خلاصه کتاب مصاحبه خلاق

 

1) حرفه ای جذاب = مصاحبه امکان گفت گوبامردم مختلف را برایمان ایجاد می کند مصاحبه با متخصصان وافراد برجسته ، اقتدارنشریه ی  ما را بالا می برد.

مصاحبه مطبوعاتی = یعنی پرسش وپاسخ میان دو یا چند نفربه منظورانتقال یک پیام ارتباطی است . (مصاحبه می تواند: رودرور- خبری – تلفنی- یاغیرخبری- اختصاصی یا غیراختصاصی – افشاگرانه همراه با درگیری – نرم وبراساس تفاهم باشد.) امامهم این است که یک مصاحبه موفق  نیاز به یک نگرش حرفه ای دارد. وحرفه ای شدن نیاز به تمرین دارد.

-----------------------------------------------------------------------

2)یافتن ایده = (که چی؟ ) good Idea   ایده ها دراطراف ما قراردارندومی توان با مطالعه روزنامه ، تلویزیون ، رادیووماهواره  ایده مناسب را بدست آوریم .علاوه برموضوع ، یافتن شخص مناسب نیزبرای مصاحبه مهم است .

-----------------------------------------------------------------------

3)پرورش ایده

* سه نکته مهم درمصاحبه 

               1- طرحی درذهن داشته باشیم   

               2- تحقیق کنیم         

               3- ایده را درذهنمان پرورش دهیم .

 

* طرح = مهمترین نکته آن است که چه می خواهیم .

* تحقیق = اساس کارمصاحبه تحقیق است . قبل از مصاحبه باید اطلاعات لازم را درمورد فرد موردنظر داشته باشیم .

* ایده را پرورش دهید= اززمان تصمیم گیری درباره موضوعی که مورد مصاحبه شما است تا زمان انتشارآن باید ذهن خود را باآن درگیرکنید. وجنبه های مختلف آن را بررسی کنید .

*  فواید آمادگی قبل از مصاحبه  :

1- خبرنگارجدی گرفته می شود.

2- وقت مصاحبه به دریافت اطلاع جدید ترومهم تر.

3- اختیارمصاحبه دردست خبرنگار

4- ارزیابی مطالب مصاحبه شونده 

5- موضوع جدید که ارزش خبری داردمطرح شود.

-----------------------------------------------------------------------

4)روانشناسی مصاحبه

  *  ویژ گیهای مصاحبه کننده :  خوش برخورد بودن – داشتن حس کنجکاوی – پی گیربودن – داشتن جذابیت – عدالت وانصاف- توانایی   برای تفکرسریع – قدرت تجزیه وتحلیل – داشتن اطلاعات وسیع به مقدارزیادی شکاک بودن .

 

* ارتباطات =   نظریه پروفسور دین بارنلوند: ارتباطات ، کلمه ای است که بیانگر فراگرد ایجاد معنی است . فقط پیام ها قابل انتقال اند ومعنی درخود پیام نیست ، بلکه معنی در استفاده کنندگان از پیام است .

* فرایند ارتباطی = ممکن است معنی که درذهن شما شکل گرفته با منظور آن شخص مصاحبه کننده یکی نباشد . برای اینکه ازصحت معنای که درذهن مان هست مطمئن شویم یا بهترین شیوه برای پرهیزاز عدم درک صحیح ، استفاده از بازخوریا feed back است وبهترین بازخور  تکرارمطلب است (مثلا" منظورشما این است که ...).

* سه اصل طلایی :

 1- سوال ها شفاف وروشن ونا حد ممکن کوتاه بپرسید.

( سوال ها کوتاه وشفاف باشد تا مصاحبه گرخسته نشود)

 2- گوش کنید  

( مصاحبه گر= هیجان زده نشوید- ذهن خود را درگیر سوال ها نکنید- حواس پرت نشید وخوب درک کنید )

3- مصاحبه شونده را به سخن گفتن  تشویق کنیم .      

 (شرایط محیط را برای مصاحبه شونده مناسب کنید )

* تکنیک سکوت : درزمان لازم باید سکوت کرد وخوب گوش کرد تامنظورمصاحبه شونده راخوب درک کنید . و انعطاف پذیر باشید .

مصاحبه رو-در-رو:  باید خوب گوش کنید وباید نشان بدهید از حرفی که به شما منتقل می شود لذت می برید.  وبه چشمای مصاحبه کنننده نگاه کنید. ودرمیان صحبت آنها نپرید. و با حالت سروصورت حرفهای مصاحبه شونده را تائید کنید .

* سازگاری : درهنگام مصاحبه سازگاری با شخص مصاحبه شونده مهم است از جمله   لحن یا کلام   و  نوع پوشش تا مصاحبه شونده احساس راحتی بیشتری نماید.

----------------------------------------------------------------------------

5) ازکجاشروع کنیم :

*انتخاب مصاحبه شونده : بالاترین مقام مسئول – ارزش شهرت – لزوما همیشه بالاترین شخصیت ، بهترین نیست . یک روزنامه نگار   خوب  هیچگاه اطلاعات را فدای شهرت نمی کند .

- درحوزه کاری خود هنگام مصاحبه فردی که اطلاعات بهتری  به شما میدهد را شناسایی کنید . 

*آداب وقت گرفتن : ممکن است هنگام وقت گرفتن با مخالفت روبروشوید لذا یک خبرنگارهیچ گاه نباید ناامید شود. وباید برای گرفتن وقت تاکید وسماجت توام با احترام داشته باشید ودلسرد نشوید .

*چگونه درخواست را مطرح کنید : بهترین زمان را برای دعوت درنظربگیرید . دروقت اداری ساعت 10 به بعد – حضوری – درخواست به صورت منفی مطرح نکنید –

* گرفتن وقت برای مصاحبه های جنجالی : باید با یک جمله درخواستی مثبت طرف را ترقیب کنیم ودرنهایت می توانید تهدید کنید البته این کارمناسب نیست چون امکان ملاقاتهای بعدی را از دست می دهید .

* 4عملکرد شروع یک مصاحبه :

- ایده درذهن شکل می گیرد

- لحظه ورود به مصاحبه یا فضای فیزیکی  (دستگرمی – می توان از قبل براش برنامه ریزی کرد )

- اولین سوال پرسیده شود.

- مصاحبه را تنظیم کنیم .

*1- هرچه ذهن خود را با موضوع مربوط کنید مصاحبه ای پخته تر ونتیجه بهتری عاید شما می شود.

*2- هنگامی که با مصاحبه شونده روبرو می شوید بلافاصله مصاحبه را شروع نکنید واز فضااطراف صحبت را شروع کنید وبه قولی دستگرمی کنید .

*3- سوال های مهم را همان ابتدامطرح نکنید.

- سوال های مهم را همان ابتدامطرح نکنید .

- ازطرح سوال های پیش پا افتاده وکلیشه یی پرهیز کنید .

- شروع جذابی داشته باشید.

*4-مقدمه یا لید (طلایه )

- معرفی مصاحبه شونده

- تشریح موضوع    که چی ؟

- دردسرهای وقت گرفته

- وصف حال وهوای مصاحبه

- توصیف وتصویرکردن محل مصاحبه

لید باید حتما" درخدمت موضوع مصاحبه باشد وبه تشریح وشفاف کردن بپردازد ومخاطب را ترقیب کند . لید باید مختصرباشد،  حاشیه روی نباشد، زندگی نامه نداشته باشد، البته بعضی وقتها لید نیاز نیست وبا روتیتریا زیرتیترمطالب شروع می کنیم .

 6) گفت وگوکنیم ، نه مصاحبه :

      - مصاحبه تک موضوعی = سوالات مطرح می کنیم .

      - چند موضوعی = قبل از تعیین سوالات باید به ترتیب اهمیت سوالات توجه کنیم و درهرمحوری سوالات خود را مشخص کنیم .

 

*       تفاوت مصاحبه وگفتگو :

-   درمصاحبه سوالات ازهم مستقل هستند. گرچه اهمیت خاصی دارند اما پیوستگی درآن ندارد.

-   درمصاحبه سوالات به صورت کتبی وخبرنگارفقط حضورفیزیکی دارد. اما درگفت وگو سوالات باهم پیوستگی دارند. ووحدت ندارندودرگفت وگوچالش ومجادله داریم وگاهی نیز روی خط صمیمیت وتفاهم حرکت می کند. البته اولین سوال براساس مصاحبه است اما بعد درجریان صحبت تبدیل به گفت وگومی شود.

*درگیری درمصاحبه : گاهی درگیری درمصاحبه منجربه واکنش های جالب ازسوی مصاحبه شونده شده وبه روشن شدن حقایق می انجامد.          

* نکات لازم درخصوص درگیری درمصاحبه :

- از حالت نزاکت خارج نشوید .

- اگر مصاحبه شونده عصبی شد باید تسلط خودتان را برمحیط مصاحبه ازدست ندهید .

- اگرمحورسوال های شما درحال پایان است جریان سوال ها را به محور جدید هدایت کنید .

- سوال های تند را که ممکن است منجربه واکنش هایی ازسوی مصاحبه شونده شود برای پایان مصاحبه بگذارید.

*سوال های غافلگیرکننده : خبرنگارحرفه ای گاهی سوال هایی را به عنوان برگ برنده رومی کنند. حال این سوال ها ممکن است درجریان خود مصاحبه نیزبه وجود آید واین بستگی به تیزهوشی خبرنگاردارد.

*سوال های تقویت کننده: سوال هایی هستند که درچارچوب گفت وگوجریان می یابند وخبرنگاربرای تقویت وپیشبرد گفت وگو آن را به بدنه مصاحبه تزریق می کند. این سوال ها باعث تولید اطلاعات بیشتریا بسط وگسترش جوابها می شوندویا موضوع را کامل می کنند .

* سوال های تشریحی : سوال هایی تشریحی نیز مانند سوال های تقویتی به روشن ترشدن موضوع کمک می کنند.

* سوال های بسته : سوال هایی هستند که آزادی شخص پاسخ دهنده را از بین می برند ومیزان پاسخگویی او را به حداقل تقلیل می دهند. او فقط می تواند آری یا نه بگوید .  به این نوع پرسش ها دوجوابی نیز می گویند. وجوابها دوحالت دارند  مثبت یا منفی

 * سوال هاراکوتاه کنید: تا حد ممکن سوال هارا کوتاه ، واضح وروشن کنید .

* چرا ؟ همیشه برای یک سوال خوب خود چرا؟ داشته باشیم .  سوال چرا؟ یک سوال جسورانه است وشما را درکرسی قاضی می نشاند.

* چند سوال دریک سوال : یکی از راه های طولانی ساختن سوال ها ، طرح چند سوال دریک سوال است . واین بستگی به موقعیت مصاحبه کننده دارد. درپایان مصاحبه اگرهنوز چند سوال داریم ووقت نیز تمام شده درآن صورت بایدمهم ترین سوال خود را مطرح کنید.

* سوال های کلی نپرسید: سوال های کلی پاسخ های کلی را می طلبد پس سوال ها را جزیی کرده تا مصاحبه قدم به قدم جلو برود.

* پایان طلایی داشته باشید : همانگونه که شروع مصاحبه باید جذاب باشد پایان مصاحبه نیز باید جالب باشد البته همیشه اینطورنیست مثل پایان مصاحبه های خبری که ضریب آهنگ تند تری دارد.

7) شیوه های تنظیم مصاحبه وانواع آن :

- شیوه ی سوال وجواب = معمولا درمصاحبه های مطبوعاتی استفاده می شود.

- شیوه ی گزارشی = شیوه نسبتا" پیچیده ای است یک خبرنگارهم نقش طراحی اصولی سوال ها رادارد وهم هدایت مصاحبه وهم اینکه قادرباشد گزارشی خواندنی از مصاحبه خود تهیه کندویا حتی تنظیم مصاحبه به شکلی داستانی وتصویری رابیان نمای.

- تنظیم به شیوه ی تلفیقی =  یعنی دراین شیوه هم سبک سوال وجواب واز سبک گزارشی هم برای تنظیم نهایی استفاده می شود

8) ضرورت های اجرایی :

 * مصاحبه رو- در- رو(چهره به چهره ) = متداول ترین شیوه ی مصاحبه ،مصاحبه ی چهره به چهره است .

1- میزگرد= گرداننده میزگرد علاوه برآنکه خود درحد متخصصان طرف مصاحبه باید باشد باید بتواند مدیریت وقدرت صحنه گردانی لازم را هم داشته باشد.

2- کنفرانس مطبوعاتی = گروهی از نمایندگان رسانه ها خبری شرکت می کنند وطرف یا طرف  های مصاحبه به سوال های آنان  پاسخ می دهند .

                              1- زودترمراجعه کنید = ده دقیقه زودتردرمحل حضورپیدا کنید.

                              2- جای مناسب = سعی کنید درردیف اول جای مناسب بدست آورید.

                              3- دستتان پرباشد = با اطلاعات لازم وارد مصاحبه شوید .

                              4- نخستین باشید = سعی کنید جزو نخستین سوال کننده ها باشید.

                              ۵- نگران وقت پرسش نیستید- سوال های خود را اولویت بندی می کنید

                              ۶– پرسش سریعتر تمرکز شما را دربقیه جلسه آسان می کند-

                              ۷- دیرترمحل را ترک می کنید = برای تکمیل گزارش گاهی لازم است دیرترمحل را 

ترک کنید .

*مصاحبه کتبی  = گاهی به خاطردوری راه مصاحبه به صورت کتبی انجام می شود.

                  - سوال ها را به گونه یی تنظیم کنید که تاحد امکان راه های گریزمصاحبه شونده مسدود  شود.

                  - اگر فرصت کافی برای چاپ دارید از وی درخواست کنید درصورتی که ابهامی درجواب های دریافتی وجود دارد به رفع آن بپردازد.

                  - اگر به اکراه مصاحبه را انجام داده اید . میتوانید هنگام انتشار به این موضوع اشاره کنید

                  - اگر مصاحبه شونده به برخی از سوال های شما پاسخ نداد آن را ازدورن مصاحبه حذف 

                    نکنید بلکه توضیح دهید به این سوال پاسخ داده نشد .

* مصاحبه ی تلفنی = این روزها یکی از متداول ترین شیوه های انجام مصاحبه تبدیل شده است . گاهی به دلیل دوری ومسافت راه از این شیوه استفاده می شود.

                        - سوال ها کوتاه مطرح کنید.

                        - سوال های مهمتر را اول بپرسید

                    - با بکاربردن اصوات کلامی مثل اهوم ، بله ، صحیح ... او را تشویق به ادامه صحبت  کنید .

                     - ضبط کنید  = درصورت تکذیب مصاحبه شونده صدای او را خواهید داشت واین خیلی مهم است .

* هیاهو به پا نکنید= در ابتدای مصاحبه به یکباره شروع به ضبط صدا نکنید چندان جالب نیست وحتماباید اجازه گرفته شود.

9) بن بست های شکننده :

 - بن بست مانع تراشی برای انجام مصاحبه

 – چون جسارت گفتن ندارند وایجاد مانع می کنند.

انواع بن بست ها :

1-     اجازه ضبط مصاحبه را نمی دهند.

2-     قطع قهرآمیزمصاحبه درمیانه ی راه از سوی مصاحبه شونده .

3-     مانع تراشی برای انجام مصاحبه .

4-     رد درخواست مصاحبه ی رو- در- رو وپیشنهاد انجام مصاحبه کتبی .

5-     درخواست دیدن سوال ها قبل از انجام مصاحبه  ( اگه جنبه آموزشی دارد بله می توان اجازه داد)

6-     سکوت کردن وبستن فضای مصاحبه ازسوی مصاحبه شونده

۷-        اجازه ضبط مصاحبه را نمی دهند = خبرنگار باید مصاحبه شوندگان را به ضبط مصاحبه تشویق کند.

۸-         مصاحبه درنیمه راه به صورت قهرآمیزقطع می شود

۹-         مانع تراشی برای انجام مصاحبه = آنقدرکم محلی میکنند تا شما را از مصاحبه منصرف کنند یعنی نه جواب مثبت ونه جواب منفی می دهند.

۱۰-         رد درخواست مصاحبه رو- در- رو ودرخواست مصاحبه کتبی   = فرار از مصاحبه رودررو برای اینکه غافلگیرنشود.

۱۱-  می خواهند سوال ها را ببینند.

۱۲- چگونه با سکوت آنان مقابله کنیم ؟ = گاهی مصاحبه شوندگان به سوال ها پاسخ های گذرنامه یی یا تک سیلابی می دهند مانند بله اینطوراست نه این طورنیست. بله . خیر. وسعی دارند راه مصاحبه کننده را مسدود کنند . دلایل اینگونه پاسخ دادن 1- مصاحبه شوندگان حرفه ای وآموزش دیده هستند ومانوروفعالیت خبرنگاررا محدود می کند. 2- گروهی که به دلیل نداشتن اطلاعات لازم درباره ی موضوع مورد مصاحبه این گونه پاسخ می دهند 3- گروه سوم گروهی که کم حرف هستند.

روش مقابله با این گونه افراد :

1-     درباره ی موضوع مصاحبه وشخص مصاحبه شونده اطلاعات وآگاهی کامل داشته باشید.

2-     گفت وگو کنید نه مصاحبه

3-     محورها وسوال های متعددی را درآستین داشته باشید.

4-     درمواقع ضروری به کمک مصاحبه شونده بشتابید وبه تداوم یافته های ذهنی او کمک کنید

5-     سوال " چرا؟" راهمیشه آماده داشته باشید.

ویرایش مصاحبه

هنگام تنظیم مصاحبه از آوردن مطالب زاید خودداری کنید. دقت در علامت گذاری مناسب و غلط گیری های لازم و حذف مطلب تکراری در مطالب خود داشته باشید .

  رنگ وتوصیف

گاهی مصاحبه با رنگ وتوصیف همراه می شود. رنگ توصیف درمصاحبه اصولا" یا مربوط به شخص ویا محیط مصاحبه است . لازم است علاوه برنگاه تیزبین ودقیق مطالعات خود را در زمینه ی داستان ، رمان ومتون ادبی تقویت کند. ومهم تر از همه اینکه به تقویت قوه تخیل خود بپردازد.

رعایت اخلاق حرفه ای

مصاحبه کننده ی حرفه ای ، آداب واخلاق حرفه ای را رعایت می کند . ودربرخورد با مصاحبه شونده حال از هررده اجتماعی که باشد باید رعایت ادب ومناسبات عرفی معمول را به عمل آوریم .

شامل :

1-   آداب نشستن : درمصاحبه رو-در-روسعی کنید محل مصاحبه را شما تعیین کنید. از آنها محترمانه بخواهید که در جایگاه صمیمانه ترونزدیک به شما قرار بگیرند. طرز نشستن خبرنگار درجریان انجام مصاحبه بسیارمهم است .

2-   نحوه ی قطع کردن صحبت طرف مقابل : درهنگام مصاحبه های چاپی سعی کنید که صحبت طرف مقابل را قطع نکنید ( به ویژه درمصاحبه های غیرخبری ) وبا جملاتی محترمانه صحبت طرف را قطع کنید که ناراحت نشود. مثال : ازاینکه صحبت شما را قطع می کنم پوزش می خواهم .

3-   وقت شناسی باشیم : وقت شناسی از ضروریات اخلاق حرفه ای است اگر قرار است به دفتر ومحل کاروی برویم بهتراست پانزده دقیقه زودتر حضور پیداکنیم . به هرحال به موقع در زمان تهیه گزارش حضور داشته باشید. بدترین شکل بدقولی این است که ما مصاحبه شونده را به دفترنشریه دعوت کنیم وخودمان دیرتر از موعد مقرر در محل حاضر شویم .

4-     بهترین مکان برای انجام مصاحبه : بهترین مکان بستگی به دو مسئله دارد:

                   1- با چه کسی قرار است مصاحبه کنیم (شهرت )

                   2- مصاحبه مایک مصاحبه عمقی غیرخبری است یاخبری؟

و بهترین مکان را برای مصاحبه همیشه درنظربگیرد. دفترکار – یک رستوران – گوشه دنج یک پارک و...

5- سماجت آری ، لج بازی خیر؟ لج بازی به هیچ وجه اقدام اصولی نیست . دلایل ویا مدارک خودتان را اعلام کنید ولی با طرف مصاحبه یک وبه دو نکنید. سماجت بیش از حد ، علاوه برآنکه فضای مصاحبه را متشنج می کند ، خوش آیند مخاطب نیز نخواهد بود.

6- انصاف داشته باشیم .

چون قلم دردست شما است ، حتما باید انصاف را رعایت کنید. مطالب را آنطوری که هست بنویسید وخواننده خود قضاوت صحیح را انجام می دهد. کسانی که درجریان تنظیم مصاحبه ، مصاحبه شونده را ضایع می کنند. درحقیقت با خطراتی چند مواجه اند:

الف -ممکن است امکان مصاحبه مجدد با همان فرا را درفرصت های بعدی از دست بدهند.

ب - نزد افراد دیگر ارزش خود را از دست بدهید ودیگر کسی با شما مصاحبه نکند.

پ - از همه مهم تر ، مخاطب ممکن است اعتماد خویش را نسبت به مصاحبه از دست بدهد وبا متهم ساختن شما به دشمنی با مصاحبه شونده ، قظاوت خوبی درباره ی شماومصاحبه تان پیدا نکند وحتی مصاحبه شوند را در جایگاه مظلوم بنگرد که خلاف خواست شما بوده است.

7- لطفا" چاپ نکنید : گاهی مصاحبه شوندگان مطالبی را به شما می گویند اما درخواست دارند که چاپ نشود باید به درخواست آنها احترام بگذارید. و با این کار اعتماد طرف مصاحبه را برای انجام گفت وگوهای بعدی با ما فراهم می کند.

8- داشتن خصلت های مردم داری : بعد از انجام مصاحبه ، با مصاحبه شونده تماس بگیرید واز او تشکر کنید . ویا همزمان با چاپ آن مطلب با او تماس بگیرید وتشکر نمایید ودرصورت امکان یک نسخه از مصاحبه را برای اوارسال نمایید. وحتما" پاداش آن را خواهید دید ووقت ملاقات دیگری با او برای شما مطرح می شود.

 

           

 درس افکار عمومی

 افکار عمومی؛ نیروی سیا سی کم شناخته :

در بین پدیده های روانی جمعی  ، افکار عمومی گسترده ترین و آشکار ترین آنهاست.  این پدیده شگرف که با پویایی توانمند خود سرنوشت جامعه ها را رقم می زند. افکار عمومی چیزی جزء صدای مردم نیست. این صدا همیشه و در همه جا به شیوه های مختلف و در فرصت های متفاوت در گوش ها کم و بیش شنوای حکام زمان طنین افکنده و توجه خواسته و ناخواسته ، ارادی و غیر ارادی آنانی را که مخاطب قرار داده ، به خود مشغول داشته است.

افکار عمومی بخشی از تاریخ ملت ها ست، بحثی در فلسفه است، فصلی از علم سیاست، علم جامعه شناسی و امروز دیگر علم روان شناسی اجتماعی است.

در گیرو دار چنین وضعیتی، شناخت افکار عمومی که از ویژگی های جوامع مردم سالار و پشتوانه قدرت و حاکمیت سیاسی است، از جایگاه والایی برخوردار است.

در حکومت هایی که به اصل حاکمیت مردمی پایبند هستند ، آرای شهروندان دارای ارزش و وجهه خاصی است. « برک » در این زمینه می گوید: در کشورهای آزاد و کارخانه ها، دانش و فراست      واقعی تری در بین مردم به چشم می خورد تا کابینه شاهزاده های کشورهایی که هیچ کس تا زمانی که سران مملکت از آنها توضیحی نخواهند ،جرات اظهار نظر ندارند.

از این رو افکار عمومی ، ضمیر باطنی یک ملت می باشد. این قدرت گمنام غالبا یک نیروی سیاسی است که بقا و زوال حکومت ها به آن بستگی دارد. افکا عمومی ، عنصری است که چند و چون در هیچ قانون اساسی پیش بینی نشده است . به قول ژرژ گالوپ : قضاوت توده ها در اصل، اساسی تر و غالبا بهتر از قضاوت قانونگذاران است. او می گوید اگر مردم حقایق را بدانند ، عاقلانه تر قضاوت می کنند.

اساس افکار عمومی بر نگرشها استوار است. نگرش ، پایه و زمینه های پایدار افکار عمومی است و افکاری که فرد آن را مطرح می سازد محصول عوامل فرهنگی ، اجتماعی است. این افکار زمانی که حادثه ای رخ می دهد و یا موضوعی در جامعه برجسته می شود به گونه ای پنهان و آشکار نمود می یابد. افکا عمومی اغلب با جهت گیری های گوناگونی همراه است. شدت و وسعت و نیز موافقت و یا مخالفت آن با نظامهای سیاسی در ارتباط است. افکار عمومی در جوامعه باز و مردم سالار بیشتر از جوامع بسته و غیر مردم سالار از قدرت برخوردار است. هرچند که در جوامع بسته نیز نمی توان از قدرت آن غافل ماند.

مفهوم و ماهیت افکار عمومی :   

اصطلاح افکار عمومی به معنی امروزی نخستین بار توسط « ژاک نکه» وزیر دارایی لویی شانزدهم مطرح شد. «افکار عمومی از نظر او قدرت ناپیدایی است که گنج و بی محافظ و بی ارتش ، برای شهر ، برای دربار و حتی برای قصر پادشاهان قانون وضع می کند.»افکار عمومی دادگاهی است که در آن ، همه مردانی که نگاه ها را به سوی خود برمی گردانند، ناچارند حضور بیابند و پاسخگو باشند: افکار عمومی در جایگاه خود ، انگار که بر تخت نشسته باشد جایزه می دهد ، تاج بر سر می گذارد و شهرت ها و آوازه ها را افزایش ا کاهش می دهد.

مفهوم افکار عمومی در گذر زمان دستخوش گرگونی های عظیمی شده است و بر حسب نیازها و شرایط ویژه تعبیر و تفسیر خاصی از آن به عمل آمده است.

-         در گذشته های دور و در مفهوم سنتی افکار عمومی در سطح خرد ، چیزی معادل اراده ، احساسات و عقاید قومی- قبیله ای و در سطح کلان در برگیرنده روح محض ، باورهای دینی وتعصب ملی در قبال یک مساله خاص تصور می شد. اما امروزه افکار عمومی را ضمیر باطنی و پنهان یک ملت و ظهر آن را بزتاب طبیعی اکثریت یک جامعه در برابر پیامها و رویدادهایی که برای آنها جنبه حیاتی دارد، می دانند.

-         مونتنی فیلسوف و پژوهشگر فرانسوی ، افکار عمومی را یک جمع نیرومند ، جسور و تخمین ناپذیر می دانست.

-         برایس آن را چنین توصیف کرده است : یک نیروی حقیقی ، ناملموس ، همچون نسیم که همه را در پی کشف و شناخت آن هستند و تقریبا همه از آن پیروی می کنند.

-         آرتور کورن هازر می گوید: افکار عمومی ، همانند نقطه نظرها و احساساتی است که در یک جامعه خاص ، در یک زمان ویژه و با توجه به یک موضوع مورد علاقه آن  جمعیت پدید می آید.

-         فیلیپز دیوسن : افکار عمومی عصاه عقاید فردی نیست ، بلکه آن چیزی است که از علایق مشترک یک گروه درباره یک موضوع واحد و واکنش حاصله به عنوان ثمره آن علائق ، ناشی می شود.

-         جی .بی.اف هگل : افکار عمومی را به عنوان پدیده ای که هم شامل حقیقت و هم شامل کذب است، معرفی می کند. او چنین می افزاید که این وظیفه مردان بزرگ است که یکی را از دیگری تمیز دهند.

با همه این تعاریف در جایی دیگر آرتور کورن هازر می گوید که : بهتر است افکار عمومی برای اهداف موجود به عنوان نظریات و عقاید شایع در جمعیت معین در یک زمان خاص ، با توجه به هر موضوعی که منافع ملی را در بر دارد ، در نظر گرفته شود. که همه اندیشمندان با این نظر موافق بودند و عقیده داشتند که در ارتباط با افکار عمومی دست کم حضور چهار عامل پیوسته مطرح است:

1-    اینکه افکار عمومی باید در برگیرنده مشکل همگانی باشد یا نباشد؟( موضوع)

2-    اینکه آراء و نظریات مردم برای تبدیل شدن به افکار عمومی باید آشکار بیان شود یا پنهانی؟

3-    توافق بر سر اینکه شمار افراد هم عقیده چه تعادی باشند تا بتوان از آن به عنوان افکار عمومی یاد کرد؟

4-    اینکه اصطلاح رای ، عقیده و نظر با باورها و ارزش ها مترادف است یا نه؟

با کمی اغماض در تعاریفهای ارائه شده ، در مورد افکار عمومی می توان گفت که : افکار عمومی پدیده ای است روانی – اجتماعی ، با خصلتی جمعی و بازتابی از هستی اجتماعی انسان پس : افکار عمومی ، نوعی داوری مردم در یک مساله همگانی مورد اختلاف در زمانی مشخص است. به عبارتی دیگر، افکار عمومی نوعی آگاهی اجتماعی است ک به صورت آگاهی غیر رسمی در میان عامه خاص که دارای منافع مشترک هستند بروز می کند و جنبه عاطفی و ادراکی دارد و از تعصب نیز برکنار نیست. افکار عمومی اگر به شدت تعمیم یابد و ماندگار باشد به صورت اجماع یا وفاق عمومی در می آید.

افکار عمومی در جامعه های دیروز و امروز:

در زمان های گذشته که هنوز رسانه های گروهی یکی پس از دیگری پا به عرصه وجود نگذاشته  بودند، افکار عمومی چنانچه حول محوری دور می زد و به وحدت می گرایید، به وسیله دهان و گوش دامنه می گرفت و ماه ها طول می کشید تا خبر یا واقعه ای گسترش عمومی پیا کند و در نتیجه خود به خود از اثر می افتاد . به دلیل اینکه افکار عمومی جز در محیط های بسته مانند روستا و بازار و محله و طبقه ( که در آنها  ارتباط سریعا برقرار می شد) تجسم نمی یافت. امروز دیگر خبر از طریق رسانه های خبری به درون خانه ها راه یافته و در یک لحظه می تواند در اختیار همه مردم شهربلکه کشور و جهان گذاشته شود، زمان و مکان را تسخیر کند و مرزهای اجتماعی و سیاسی و ملی را در نوردد. گویی افکار عمومی سرنوشت خود را به دست رسانه ها سپرده است.  از این پس این رسانه ها هستند که نقش منعکس کننده ،تقویت کننده و حتی خاموش کننده افکار و اخبار را به دست دارند.

به این ترتیب ، با گسترش رسانه های خبری ، پدیده های روانی – اجتماعی مربوط به افکار عمومی نیز هر روز گسترش و اهمیت بیشتری می یابد.

رشد همه جانبه این رشته ، بستگی به چند عامل دارد:

1-    تکنیک های بررسی پیشرفته:

تکنیک های بررسی افکار عمومی ظریف تر می شود و به موازات آن پدیده افکار عمومی نیز رشد        می یابد. در واقع این تکنیک ها مردم را آگاه می سازند و به افکار مردم واقعیت و وسعت می بخشند و گاهی آن را کنترل می کنند. 

2-   خوراک فراوان برای تغذیه افکار :

مواد لازم برای تغذیه افکار عمومی هر روز فراوان تر می شود اخبار و وقایع سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی داخلی و خارجی بطور روزمره و حتی دائمی برای مردم خوراک فکری تهیه می کنند و مورد استقبال قرار می گیرند. فراوانی خوراک از یک سو و اشتهای باز مردم از سوی دیگر افکار را بیدار نگه می دارد و آنها را وادار می کند در صحنه های خبری و ملی و بین المللی حضور داشته باشند.

3-  توجه روز افزون به افکار :

واکنش ها و داوری های عموم مورد توجه روز افزون قرار دارند. چه افراد مهم اجتماعی مانند سیاستمداران و بازرگانان و چه پدیده های مهم اجتماعی از قبیل شهر سازی و خانه سازی و ...به شناخت افکار عمومی نیازمندند و از آن جهت که تاثیر این افکار بر رفتارهای اجتماعی مسلم است به آن حساسیت نشان می دهند.

هر کدام از این افراد( سیاستمداران، بازرگانان ، کارخانه داران و ...) برای آنکه بتوانند به کار خود ادامه دهند ، سیاستهای خود را تنظیم و کالای خود را برای عرضه به مردم تولید کنند باید به عقاید و سلیقه ها و گرایش آنها توجه کنند و  نمی توانند بی اعتنا باشند. در کشورهایی که با رشد و توسعه اجتماعی حق انتخاب خبر ، انتخاب کالا و ... برای مردم فراهم می شود توجه به نیازها و خواست و اراده آنها نیز در همه امور زندگی افزایش می یابد.

4-   رشد فزاینده روابط اجتماعی :

افکار عمومی در روابط اجتماعی تغییر می کند . روابط اجتماعی در پرتو شکل گیری ها و تحولات افکار عمومی پیوسته غنی تر و محکم تر می شود. در واقع می توان مشاهده کرد که چگونه رسانه های گروهی قادر هستند نوعی همفکری و همدردی در میان مردم یک کشور و حتی جهان ایجاد کنند. به عنوان مثال : جنگ در گوشه ای از جهان ، زلزله در ناحیه ای از آسیا ، کشف علمی در آزمایشگاهی د اروپا، افکار مردم عالم را به هم نزدیک می سازد و افکار عمومی جهانیان را  به بار می نشاند. این گونه است که ر دنیای امروز ، مرز بین اخبار این قشر و آن طبقه ، وقایع داخلی و خارجی رفته رفته از میان برداشته می شود و رسانه های گروهی دائما د جهت وحدت بخشیدن به افکار عمومی د سطح جهانی گام بر می دارند و تصور دهکده جهانی در ذهن مک لوهان شکل می گیرد.

معنای اجتماعی افکار عمومی همانا رشد فزاینده روابط بین اشخاص د زندگی مشترک اجتماعی آنهاست. هر شخص هنگامی که با اشخاص دیگر ارتباط برقرار می کند مثلا در تظاهرات شرکت می کند یا عقیده مشترکی را اشاعه می دهد آشکارا خود را در معرض دید و قضاوت دیگران قرار می دهد و شخصیت و وجهه اجتماعی او تقویت می شود. در واقع افکار عمومی نقش عامل ارتباطی و اجتماعی کننده را برای شخص بازی می کند و او را از حالت تفکر شخصی بیرون می کشد و بسوی روحیه جمعی پیوند می زند و تفکر فردی ، روحیه جمعی به خود می گیرد.

ریشه افکار عمومی در نظامهای ارزشی جامعه:

عمومیت افکار عمومی یک جامعه نشانه بستگی فرد و جمع به یک سری ارزشها می باشد. وقتی که کشوری مورد حمله قرار می گیرد یک یک افراد ملت و جمع آن برای دفاع ار خود به میدان جنگ می روند و جنگ به یک نظام ارزشی تبدیل می گردد. احساس یاری به همنوع ، دفاع ملی ، نیاز به امنیت ، سرکوب دشمن و ... ارزشهای پایه یک جامعه و تفکر اجتماعی مردم آن را تشکیل می دهند.

   منشا ء تشکیل افکار و شرایط شکل گیری آن:

در معدود تعاریفی که از افکار عمومی به دست آمده عموما به سه خصلت آن اشاره شده:              

1-                                                                                                                                                                                                                                                                             آشکار بودن: مستلزم شرکت افراد در تظاهرات جمعی و درنتیجه حضور انسانها در کنار هم و برقرار رابطه بین آنها است.

2-                                                                                                                                                                                                                                                                             آگاهانه و هوشیارانه بودن: گویای اراده آنها در پیوستن به صفوف دیگران و برقرار ارتباط با آنها می باشد.

3-                                                                                                                                                                                                                                                                              از وسعت کافی برخوردار بودن: نشانه جمعی بودن آن و در نتیجه رابطه اجتماعی است.

شرایط تشکیل افکار عمومی:

این پدیده عام به دلیل کیفیت ارتباطی برتر پیوسته جز در بستر مردمی ، یعنی جایی که تراکم جمعیت بالاست ، رخ نمی نماید. با وجود این ، واقعه افکار عمومی جز در شرایط مشخصی به وقوع نمی پیوندد. این شرایط را می توان در شش بخش خلاصه کرد:

1-                                                                                                                                                                                                                                                                             باید یک واقعه مرکزی و یا شماری وقایع متناسب و پشت سر هم از یک نوع وجود داشته با شد.

الف) واقعه مرکزی :

هنگامی که ما در معرض خبرهای گوناگونی قرار می گیریم ، ممکن است یک خبر بیشتر از خبر های دیگر توجه ما به خود جلب کند حال اگر این خبر برای همه شنوندگان جالب و مهم باشد آن را اصلی می گویند و واقعه مرکزی را تشکیل می دهد و منشا افکار عمومی می شود. هر چقدر این خبر با نیازهای مختلف مردم بیشتر ارتباط داشته باشد، اصلی تر و مرکزی تر است. مانند خبر یک زلزله ، سانحه هوایی، ترور سیاسی و ...

ب) و قایع متناوب:

ممکن است که یک پدیده اجتماعی به خاطر اثرات سوئی که پشت سر هم بر زندگی مردم می گذارد تدریجا به افکار جهت بدهد و آنها را متحد نماید مانند اعتیاد ، گرانی ، ترافیک و ... این پدیده ها بستر ذهنی مردم را برای نشان دادن واکنش آماده می کند و چنانچه روزی اتفاقی بیفتد یا عمل خلافی سر بزند که موجب نابسامانی و در نتیجه نارضایتی مردم شود، آنگاه مانند جرقه ای افکار ناراضی آنان را شعله ور می سازد.

2-                                                                                                                                                                                                                                                                             باید فضای مساعد وجود داشته با شد.

افکار عمومی باید در فضای مساعد و مناسب و در بستر مردمی شکل گیرد. این بستر فضایی است که در صورت وجود نیازهای مردمی برای ارضاء نیازها مساعد می شود. چنانچه مردم منتظر شنیدن خبری باشند که به سرنوشت آنها بستگی دارد به شایعه سازی دست می زنند تا خلا را پر کنند . شایعه سازی و شایعه پراکنی شاخص های بارز وضعیت بحرانی افکار عمومی هستند . بنابراین بستر فکری جامعه زمینه ساز تشکیل افکار عمومی در آن جامعه می شود.

3-                                                                                                                                                                                                                                                                            باید محتوای افکار با الگوهای فرهنگ جمعی مطابقت داشته باشد.

هر گروه ، قوم یا ملتی دارای فرهنگی است،فرهنگی که شامل آداب و رسوم و زبان و اعتقادات و هنجارها و نهادهای اجتماعی مخصوص به خود می باشد. افکار عمومی آن گروه ف قوم یا ملت بر اساس الگوهایی شکل می گیرد که نمایانگر ویژگی های فرهنگی آن باشد.

4-                                                                                                                                                                                                                                                                              باید محتوای افکار پاسخگوی نیازهای ظاهری و باطنی افراد باشد.

واقعه ای که به افکار عمومی دامن می زند واقعه ای است که به نیاز افراد یا جامعه کلی پاسخ می دهد. این نیاز می تواند ظاهری ، معروف ، آشکار ، قابل اعتراف  مانند نیاز به امنیت ، مودت و وفاق اجتماعی ، به راحتی و فراوانی و بالاخره نیاز به دانستن و آگاهی یافتن و یا برعکس باطنی ، نهانی و خودآگاه مانند نیاز به بیگانه ستیزی ، نژاد پرستی ، ملی گرایی باشد.

5-                                                                                                                                                                                                                                                                             باید افکار به واسطه رسانه های گروهی گسترش یابد.

گسترش افکار عمومی در گذشته و در جامعه های قدیمی بسیار کند بود و به همین نسبت نیز از تاثیرگذاری بی بهره بود. اما در جامعه جدید و امروزی با ورود رسانه های گروهی به عرصه زندگی و اشاعه سریع اخبار و انعکاس بلامانع افکار عمومی نیز از طریق رسانه ها بویژه مطبوعات ، ادبیات ، طنز و ... گسترش می یابد. مراکز رادیویی ، تلویزیونی و مطبوعات ، فرستنده هایی هستند که از نظر خبری افراد را به منزله گیرندگان خبر بی وقفه تغذیه می کنند.

6-                                                                                                                                                                                                                                                                             باید افکار عمومی با دخالت مستقیم مردم اشاعه یابد.

همه روزه وقایعی اتفاق می افتد و اخباری پخش می شود بی آنکه بر مردم اثر چندانی بگذارد اما روزی فرا می رسد که واقعه ای مردم را برمی انگیزد و یکباره به خیابانها می ریزند و خود به یک رسانه توانای تبلیغی و گروهی تبدیل می شوند. مثلا ممکن است از بین سرودهای بی شماری که از رسانه ها پخش می شود یکی بر دل مردم بنشیند و او ابتدا در خانه و در خلوت زمزمه کند و کم کم به کوچه و بازار منتقل شود. به همین ترتیب افکار عمومی ممکن است به صورت یک شعار ، در قالب یک علامت و یا رنگ نمایش داده شود.

افکار عمومی مورد پرسش:

افکار عمومی یکی از جنجالی ترین موضوعات در علوم اجتماعی است. بدون شک ، در اینجا، با وجود اطمینان خاطر اندکی که پژوهش ها در این زمینه به ما می دهد سخن از برانگیزاننده ترین حوزه پژوهشی است. افکار عمومی یک معما نیز هست ، زیرا درست است که هرکس نظری دارد ولی افکار عمومی حاصل جمع نظرها نیست. اشتباه خواهد بود اگر ما تصور کنیم که هر فرد در مورد هر چیز نظری دارد.پژوهش در زمینه افکار عمومی از دیرباز آغاز شده است و به دوران کهن بر می گردد. ما در جامعه های مشهور به پسا صنعتی ، پیوسته به آتش نظرسنجی ها می سوزیم . نظر سنجی ها به یکی از خصیصه های اساسی جامعه « دموکراتیک» تبدیل شده است . با وجود تشنگی مفرط برای نظرسنجی ها، اطلاعات ما درباره خود افکار عمومی ناچیز است.

جای تعجب نیست اگر ما کتابی در زمینه افکار عمومی باز کنیم ولی در آن در مورد سنجش بحث مفصلی نیابیم .چون که سنجش یا نظر سنجی فن پژوهشی است که امکان شناخت افراد را در مورد موضوع معینی ، در زمان خاصی برای ما به صورت عکس برداری فراهم می آورد ، در حالی که افکار عمومی فرایندی اجتماعی است که در زمان شکل می گیرد .

فرایند  ارتباطی :

در جامعه، هر فرد در دو شبکه ارتباطی عضویت دارد: شبکه میان فردی ( روابط شخصی) و شبکه نهادی ، در نقش مصرف کننده رسانه ها. گفتمان رسانه ها و افکار عمومی ، به مثابه دو نظام معنایی موازی یکدیگر، اغلب جدا از هم در نظر گرفته و پردازش می شوند. به یقین ، افکار عمومی از رسانه ها جدایی پذیر نیست. اما این ادعا که گفتمان رسانه ها مستقیما" در افکار عمومی تغییرایجاد می کنند ، پنداری ساده بینانه است. شکی در این نیست که گفتمان جزء فرایندهایی به حساب می آید که افراد به واسطه آنها به نظرات خود شکل می دهند؛ از طرف دیگ افکار عمومی یکی از مکانیسم هایی است که به خبرنگاران و دیگر « کارگزاران فرهنگی » امکان می دهد معناهایی را بیابند و آنها را طوری پردازش کنند که صورت گفتمان عمومی به خود بگیرند. دو نظام در کنش و واکنش به سر می برند.

افکار عمومی در چهارراهی علوم اجتماعی :

ما مطالعه  افکار عمومی را نباید تنها به پژوهش جامعه شناختی محدود کنیم . طبیعت این کار تا حدود زیادی بیرون از دایره جامعه شناسی است. موضوع « افکار عمومی » در وهله اول به  جامعه شناسی مربوط می شود ، اما محدود کردن آن به این شاخه کار اشتباهی می باشد. در واقع ، توجه به فرایند افکار عمومی بدون بینش روانی – اجتماعی که لازمه فهم چگونگی پیدایش و شکل گیری آن می باشد غیر ممکن است. تحلیل محض جامعه شناختی در عمل قادر به فهم این پدیده اجتماعی نیست.