مقدمه: صنعت گردشگري امروزه يكي از فعالترين حوزه اقتصادي بشر است. اين صنعت بنا به خصلت عملكردي خويش باعث تغيير و تحول وسيع در عرصه هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و زيست محيطي مي گردد . اين صنعت براي كشور هاي در حال توسعه بويژه كشور هاي تك محصولي يكي از راهكار هاي ايجاد اشتغال و زمينه اي مساعد جهت تخفيف بيكاري و چالش هاي اجتماعي ناشي از شكاف طبقاتي است. امروزه بيش از 600 ميليون نفر جهانگرد به كشور هاي مختلف سر مي زنند و اين بزرگترين جا به جايي صلح آميز بشر است از آنجا كه جهانگردان نمايندگان فرهنگ هاي گوناگون هستند اين ارتباط بين تمدني علاوه بر آثار مطلوب فرهنگي ، جهان را در صلح و همزيستي مناسب تري قرار مي دهد . امروزه 5/5 درصد اقتصاد جهاني با ظرفيت شغلي 112 ميليون نفر در سال و حدود 423 ميليارد دلار درآمد معرف اهميت شگرف در توسعه اقتصاد ملي و جهاني است . كشور هاي مختلف جهان در پرتو توانمندي هاي گوناگون و جاذبه هاي متنوع فرهنگي و اكوتوريستي در صدد جلب جهانگردان و كسب درآمد ارزي هستند.
مقايسه تطبيقي صنعت گردشگري ايران با كشور هاي پيشرفته در اين صنعت گوياي عدم توسعه يافتگي ما در اين حوزه مهم اقتصادي است.
جايگاه ايران در صنعت گردشگري:
ايران با وجود برخورداري از تمدن كهن و آثار تاريخي فراوان و جاذبه هاي فرهنگي و اقليمي به تصديق سازمان يونسكو در رديف دهم جهان قرار دارد . ايران از نظر تنوع و غناي اكو سيستمي جزو 5 كشور اول دنيا است . ايران با داشتن 25 پناهگاه حيات وحش ، 12000 گونه گياهي ، 350 نوع پرنده ، 8 نوع خزنده ، 14 قله 3000 متر به بالا ،16 تالاب ، 220 چشمه آب گرم و معدني مي تواند در زمينه جذب اكوتوريسم جايگاه ويژه اي داشته باشد .
در برنامه اول اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي مصوب 72ــ1368 ورود 900 هزار جهانگرد با 500 مليون دلار درآمد منظور شده بود كه در همين مدت 4700000 نفر ايراني از ايران خارج شده و 5 مليارد دلار ارز با خود از ايران خارج كردند . طبق آخرين آمار ارائه شده از سوي سازمان ايرانگردي و جهانگردي در سال 1381 بالغ بر 1584922 نفر از اتباع خارجي وارد ايران شدند و درآمدي حدود يك مليارد دلار كسب شده است .
در مقايسه آمريكا با 74 مليارد دلار در رتبه اول و فرانسه و اسپانيا با درآمد ارز 30 مليارد دلار در رديف هاي بعدي و ايران برابر گزارش در سال 1999 در رتبه شصت و هشتم قرار داشته است . در سال 1998 تركيه از نظر جذب توريست 10 برابر و از نطر درآمد 35برابر كشور ما درآمد داشته است.
علل ناكامي ايران در صنعت گردشگري :
1 ــ فقدان اهداف و استراتژي روشن در اين صنعت و جايگاه آن در اقتصاد ملي
2 ــ تنگناه هاي ايد ئولوژيك و عدم انطباق آن با فرهنگ توريسم
3 ــ فقر نيروي انساني مجرب و متخصص امور گردشگري
4 ــ عدم حمايت دولت از سرمايه گذاري بخش خصوصي در اين صنعت
5 ــ عدم هماهنگي و همكاري سازمان ها و ارگان هاي دولتي در بهبود امور گردشگري
6 ــ فقدان مراكز آموزشي در مقاطع مختلف براي تربيت نيروي انساني مورد نياز بخش هاي مختلف جهانگردي
7 ــ فقدان زيرساخت و زير بناهاي اين صنعت از قبيل وسايل مدرن حمل و نقل ، توسعه خدمات هواپيمايي ، فرود گاهها ، راه هاي مناسب ارتباطي و مواصلاتي دريايي ، راه آهن و قطار شهري
8 ــ كمبود محسوس اماكن اقامتي ، هتل ها و مهمان پذير ها ، تاسيسات رفاهي و تفريحي
با مقايسه تعداد هتل ها و تاسيسات اقامتي و ميزان تخت هاي موجود در هتل ها ، عقب ماندگي كشور ما كاملا چشمگير و باعث شرمساري در صنعت گردشگري است
تعداد هتل ها و تاسيسات اقامتي موجود در سال 1998 در:
|
آلمان 53830 |
چين 5201 |
ايران 613 |
تعداد اتاق جهت پذيرايي گردشگران در سال 1998 در :
|
مالزي 107791 |
مكزيك 392402 |
چين 701736 |
ايران 27034 |
تعداد كل تخت ها ي هتل ها و مراكز اقامتي در سال 1998 در :
|
ايتاليا 2360037 |
اسپانيا 392402 |
تركيه 312387 |
ايران 55382 |
مشاهده عدم توسعه يافتگي كشورمان درصنعت توريسم ، نشانه كم توجهي جدي مديران اقتصادي كشور در اهميت نقش اين صنعت در افزايش درآمد ملي است . صنعتي كه بدون آلوده كردن محيط زيست مي تواند توليد اشتغال كند .صنعتي كه بيش از نياز به سرمايه مالي ، محتاج سرمايه مديريت علمي در استفاده از همه توانمندي هاي كم نظير و متنوع ايران در جذب جهانگرد و كسب درآمد ارزي است . در فرايند جهاني شدن ، ايران با سطح تكنولوژي و دانش فني كنوني حرفي براي گفتن نخواهد داشت ، ما در عرصه گردشگري با مديريت علمي و برنامه ريزي هدفمند مي توان جايگاه ممتازي را در سطح جهان به خود اختصاص دهد .