
اجتماع > نهادها - سازمان مردمنهاد یا سمن (NGO) به سازمانی اشاره میکند که مستقیما بخشی از ساختار دولت محسوب نمیشود اما نقش بسیار مهمی بهعنوان واسطه بین فردفرد مردم و قوای حاکم ایفا میکند. بسیاری از سازمانهای مردمنهاد غیر انتفاعی هستند. بودجه این سازمانها از طریق کمکهای مردمی یا سازمانهای دولتی تأمین میشود.بعضی از سازمانهای مردمنهاد نیمه مستقل وظایف و کارهای دولتی را نیز انجام میدهند. برخی از این سازمانها هیچ علاقهای به سیاست ندارند؛ این در حالی است که برخی از آنها به منظور تأمین منافع اعضای خود صرفا به لابیگری در دولت میپردازند.از آنجا که اصطلاح «سازمان مردمنهاد» بسیار کلی است، بسیاری از این سازمانها ترجیح میدهند از اصطلاح نهادهای خیریه استفاده کنند.
تاریخچه
اگرچه انجمنهای داوطلبانه شهروندان در سراسر تاریخ وجود داشتهاند اما سازمانهای غیردولتی در 2قرن اخیر توسعه یافتهاند. یکی از نخستین سازمانهای اینچنینی، صلیب سرخ جهانی است که در سال ۱۸۶۳ تأسیس شد.عبارت «سازمانهای غیردولتی» با تأسیس سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۵ به وجود آمد.فرایند جهانیسازی در قرن بیستم موجب اهمیت یافتن سازمانهای مردمنهاد شد. امکان حل خیلی از مشکلات توسط دولت یک کشور وجود نداشت. معاهدات بینالمللی و سازمانهای بینالمللی از قبیل سازمان تجارت جهانی بیش از حد بر منافع مؤسسات مالی بزرگ متمرکز بودند.
در اقدامی برای متعادل کردن این روند، سازمانهای غیردولتی با تأکید بر مسائل بشردوستانه و کمک به توسعه تأسیس شدند که نمونه بارز آن اجلاس اجتماعی جهان است که هر ساله در ماه ژانویه در داووس برگزار شده و رقیب اجلاس اقتصادی جهان محسوب میشود.
مراحل تکامل و شکل گیری
3مرحله یا دوران تکامل سازمانهای غیردولتی شناسایی شدهاست. در مرحله اول، نوع خاصی از سازمانهای مردمنهاد شکل گرفتندکه بر امدادرسانی و رفاه متمرکز بودند و مستقیما به افراد ذینفع خدمات امدادی ارائه میکردند. توزیع غذا، تأمین پناهگاه و ارائه خدمات بهداشتی نمونههایی از خدمات این قبیل سازمانهای مردمنهاد بود.
در مرحله دوم از تکامل، سازمانهای مردمنهاد از لحاظ وسعت و اندازه کوچکتر شده و به مجموعههای مستقل و خودکفای محلی تبدیل شدند. سازمانهای مردمنهاد در این مرحله، امکانات جوامع محلی را گسترش دادند تا بتوانند با «اقدامات محلی مستقل» نیازهای آنها را برآورده سازند. در مرحله سوم سعی دارند در سطح ملی و بینالمللی تغییراتی بهوجود آورند و به تدریج این سازمان از سازمان مردمنهاد امدادرسان به سازمان مردم نهـــاد تــــوسعـه و آبـادانی تغییر ماهیت داد.
اهداف
سازمانهای مردمنهاد برای رسیدن به اهداف گوناگونی فعالیت میکنند و معمولا در جهت پیشبرد اهداف سیاسی یا اجتماعی اعضا در حرکت هستند. برای مثال میتوان به بهبود وضعیت محیطزیست، تشویق گروهها و مردم به رعایت حقوق بشر، بالا بردن سطح رفاه اقشار محروم و آسیبپذیر یا مطرح ساختن یک برنامه مشترک و دستهجمعی اشاره کرد.
تعداد این قبیل سازمانها بسیار زیاد است و اهداف آنها طیف وسیعی از موقعیتهای سیاسی و اجتماعی را در بر میگیرد. حتی میتوان آن را بیشک به مدارس خصوصی و سازمانهای ورزشی نیز ربط داد.
روابط عمومی
سازمانهای مردمنهاد برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود نیاز به برقراری روابط سالم با دیگران دارند. مؤسسات و انجمنهای خیریه از روابط عمومی پیچیدهای برای جمعآوری اعانه استفاده میکنند و در واقع آنها شیوههای نفوذ و لابیگری معمول در دولت را به کار میبندند.
گروههای بزرگ و محبوب نیز به اعتبار تأثیری که بر جامعه میگذارند و نتایج سیاسیای که میتوانند بهدستآورند، از اهمیت سیاسی برخوردار هستند؛ در مواقع ضروری سازمانهای مردمنهاد درصدد بسیج حمایت مردمی برمیآیند.
جذب و استخدام کارکنان
این طور نیست که همه مردمی که برای سازمانهای مردمنهاد کار میکنند داوطلب باشند. دستمزدی که اعضای نیروهای
حقوق بگیر سازمانهای مردمنهاد میگیرند کمتر از حقوقی است که در سازمانهای تجارت بخش خصوصی پرداخت میشود. کارکنان سازمانهای غیردولتی بسیار زیاد به اهداف و اصول سازمان پایبند هستند.
دلیل داوطلب شدن افراد صرفا نوعدوستی نبوده بلکه این امر نه تنها برای کسانی که این افراد به آنان خدمت میکنند حتی برای خودشان نیز مزایای مستقلی در بر دارد که از آن جمله میتوان به مهارت، تجربیات و ارتباطی که افراد از آن برخوردار میشوند اشاره کرد.
تامین بودجه
بخش اعظمی از بودجه سازمانهای مردمنهاد از محل حق عضویت در سازمان، فروش محصولات (تجاری) کالا و خدمات، کمکهای مالی اعطا شده توسط مؤسسات بینالمللی یا دولتها و کمکهای مردمی تأمین میشود. اگرچه اصطلاح «سازمانهای مردمنهاد» تلویحا بیانگر استقلال این سازمانها از دولت است، برخی از سمنها به منظور تأمین بودجه مورد نظرشان وابستگی شدیدی به دولت دارند.
بدیهی است هر مؤسسه یا بنیاد غیردولتی با توجه به نیاز اعضای خود، موضوع فعالیت مشخصی را پی میگیرد؛ موضوعاتی مانند دین، آموزش، بهداشت، محیطزیست، اشتغال، فرهنگ، هنر، جوانان، کودکان، زنان، سالمندان یا موضوعات تخصصی و علمی.
مدیریت سازمانهای غیردولتی
دو روند مدیریتی پیوند ویژهای با سازمانهای مردمنهاد دارند؛ مدیریت تنوع و مدیریت مشارکتی. مدیریت تنوع با فرهنگهای گوناگون سرو کار دارد. چنین گفته میشود که شیوه مدیریت مشارکتی شیوه خاص سازمانهای مردمنهاد است.
این مورد ارتباط ظریفی با سازمان یادگیری دارد؛ تمامی افراد داخل یک سازمان بهعنوان منابع دانش و مهارت تلقی میشوند. تکتک افراد میبایست بتـوانند در فـرایند تصمیــمگیری سازمــان سهمـی داشته باشند و به یادگیری بپردازند تا اینکه سازمان رشد کند.
سابقه تشکلهای مردمنهاد در ایران
مساجد، تکایا و هیئتهای مذهبی را نهادهای غیردولتی سنتی قدیمی میدانند و پس از آن صندوقهای قرضالحسنه، خیریهها، انجمنهای اسلامی و حتی دورههای فارغالتحصیلی در دوران بعدتر و سپس اتحادیهها، اصناف و نظامهای صنفی و مهندسی و... شکلهای جدیدتر نهادهای مدنی هستند که البته رفته رفته میباید از دست مدیران نیمهدولتی خارج شوند.
به NGO سازمان مردم نهاد در ایران (به اختصار: سَمَن) یا تشکل غیردولتی میگویند و سازمانهای مردمنهاد، اساسا با تأکید بر ۳ اصل داوطلبانه، غیر انتفاعی و غیر سیاسی تشکیل و تأسیس میشوند.
بودجه سازمانهای مردمنهاد در ایران از راههای ذیل تأمین میشود:
- کمک و هدایای مردمی
- وقف
- کمکهای مالی از سازمانهای دولتی و غیردولتی
- کمکهای مالی از سازمانهای بینالمللی (با رعایت مقررات مربوطه)
- وجوه حاصل از فعالیتهای سازمان و انجام پروژه در چارچوب اهداف، اساسنامه و آییننامه سازمان

اجتماع > نهادها - علیاصغر محمدی:
نقش اساسی سازمانهای مردمنهاد در جریان کمک به توسعه، ایجاد ظرفیت اجتماعی در مراحل برنامهریزی و سازماندهی فعالیتهای توسعه است.
سازمانهای مردمنهاد، گروههای کوچکی هستند (متشکل از افراد علاقهمند به رفع یک معضل در جامعه) که برای تحقق هدف خود بهصورت داوطلبانه در یک ساختار قانونی و منسجم بهصورت غیردولتی، غیرسیاسی، غیرانتفاعی و غیرتجاری به فعالیتهای خیریه میپردازند.
سازمانهای مردمنهاد بهعنوان جوامعی که از همسویی اهداف و نگاه بخشی از افراد جامعه و همچنین مشارکت مردم با یکدیگر برای تحقق یک هدف مشترک تشکیل میشوند میتوانند نقش مهمی در توسعه ایفا کنند.
یکی از کارکردهای مؤثر و مشخص سازمانهای مردمنهاد، حدواسطبودن بین دولت و جامعه است. کسب اطلاعات از دولت و انتقال آن به شاخههای خود یا گردآوری اطلاعات در حوزه فعالیت و ارائه آن به دولت میتواند بهصورت یک تعامل دوسویه و کارکردهای اساسی یک سازمان مردمنهاد در توسعه فرهنگی و اجتماعی محسوب شود.
نکته مهمی که میتوان درباره اهمیت مشارکت مردم در سازمانهای مردمنهاد و کارکردهای مهم آن گفت این است که مشارکت، موجب افزایش و ارتقای سطح آگاهی اجتماعی میشود. از سوی دیگر این مشارکت، اجتماعیشدن و فرهنگپذیری افراد را بهدنبال دارد و تمرینی برای کار گروهی و زندگی جمعی توأم با آزادی و دمکراسی است.زندگی شهری و شهروندی امروزه ابعاد پیچیده و گستردهتری یافتهاست. زندگی در کلانشهرها مستلزم رعایت آداب و قانونمندی خاصی است. در جوامع شهری وجود خدماتی مانند آموزش و پرورش، رفاهی و تفریحی، کار و بیمه، امنیت، حقوقی و قضایی و مسکن اجتنابناپذیر است.
نقش سازمانهای مردمنهاد در توسعه بهطور کلی سازمانهای مردمنهاد در دنیا برای گسترش امنیت انسانی میتوانند 2 نقش اساسی ایفا کنند: در نقش اول، سازمانهای مردمنهاد میتوانند زمینهساز گسترش امنیت انسانی باشند و در نقش دوم بسیاری از سازمانهای مردمنهاد با توجه به وظیفه ذاتی و اساسنامه، ماموریتهایی را بر عهده دارند که نتایج این ماموریتها موجب برقراری و گسترش امنیت انسانی میشود.
آموزش، یکی از ملزومات کارکردی در یک جامعه مدنی پویاست. در این راستا، سازمانهای مردمنهاد داخلی، در کنار نهادهایی که رسماً به این کار اشتغال دارند، میتوانند در مقیاسهایی کوچکتر به آموزش گروههایی از جامعه بپردازند که فرصتی برای بهرهمندی از آموزشهای رسمی جامعه ندارند و یا نوع آموزش بهگونهای است که نهادهای رسمی آن را تأمین نمیکنند.
برای سازمانهای مردمنهاد در توسعه پایدار میتوان نقش بسیار مهمی متصور شد:
سازمانهای مردمنهاد را میتوان جایگزینی مناسب برای دولتها در زمینه ارائه خدمات و اولویتهایی مانند تنظیم خانواده، حمایت از کودکان، توسعه مشارکتها، محیطزیست و گردشگری دانست.
سازمانهای مردمنهاد در سطح عام نیروهای مهم برای دمکراتیزهکردن و تقویت نهادهای جامعه مدنی محسوب میشوند و تغییرات اجتماعی را سرعت میبخشند. این سازمانها میتوانند منشأ خلاقیت، نوآوری و آزمودن رویکردهای نوین در قبال مسائل توسعه باشند.سازمانهای مردمنهاد همچنین نقشی اساسی در دریافت و انعکاس بازخوردها درباره رویکردها، سیاستها و برنامهریزیها دارند.به هر روی در جامعه خواهان توسعه پایدار نمیتوان فعالیت سازمانهای مردمنهاد را نادیده گرفت و به همین دلیل باید بسترهای مطلوبی برای فعالیت این سازمانها فراهم شود تا بتوان به سوی توسعه پایدار گام برداشت.
یک سمن برای مقابله با پرخوری

در دنیای مدرن امروز، آدمها دور هم جمع میشوند تا دردهایشان را وسط بگذارند بلکه بارشان سبک شود.
دور همنشینیهای مدرن ویژگیهای مخصوص بهخود دارد و همه افراد گردآمده حداقل یک خواسته و یک ویژگی مشترک دارند. دور همنشینیهای سنتی تنها به بهانه رفع دلتنگی و دیدوبازدید بود و هنوز هم این خاصیتش را حفظ کرده اما دور همجمع شدنهای امروزی ربطی به سابقه همخونی و یا آشنایی قدیمی ندارند؛ یک گروه، یک بهانه و یک نشست هفتگی. طبیعی است که در این نشستها دوستیهای خوبی هم شکل بگیرد اما محور اصلی این نشستها درمان یک درد مشترک است، یعنی به هر حال هر شرکتکننده میبایست برای برطرف شدن مشکلش تلاش کند در غیراین صورت ضرورتی ندارد هر هفته در جلسه گروه حاضر شود اما اگر در میان راه سستیای ایجاد شد مسلما تمام همگروهیها حاضرند برای حل مشکل کمک کنند. بهانه نیاورید خودتان بهتر از هر کسی میدانید که چاق هستید یا نه؟ و خوب میدانید که چاقی بر اثر پرخوری است. این باور که آب هم بخورم چاق میشوم آنقدر منطقی نیست که با تکیه به آن اضافهوزنتان را به حال خود رها کنید. راههای زیادی برای برطرف کردن وزن اضافی وجود دارد که طرفداران زیادی هم دارند. از روشهای عمل جراحی و بالون معده گرفته تا قرصهای لاغری، رژیمهای غذایی و ورزش مداوم همه و همه از جمله راهکارهایی هستند که با پوششهای مختلف عرضه میشوند و به هر حال مخاطبان خاص خود را دارند. بسیاری از مشتریان این روشها موفق شدهاند به خواستههایشان برسند و گروهی نیز سرخورده از تلاش فراوان، همچنان با مشکلشان دست به گریبان هستند.
انجمن پرخوران گمنام از گروهی تشکیل شده که تلاش میکنند تا بر پرخوریشان مسلط شوند. شرکتکنندگان در جلسات هفتگی این انجمن با در میان گذاشتن مشکلاتی که با آن روبهرو هستند از دیگر افراد میخواهند تا راهحلهایی پیشنهاد دهند. این جلسات هر هفته در سراسر کشور برگزار میشود و افرادی که مایلند پرخوری را ترک کنند میتوانند با شرکت در جلسههای این انجمن خود را یاری کنند.
یک جلسه
ساعت 7 بعد از ظهر جلسه در یک سالن 30-24 متری که با صندلیها و چهارپایههای پلاستیکی ساده پر شده شروع میشود. اگر زود برسید مسلما میتوانید صندلی خالی برای نشستن پیدا کنید در غیراین صورت راهی نیست جز آنکه روی یک چهارپایه بنشینید و بهخودتان قول بدهید که هفته آینده زودتر برسید.
جلسهها معمولا یک منشی، یک گرداننده، یک خوشامدگوی زن و یک خوشامدگوی مرد و یک مسئول پذیرایی دارند. هنگام ورود از سوی مسئول خوشامدگویی مورد استقبال قرار میگیرید و جایی برای نشستن به شما پیشنهاد میشود. گرداننده جلسه از تجربههایی میگوید که تاکنون پشت سرگذاشته؛ این تجربهها ممکن است به دوران خوش لاغری برگردد و احساس ناخوشایندی که پرخوری در او ایجاد کردهاست. ممکن است از میزان کاهش وزنش نیز به شما اطلاعاتی بدهد و عواملی که در پرخوریاش مؤثرند برای شما توضیح دهد و از شما هم بخواهد که تلاش کنید تا هر آنچه را که به پرخوری وادارتان میکند بازیابید.
همه این توضیح و تفسیرها بیشتر از 15 دقیقه طول نخواهد کشید و منشی جلسه بیهیچ ملاحظهای زمان را کنترل میکند تا جلسه هرچه مفیدتر برگزار شود. پس از آن منشی اجازه میدهد تا مشارکت افراد شرکتکننده شروع شود و زمان مشارکت را هم اعلام میکند؛ مثلا هر نفر 2تا 3 دقیقه میتواند صحبت کند. گرداننده جلسه از داوطلبان میخواهد تا برای مشارکت اعلام آمادگی کنند.
تا اینجا شما بهعنوان شرکتکننده فقط نقش یک ناظر بیرونی را بازی میکنید و بهعنوان یک شنونده حاضر هستید. از این مرحله به بعد مشارکت آغاز میشود و شرکتکنندگان در جلسه فعال میشوند. هرکس که مایل است مشارکت کند دستش را بلند میکند و با اجازه گرداننده جلسه، صحبتش را شروع میکند. بهنظر میرسد هیجانانگیزترین بخش ماجرا همین مشارکت باشد چرا که هر داوطلب سعی میکند تا حال روحیاش را برای دیگران بازگو کند و راههایی را که برای کنترل پرخوری در پیش گرفته شرح میدهد. البته جلسه یک موضوع خاص دارد که داوطلبان باید حتما درباره موضوع جلسه حرف بزنند به عنوان مثال ممکن است موضوع جلسه احساسباشد و تمامی کسانی که مایلند در جلسه مشارکت کنند باید درباره احساسشان سخن بگویند؛ اینکه چه احساسی دارند و از پیشرفتشان احساس رضایت دارند یا نه. حتی افراد از ترسهایشان هم میگویند؛ ترس از چاقشدن، ترس از برخورد دیگران، ترس از اینکه نتوانند روششان را ادامه دهند یا حتی برخی افراد ممکن است نگران ترسهای فرزندانشان باشند در هر صورت تجربههایی که پشت سرگذاشته شده مهمترین محور جلسه است.در همان وقتی که مشارکت انجام میشود کاغذ و قلمی در اختیارتان قرار میگیرد تا اگر سؤالی دارید بنویسید و پس از تمام شدن وقت مشارکت، به سؤالها پاسخ داده میشود. به این ترتیب پرسشها از سوی گرداننده جلسه خوانده میشود و از میان جمع، افرادی با در اختیار گذاشتن تجربههای مشترکشان به سؤالها پاسخ میدهند.
تازهواردها
اگر تازه وارد باشید حالا نوبت شماست، میتوانید تصمیم بگیرید که در جلسه شرکت فعال داشته باشید یا همچنان نقش یک شنونده و بیننده را بازی کنید، در غیراین صورت خودتان را به جمع معرفی میکنید. ممکن است شرایط معرفی قدری برایتان سخت باشد اما مطمئن باشید که هیچ اجباری به انجام این کار ندارید و میتوانید بقیه ماجرا را هم به سکوت برگزار کنید اما به نفعتان است که فعال باشید و دستتان را بالا ببرید تا در جمع همدردهایتان بگویید: من.... پرخور هستم و تمام گروه به شما سلام میکنند که ممکن است از این سلام گروهی انرژی نخستین برای شروع کار را کسب کنید، یک پلاک خوش آمدید و یک برگه که آدرس و ساعت برگزاری جلسههاست به شما میدهند تا اگر مایل بودید در جلسههای دیگر هم شرکت کنید. اغراقآمز نیست اگر گفته شود که فضای حاکم بر جلسه شما را به ادامه کار ترغیب میکند؛ به هر حال به یک بار امتحان کردنش میارزد.
پنهانکاری نکنید
هر چند چاقی یک عامل بیرونی است که با اضافه وزن و بالارفتن سایز اندام و سر خوردن عقربه ترازو سنجیده میشود اما مهمترین دلیل چاقی دریافت انرژی بیشتر از میزان مصرف است؛ یعنی شخص بیش از میزان مورد نیاز موادغذایی و انرژی دریافت میکند و بیآنکه بتواند آنها را به مصرف برساند در بدنش انبار میکند و بهتدریج این انبارها به شکل لایههای چربی در سراسر بدن خودشان را نشان میدهد. هر چند نخستین کسی که این پدیده را کشف میکند خود فردی است که دچار اضافه وزن شده ولی معمولا این دسته افراد تلاش میکنند تا مسئله را برای مدتی پنهان نگه دارند.وقتی دکمه شلوارتان به سختی بسته میشود، وقتی پلههای کوچکی در شکمتان پدید میآید یا آستین لباسهایتان برایتان زحمت ایجاد میکند شما نخستین نشانههای اضافه وزن را دریافت کردهاید. هر چقدر تلاش کنید تا شکمتان را فشاردهید و دکمه شلوارتان را ببندید تغییر در اصل موضوع ایجاد نکردهاید، ایجاد توقف در روند افزایش وزن در نخستین گام به واقعبینی نیاز دارد. اگر از آن دسته آدمهایی هستید که تلاش میکنید چشمتان را بر تغییرات ببندید ممکن است دچار غفلت شوید و دیر اقدام کنید.
بزرگترین لطف شرکت در جلسات انجمن پرخوران گمنام که ممکن است برای شما داشته باشد تن دادن به واقعیت است؛ اینکه شما بپذیرید که پرخور هستید. وقتی با واقعیت روبهرو شدید راههای تغییر آن را میتوانید انتخاب کنید.
دلایل چاقی
چاقی ممکن است بهدلیل استرس، داروی مصرفی، یائسگی، ریزهخواری، کار شبانه، بیتحرکی یا بیتوجهی به حجم غذا باشد. واقعیت این است که از 25 تا 50سالگی بهطور میانگین حدود 10 کیلوگرم به وزن افراد افزوده میشود.
تنها وزن یک پنجم از مردم تغییر نمیکند. دلیل چاقشدن این است که در 20، 35 و 50 سالگی غذاهای یک شکل نمیخورید و به همان اندازه فعالیت ندارید.
دفتر بهبود تغذیه جامعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشورمان به تازگی اعلام کرده است که سالانه 10درصد به جمعیت دارای اضافه وزن تهران افزوده میشود درحالیکه این آمار در دیگر نقاط کشور پایینتر است و مهمترین دلیل برای تفاوت میان این آمارها را جایگزینی غذاهای آماده با ارزش غذایی کم و انرژی بالا به جای غذاهای سنتی عنوان کردهاست.
وجود استرس، ترس، نگرانی، حسعدمامنیت و غم و اندوه سبب میشود تا فرد برای فرار از این افکار مخرب به پرخوری رویآورد و از آنجا که بسیاری از افراد شناخت کافی درباره شرایط خود ندارند یافتن دلایل پرخوری نیازمند بررسی دقیقتر زندگی است.
انجمن پرخوران گمنام ( OA) براساس آنچه در پایگاه اطلاعرسانیاش آمده برای یاری رساندن به افرادی است که از بیماری پرخوری اجباری در عذابند. این انجمن تشکیل یافته از زنان و مردانی که بهطور مرتب گرد هم میآیند تا تجربه، امید و قدرتشان را در اختیار یکدیگر بگذارند تا از این طریق بتوانند مشکل مشترکشان را حل کرده و بر بیماری پرخوریشان غلبه کنند و این پیام را به سایر پرخــورهای بیاختیار برسانند و این اصول را در زندگی به کار بندند.
اگر شما هم یکی از ما هستید ما موهبت پذیرفته شدن را به شما پیشکش میکنیم.

ایران > قانونگذاری - مینا شهنی:
سمنها اقبالشان هم به اندازه عمرشان در این کشور کوتاه است و چون کودکانی نوپا گامهای لرزانشان را بر زمینی سست برمیدارند؛ زمینی که هرگز به سراشیبی نرسیده و فقط سربالایی است و دستانداز و چاله و سنگلاخ. سمنها فراموش شده بودند تا اینکه 29 نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی تصمیم گرفتند طرحی برای نظارت برآنها تهیه کنند.
نویسندگان 7 دلیل برای نوشتن این طرح داشتند: نخستین دلیل ابهامات در روابط بین سازمانهای مردمنهاد و بخشهای دیگر جامعه گزارش شد. دومین دلیل مخدوش شدن مرزهای هویتی سازمانهای غیردولتی و حوزه سیاسی را مطرح کرد و مقوله تجهیز منابع برای این سازمانها و موانع فراروی آنها نیز بهعنوان دلیل سوم معرفی شد.
ابهام موجود در روابط بین این سازمانها با جامعه بینالمللی نیز یکی از دلایلی بود که نمایندگان نسبت به آن حساس بودند همچنین فقدان تضمین شفافیت و پاسخگویی این سازمانها به گروههای ذینفع و بالاخره رسمیت یافتن نقش سازمانهای غیردولتی در فرایند تصمیمسازی و تصمیمگیری در جامعه و فراهم کردن زمینه قانونی لازم برای تحقیق و تامین آزادیهای اساسی آحاد مردم برای تاسیس سازمانهای مردمنهاد نیز از دیگر دلایلی بودند که این گروه از نمایندگان را واداشت تا بر این اساس طرحی نوشته و در مجلس بررسی و تصویب کنند.
ایست، پیشنروید
طرحی که در 5 فصل و 46ماده نوشته شد در بررسی مجلس تا ماده 26 بیشتر تاب نیاورد و به اغما رفت. بررسی جزئیات طرح ناظر بر تاسیس و فعالیت سازمانهای مردمنهاد که در تاریخ 15 فروردین امسال با 144 رای موافق تصویب شدهبود کمتر از 10 روز بعد با تذکر آییننامهای یک نماینده مجلس( احمد توکلی) متوقف شد. علی لاریجانی پس از تذکر نماینده مجلس با تایید اینکه این طرح ابهامات زیادی دارد و به اصلاح پیاپی نیازمند است، خواستار بازگرداندن آن به کمیسیون اجتماعی شد و بلافاصله محمد کاظم دلخوش، نماینده مردم صومعهسرا، پیشنهاد مسکوت ماندن 3 ماهه طرح را ارائه کرد و نمایندگان نیز با تصویب این پیشنهاد بر مسکوت ماندن 3 ماهه طرح، مهر تایید زدند.
از فروردین ماه امسال تا به حال 3 فرصت 3 ماهه گذشته اما این طرح همچنان در سکوت مانده و با توجه به نزدیک شدن به انتخابات مجلس بعید است امسال در دستور کار قرارگیرد؛ احتمالا میماند برای دوره بعدی مجلس.
نیت خیر قانونگذار
محمدقیوم دهقانی، نماینده مردم ایرانشهر معتقد است:نمایندگان مجلس به هر حال با نیت کاملا مثبت این طرح را در مجلس بررسی کردند. مسلما نمایندگان بر این باورند که تصویب قانون برای نظارت بر سازمانهای مردمنهاد سبب رشد و نمو این سازمانها خواهد بود و افرادی که خواهان تاسیس سازمانهای جدید هستند با شرایط روشنتری روبهرو خواهند شد.
این عضو کمیسیون اجتماعی مجلس میگوید: سازمانهای مردمنهاد سازمانهایی هستند که تحت کنترل خود مردماند و به هر حال باید نظارت دولتی بر آنها صورت بگیرد تا بتوانند عملکرد موفقی در جهت انجام کارهایشان داشته باشند و به سمت و سویی برخلاف جهت اساسنامههاشان حرکت نکنند؛ به همین دلیل نیاز به نظارت و کنترل بر اینسازمانها وجود دارد.
او در پاسخ به اینکه تاکنون با گزارشهایی روبهرو شده که نشان از عدمارائه آمار و اطلاعات از سوی سازمانهای مردمنهاد داشتهباشد توضیح داد:مواردی وجود داشته که گزارش شده خدمات این سازمانها در جهت اهداف اولیهشان نیست و من با اعتراض گروه زیادی از جوانان روبهرو شدهام که معتقدند سازمانهای مردمنهاد اعتباراتی را که در اختیار دارند درست توزیع نمیکنند. این هم یکی از دلایلی است که سبب شده تا گروهی از نمایندگان مجلس خواستار نظارت بر این سازمانها باشند.
دهقانی نیت نمایندگان را کاملا خیرخواهانه میداند و در پاسخ به اینکه تصویب این قانون سبب کنترل بیش از حد سازمانهای مردمنهاد خواهدشد و احتمالا فعالیت آنها را مخدوش خواهد کرد، میگوید: البته باید تلاش شود تا شرایط مورد نیاز برای فعالیت هر چه بیشتر این سازمانها پدیدآید. مجلس هم قانونی که تصویب میکند هیچ وقت منظورش این نیست که محدودیتی در ارائه خدمات ایجاد کند و قوانینی که نمایندگان دنبال میکنند برای کمک کردن به این سازمانهاست که بتوانند خدماتشان را بهتر انجام دهند. اهداف و نفس کار یک قانون که از طرف قانونگذار تصویب میشود هرگز با این هدف که محدودیت بیشتری ایجاد کند همراه نخواهد بود.
سکوت سمنها
بررسی طرح ناظر بر تاسیس و فعالیت سازمانهای مردمنهاد از سوی مدیران این سازمانها با سکوت روبهرو شد؛ سکوتی که نمیتوانست نشانه رضایت باشد بلکه مخالفتی خاموش را خبر میداد.
مدیران سازمانهای مردم نهاد در برابر خبرنگاران همه تلاششان را به خرج دادند تا به هر ترفندی از پاسخ دادن شانه خالی کنند و رودر روی مجلس قرار نگیرند و مایل به اظهارنظر نبودهاند.
بهنظر میرسد بیم آن میرود که هر نوع سخن مخالفی با آنچه در مجلس میگذشت میتوانست نمرهای منفی در فعالیت سازمان باشد و مانعی برای ادامه فعالیت سازمانهایی شود که در اعتراض به این قانون اظهارنظر کردهاند.
محدود کردن فضا
زهره الهیان، رئیس فراکسیون سازمانهای مردمنهاد مجلس، هرچند محدود شدن سازمانهای مردمنهاد را بهدلیل اجرای این قانون قبول نکردهاست اما تایید کرده که برخی نمایندگان تصویب این طرح را به نوعی محدود کردن فضای فعالیت سازمانهای مردمنهاد عنوان کردهاند.
این اشاره الهیان نشان میدهد که درون مجلس نیز نگرانیهایی درباره محدود شدن فعالیت این دسته سازمانها وجود دارد و گروهی از نمایندگان تلاش میکنند تا این مشکل را برطرف کنند.
در ماده 6 این طرح که به تصویب نمایندگان مجلس هم رسیدهاست، آمده: هیأت عالی سازمانهای مردمنهاد از معاونین ذیربط وزارت کشور(رئیس هیات)، وزارت امور خارجه، وزارت اطلاعات و نمایندگان تامالاختیار قوهقضاییه، نیروی انتظامی، سازمان صدا و سیما، سازمان اوقاف و امور خیریه، سازمان تبلیغات اسلامی، سازمان بسیج مستضعفان، سپاه پاسداران، کمیته امداد امام(ره)، مرکز امور مساجد و نماینده منتخب سازمانهای ملی و نماینده دستگاه تخصصی مورد نیاز با حق رای نماینده شورایعالی استانها و یک نفر از نمایندگان عضو کمیسیون اجتماعی مجلس تشکیل شده و کار نظارت بر فعالیت سازمانها را بر عهده خواهد داشت.
در این قانون هیأت نظارت در استانها و شهرستانها نیز تشکیل شده از معاون استاندار (فرماندار) و نمایندگان تامالاختیار اداره اطلاعات، دادگستری، نیروی انتظامی، سازمان اوقاف، سازمان بسیج مستضعفان سپاه پاسداران سازمان تبلیغات اسلامی، امام جمعه و نمایندهای از سازمانهای مردمنهاد تشکیل میشود که بر حسب حوزه جغرافیایی تعیین شده، استان یا شهرستان، نظارت بر این سازمانها را انجام دهد.
نکته مورد توجه در این ماده حضور پررنگ نیروهای نظامی و انتظامی در ترکیب هیاتهای نظارت بر فعالیتهای سازمانهای مردمنهاد است.
روز از نو
درصورت تصویب این طرح در مجلس شورای اسلامی و ابلاغ آن لازم است تمامی سازمانهای مردمنهادی که در حال حاضر فعال هستند در قالب جدید، درخواست مجوزکنند. این سازمانها میبایست براساس ضوابطی که در قانون ناظر بر تاسیس و فعالیت سازمانهای مردمنهاد آمده است مدارکی را آماده و به مراجع معرفی شده تحویل دهند و با طی مراحل قانونی مجوز جدیدی دریافت کنند تا براساس آن بتوانند فعالیتشان را ادامه دهند. در این شرایط بیم آن میرود که تعدادی از سازمانهای مردمنهاد فعال نتوانند از فیلترهای جدید عبور کنند و با وجود کارنامه خوبی که از خود به جای گذاشتهاند از ادامه کار منع شوند. این قانون سازمانهای مردمنهاد را به اجرای طرح « روز از نو روزی از نو» مجبور خواهد کرد و چرخه حذف را مقابل آنها قرار خواهد داد.
واسطهای میان مردم و دولت
سازمانهای مردم نهاد(NGO) که در ایران به نام سمن شناخته میشوند، سازمانهایی هستند که بدون آنکه بخشی از ساختار دولت باشند نقش واسطه میان مردم و دولت را بازی میکنند. این سازمانها غالبا غیرانتفاعی هستند و بودجهشان از طریق کمکهای مردمی یا سازمانهای دولتی تهیه میشود. سمنها از 15سال پیش فعالیت زیادی در کشور داشتهاند و مسلما دو نظر کاملا متفاوت درباره آنها وجود دارند: یک گروه فعالیت آنها را تایید و گروه دیگر فعالیت سمنها را چندان که باید خوب ارزیابی نمیکنند اما به هر حال هیچیک از گروههای هنوز نتوانستهاند دلیلی برای حذف سازمانهای مردمنهاد ارائه دهند. به هر حال درگیرودار گسترش دنیای امروز، حضور سازمانهای مردمنهاد در سراسر دنیا امری اجتنابناپذیر است که دولتها ناچارند به آن تن دهند.
خشت کج سیاسی شدن نهادهای مردمی

اجتماع > نهادها - سینا قنبرپور :
وقتی در دهه قبل سخن از نهادهای مدنی و سازمانهای مردمنهاد به میان آمد و با واژه جدیدی تحت عنوان اختصاری ان.جی.او (NGO) مواجه شدیم حرف و بحث درباره آن کم نبود و بسیاری را میدیدیم که دوان دوان به سمت وزارت کشور راهی هستند تا یک نهاد غیردولتی غیرانتفاعی ثبت کنند و به کارگروهی برای بهبود امور بپردازند.
اما بهنظر میرسد این کار نوعی «مد» بود که مردم درگیرش شده بودند تا الگویی برای تحقق جامعه مدنی و حرکتهای گروهی. دکتر ناصر فکوهی استاد انسانشناسی دانشگاه تهران در پاسخ به این نظر میگوید: «در آن دهه بهنظر من بیشتر از آنکه با یک «مد» در معنای متعارف واژه روبهرو باشیم با نوعی انتقال کژکارکردی روبهرو بودیم؛ به این معنا که جامعه و کنشگرانی که تمایل به فعالیتهای سیاسی و دخالتهای اجتماعی در این زمینه داشتند بهدلیل نبود زمینههای مناسب روبهسوی تشکیل انواع و اقسام انجمنها و سازمانهای غیرانتفاعی آوردند که جایگزین گروههای سیاسی یا اجتماعی مداخلهگر در حوزههای مدیریتی و سیاسی شوند».مدیر پایگاه علمی - اطلاعرسانی انسانشناسی و فرهنگ، در تحلیل و آسیبشناسی فعالیتهای ان.جی.اوها در ایران میافزاید:«بهطور کلی تعداد و کیفیت سازمانهای غیرانتفاعی در کشور ما نه تنها نسبت به کشورهای توسعهیافته بسیار ضعیفتر است بلکه وابستگی آنها به دولت و شکنندگی قانونی آنها بسیار بیشتر است».با توجه به آنکه احساس برآمده از واقعیت فعالیتهای نهادهای غیردولتی مردمنهاد حاکی از نوعی رکود در این فعالیتهاست با دکتر ناصر فکوهی گفتوگو یی درباره این سازمانها انجام دادهایم که میخوانید.
- چند فرض را برای تحلیل فعالیت ان.جی.اوها در ایران میتوان از ذهن گذراند. با درنظر گرفتن این فرضها چگونه میتوان فعالیت این نوع حرکتهای گروهی را تحلیل و آسیبشناسی کرد؟ فرض نخست: بهنظر میرسد ان.جی.اوها در چندسال اخیر محدودتر شدهاند؛ از یکسو صدور مجوز به آنها به حداقل رسیده و از سوی دیگر مجال فعالیت نمیبینند (بخشی از این وضعیت ناشی از تغییر قانون ثبت و ایجاد ان.جی.اوها بود که همین امسال در مجلس مطرح بود و بازهم به جایی نرسید). تغییر سیاستهای وزارت کشور در چندسال اخیر در مورد این فعالیتهای گروهی هم مشهود است. با این فرض آیا میتوان این موارد را برای اثبات این فرض و محدودشدن فعالیت ان.جی.اوها پذیرفت؟
برای آنکه بتوان درباره این موضوع اظهارنظر کرد نیاز به آن وجود دارد که از مولفههای کمی قابل اعتمادی برخوردار باشیم؛ مثلا اینکه میانگین تعداد این سازمانها به نسبت جمعیت در سالهای مختلف به چه اندازه بوده و در مقایسه با کشورهای دیگر در چه وضعیتی قرار دارد. اعداد مطلق بهتنهایی فاقد ارزش هستند و نیاز به نمونههای مشابه جمعیتی، فرهنگی، ملی و غیره وجود دارد، تا اولا ببینیم ما از لحاظ وضعیت سازمانهای غیرانتفاعی در چه موقعیت کمی و کیفیای هستیم و ثانیا در سالهای اخیر تا چه اندازه این موقعیت تغییر کرده است. از اینرو آنچه در اینجا میگویم بیشتر نتیجه مشاهدات و شنیدههای تجربی است که تنها در حد پیش فرضهایی قابل بررسی هستند.
2محور در این زمینه به گمان من قابل ارائه است؛ نخست اینکه بهطور کلی تعداد و کیفیت سازمانهای غیرانتفاعی در کشور ما نه تنها نسبت به کشورهای توسعهیافته با نظامهای دمکراتیک مشارکتی (مثلا کشورهای اسکاندیناوی) بلکه نسبت به کشورهای دمکراتیک متمرکز (مثل آلمان) و حتی نسبت به کشورهای جهان سوم (مثل هندوستان) بسیار ضعیفتر و وابستگی آنها به دولت و شکنندگی قانونی آنها بسیار بیشتر است. سازمانهای ایرانی عموما از وضعیتهای مالی بسیار بدی رنج میبرند،مصونیت و ایمنی کنشگرانشان محدود است و نمیتوانند به دلایل مختلف انگیزه زیادی در سایر کنشگران برای مشارکت داوطلبانه ایجاد کنند. بگذریم که بسیاری از این سازمانهای بهاصطلاح غیرانتفاعی اصولا و درواقع انتفاعی هستند و غیرانتفاعی بودن برایشان صرفا یک لایه تزئینی است. این آسیبشناسی از آن رو تقویت میشود که میزان تصدیگری دولتی در همه امور به حدی است که برای تمام یا تقریبا تمام فعالیتها نیاز به اخذ مجوز و فرایندهای طولانی دیوانسالارانه دارد و باز تقریبا تمام منابع مالی نیز در حوزه دولتی یا نیمهدولتی متمرکز است. به همین دلایل وابستگی به این حوزه نمیتواند قطع شود و همین سبب میشود که رشد مطلوب در سازمانهای غیرانتفاعی صورت نگیرد. بسیاری از این سازمانها در نیمهراه یا حتی در شرایطی که در حال اوجگیری در رشد خود هستند متوقف میشوند.
افزون بر همه این موارد که گفته شد باز هم آسیب موجود در کار این انجمنها در آن است که نهادهای رسمی تقریبا هیچ ارزشی برای کار در آنها به وسیله کنشگران علمی قائل نیستند و حتی عملا کار در اینگونه انجمنها و سازمانها را بهصورت غیررسمی، به عاملی در جلوگیری از «پیشرفت» علمی کنشگران تبدیل کردهاند. برای مثال نگاه کنیم به وضعیت دانشگاهها که در آنها بالاترین امتیازات به انتشار مقالات در مجلات و کتابهایی داده میشود که تقریبا هیچ کس آنها را نمیخواند و تاثیر چندانی بر هیچ روند اجتماعی ندارند؛ هزاران صفحه کار، ترویج و فعالیتهای پایهای برای رشد اساسی علم که تنها روش رسیدن به علمی بومی و نخبه در سطح بالاست، هیچگونه ارزشی ایجاد نمیکند. همه این عوامل هستند که این انجمنها را تضعیف میکنند و این بیشتر یک فرایند طولانی مدت بوده و نه اتفاقی که در چند سال گذشته صرفا تجدید شده باشد.
- فرض دوم: در دهه 80 یکباره موضوع نهادهای مدنی مطرح شد و به نوعی به « مد » در جامعه تبدیل شد. حال آنکه با سپری شدن یکدهه آنها که تحت حرکتهای هیجانی وارد این گود شده بودند کنار رفتند و آنهایی که واقعا اعتقاد به این کارها داشتند ماندند. آیا میتوان این موضوع، یعنی پرداختن مردم بهصورت یک «مد» را در تحلیل فعالیت ان.جی.اوها مطرح کرد؟
در آن دهه بهنظر من بیشتر از آنکه با یک «مد» در معنای متعارف واژه روبهرو باشیم با نوعی انتقال کژکارکردی روبهرو بودیم؛ به این معنا که جامعه و کنشگرانی که تمایل به فعالیتهای سیاسی و دخالتهای اجتماعی در این زمینه داشتند بهدلیل نبود زمینههای مناسب روبه سوی تشکیل انواع و اقسام انجمنها و سازمانهای غیرانتفاعی آوردند که جایگزین گروههای سیاسی یا اجتماعی مداخلهگر در حوزههای مدیریتی و سیاسی شوند. این بهخودی خود امری منفی و آسیب شناختی بود. زمانی که روزنامهها که باید هدف اطلاعرسانی را انجام دهند بدل به ارگان احزاب شوند، هم به حوزه سیاسی ضربه میخورد و هم به حوزه رسانهای. مثالی دیگر در همین روزنامهها که تا امروز هم ادامه یافته، ایجاد صفحات اندیشه و ورود گسترده ادبیات روشنفکرانه بود که چون جایگاه لازم خود را در جامعه نمییافتند ناچار بودند و هستند به روزنامهها پناه بیاورند که این نیز نوعی پدیده آسیبشناختی است. به گمان من هر چه زودتر با تغییرات اساسی از این چرخههای آسیبشناختی خارج شویم شانس بیشتری برای ترمیم آنها در زمان کوتاهتر خواهیم داشت و بالعکس. هرگز نمیتوان با رسانهای چون یک روزنامه حزب درست کرد یا آن را جایگزین محافل و حلقههای روشنفکرانه و فکری کرد. هر پدیده و رسانهای شکل و محتوایی دارد که باید با نظامهای دیگر فرهنگی نیز خوانایی داشته باشد.
در همان دوران یاد شده گروه زیادی نیز باز به دلایل اقتصادی برای رهایی از بیکاری یا با هدف کسب درآمد به سوی انجمنها و سازمانهای غیرانتفاعی آمدند و هنوز اثر این قضیه با معنای «خصوصی» که از واژه «غیرانتفاعی» بهویژه در حوزه آموزش فهمیده میشود، روشن است. متأسفانه اصل و اساسی که در همه جای دنیا برای این سازمانها بهمثابه شاکله و استخوانبندی اصلی مطرح است، یعنی داوطلبانه بودن کنشگران و اعتقاد و باور آنها به کاری که میکنند و اصولا داشتن چشماندازی دراز مدت در این سازمانها دیده نمیشد.
پاسخ سؤال شما را در بالا دادم ولی باید اضافه کنم که مسئله نه فقط ایجاد کسبوکار بود که بهخودی خود منفی نیست زیرا اگر کسی بتواند با ایجاد یک سازمان غیرانتفاعی برای خود و دیگران کار ایجاد کند بدون آنکه در پی کسب «سود» در معنای متعارف تجاری آن باشد، مشکلی در این قضیه وجود ندارد؛ البته به شرط آنکه سایر مشخصات این سازمانها مثلا اهداف خیرخواهانه، علمی، ترویجی و غیره نیز در کارش وجود داشته باشد، اما آنچه متأسفانه ما شاهدش بوده و هستیم، تشکیل گروه بزرگی از اینگونه سازمانها در مدارهای فساد اداری و اقتصادی بود که هدفشان نه ایجاد کار بلکه سودجویی در بدترین و پرزیانترین شکل آن بوده و هست؛ این کاری است که باید با آن مبارزه کرد. امروز شاهد فعالیتهایی بهاصطلاح «فرهنگی» هستیم که در طیف گستردهای، از کلاسهای کنکور گرفته تا برگزاری همایشهای فرهنگی و علمی و انتشار مجلات علمی - پژوهشی و... گسترده شکل گرفته و در پشت آنها جز سیستمهای فساد مالی و اداری چیزی نیست.
این فعالیتها نه تنها هیچ کمکی به پیشبرد علم نمیکنند بلکه همان بودجههای محدودی را هم که ممکن بود به پژوهشگران واقعی و دلسوز داده شود، هزینه کرده و به هدر میدهند و تنها به افزایش ثروت مالی دستاندرکارانشان منجر میشوند. ما بارها بر این نکته انگشت گذاشتهایم که یک انجمن یا سازمان سالم غیرانتفاعی اگر حتی بودجه کمی داشته باشد میتواند صدها برابر یک دستگاه دولتی بزرگ و غیرکارا، فایده داشته باشد. دولت باید کاری ستادی و کنترلی عمومی انجام دهد و نه اینکه خود مستقیما وارد این حوزه شود.
من معتقدم که این مسئله دقیقا صادق است و دلایلش را هم در بالا گفتم چون هم پول در دست دولت متمرکز است و هم فرایندهای سختگیرانه دیوانسالارانهای که امکان تشکیل و اداره چنین نهادهایی را میدهد. این امر ممکن است بهنظر یک دولت، امنیت ساز به حساب بیاید و در کوتاهمدت نیز چنین باشد اما تجربه تاریخی نشان میدهد که این فرایند در میانمدت و دراز مدت سیستم را از درون تخریب میکند زیرا این سازمانهای غیرانتفاعی هستند که میتوانند به یک جامعه عقلانیت، انسجام، آرامش، رشد و توسعه بدهند. با تضعیف یا وابسته کردن آنها به دولت، دولت کاری نکرده جز تضعیف و فراهم آوردن شرایط تخریب خود در میانمدت و درازمدت.
امروزه سازمانهای غیرانتفاعی موجود یا کنشگران اجتماعی که قصد تشکیل این سازمانها را دارند نه تنها میدانند چگونه آنها را تشکیل دهند بلکه حتی اغلب راههای یافتن درآمد برای مثال از راه کمکهای مردمی و علاقهمندان را نیز میدانند اما تقریبا همیشه با موانع دولتی در همه مراحل کار خود روبهرو میشوند که مهمترینش بیثباتی و عدماطمینان به آینده و توانایی به ادامه کار است. این نکته را هم اضافه کنم که تلاش دولت برای جایگزین کردن سازمانها و نهادهای دولتی به جای این سازمانها کاملا بیفایده است. این کاری است که در قرن بیستم در سیستمهای کمونیستی بسیار برای آن تلاش شد؛ یعنی در هر حوزهای دولت صدها سازمان و نهاد ایجاد کرد اما همه این نهادها بهرغم سرمایه زیادی که برایشان هزینه میشد به هیچ نتیجهای نرسیدند و تبلیغات ایدئولوژیکی که باید از خلال آنها انجام میگرفت عملا غیرکارا و زاینده سیستمهای فساد مالی و اداری شد. به همین دلیل نیز فکر میکنم ما باید هشیارتر باشیم و به جای آنکه چنین تلاشهای بیهودهای بکنیم به سیستم اجتماعی اجازه بدهیم خودش راه خود را انتخاب بکند.
کار مشکلی است و نیاز به تمرین زیادی دارد اما اساس و پایه این تمرین برای به دست آوردن مهارت باید بر بالا رفتن سطح اخلاق و ارزشهای اجتماعی و باور داشتن افراد به کار جمعی و آینده آن به کار داوطلبانه تأثیر بگذارد. چنین کارهایی میتواند سرمایه اجتماعی در درازمدت ایجاد کند و شبکه اجتماعی حاصل از کار جمعی میتواند همچون یک خانواده از آنها حمایت کند. اگر این باورها و اعتمادهای متقابل ایجاد شود، کمبود تجربه را میتوان با تمرین و تجربه در زمانی نسبتا کوتاه به دست آورد و مشکل بهنظر من در آن حوزه نیست. اتفاقا در سیستمهای سنتی ما مثلا در سیستمهای روستایی و کشاورزی پیشینه درازی از کار جمعی و همیاری وجود دارد و بنابراین این کلیشه که ایرانیان نمیتوانند کار جمعی بکنند، کلیشهای متاخر و اغلب غیرواقعی است. در حقیقت درآمدهای سهلالوصول نفتی بسیاری از ارزشهای بالای زندگی ازجمله ارزش کار، تولید و خلاقیت را در ما ضعیف کرده و این دلیل اصلی آن است که با یکدیگر هم نمیتوانیم کار کنیم.
بی شک نیازمند آموزشهایی هست اما این آموزشها در سطح بسیار تخصصی قرار ندارند. بنابر مورد، میزان آموزش برای تشکیل یک ان.جی.او در حد یک کارشناس اجرایی است. مابقی کار به همت و انگیزههای افراد شرکتکننده و میزان رشد اخلاق شهروندی در آنها برمیگردد. به میزان هشیاری و شعور آنها که چرا و چگونه کارها را میان یکدیگر تقسیم کنند، چگونه هدفگذاری کرده و سیاستهای خود را مشخص کنند و برای کارهای خود برنامهریزی کنند و از همه مهمتر چگونه تعامل میان یکدیگر را به اصل بدل کرده و از تکروی و خودخواهی و توهم ریاست و برتری نسبت به دیگران که بیشک به تخریب آن سازمان منجر میشود فاصله بگیرند.
فعالیتها عموما شکل محلی و حتی در سطح محلی نیز شکل محفلی دارند. دلیل این امر بهنظر من آن است که اعتماد لازم به فعالیتهای ان.جی.او ها در سطح مرکزیت اداری و سیاسی کشور وجود ندارد و گمان میرود که این سازمانها میتوانند عاملی برای آسیب وارد کردن به سیستم اجتماعی، سیاسی و... باشند، درست درحالیکه آنچه یک سیستم را حفاظت میکند همین ان.جی.اوها و میزان اختیارات آنهاست. نگاه کنیم به دو کشور اروپایی و توسعهیافته یکی سوئد با بیشترین تعداد ان.جی.او ها و دیگری ایتالیا با کمترین تعداد ان.جی.او ها. نخستین مورد کشوری بسیار با ثبات است درحالیکه کشور دوم، پهنهای از بیثباتی و فساد و سازمانهای مافیایی است. در کشور ما مشاهده میشود که اولا ان.جی.اوها چون بسیار کوچک و در سطح محفلیاند تجلی ملی ندارند و ثانیا بهدلیل سیاستزدگی عمومی کشور هرگونه فعالیتی به سرعت نوعی فعالیت سیاسی تلقی میشود. برای مثال فعالیت درباره محیطزیست را نمیتوان کاری سیاسی قلمداد کرد و ان.جی.او ها در این زمینه را هر چه میتوان باید تقویت کرد اما متأسفانه در کشور ما به آنها بهعنوان یک خطر نگاه میشود.
من این رکود را ناشی از سیاستزدگی جامعه میدانم و استفاده ابزاری که اغلب از ان.جی.او ها از همه طرف صورت میگیرد. بخشی از این امر نیز دقیقا به همان مفهوم کژکارکردی بودن بر میگردد. جایی که با کمبود احزاب و فعالیتهای سیاسی روبهرو هستیم همیشه این امکان وجود دارد که هر سازمان و روند و مطالبهای سیاسی شود و یا اصولا سیاسی باشد و یا به وسیله گروهی با اهدافی خاص این طور وانمود شود تا از آن استفاده ابزاری کنند. نتیجه نیز مشخص است: بهوجود آمدن چرخههای سیاستزدگی، افزایش بیاعتمادی و در نهایت از راه رسیدن مشکلات قانونی و توقف کار آن سازمان.
این دو مفهوم تناقضی با یکدیگر ندارند اما مفاهیمی چون خیریه، وقف ... که در فرهنگ ما ریشهدار هستند بهنظر من بهتر توانستهاند خود را در چارچوبهای قابل انطباق با جامعه نگهداشته و تجربه بهتری را داشته باشند. درحالیکه ان.جی.او ها چون بیشتر ساختارهایی جدید هستند که به این شکل در فرهنگ سنتی ما حضوری پررنگ نداشتهاند نیاز به بازسازی شدن از لحاظ ذهنی در سیستمهای شناختی کنشگران اجتماعی دارند. اما این کار ناممکنی نیست. اتفاقا بهنظر من ان.جی.او ها در خیلی از مواقع باید از تجربه مثبت انجمنهای خیریه و وقف استفاده کنند تا ببینند چطور بهتر میتوانند با جامعه رابطه برقرار کنند.
بههر تقدیر سیستم اجتماعی یک مجموعه است که اجزای آن همه به یکدیگر ارتباط دارند اما این نمیتواند استدلالی قوی باشد که چون این یا آن بخش جامعه کار نمیکند لزوما بخش ان.جی.او ها هم نباید کار کند. البته روندهایی مثل سقوط اخلاقی و کاهش اعتماد به یکدیگر و همچنین پایین آمدن ارزش کار درازمدت داوطلبانه و یا باور به ارزشهای استاد و شاگردی در این امر حتما تاثیر تعیینکننده داشته و دارند.
حتما هست اما این یک امر نسبی است زیرا همه جوامع کنونی دنیا در نسبتهای متفاوت، هم مردسالار هستند و هم خودمرکزبین ولی این امر سبب نشده است که سیستمهای فرهنگی آنها نتوانند چنین سازمانهایی را ایجاد کنند. ما باید بتوانیم در دو راه به موازات یکدیگر حرکت کنیم؛ از یکسو، تصدیگری دولتی کاهش یابد و به گسترش آزادیها در فضای خصوصی جدیدی که باید بار دیگر ابداع و تعریفش کرد و به آن احترام گذاشت،میدان داده شود و در عین حال با تقویت و تثبیت قانونگرایی و مبارزه سخت با فساد مالی و اداری و از طرف دیگر کار روی سیستمهای اجتماعی در جهت درونی کردن ارزشهای اخلاقی فردی و گروهی در زمینهای که به آنها اشاره کردم: ارزش کار، کارجمعی، مشارکت، کارداوطلبانه، سرمایه اجتماعی، اعتماد به یکدیگر، شناخت سیستمهای دیگر فرهنگی و تجربه آنها و بالا بردن توانهای اجرایی و تحلیلی خودمان چنین فرهنگی را ایجاد کرد.
یک نمونه موفق جهانی

اجتماع > نهادها - داستان اعتیاد، داستان عجیب و غریبی است. آنگونه که از دیدگاههای برخی متخصصین میتوان دریافت، از وقتی بشر بوده اعتیاد هم بوده. اما آن چیزی که معضل جهانی شده و حدود 200سال است که دنیا را مشغول خود کرده، این است که دردسر اعتیاد تنها متوجه یک نفر نیست.
آنچه خانوادهها، پلیس، قضات و پزشکان و روانپزشکان را مدام با سؤالاتی روبهرو ساخته، بیشتر از همه خود معتاد است. آدمهای بااستعدادی از بین رفتهاند و خانوادههای بسیاری داغدار از دست دادن عزیزانشان؛ همه درگیرش هستند.امروز در برخی گزارشهای متخصصین هم دیده میشود که اذعان میکنند، تاکنون به برنامه شناخته شدهای برای درمان بیماری اعتیاد، دست نیافتهاند. این در حالی است که گزارشهای رسیده از مراکز درمانی، آموزشی و تحقیقاتی دانشگاههای ایران و سایر کشورها همچنان تلاش مداوم همراه با امید پزشکان و روانپزشکان در حوزه درمانی اعتیاد را تأیید میکنند.از سوی دیگر، طی یکی دو دهه اخیر خبرهای قابل اعتنایی از فعالیت مؤثر تشکلهای مردمنهاد شنیده میشود؛ تشکلهایی که در زمینه آسیبهای اجتماعی و به ویژه اعتیاد، راهکارهایی متفاوت از آنچه تاکنون تجربه شده، ارائه دادهاند. در این بین نامی که بیشتر از همه به گوش میخورد «انجمن معتادان گمنام» است.
بر اساس دادههای بسته اطلاعرسانی انجمن، «معتادان گمنام» یا (Narcotics Anonymous ) و NA انجمنی است جهانی و جامعهمدار که اعضایی با فرهنگها و زبانهای مختلف را در خود جای داده است. این انجمن 58سال پیش توسط تعدادی از معتادان در حال بهبودی و با هدف نجات معتادان پایهگذاری شد و در حال حاضر در 134کشور جهان فعال است.
جمهوری اسلامی ایران، عربستان، امارات، بحرین، مصر، سوریه، اندونزی، مالزی، فیلیپین، استرالیا، کانادا و چند کشور اروپایی و آمریکایی از این دست هستند. در این کشورها هر هفته بیش از 2میلیون معتاد در 58هزار جلسه بهبودی گرد هم میآیند تا پاکی خود را بر پایه کمک یک معتاد(در حال بهبودی) به معتاد دیگر دنبال کنند. همچنین 55نشریه نیز به زبانهای مختلف دنیا برگردان شده است. علاوه بر این آموزههایNA به 65زبان و گویش در این کشورها توسط اعضای آن به مشارکت گذاشته میشود. پیشینه NAدر ایران به اواخر دهه60 باز میگردد. پیام بهبودی این انجمن، نخستینبار در ایران در سال 1369به معتادان مقیم مرکز بازپروری قرچک ( محلی در حومه جنوب شرق تهران) انتقال داده شد و نخستین جلسه بهبودی آن نیز رسما در سال1373 و با حمایت سازمان بهزیستی در تهران برپا شد. حالا پس از گذشت نزدیک به 20سال، جلسات این انجمن در دوردستترین مناطق ایران برگزار میشود و تعداد آن نیز از مرز 18هزار گذشته است. براساس آخرین اعلام این انجمن، شمار اعضای آن در سراسر ایران در آستانه 400هزار نفر است. این انجمن تا امروز در ایران، تعداد 48جلد کتاب و جزوه خود را از انگلیسی به زبان فارسی ترجمه کرده و در دسترس اعضا قرار داده است. «محمود» و «سیامک» به ترتیب مسئول و عضو کمیته روابط عمومی انجمن معتادان گمنام هستند که راجع به برنامههای ترک اعتیاد برپایه 12 قدم تجربههایشان را ارائه دادند که ماحصل این گفتهها در پی میآید.
اعتیاد از نگاه NA
«سیامک» درباره بیماری اعتیاد میگوید: «چیزی که ما را معتاد کرده بیماری اعتیاد است نه موادمخدر و نه رفتارهای ما، بلکه فقط بیماری ماست؛ چیزی که درون ما باعث میشود نتوانیم مصرف موادمخدر را کنترل کنیم. همین عارضهخاص ما را مستعد میکند که در دیگر مراحل زندگی از روی وسوسه و اجبار عمل کنیم. ما بهعنوان معتاد، افرادی هستیم که مصرف هرگونه ماده مخدری که افکار و احساسات را تغییر دهد، در هر قسمت زندگیمان تولید اشکال میکند. بیماری اعتیاد، به مراتب فراگیرتر از مصرف موادمخدر است. بیماری ما پیشرونده، لاعلاج و کشنده است. انکار، توجیه کردن، عدم اعتماد به دیگران، احساس گناه و خجالت، آوارگی، حقارت، انزوا و از دست دادن اختیار، بیقراری و نارضایتی همگی نمادهایی از بیماری اعتیاد هستند. بسیاری از ما معتقدیم که این بیماری مدتها قبل از نخستین مصرف، در ما وجود داشته است».
انکار
انکار، آن قسمت از بیماری ماست که به ما میگوید بیمار نیستیم؛ «انکار، قبول واقعیت را برای ما مشکل یا غیر ممکن میسازد. در طول اعتیادمان، انکار ما را از درک و دیدن حقایق دردناک زندگی باز میداشت. در عین حال همیشه ماهرانه از کارهای خود دفاع میکردیم و از قبول مسئولیت خساراتی که اعتیاد به بار آورده بود، سر باز میزدیم. معتقد بودیم اگر برای مدتی طولانی، سخت تلاش کنیم، ماده مخدر دیگری را جایگزین کنیم، دوستان خود را عوض کنیم یا شغل و محل زندگیمان را تغییر دهیم، زندگیمان بهبود خواهد یافت. این همه بارها موجب شکست ما شد، اما بازهم از تمسک به آنها دست برنداشتیم و بدون توجه به مصیبتی که اعتیاد برای ما به بار آورده بود، مدام به خودمان دروغ میگفتیم.»
عجز، تسلیم
توضیح همین عضو انجمن درباره تجربهاش در دوره گذار از بیماری به بهبودی خواندنی است؛ «در حال ترک ماندن، همیشه برای من یک معضل بود. من همیشه تصور میکردم، یک مجرم هستم. اما از وقتی با NA آشنا شدم، فهمیدم که بیمار هستم و بار سنگینی از روی دوشم به زمین گذاشته شد. اگر چه انجمن بهدنبال این نیست که تعریفی عینی از این بیماری بهدست دهد، در عین حال ما به تدریج متوجه میشویم این بیماری دارای نشانهها و مشخصههایی است که از روی وسوسه و اجبار خود را نشان میدهد و ما را در یک چرخه معیوب درگیر میکند.
به عبارتی، زمانی که میپذیریم بیمار هستیم، از همان موقع راهی رو به بهبودی گشوده میشود. با رسیدن به چنین موقعیتی است که یاد میگیریم، چگونه در دنیایی که زندگی میکنیم، عمل کنیم. اینجاست که میتوانیم در زندگی مفهوم و هدف پیدا کنیم و از دیوانگی، محرومیت و مرگ تدریجی خلاص شویم.»
3 اصل معنوی
صداقت، عشق و روشنبینی، 3اصل معنوی و ضروری برنامه معتادان گمنام است. اما ما با عشق، صداقت
و روشن بینی وارد این برنامه نشدیم. ما به نقطهای رسیده بودیم که به خاطر دردهای جسمانی، روانی و معنوی، دیگر نمیتوانستیم به مصرف مواد ادامه دهیم و وقتی که مغلوب شدیم تمایل پیدا کردیم. از این پس صادقانه ابعاد مختلف بیماری خود را میپذیریم و به مرور باورهای قدیمی و مخرب خود را با حصول روشن بینی، کنار میگذاریم.
باورهای تازه
«محمود» مسئول کمیته روابط عمومی انجمن معتادان گمنام، در باره تجربهاش از قدم دوم و لزوم باورهای جدید توضیح میدهد:«باورهای جدید ما از امید به خوب شدن شکل میگیرد. در دوران مصرف باور من این بود که دیگر خوب نمیشوم و در نهایت حس شکست دائمی بر احساسات و افکار من چیره شد. اما با ورود به انجمن و دیدن همدردانی که زندگی تازهای را تجربه میکردند، باور این موضوع که میشود بدون موادمخدر هم زندگی کرد، اتفاقات شگفتانگیزی را در زندگی من رقم زد؛ بازگشت سلامت عقل. و این به معنی ایجاد تناسب و اعتدال در جنبههای مختلف زندگی است.
دست شستن از جنگ و کنترل
سیامک موضوع بحث را اینگونه دنبال میکند: «در این مرحله بهترین چیزی که میتوانیم جایگزین و تجربه کنیم، تصمیمگیری و اجرای آن بر اساس خواست خداوند است که البته کار سادهای نیست، اما به مرور به این باور میرسیم که دست از کنترل امور زندگی خود، خانواده و دوستان برداریم. باید اجازه دهیم خداوند در زندگیمان تأثیرگذار باشد و هم او نتیجه کار را مشخص کند. اگر در این روند موفقیتهایی کسب کنیم، از یک جنگ بزرگ دست کشیدهایم. این همان قدم سوم است.باید اهداف و برنامه زندگی داشته باشیم. تمرین روزانه میخواهد و مهمتر اینکه از رودررویی با خداوند پرهیز کنیم و اجازه بدهیم در زندگی ما تأثیرگذار باشد. پس از پشت سر گذاشتن این سه قدم، یک مقدار حالمان بهتر میشود و تا حدودی بهبودی پیدا میکنیم.
تاریخ زندگی
در اینجا محمود اهمیت بررسی تاریخ شخصی زندگی اعضا را بیان میکند: «حالا ما لازم داریم تاریخ زندگی خود را بازیابی و مرور کنیم و به نکات مثبت و منفی خود نگاهی درونی داشته باشیم.احساسات ما همیشه تحت تأثیر بیماری اعتیاد قرار دارد؛ احساس ترس، احساس گناه و سایر احساسات آزار دهندهای که مدام آنها را همراهی میکنیم. قدم چهارم و پنجم به ما کمک میکند این احساسات را که شاید برخی از آنها را از دوره کودکی حمل میکنیم، مورد کنکاش و شناسایی قرار دهیم و سپس با یک عضو قابل اعتماد یا یک راهنمای برنامهای آنها را در میان گذاریم. این روش به ما کمک میکند، در مواجهه با احساسات خود تنها نباشیم. همچنین باعث میشود با برخی از نواقص شخصیتی خود آشنا شویم».
ترس؛ زیربنای نواقص ما
سیامک در این مسیر، از به اوج رسیدن احتمالی نواقص شخصیتی و آمادگی برای برطرف شدن آنها با کمک گرفتن از خداوند، نکات قابل ملاحظهای را مطرح میکند: «سالها تجربه به ما میگوید که زیربنای بسیاری از نواقص ما، ترس است.ما با فروتنی از خداوند درخواست میکنیم که این نواقص را برطرف کند. البته بهنظر میرسداین اتفاق زمانی رخ میدهد که به آخر خط نقصهایمان رسیده باشیم و از وجود و فعالیت آنها آگاه باشیم. بدون تردید، این یک حالت معنوی است.
بازگشت مهر
تا اینجای کار تمرکز روی ترمیم خود فرد بود؛ نکتهای که محمود آن را پی گرفته: «با آغاز قدمهای هشتم و نهم ما دیگران را نیز وارد فرایند التیام میکنیم. اساسا، این سیر تحولی، خودبهخود ما را آماده میکند برای جبران خسارت؛ از آنها که سالها از ناحیه بیماری ما صدمه و آسیب دیدهاند.
اینجا مهمتر از همه جزم کردن عزم برای ترمیم و اصلاح روابط (با خود و دیگران) است؛ بازگشت مهر و صمیمیت و عشق به روابط گذشته».
پیشگیری از بنبست
هر شب باید یک ترازنامه روزانه از عملکرد و احساساتمان دریافت کنیم. سیامک از این مرحله بهعنوان قدم ده یاد میکند: «مثلا طی روز عملکرد درستی داشتهام اما حالا احساس خوبی ندارم. این شیوه کار، ما را از زیر بار خرابکاریهای حال حاضرمان آزاد میکند. اگر در مورد نقصهایمان حواسمان جمع نباشد، ما را به بنبستی میکشاند که دیگر نمیتوانیم از آن پاک بیرون بیاییم».
توازن عاطفی
محمود قدم یازدهم را ناظر بر ایجاد یک میل معنوی میداند:«در این مرحله اغلب ما میل به دعا و مراقبه پیدا میکنیم. ماهیت اعتقادات ما، تعیینکننده روش مراقبه است. ما ایمان داریم به محض اینکه وارد برنامه معتادان گمنام شدیم و خود را تسلیم عجز از بیماری خود کردیم، گویی تمام دعاهایمان مستجاب شد. حالا رابطه آگاهانهای که در این قدم توصیف شده، نتیجه مستقیم زندگی کردن قدمهاست. ما با این دعاها دچار توازن عاطفی میشویم و به تدریج میفهمیم خواست خداوند برای ما این است که بتوانیم شرافتمندانه و محترمانه زندگی کنیم و خود و بقیه را نیز دوست داشته باشیم».
پایان تنآسایی
در آخرین قدم (دوازدهم) تمام هموغم ما این است که آنچه را به دست آوردهایم در قالب پیام بهبودی، در اختیار معتادان دیگر قرار دهیم؛ تجربه، توانایی و امیدهای خود را. سیامک از جنبه تناقضآمیز این قدم میگوید: «هر چه بیشتر به دیگران کمک کنیم، در واقع بیشتر به خود کمک میکنیم. نخستین راه رساندن پیام، که نیاز به گفتوگو ندارد، رفتار ماست.
کسانی که قبلا ما را بهعنوان افرادی گمراه و منزوی میشناختند، وقتی ما را در خیابان میبینند، متوجه میشوند ما به مرور در حال بازگشت به زندگی هستیم. حالا در زندگی جدیدمان جایی برای بیحوصلگی و تنآسایی وجود نخواهد داشت. در اینجا تمام تلاش ما این است که طبق اصول انجمن معتادان گمنام زندگی کنیم».

اجتماع > نهادها - تابستان امسال کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی طرحی را تقدیم مجلس کرد که قرار بود ساز و کار فعالیت سازمانهای مردمنهاد یا همان ان.جی.اوها شفافتر و قویتر شود اما هنوز 26ماده از آن تصویب نشده بود که نمایندگان امضاهایی جمع کردند و خواستار مسکوتماندن این طرح شدند.
زهره الهیان نماینده مجلس که مؤسس فراکسیون «سازمانهای مردم نهاد» از ابتدای مجلس هشتم بوده است یکی از مخالفان مفاد آن طرح بوده که با او گفتوگویی انجام دادهایم که در پیمیآید.
- مجلس و کمیسیون اجتماعی تلاش داشت تا با طرحی برای سازمانهای مردمنهاد و تعریف ساز و کار و حوزه فعالیتهای این تشکلها، مشارکتهای مردمی را ساماندهی کند اما این طرح با حرف و حدیثهایی که پیرامون خود یافت مسکوت ماند. مشکل کجا بود؟
بحث مفصلی صورت گرفت. ان.جی.اوها بهعنوان نماد مشارکت تخصصی مردم هستند و از اینرو در بحثهای مطرح شده در مجلس حساسیت بسیار بالا بود. افراد دولتی، غیردولتیها و خود نمایندگان نگاههای متفاوت و دیدگاههای متفاوتی داشتند اما مجموعا خروجی کمیسیون اجتماعی مورد اقبال نبود. برخی دوستان ما در دولت نگاه حمایتی لازم برای این نوع فعالیت را نداشتند. مجلسیها هم نگاه متفاوتی داشتند. در نهایت این طرح و ٢٦ مادهای که از آن به تصویب رسید مطلوب بنده و همکارانم در فراکسیون سازمانهای مردمنهاد هم نبود. نتیجه این شد که با وجود ارائه پیشنهادها به کمیسیون، مخالفتهای بسیاری را بهدنبال داشت. در نتیجه در صحن، این مخالفتها منجر به جمعآوری امضا برای مسکوت نگاه داشتن این طرح شد.
ببینید تشکلهای غیردولتی نماد مشارکت تخصصی مردم هستند و باید تقویت شوند. از سوی دیگر وقتی سخن از کوچکسازی دولت به میان آمده باید زمینه برای واگذاری امور را فراهم کرد. این نکته خیلی در طرح مورد بحث کمرنگ بود و در عوض جنبههای نظارتی آن بر این نوع مشارکتها پررنگ. بنابراین ما هم موافق این بودیم که طرح مسکوت بماند تا مجددا مورد بررسی و ارزیابی قرار بگیرد و با نظر خود نهادهای مردمنهاد یا همان ان.جی.اوها و با محوریت حمایت تدوین و به صحن بیاید.
اتفاقا مجلس معتقد است که خانه ملت که محل گرد همآمدن نمایندههای مردم است باید بتواند پایگاهی برای نهادهای مردمی نیز باشد. ارتباط مؤثری هم ایجاد شود تا آن حد که با ارتباط حلقه تخصصی ان.جی.اوها با مجلس شاهد ارتقای کیفیت قوانین باشیم. درواقع ان.جی.اوها پل ارتباطی مردم و مجلس و متخصصین و مجلس باشند.
هرچند با توجه به ظرفیتهای موجود فعالیت ان.جی.اوها ایده آل نیست اما ما رشد پیشروندهای در فعالیت این تشکلها شاهدیم. البته شاید بتوان گفت میشد این حرکت سرعت بیشتری میداشت.
ما از مرکز پژوهشهای مجلس خواستیم تا به بازبینی این طرح و قوانین موجود بپردازد و امیدوارم طرحی برای تصویب به مجلس ارائه شود که از ابتدا با دیدگاه تشکلهای مردمی پیش آمده باشد. اگر عمری باقی بود و بنده هم درخدمت مردم در دوره نهم بودم حتما در قالب فراکسیون سازمانهای مردم نهاد سعی میکنیم قانونی تدوین شود که دست مشارکتهای مردمی و جلب این مشارکتها را بازبگذارد.

اجتماع > نهادها - ده سال پیش اوج فعالیتهای سازمانهای غیردولتی بود. این سازمانها با وجود بلاتکلیفی در مرجع صادرکننده مجوز با تنوعی چشمگیر شروع به فعالیت کردند.
بسیاری از این سازمانها که آن زمانها NGO و بعدها سمن نامیده شدند در حوزههایی مغفول مانده مانند محیطزیست، زنان، کودکان کار و... تلاشهای زیادی کردند. تاثیری که این سازمانها بر جامعه هدف خود و مسئولان ذیربط گذاشتند به قدری چشمگیر بود که بسیاری از سازمانها بخشی را برای حمایت و مشورت با آنها ایجاد کردند. بهطور مثال سیاستهایی که ستاد مبارزه با موادمخدر بهدنبال آن است بدون حمایت سازمانهای مردمی عملی نیست. در ادامه گفتوگویی با دکتر پیام عرب زاده، عضو هیأت علمی دانشگاه و کارشناس رسمی دادگستری میخوانید که از سال 88 همزمان با تشکیل فراکسیون سازمانهای مردم نهاد در مجلس مشاور این فراکسیون شده است.
- منظور از سازمانهای مردم نهاد چیست؟
سازمانهای غیردولتی تجسم عینیت یافته مفهوم مشارکت در زندگی اجتماعی هستند که با ایفای نقشهای نظارتی، جذب، هدایت و بسیج منابع انسانی در راستای تحقق اهداف و ارزشهای اجتماعی فعالیت میکنند.، این تشکلها ضمن
انسجام بخشی به فعالیتهای مردمی، دستیابی به اهداف توسعه پایدار را نیز تسهیل کرده و در راستای رفع نیازهای جامعه تلاش میکنند.تشکلهای غیردولتی در کنار دولت و بخش خصوصی بهعنوان رکن سوم توسعه پایدار مطرح هستند که به سبب فارغ بودن از بوروکراسی پیچیده بخش دولتی و منفعتطلبی بخش خصوصی، مشارکت افراد جامعه در فرایند توسعه را تقویت میکنند.
- بهنظر شما نحوه تعامل این تشکلها با دستگاههای اجرایی و نهادهای سیاستگذار دولتی چگونه است؟
همکاری سازمانهای مردم نهاد با نهادهای دولتی در 5 سطح قابل تعریف است که شامل مشارکت از نوع مشاورهای، هماهنگسازی، تکمیلی، عملگرایی و مشارکت از نوع نهایی میشود نوع آخر آن بالاترین شکل و سطح از همکاری میان سازمانهای غیردولتی و دولتی است که طرفین یکدیگر را بهعنوان بخشهای لازم و ملزوم در فرایند توسعه و دستیابی به اهداف و دیدگاههای مشترک میبینند. و سازمانها، فرصت و امکان کافی دارند تا در تنظیم قوانین و برنامهریزی سیاستها و فرایند تصمیمگیری محلی و ملی مشارکت کنند.
رشد و شکوفایی نهادهای مردمی درکشورهای توسعه یافته تجربه موفقی را در ایجاد توسعه پایدار رقم زده و نقش آنها بهعنوان مکمل ارکان حکومت نهادینه شده است. ولی در کشور ما بهرغم قدمت کهن حرکتهای مردمی، توسعه آنها با
فراز و نشیب همراه بوده و ظرفیت اجتماعی آنها بهطور غیرمنسجم در خدمت رشد و پیشرفت جامعه بهکار گرفته شده است.
نهادینه کردن نقش تشکلهای غیردولتی در اداره جامعه علاوه بر آنکه نیازمند برنامهریزی دقیق و سیاستگذاری صحیح است محتاج نگاه و رویکردی است که آنها را بهعنوان مکمل ارکان حکومت پذیرا باشد. البته طی دهه گذشته نقش تشکلهای مردمی در تعیین سرنوشت جامعه و تاثیرگذاری بر فرایندهای اجتماعی و همچنین مشارکت در تصمیمگیری و سیاستگذاری نمود بیشتری پیدا کرد.
بله، کشور ما از نظامی مبتنی بر مردمسالاری دینی برخوردار است که تصمیم سازان جامعه و مجریان امر توسط آرای مردم انتخاب میشوند لذا حضور افراد مشورتپذیر در نظام سیاسی جامعه قطعاً در نهادینه شدن مقام مشورتی انجمنها مؤثر خواهد بود.
اجتماع > خدمات و رفاه - گروه اجتماعی:
دستگاههای اجرایی کارهای خود را به سازمانهای مردم نهادها واگذار میکنند.
علیرضا افشار، معاون اجتماعی وزارت کشور، دیروز صبح با اعلام این خبر گفت: با فرستادن نامهای به تمامی سازمانها و وزارتخانهها از آنان خواستیم تا کارهای اجراییشان را به سازمانهای مردم نهاد واگذار کنند.
به گفته او، این تصمیم برای حمایت از سازمانهای مردم نهاد و در راستای اجرای هر چه بهتر اصل 44 قانون اساسی است.
افشار در نشست رسانهای هشتمین همایش آیههای ایثار و تلاش در پاسخ به این سؤال که آیا وزارت کشور از سازمانهای مردم نهاد زنان حمایت میکند؟ گفت: فرقی نمیکند، سازمانهای مردم نهاد چه خانمها و چه آقایان تحت حمایت هستند.
معاون اجتماعی وزارت کشور تاکید کرد که چنانچه دستگاههای اجرایی فهرستی از کارهای اجراییشان را به وزارت کشور اعلام کنند، این وزارتخانه میتواند با توجه به توانمندیهای سازمانهای مردم نهاد کارهای اجرایی را بر عهدهشان بگذارد تا به این وسیله به تقویت سازمانهای مردم نهاد کمک شود. نامه مربوط به اجرای این کار هفته گذشته از سوی وزارت کشور به سازمانهای دولتی فرستاده شدهاست.
آیههای ایثار و تلاش
هشتمین همایش آیههای ایثار و تلاش با حضور 900 نفر از اعضای خانوادههای ایثارگران از سراسر کشور در مشهد برگزار خواهد شد. از میان این شرکتکنندگان 150 نفر زنان فرهیخته ایثارگرند که دارای مدارج عالی علمی هستند و 20 نفر از آنان مورد تجلیل قرار میگیرند.
افشار که ریاست ستاد آیههای ایثار و تلاش را بر عهده دارد با اشاره به اینکه امسال همایش دارای 8محور است، اظهار داشت: بررسی ابعاد هنر ارزشی، نقش تربیتی و توسعه سرمایه انسانی، نقشآفرینی در مدیریت اجتماعی، سلامت و بهداشت، جایگاه و شخصیت حقوقی زن مسلمان، نگرش فرهنگی اجتماعی به ایثار و توسعه ایثارگری در جهان اسلام محورهای این همایشاند.
او از انتشار 19 عنوان کتاب کوتاه با هدف ترویج فرهنگ ایثار، برگزاری کنگره شعر زنان عاشورایی، مسابقه فیلمنامه نویسی یاس زرین و برگزاری 3 جشنواره فیلم میلاد کوثر بهعنوان دیگر فعالیتهای ستاد آیههای ایثار و تلاش یاد کرد و افزود: طی برگزاری 8 دوره جشنواره آیههای ایثار و تلاش، نزدیک به 2 هزار نفر از زنان ایثارگر نخبه و فرهیخته در کشور شناسایی شدهاند.
7 کمیته تخصصی
امیرالله شمقدری، مدیرکل امور اجتماعی و شوراهای استانداری خراسان رضوی، نیز در این باره گفت: هشتمین همایش کشوری آیههای ایثار و تلاش در مشهد در نیمه اسفندماه سالجاری با حضور مسئولان ارشد کشور برگزار میشود.
او با اشاره به تشکیل ستاد همایش بانوان فرهیخته و نخبه ایثارگر در تهران به ریاست معاون فرهنگی اجتماعی وزیر کشور، یادآور شد: این همایش با تشکیل 7 کمیته تخصصی و علمی سعی در ایجاد زمینه مناسب برای تبادل اطلاعات و ایجاد حلقههای گفتوگو دارد.
به گزارش ایلنا، او افزود: در این همایش که با حضور 240 نفر از بانوان عضو هیات علمی دانشگاهها در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری برگزار میشود، موفقیتها و توفیقات جامعه بانوان در عرصههای اجتماعی معرفی خواهد شد.
مدیرکل امور اجتماعی و شوراهای استانداری خراسان رضوی تجلیل و تکریم از چهرههای موفق و نخبه بانوان و معرفی بانوان ایثارگری را که در عرصههای علمی و مدیریتی کشور حضور درخشان داشتهاند، از دیگر اهداف این همایش معرفی کرد.
هشتمین همایش آیههای ایثار و تلاش با هدف تجلیل از زنان فرهیخته ایثارگر 14 و 15 ماه جاری و با حمایت بنیاد شهید و امور ایثارگران، صدا و سیما، سپاه پاسداران و نیروی مقاومت بسیج و برخی ارگانها و سازمانها برگزار میشود.