دهیم و وقتی که مغلوب شدیم تمایل پیدا کردیم. از این پس صادقانه ابعاد مختلف بیماری خود را میپذیریم و به مرور باورهای قدیمی و مخرب خود را با حصول روشن بینی، کنار میگذاریم.
باورهای تازه
«محمود» مسئول کمیته روابط عمومی انجمن معتادان گمنام، در باره تجربهاش از قدم دوم و لزوم باورهای جدید توضیح میدهد:«باورهای جدید ما از امید به خوب شدن شکل میگیرد. در دوران مصرف باور من این بود که دیگر خوب نمیشوم و در نهایت حس شکست دائمی بر احساسات و افکار من چیره شد. اما با ورود به انجمن و دیدن همدردانی که زندگی تازهای را تجربه میکردند، باور این موضوع که میشود بدون موادمخدر هم زندگی کرد، اتفاقات شگفتانگیزی را در زندگی من رقم زد؛ بازگشت سلامت عقل. و این به معنی ایجاد تناسب و اعتدال در جنبههای مختلف زندگی است.
دست شستن از جنگ و کنترل
سیامک موضوع بحث را اینگونه دنبال میکند: «در این مرحله بهترین چیزی که میتوانیم جایگزین و تجربه کنیم، تصمیمگیری و اجرای آن بر اساس خواست خداوند است که البته کار سادهای نیست، اما به مرور به این باور میرسیم که دست از کنترل امور زندگی خود، خانواده و دوستان برداریم. باید اجازه دهیم خداوند در زندگیمان تأثیرگذار باشد و هم او نتیجه کار را مشخص کند. اگر در این روند موفقیتهایی کسب کنیم، از یک جنگ بزرگ دست کشیدهایم. این همان قدم سوم است.باید اهداف و برنامه زندگی داشته باشیم. تمرین روزانه میخواهد و مهمتر اینکه از رودررویی با خداوند پرهیز کنیم و اجازه بدهیم در زندگی ما تأثیرگذار باشد. پس از پشت سر گذاشتن این سه قدم، یک مقدار حالمان بهتر میشود و تا حدودی بهبودی پیدا میکنیم.
تاریخ زندگی
در اینجا محمود اهمیت بررسی تاریخ شخصی زندگی اعضا را بیان میکند: «حالا ما لازم داریم تاریخ زندگی خود را بازیابی و مرور کنیم و به نکات مثبت و منفی خود نگاهی درونی داشته باشیم.احساسات ما همیشه تحت تأثیر بیماری اعتیاد قرار دارد؛ احساس ترس، احساس گناه و سایر احساسات آزار دهندهای که مدام آنها را همراهی میکنیم. قدم چهارم و پنجم به ما کمک میکند این احساسات را که شاید برخی از آنها را از دوره کودکی حمل میکنیم، مورد کنکاش و شناسایی قرار دهیم و سپس با یک عضو قابل اعتماد یا یک راهنمای برنامهای آنها را در میان گذاریم. این روش به ما کمک میکند، در مواجهه با احساسات خود تنها نباشیم. همچنین باعث میشود با برخی از نواقص شخصیتی خود آشنا شویم».
ترس؛ زیربنای نواقص ما
سیامک در این مسیر، از به اوج رسیدن احتمالی نواقص شخصیتی و آمادگی برای برطرف شدن آنها با کمک گرفتن از خداوند، نکات قابل ملاحظهای را مطرح میکند: «سالها تجربه به ما میگوید که زیربنای بسیاری از نواقص ما، ترس است.ما با فروتنی از خداوند درخواست میکنیم که این نواقص را برطرف کند. البته بهنظر میرسداین اتفاق زمانی رخ میدهد که به آخر خط نقصهایمان رسیده باشیم و از وجود و فعالیت آنها آگاه باشیم. بدون تردید، این یک حالت معنوی است.
بازگشت مهر
تا اینجای کار تمرکز روی ترمیم خود فرد بود؛ نکتهای که محمود آن را پی گرفته: «با آغاز قدمهای هشتم و نهم ما دیگران را نیز وارد فرایند التیام میکنیم. اساسا، این سیر تحولی، خودبهخود ما را آماده میکند برای جبران خسارت؛ از آنها که سالها از ناحیه بیماری ما صدمه و آسیب دیدهاند.
اینجا مهمتر از همه جزم کردن عزم برای ترمیم و اصلاح روابط (با خود و دیگران) است؛ بازگشت مهر و صمیمیت و عشق به روابط گذشته».
پیشگیری از بنبست
هر شب باید یک ترازنامه روزانه از عملکرد و احساساتمان دریافت کنیم. سیامک از این مرحله بهعنوان قدم ده یاد میکند: «مثلا طی روز عملکرد درستی داشتهام اما حالا احساس خوبی ندارم. این شیوه کار، ما را از زیر بار خرابکاریهای حال حاضرمان آزاد میکند. اگر در مورد نقصهایمان حواسمان جمع نباشد، ما را به بنبستی میکشاند که دیگر نمیتوانیم از آن پاک بیرون بیاییم».
توازن عاطفی
محمود قدم یازدهم را ناظر بر ایجاد یک میل معنوی میداند:«در این مرحله اغلب ما میل به دعا و مراقبه پیدا میکنیم. ماهیت اعتقادات ما، تعیینکننده روش مراقبه است. ما ایمان داریم به محض اینکه وارد برنامه معتادان گمنام شدیم و خود را تسلیم عجز از بیماری خود کردیم، گویی تمام دعاهایمان مستجاب شد. حالا رابطه آگاهانهای که در این قدم توصیف شده، نتیجه مستقیم زندگی کردن قدمهاست. ما با این دعاها دچار توازن عاطفی میشویم و به تدریج میفهمیم خواست خداوند برای ما این است که بتوانیم شرافتمندانه و محترمانه زندگی کنیم و خود و بقیه را نیز دوست داشته باشیم».
پایان تنآسایی
در آخرین قدم (دوازدهم) تمام هموغم ما این است که آنچه را به دست آوردهایم در قالب پیام بهبودی، در اختیار معتادان دیگر قرار دهیم؛ تجربه، توانایی و امیدهای خود را. سیامک از جنبه تناقضآمیز این قدم میگوید: «هر چه بیشتر به دیگران کمک کنیم، در واقع بیشتر به خود کمک میکنیم. نخستین راه رساندن پیام، که نیاز به گفتوگو ندارد، رفتار ماست.
کسانی که قبلا ما را بهعنوان افرادی گمراه و منزوی میشناختند، وقتی ما را در خیابان میبینند، متوجه میشوند ما به مرور در حال بازگشت به زندگی هستیم. حالا در زندگی جدیدمان جایی برای بیحوصلگی و تنآسایی وجود نخواهد داشت. در اینجا تمام تلاش ما این است که طبق اصول انجمن معتادان گمنام زندگی کنیم».

زهره الهیان نماینده مجلس که مؤسس فراکسیون «سازمانهای مردم نهاد» از ابتدای مجلس هشتم بوده است یکی از مخالفان مفاد آن طرح بوده که با او گفتوگویی انجام دادهایم که در پیمیآید.
بحث مفصلی صورت گرفت. ان.جی.اوها بهعنوان نماد مشارکت تخصصی مردم هستند و از اینرو در بحثهای مطرح شده در مجلس حساسیت بسیار بالا بود. افراد دولتی، غیردولتیها و خود نمایندگان نگاههای متفاوت و دیدگاههای متفاوتی داشتند اما مجموعا خروجی کمیسیون اجتماعی مورد اقبال نبود. برخی دوستان ما در دولت نگاه حمایتی لازم برای این نوع فعالیت را نداشتند. مجلسیها هم نگاه متفاوتی داشتند. در نهایت این طرح و ٢٦ مادهای که از آن به تصویب رسید مطلوب بنده و همکارانم در فراکسیون سازمانهای مردمنهاد هم نبود. نتیجه این شد که با وجود ارائه پیشنهادها به کمیسیون، مخالفتهای بسیاری را بهدنبال داشت. در نتیجه در صحن، این مخالفتها منجر به جمعآوری امضا برای مسکوت نگاه داشتن این طرح شد.
ببینید تشکلهای غیردولتی نماد مشارکت تخصصی مردم هستند و باید تقویت شوند. از سوی دیگر وقتی سخن از کوچکسازی دولت به میان آمده باید زمینه برای واگذاری امور را فراهم کرد. این نکته خیلی در طرح مورد بحث کمرنگ بود و در عوض جنبههای نظارتی آن بر این نوع مشارکتها پررنگ. بنابراین ما هم موافق این بودیم که طرح مسکوت بماند تا مجددا مورد بررسی و ارزیابی قرار بگیرد و با نظر خود نهادهای مردمنهاد یا همان ان.جی.اوها و با محوریت حمایت تدوین و به صحن بیاید.
اتفاقا مجلس معتقد است که خانه ملت که محل گرد همآمدن نمایندههای مردم است باید بتواند پایگاهی برای نهادهای مردمی نیز باشد. ارتباط مؤثری هم ایجاد شود تا آن حد که با ارتباط حلقه تخصصی ان.جی.اوها با مجلس شاهد ارتقای کیفیت قوانین باشیم. درواقع ان.جی.اوها پل ارتباطی مردم و مجلس و متخصصین و مجلس باشند.
هرچند با توجه به ظرفیتهای موجود فعالیت ان.جی.اوها ایده آل نیست اما ما رشد پیشروندهای در فعالیت این تشکلها شاهدیم. البته شاید بتوان گفت میشد این حرکت سرعت بیشتری میداشت.
ما از مرکز پژوهشهای مجلس خواستیم تا به بازبینی این طرح و قوانین موجود بپردازد و امیدوارم طرحی برای تصویب به مجلس ارائه شود که از ابتدا با دیدگاه تشکلهای مردمی پیش آمده باشد. اگر عمری باقی بود و بنده هم درخدمت مردم در دوره نهم بودم حتما در قالب فراکسیون سازمانهای مردم نهاد سعی میکنیم قانونی تدوین شود که دست مشارکتهای مردمی و جلب این مشارکتها را بازبگذارد.

بسیاری از این سازمانها که آن زمانها NGO و بعدها سمن نامیده شدند در حوزههایی مغفول مانده مانند محیطزیست، زنان، کودکان کار و... تلاشهای زیادی کردند. تاثیری که این سازمانها بر جامعه هدف خود و مسئولان ذیربط گذاشتند به قدری چشمگیر بود که بسیاری از سازمانها بخشی را برای حمایت و مشورت با آنها ایجاد کردند. بهطور مثال سیاستهایی که ستاد مبارزه با موادمخدر بهدنبال آن است بدون حمایت سازمانهای مردمی عملی نیست. در ادامه گفتوگویی با دکتر پیام عرب زاده، عضو هیأت علمی دانشگاه و کارشناس رسمی دادگستری میخوانید که از سال 88 همزمان با تشکیل فراکسیون سازمانهای مردم نهاد در مجلس مشاور این فراکسیون شده است.
سازمانهای غیردولتی تجسم عینیت یافته مفهوم مشارکت در زندگی اجتماعی هستند که با ایفای نقشهای نظارتی، جذب، هدایت و بسیج منابع انسانی در راستای تحقق اهداف و ارزشهای اجتماعی فعالیت میکنند.، این تشکلها ضمن
انسجام بخشی به فعالیتهای مردمی، دستیابی به اهداف توسعه پایدار را نیز تسهیل کرده و در راستای رفع نیازهای جامعه تلاش میکنند.تشکلهای غیردولتی در کنار دولت و بخش خصوصی بهعنوان رکن سوم توسعه پایدار مطرح هستند که به سبب فارغ بودن از بوروکراسی پیچیده بخش دولتی و منفعتطلبی بخش خصوصی، مشارکت افراد جامعه در فرایند توسعه را تقویت میکنند.
همکاری سازمانهای مردم نهاد با نهادهای دولتی در 5 سطح قابل تعریف است که شامل مشارکت از نوع مشاورهای، هماهنگسازی، تکمیلی، عملگرایی و مشارکت از نوع نهایی میشود نوع آخر آن بالاترین شکل و سطح از همکاری میان سازمانهای غیردولتی و دولتی است که طرفین یکدیگر را بهعنوان بخشهای لازم و ملزوم در فرایند توسعه و دستیابی به اهداف و دیدگاههای مشترک میبینند. و سازمانها، فرصت و امکان کافی دارند تا در تنظیم قوانین و برنامهریزی سیاستها و فرایند تصمیمگیری محلی و ملی مشارکت کنند.
رشد و شکوفایی نهادهای مردمی درکشورهای توسعه یافته تجربه موفقی را در ایجاد توسعه پایدار رقم زده و نقش آنها بهعنوان مکمل ارکان حکومت نهادینه شده است. ولی در کشور ما بهرغم قدمت کهن حرکتهای مردمی، توسعه آنها با
فراز و نشیب همراه بوده و ظرفیت اجتماعی آنها بهطور غیرمنسجم در خدمت رشد و پیشرفت جامعه بهکار گرفته شده است.
نهادینه کردن نقش تشکلهای غیردولتی در اداره جامعه علاوه بر آنکه نیازمند برنامهریزی دقیق و سیاستگذاری صحیح است محتاج نگاه و رویکردی است که آنها را بهعنوان مکمل ارکان حکومت پذیرا باشد. البته طی دهه گذشته نقش تشکلهای مردمی در تعیین سرنوشت جامعه و تاثیرگذاری بر فرایندهای اجتماعی و همچنین مشارکت در تصمیمگیری و سیاستگذاری نمود بیشتری پیدا کرد.
بله، کشور ما از نظامی مبتنی بر مردمسالاری دینی برخوردار است که تصمیم سازان جامعه و مجریان امر توسط آرای مردم انتخاب میشوند لذا حضور افراد مشورتپذیر در نظام سیاسی جامعه قطعاً در نهادینه شدن مقام مشورتی انجمنها مؤثر خواهد بود.
علیرضا افشار، معاون اجتماعی وزارت کشور، دیروز صبح با اعلام این خبر گفت: با فرستادن نامهای به تمامی سازمانها و وزارتخانهها از آنان خواستیم تا کارهای اجراییشان را به سازمانهای مردم نهاد واگذار کنند.
به گفته او، این تصمیم برای حمایت از سازمانهای مردم نهاد و در راستای اجرای هر چه بهتر اصل 44 قانون اساسی است.
افشار در نشست رسانهای هشتمین همایش آیههای ایثار و تلاش در پاسخ به این سؤال که آیا وزارت کشور از سازمانهای مردم نهاد زنان حمایت میکند؟ گفت: فرقی نمیکند، سازمانهای مردم نهاد چه خانمها و چه آقایان تحت حمایت هستند.
معاون اجتماعی وزارت کشور تاکید کرد که چنانچه دستگاههای اجرایی فهرستی از کارهای اجراییشان را به وزارت کشور اعلام کنند، این وزارتخانه میتواند با توجه به توانمندیهای سازمانهای مردم نهاد کارهای اجرایی را بر عهدهشان بگذارد تا به این وسیله به تقویت سازمانهای مردم نهاد کمک شود. نامه مربوط به اجرای این کار هفته گذشته از سوی وزارت کشور به سازمانهای دولتی فرستاده شدهاست.
آیههای ایثار و تلاش
هشتمین همایش آیههای ایثار و تلاش با حضور 900 نفر از اعضای خانوادههای ایثارگران از سراسر کشور در مشهد برگزار خواهد شد. از میان این شرکتکنندگان 150 نفر زنان فرهیخته ایثارگرند که دارای مدارج عالی علمی هستند و 20 نفر از آنان مورد تجلیل قرار میگیرند.
افشار که ریاست ستاد آیههای ایثار و تلاش را بر عهده دارد با اشاره به اینکه امسال همایش دارای 8محور است، اظهار داشت: بررسی ابعاد هنر ارزشی، نقش تربیتی و توسعه سرمایه انسانی، نقشآفرینی در مدیریت اجتماعی، سلامت و بهداشت، جایگاه و شخصیت حقوقی زن مسلمان، نگرش فرهنگی اجتماعی به ایثار و توسعه ایثارگری در جهان اسلام محورهای این همایشاند.
او از انتشار 19 عنوان کتاب کوتاه با هدف ترویج فرهنگ ایثار، برگزاری کنگره شعر زنان عاشورایی، مسابقه فیلمنامه نویسی یاس زرین و برگزاری 3 جشنواره فیلم میلاد کوثر بهعنوان دیگر فعالیتهای ستاد آیههای ایثار و تلاش یاد کرد و افزود: طی برگزاری 8 دوره جشنواره آیههای ایثار و تلاش، نزدیک به 2 هزار نفر از زنان ایثارگر نخبه و فرهیخته در کشور شناسایی شدهاند.
7 کمیته تخصصی
امیرالله شمقدری، مدیرکل امور اجتماعی و شوراهای استانداری خراسان رضوی، نیز در این باره گفت: هشتمین همایش کشوری آیههای ایثار و تلاش در مشهد در نیمه اسفندماه سالجاری با حضور مسئولان ارشد کشور برگزار میشود.
او با اشاره به تشکیل ستاد همایش بانوان فرهیخته و نخبه ایثارگر در تهران به ریاست معاون فرهنگی اجتماعی وزیر کشور، یادآور شد: این همایش با تشکیل 7 کمیته تخصصی و علمی سعی در ایجاد زمینه مناسب برای تبادل اطلاعات و ایجاد حلقههای گفتوگو دارد.
به گزارش ایلنا، او افزود: در این همایش که با حضور 240 نفر از بانوان عضو هیات علمی دانشگاهها در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری برگزار میشود، موفقیتها و توفیقات جامعه بانوان در عرصههای اجتماعی معرفی خواهد شد.
مدیرکل امور اجتماعی و شوراهای استانداری خراسان رضوی تجلیل و تکریم از چهرههای موفق و نخبه بانوان و معرفی بانوان ایثارگری را که در عرصههای علمی و مدیریتی کشور حضور درخشان داشتهاند، از دیگر اهداف این همایش معرفی کرد.
هشتمین همایش آیههای ایثار و تلاش با هدف تجلیل از زنان فرهیخته ایثارگر 14 و 15 ماه جاری و با حمایت بنیاد شهید و امور ایثارگران، صدا و سیما، سپاه پاسداران و نیروی مقاومت بسیج و برخی ارگانها و سازمانها برگزار میشود.
این روزها به هرکوی و برزن که انسان پای می گذارد سخن از مشکلات بنزین است اما من حقیر که مدتی است از شرماشین راحت شده ام دریکی از روزهای گرم و تابستان که برای انجام کاری به یکی از استان های پرجمعیت کشورمان رفته و چند صباحی را درآن شهر به سر بردم و ازروی ناچاری جهت انجام امور با اتوبوس های گازوئیلی ، فرسوده و قدیمی ترددمی نمودم حرکاتی را ازشهروندان این شهر دیدم و با خود گفتم چه خوب است این ها را دروبلاگ شخصی خود بنویسم تا خواننده گان عزیز استفاده برند. بگذریم از اینکه سهیمه بندی بنزین دارای فوائد و مضراتی است اما اگر روزی مانند من حقیر ناچار شوی از خود روهای عمومی استفاده کنی خیلی از مشکلات و معضلات شهری را که تا به حال برایتان ناشناخته بود می شناسید.
پرده اول :
شهروندان این شهر پرجمعیت و شلوغ با چشمانی خواب آلودو دهان هایی باز درکناریک ایستگاه اتوبوس ایستاده و درانتظاررسیدن اتوبوسی برای رفتن به محل کار خود هستند و هیچ نشانه ای از نظم و یا وجود صف منظم دربین مسافران دیده نمی شود، هرکدام درگوشه ای پراکنده و گسسته در انتظار رسیدن اتوبوس هستند که ناگهان اتوبوسی مملو از مسافراز راه می رسد. هرجا که دلش خواست می ایستد و مسافران خواب آلود نیز دوان دوان به دنبال اتوبوس ؛ جنگ برسرسوار شدن آغاز می شو د، راننده اتوبوس حرکت نمی کند و با داد وفریاد طلب بلیت می کند . یکی از مسافران پس از سوار شدن شروع به پاره کردن روکش صندلی و نوشتن یادگاری می کند ... راننده اتوبوس سیگاری آتش زده و دود آن اعصاب همه را آشفته می کند و اعتراضات یکی از مسافران با نعره های راننده سرکوب شده و این داستان هرروز ادامه دارد ....
پرده دوم :
چراغ عابرپیاده سبزاست و عابران درحین عبورند ، یکی از رانندگان خودرو به طورکامل برروی خط عابر پیاده توقف کرد. راننده موتور سیکلت از راه می رسد... بدون کم کردن سرعت چراغ قرمز را با پاره کردن خط ممتد عابران پیاده رد می کند... کمی آن طرف تر از خط عابر پیاده ، عابری به اصراراز لابه لای خودروها می گذرد صدای جیغ چرخ خودروها یکی پس از دیگری شنیده می شود ... کمی بالاتر جوانی بدون توجه به علایم و پل عابر پیاده در حین عبوراز اتوبان است ... راننده ای که کمر بندایمنی خودرا نبسته وسط اتوبان ترمز کرد ه و می گوید آهای پسر مگر کوری ، پل عابر را برای تو ساختند...راننده دیگر می گوید آقا شما راه خودتان را بروید چه کاربه این جوان داری ... ناگهان بحث بین دوراننده بالا می گیرد و سپس پیاده و کتک کاری ... اتوبان بند می آید ... مامور پلیس از راه می رسد ... درنهایت با سلام و صلواتی موضوع فیصله می یابد...
پرده سوم :
ساعت ۱۲ شب است ... مرد همسایه زباله ها را دریک ظرف روباز مقابل خانه همسایه دیگر می گذارد...کمی آن طرف تر تپه ای از زباله روی هم ریخته وچندین گربه درداخل زباله ها جشن گرفتند...رفتگران کوچه ساعت ۹ شب زباله های موجود را جمع آوری کرده و رفتند ... صبح همسایه با مشاهده زباله هامقابل منزلش شروع به دادو فریادکرده و می گوید ، لعنت بر ... همسایه ، دیگر به روی خود هم ... سرتاسر محله را بوی زباله های انباشت شده گرفته ... ولی کسی صدایش در نمی آید ... یکی از اهالی محل خطاب به دیگران می گوید کجای کار ما درسته که این یکی درست باشه ...
این موارد فقط بخش کوچکی از رفتارهای نابهنجار و غیر اجتماعی است که هر روزه در شهر مان با آن مواجه هستیم به طوری که اگر شخصی در جهت رعایت آداب و رسوم و قوانین زندگی شهری و شهر نشینی حرکت کند با انواع ناسزاها و تنه زدن ها مواجه می شود و به نوعی قانون گریزی و نظم ستیزی به یک ارزش و رعایت فرهنگ شهر نشینی به یک امر ضد ارزش در آمده است . شهر ها با توجه به بافت پیچیده و به هم تنیده ای که دارند زندگی در آنها بدون رعایت یک سری قوانین و آداب و رسوم شهر نشینی مانند مشارکت د راداره شهر ، احساس مسئولیت نسبت به محیط زندگی ، تعامل مثبت با دیگران ، انجام وظایف قانونی ، حاکمیت قانون و هنجارها در تعاملات روزمره و مناسبات داری و ... نمی توان شهری آرام به معنای واقعی داشت به طور مثال اگر درشهری چند صد کیلومتر بزرگراه ساخته شود یا دهها مامور بر سرمعابر ، بزرگراه ها و خیابان ها گذاشته شود اما فقط ۵ درصد رانندگان یا عابران قوانین را رعایت نکنند به طور قطع ترافیک شهر قفل شده و ساعت ها وقت و سرمایه مردم و کشور به هدر می رود .
اما با نگاهی گذرا به وضعیت معابر وجوی های سطح شهر می بینیم به دلیل بی توجهی شهروندان به قوانین و محیط زیست زندگی ، سالانه صدها میلیون تومان صرف پاکسازی و جمع آوری زباله ها از این نقاط می شود در حالیکه اگر هر شهروندی به محض خارج شدن از درب منزلش از آسفالت مقابل منزل خود تا معابر سطح شهر ، مبلمان شهری و ... را متعلق به خود دانسته و حفظ و نگهدای از آنها را یک ارزش و وظیفه بداند دیگر نیازی به صرف این هزینه ها نخواهد بود .
فرهنگ شهر نشینی از کجا آمد!
از زمانی که جوامع بدوی سیر تطور خود را پشت سر گذاشته و وارد مراحل نوینی شدند با خودشان قوانین و هنجارهای جدیدی را هم شکل دادند که یکی از روشن ترین این تغییرات نظم پذیری بود که در روابط اجتماعی افراد بروز پیدا کرد چون در جوامع بدوی ، فقدان نظم چندان لطمه ای به مناسبات اجتماعی وارد نمی کرد ولی در جوامع نوین این نظم پذیری عاملی شد برای اینکه انسان ها به طور منطقی ، قانونمند و با شرایطی که تغییرات اجتماعی ایجاد می کرد زندگی کنند.
دراین مرحله فرایند دوم قانون بود به این معنی که به شهروندان توسعه و تاکید می کرد که از آزادی های بدوی کم کرده و آزادی های اجتماعی را به رسمیت شناخته و از آنها تخطی نکنند واما فرایند سوم تشکیل دولت بود به این معنی که یک نظم ، قانون و هنجار اجتماعی را برجامعه شهری تحمیل می کرد و دیگر روابط سنتی ، قوانین و اصول حاکم بر مناسبات ایلی جای خود را به قوانین مدنی وشهری می دهد وبدین ترتیب دولت ها جای شیوخ ، قبایل و سنن مذهبی را گرفته و روابط اجتماعی را شکل دادند.
این یکی از فرایند کلی از شهرها است و به همین دلیل بتدریج با گذشت زمان و برحسب نیاز شهرها ، قوانین راهنمایی و رانندگی ، مناسبات اجتماعی ، حقوق اساسی و حقوق شهروندی و ... نیز شکل پیدا کرد و افراد متخلف از طرف مراجع قانونی مورد تعقیب و مجازات قرار گرفتند.
بنا بر نظر کارشناسان علوم اجتماعی در سال ۱۷۸۹ که انقلاب فرانسه به پیروزی رسید ، پدیده ای به نام شهروندو همشهری در فرانسه شکل گرفت در آن زمان فرانسوی ها قانونی مربوط به محلات و کمون ها و شهر پاریس تدوین کرده و شهرداری پاریس نیز اولین نمونه از تنظیم قانون شهری برای زندگی اجتماعی بوده است و پس از آن کمون ها ، شهر ها و شهرداری ها دردیگر نقاط جهان پدید آمد . در جامعه ما نیز از دوره قاجارکه فرآیند جدید تجدد شهر نشینی آغاز شد این دسته از قوانین و سنن بر مناسبات شهری حاکم شد ولی جامعه ما چند مشکل ساختاری داشت از آنجا که درطول تاریخ افراد احساس می کردند قانون وسیله ای از طرف حکام و پادشاهان برای چپاول و غارت سرمایه های آنها است لذا روحیه ضد قانون وضد نظم در جامعه ایرانی شکل گرفت و جامعه ما از این جهت آسیب های زیادی دید و همواره شهروندان بدنبال توجیه رفتارهای غیر قانونی و مناسبات اجتماعی خودشان هستند و با این سابقه ذهنی در توجیه تخلفات و هنجارشکنی ها می گوید که اگر من تخلف می کنم به این دلیل است مسئول ما فوق من هم تخلف می کند ؛ لذا جامعه ایران درطول صد سال گذشته با یک وضعیت آشفته ای در زمینه آداب و رسوم شهر نشینی مواجه بوده است .
دکتر محمد تقی شیخی صاحب کتاب جامعه شناسی شهری و دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا با اشاره به اینکه موضوع شهروندی و شهر نشینی در قاموس جامعه شناسی وسایر زمینه های علوم اجتماعی موضوعی جدید با کاربردهای متفاوت و گوناگون است ، تصریح می کند : از آنجا که توسعه شهری به دنبال توسعه صنعت و تکنولوژی و روند بی وقفه شهر نشینی و نوسازی اجتماعی ، طی قرن بیستم ادامه داشته است ، این جریان ( شهرنشینی ) قوانین ، آداب ، روش ها ، شیوه زندگی و هنجارهای خاص خود را می طلبد که مجموعه این مفاهیم را به عنوان قوانین شهروندی معرفی کردند.
به گفته این جامعه شناس ، زندگی در عصر حاضر که عمدتا" از نوع شهری می باشدنیاز به قوانین ، ارتباطات وتعاملات خاص خود داردهرگونه وقفه ، کوتاهی و نادیده گرفتن قوانین مربوطه ، موجبات بسیاری ازتنش ها ، خشونت و ناملایمات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی را فراهم می کند، به نحوی که این حرکت خود برشرایط روانی ، عصبی و رفتاری افراد نیز تاثیرگذارده و درنتیجه این تاثیر از فردی به فرد دیگر، خانواده ، افرادو همکاران اداره منتقل می گردد.
وی می گوید : دربسیاری از کشورهای روبه توسعه از جمله ایران گسترش شهر نشینی و ورود فرهنگ مادی با سرعتی بی سابقه و حتی سریعتر از کشورهای صنعتی اتفاق افتاده است و از آنجا که بسیاری از افراد وبه طریقی شهروندان آمادگی لازم برای ورود به این از زندگی را پیدانکردند این خود بسیاری از چالش ها و نابهنجاری های فردی و اجتماعی را به دنبال آورده است .
این استاد دانشگاه می افزاید: در آستانه قرن 21 که بسیاری از تغییرات اجتماعی - اقتصادی بدنبال پیش زمینه های قبلی سریعا" درحال وقوع هست ، می بایست به افراد و شهروندان ، قوانین مربوط به شهر نشینی یادآوری گردیده یا آموزش داده شود و دربرابرهرقانون یا ضابطه ای ، ضمانت اجرایی لازم نیز فراهم آید و درشرایطی که لازم باشد افراد متخلف نیز می بایست مجازات گردند. دکتر فیاض زاهد ، جامعه شناس و استاد دانشگاه نیز دراین باره معتقد است : درسال های اخیر پیچیدگی های زندگی شهری بیشترشده و درکنارپدیده شهر نشینی مسایل دیگری مانند سازمان اجتماعی بوجودآمده و اگر به درستی اجرا نشود با یک بی سازمانی اجتماعی مواجه خواهیم شد. به گفته وی درنتیجه گسترش این بی سازمانی اجتماعی که پیوند دهنده روابط فردی با روابط نهادی است ، موجب ایجاد هرج و مرج اجتماعی و درنتیجه از هم پاشیدن اعتماداجتماعی می شود و هرفردی به فکر منافع فردی به جای منافع ملی خواهد بود و درچنین جامعه ای اگر کسی به فکر منافع جمعی یا قانون پذیری باشد مورد تمسخر قرار می گیرد.
اما دکترشیخی یکی از راههای ساماندهی فرهنگ شهر نشینی در ایران را استفاده از تجارب کشورهای توسعه یافته می داند که طی دهه های اخیر دربرخی از جوامع آسیایی نظیر سنگاپور، کره جنوبی و ... نیز به وقوع پیوسته و ازسوی دیگر سرمایه های کافی ( سرمایه های مادی ) نیز می بایست و جود داشته باشد تا از این طریق قوانین و ضوابط مربوط به شهر وندی را درقالب مناسب آن درشهر های مختلف تسریع داد. به گفته وی اساسی ترین و آشکارترین قوانین مربوط به شهروندی درجامعه ای چون ایران ، احترام به حقوق دیگران ، وقت شناسی ، عدم ایجاد مزاحمت در قالب انواع مختلف آن ، محیط زیست ، ایجاد فضا و محله ای سالم ، پیشگیری از هر گونه آلودگی ها از نوع محیطی ، صوتی و ... ، مشارکت در اداره شهر و جلوگیری از تخریب اموال عمومی می باشد که باید با ایجاد زمینه های فرهنگی جدید و دقت لازم دراجرای قوانین ، بنیاد قوانین شهروندی را هرچه بیشتر تقویت کرد.
این جامعه شناس درادامه برقراری ارتباط مناسب بین شهروندان ودستگاههای اداره کننده را لازمه داشتن جامعه و شهری سالم و شهروندانی قانونمند و به هنجار دانسته و تصریح می کند : به طور مثال در صورتی که سازمان شهرداری نظارت کامل و موثر خود را درپاکیزه نگه داشتن شهر اجرا ننماید شهروندان نیز کاری نمی توانند بکنند لذا این سازمان می بایست با بکارگیری پرسنل و افراد کافی شهر و نقاط مختلف آنرا سالم و پاکیزه نگه دارد و درعین حال سازمان های مختلف شهرداری می بایست آموزش های لازم را دراین زمینه در سطوح مختلف محله ، منطقه و غیره به شهروندان ارایه دهند.
دکتر فیاض زاهد نیز با انتقاد از اینکه دولتمردان درطول سالهای گذشته به سلوک اجتماعی و مناسبات اجتماعی نسبت به مسایل سیاسی کمتر پرداختند ، می افزاید : نتیجه این اقدامات تقویت روحیه قانون گریزی یا بی مسئولیتی اجتماعی در بین شهروندان بوده است .
وی درخاتمه با طرح پرسش هایی نظیر اینکه چرا یک شهروند براحتی پوست موز را از خودرو خود بیرون می ریزد یا چرا نسبت به محیط زندگی خود احساس مسئولیت نمی کند تصریح می کند: درجامعه ما برای حس مسئولیت و تعهد اجتماعی مشکل ایجاد شده و روان جامعه نیز به تدریج فهمیده آ نهایی که مسئولیت پذیرتر بودند بیشتر در معرض خطر و آسیب ودادن هزینه قرار گرفتند در نتیجه به سوی قانون گریزی حرکت کردند.
تاریخچه ای کوتاه برصنعت نشر ایران صنعت نشر کتاب درایران (که با صنعت نشر روزنامه تفاوت دارد) ، بدون آنکه بخواهیم وارد جزئیات امرشویم ، به طورکلی قدمتی صد ساله دارد و مرکزیت آن هم درپایتخت محسوس است . این امر تقریبا" درتمام کشورهای دیگر نیز مصداق دارد وپایتخت کشورها مرکز تمرکز ناشران است . ( تنها تفاوت درآمریکا ست که شهر نیویورک مرکز کلیه ناشران مهم این کشور است ).
نسل اول ناشران ایران ، گرچه به طورعمده درنواحی بازارو تیمچه حاجب الدوله و بازاربین الحرمین و خیابان ناصر خسرو کارخود را شروع کردند، اما به علت گسترش شهر تهران ، کتاب فروشی های خود را به خیابان شاه آباد و خیابان نادری <خیابان جمهوری اسلامی> و بعدها به مقابل دانشگاه نیز توسعه دادند.
یکی ازنام های مشهورنسل اول ناشران ایران ، << علمی >> ها هستند: میرزا علی اکبرخان خوانساری ، جد <<علمی >> ها درخوانساربه پیشه کتابفروشی اشتغال داشت . اوبه تهران می آیدودرتیمچه حاجب الدوله کتابفروشی دایر می کند. پسراو ، میرزا محمد اسماعیل ، ابتدابا پدر، سپس به طور مستقل درخیابان ناصریه (ناصر خسروبعدی ) دکانی باز می کندو به فکرچاپ و نشر می افتد.
دراین زمان به اوخبرمی دهند که روس ها درمشهد، قصد فروش چاپخانه ای را دارند. میرزا محمد اسماعیل (که حالا حاجی هم شده است.) به مشهدمی رود ویک دستگاه ماشین چاپ سنگی با لوازم آن را خریداری می کندو با خود به تهران می آوردوشروع می کند به کارچاپ کتاب.
حاجی محمد اسماعیل پنچ پسرداشته است : حاجی محمد علی ، حاج محمد حسن ، محمد جعفر، عبدالرحیم و علی اکبرکه همگی با نام خانوادگی <<علمی >> شناخته می شوند. انتشارات علمی ، نام یکی ازپرکارترین و مشهورترین ناشران نسل اول صنعت نشرکتاب درایران است .(چاپخانه متعلق به حاج محمد علی درباغچه علیجان کوچه خدابنده لو قرارداشت که تقریبا" تمام کارهای چاپی آنها را انجام می داد).
اینان نخست دربازاروخیابان ناصرخسرووبعدها درخیابان شاه آبادوسپس مقابل دانشگاه به تاسیس کتابفروشی پرداختندو زیرنام های علمی و<<انتشارات جاویدان >> به کارخود ادامه دادند.شادروان نصرالله صبوحی - که من ایشان را چند باردرزمان حیاتش دیدم - بنیانگذار<<کتابفروشی مرکزی>> بود وانتشارات خود را زیرهمین نام منتشرمی کردو کتاب فروشی اوهم درخیابان ناصرخسروقرارداشت . (ایشان ، پس ازتاسیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران ، یکی ازروسای اولیه این اتحادیه بود).
شادروان محمد رمضانی ، انتشارات کلاله خاور را داشت .(کتابفروشی <<کلاله خاور>> نخست درابتدای لاله زار قرار داشت و و بعدبه خیابان شاه آباد نزدیک کوچه سید هشام و بعدها به خیابان اکباتان منتقل شد.) اوهم ازپیشگامان نسل اول ناشران ایران بود.هم ایشان << نخستین نشریه ادواری خاص و مستقل در زمینه کتاب >> را به نام فصل نامه کتاب در (۶۴صفحه ) درفروردین ۱۳۱۱(یعنی ۷۲سال پیش) منتشرکرد . ( ازاین فصل نامه فقط چهار شماره منتشرو انتشارآن متوقف شد). ایشان بعدها جزوه های هفتگی <<افسانه>> را منتشرکرد( در۸ تا ۱۶ صفحه ) که درآنها ادبیات جهان وبرخی از آثارفارسی معرفی می شد. جزوه های <<افسانه >> بخش مهمی از فعالیت های فرهنگی ایران بین سال های ۱۳۰۰تا ۱۳۱۰ را نشان می دهد .
شادروان ابراهیم رمضانی ( انتشارات ابن سینا ) ، شادروان حسن معرفت ( کانون معرفت ) ، شادروان عبدالغفار طهوری ( کتابخانه طهوری ) ، زوار ( کتابفروشی) ، عبدالرحیم جعفری ( انتشارات امیرکبیر) ، جواد اقبال ) محمدی ( کتابفروشی محمدی)، برادران مشفق ( بنگاه مطبوعاتی صفی علیشاه ) ، محمود کاشی چی ( انتشارات گوتنبرگ ) ، یهود ا بروخیم و اسحق بروخیم ( انتشارات بروخیم ) و چند نام دیگر که اکنون در خاطره من نیست ، نسل اول ناشران ایران را به وجود آوردند که هنوز هم برخی از بنگاه های انتشاراتی آنها درصحنه های صنعت نشرکتاب ایران به فعالیت های خود ادامه می دهند . ( البته خواننده این سطور توجه دارد که من فقط به صنعت نشرکتاب در بخش خصوصی می پردازم و سازمان های دولتی ونیمه دولتی ازبحث من خارج است .
گرچه ازنظر زمانی ، انتشارات دانشگاه تهران ، بنگاه ترجمه و نشرکتاب و موسسه انتشارات فرانکلین دردایره همین نسل اول می گنجند). نسل اول ناشران ایران را می توان نسل خانوادگی وموروثی تلقی کرد که کارنشرکتاب به طور سنتی از پدربه پسر یا برادرمنتقل می گشته است . این نسل از ناشران ، با آنکه از عاشقان کتاب بوده اند و فی الواقع به این کار عشق می ورزیده اند ، اما صاحبان و بنیانگذاران این نسل به گروه فرهیختگان تعلق نداشتند.( فی المثل ، علی اکبر علمی که صاحب " بنگاه علی اکبر علمی " بود ، خواندن ونوشتن نمی دانست ). اینان هیچکدام با زبان های خارجی آشنایی نداشتند و آثاری را که منتشرمی کردند ، از طریق مترجمان دریافت می کردند که لزوما" از بهترین ترجمه ها نبود. ( یکی از همین ناشران نسل اول ، فی المثل ، داستانی از یک نویسنده ایرانی دریافت می کند، اما آن را برای چاپ مناسب تشخیص نمی دهد . این ناشر به نویسنده می گوید بهتر است که اویکی از آثار اشتیفن تسوایک را که آن روزها هوا خواه بسیار داشته است ، ترجمه کند . دراین صورت ، اوحتما" آن را چاپ خواهد کرد. نویسنده پس از چند ماه ، همان داستان فارسی خود را ، با تغییر نام های فارسی به آلمانی ، به ناشر تحویل می دهد و این نوشته به نام " عشق ها ی اشتیفن تسوایک به قلم خودش " چاپ می شود. به این ترتیب ، ازاین نویسنده اطریشی ، درایران ، یک کتاب افزون بر کتاب هایی که او در سرزمین مادری خود چاپ کرده ، منتشرشده است ." این کتاب نوظهور << عشق اشتیفن تسوایک >> به قلم خودش ، ترجمه حسین مسعودی خراسانی است که کانون معرفت آن را درسه مجموعه صد کتاب بزرگ ازصد نویسنده بزرگ جهان منتشرکرد . این جزئیات را مدیون نادر نادر پور هستم که حالا آن را به پانویس بلا اضافه می کنم . نسل اول ناشران ایران ، تاپیش از 1300، تنها 10 موسسه انتشاراتی و درمیان سال های 1301 تا 1310 جمعا" 16 موسسه انتشاراتی را درایران تاسیس کرده اند. دردهه 30 ، 40 و 50 به تدریج نسل دوم ناشران ایران ، پا به عرصه صنعت نشر کتاب می گذارد . این نسل ، نسلی است که صفت << فرهیختگی >>درمورد اکثر آنان مصداق دارد . اینان با زبان های خارجی آشنا هستند ، برخی از آنها نویسنده و مترجم و منتقد ادبی هستند و بر روی هم بر آنند تا خون تازه ای را وارد صنعت نشر کتاب کنند.
درنسل دوم ناشران ایران ، کار نشر از پدربه پسر نمی رسد و رویکرد اینان به امر نشر کتاب ، موروثی نیست . نام هایی چون انتشارات نیل ، زمان ، آگاه ، مروارید ، خوارزمی ، روزن ، سپهر ، توس ، دنیا ، با مداد ، دهخدا و دیگران را کسانی بنیاد گذاشتند که این شغل به صورت موروثی درخانواده آنان رواج نداشتند . فرهیختگی و آگاهی درباره ادبیان مدرن ، انگیزه آنان درتاسیس چنین موسساتی بود که برخی از آنها حتی به صورت شرکت سهامی و با سهام سهامداران ، پا به عرصه وجود گذاشتند .( مثل موسسه انتشارات خوارزمی یا شرکت انتشار.)
هرچند نسل اول به ادبیات کلاسیک فارسی و متون مذهبی گرایش داشت ، نسل دوم نماینده ادبیات مدرن فارسی وادبیات مدرن جهان بود. با دو استثنا ء یعنی بنگاه ترجمه و نشرکتاب و موسسه انتشارات فرانکلین - که سهم عمده ای درنشرادبیات مدرن جهانی در ایران داشته اند - بیشترین سهم چاپ آثارمدرن فارسی و غیرفارسی مدیون نسل دوم ناشران کتاب درایران است .
کلیه آثارسارترو کامو وبه طورکلی قلمرو ادبیات متعهد و آثاراگزیستانسیالیستی و نمایشنامه های مدرن و آثار همینگوی و فالکنر و اشتاین بک و موج ادبیات نو اروپا و آمریکا ، توسط این ناشران در دهه های ۳۰ و ۴۰ و ۵۰ به دست خوانندگان مشتاق خود رسیده است . سهم این ناشران درپیشبرد شعر نو درمیان خوانندگان فارسی زبان چه درایران وچه درکشورهای فارسی زبان دیگر - اظهر من الشمس است .( درنیمه دهه پنجاه تعداد ناشران نسل اول و نسل دوم درسال ۱۳۵۵ به رقم ۱۲۷ ناشر درتهران و ۵۶ ناشر درشهرستان ها می رسد).
با انقلاب ۱۳۵۷ نسل سوم ناشران پا به عرصه وجود می گذارد . این نسل از ناشران ، جوانانی هستند که با پدیده کتاب های <<جلد سفید>> به بازارکتاب ملحق می شوند . اینها که اکثرشان کارکنان شاغل درکتابفروشی های نسل اول و نسل دوم بوده اند و درعمل از عطش جوانان به خواندن کتاب های سانسورشده و ممنوع ، اطلاع دارند، با چاپ کتاب های ممنوع - با جلد سفید ( همراه به دلیل پنهان کاری از تعقیب حکومت و هم به دلیل فراراز پرداخت حق التالیف به صاحبان اثر ) - وارد عرصه نشر کتاب می شوند.
بخش عمده فعالیت های انتشاراتی در ماه های اول انقلاب ، درتیول این جوانان است . یکی از آنان ، با یک حرکت انقلابی ، حتی یکی از کتابفروشی های امیرکبیررا - که خود درآن فروشنده بود - قبضه کرد ونام آن را به نام << انتشارات خلق >> تغییرداد و فروشگاه را ازآن خود ساخت . ( بعد ها که موسسه انتشارات امیرکبیربه دست بنیاد مستضعفان مصادره می شود، این فروشگاه هم از دست این جوان خارج می گردد).
با استعفای دولت موقت و سخت گیری وزارت ارشاد - پدیده کتاب های <<جلد سفید >> فروکش می کند ، اما تعداد بی شماری از همین جوانان ، همراه با جوانان دیگری که جاذبه کارنشر، دامانشان را رها نمی کرده است ،به صورت نسل سوم - و با داشتن جواز نشراز طرف وزارت ارشاد ، پا به میدان می گذارند. نام هایی چون : انتشارات روشنگران ، دماوند ، فرزان ، فرهنگ معاصر ، رسا ، هیرمند، کتاب سرا ، نشر آزمون ، نشر مرکز ، طلایه ، پرواز ، نشر گفتار، نشرخرم ، نشر چشمه ، نیلوفر ، جامی، کاوش ، صابرین ، طرح نو ، البرز، فکر روز ، حدیث ، احیای کتاب و ... و صدها نام دیگری که همگی پس از انقلاب پا به عرصه وجود گذاشته اند . ( تعداد ناشران براساس آمار رسمی هم اکنون از مرز ۲۵۰۰ گذشته که بیشترین آنها متعلق به نسل سوم هستند).
اگر نسل اول- به دلیل موروثی بودن شغل - و نسل دوم - به دلیل فرهیختگی ناشران آن نسل - ازیک نوع همرنگی برخوردارند ، نسل سوم اما ازاین یکرنگی برخوردارنیست . گروهی صرفا" به دلیل اقتصادی و گروهی به دلیل آرمان خواهی به این صنعت روی آورده اند.
آنچه تا اینجا یادآوری کردم مربوط به ایران است .
اما نسل سوم ناشران فارسی زبان ، ادامه خود را به خارج از کشور نیزکشانده است . همان شرایط و انگیزه هایی که با تغییر اوضاع و احوال اجتماعی ایران ، گروهی را به صحنه نشر کتاب کشانید، گروه دیگری را - با یک جابجایی جغرافیایی - درخارج از کشوروارد این قلمرو کرد. ناشران ایرانی خارج از کشورادامه همان نسل سوم است . تقریبا" همان عوامل و انگیزهایی که باعث پایدارشدن نسل سوم درداخل ایران شد ، همان انگیزه ها درخارج از کشورنیز صنعت نشر فارسی را به وجود آورده است که عمدتا" دردوعامل اصلی خلاصه می شود:
آرمان خواهی (به معنی پیشبرد اهداف سیاسی ، ملی ، مذهبی و فرهنگی ) و عامل اقتصادی ( به معنی قلمرو تازه ای که می تواند برای یک مهاجر ، ممر معاشی را فراهم آورد).
نام هایی چون نشر باران ، نشر آرش ، شرکت کتاب ، نشر کتاب ، کتاب سرا ، نشر زمانه ، نشرپازند، چشم انداز ، نشر هنر ، نشر افرا ، کتاب فروشی ایران ، کتاب جهان ، نشرافسانه ، نشرنیما ، انتشارات پارس ، کلبه کتاب ، مرکز فرهنگی و کتاب نارنجستان ، فرهنگ فردا ، نشر ری را و ده ها نام دیگر به همان نسل سومی تعلق دارد که ساقه اصلی آن در روز های بعد از انقلاب درایران پا گرفت و شاخه ای ازآن اکنون از هوای مهاجرت استنساق می کند.
تعدادی از ناشران نسل اول ، زندگی را وداع گفته اند ، برخی از آنان هنوز در میان ما هستند ، برخی از ناشران نسل دوم ، روی درنقاب خاک کشیده اند و برخی کار نشر را رها کرده اند - و ازمیان نسل سوم نیز تعداد بی شماری صحنه را ترک کرده اند . اما جالب آنکه این سه نسل ، هم اکنون درکنار هم و به موازات هم ، درصحنه صنعت نشر کتاب حضور دارند و به تلاش فرهنگی خود ادامه می دهند ؛ گیرم که تعدادی نسل اول کمتر ، تعداد نسل دوم بیشتر و تعداد نسل سوم بیشترین این نام ها را تشکیل می دهند .