گزارش تشریحی و توصیفی
این روزها به هرکوی و برزن که انسان پای می گذارد سخن از مشکلات بنزین است اما من حقیر که مدتی است از شرماشین راحت شده ام دریکی از روزهای گرم و تابستان که برای انجام کاری به یکی از استان های پرجمعیت کشورمان رفته و چند صباحی را درآن شهر به سر بردم و ازروی ناچاری جهت انجام امور با اتوبوس های گازوئیلی ، فرسوده و قدیمی ترددمی نمودم حرکاتی را ازشهروندان این شهر دیدم و با خود گفتم چه خوب است این ها را دروبلاگ شخصی خود بنویسم تا خواننده گان عزیز استفاده برند. بگذریم از اینکه سهیمه بندی بنزین دارای فوائد و مضراتی است اما اگر روزی مانند من حقیر ناچار شوی از خود روهای عمومی استفاده کنی خیلی از مشکلات و معضلات شهری را که تا به حال برایتان ناشناخته بود می شناسید.
پرده اول :
شهروندان این شهر پرجمعیت و شلوغ با چشمانی خواب آلودو دهان هایی باز درکناریک ایستگاه اتوبوس ایستاده و درانتظاررسیدن اتوبوسی برای رفتن به محل کار خود هستند و هیچ نشانه ای از نظم و یا وجود صف منظم دربین مسافران دیده نمی شود، هرکدام درگوشه ای پراکنده و گسسته در انتظار رسیدن اتوبوس هستند که ناگهان اتوبوسی مملو از مسافراز راه می رسد. هرجا که دلش خواست می ایستد و مسافران خواب آلود نیز دوان دوان به دنبال اتوبوس ؛ جنگ برسرسوار شدن آغاز می شو د، راننده اتوبوس حرکت نمی کند و با داد وفریاد طلب بلیت می کند . یکی از مسافران پس از سوار شدن شروع به پاره کردن روکش صندلی و نوشتن یادگاری می کند ... راننده اتوبوس سیگاری آتش زده و دود آن اعصاب همه را آشفته می کند و اعتراضات یکی از مسافران با نعره های راننده سرکوب شده و این داستان هرروز ادامه دارد ....
پرده دوم :
چراغ عابرپیاده سبزاست و عابران درحین عبورند ، یکی از رانندگان خودرو به طورکامل برروی خط عابر پیاده توقف کرد. راننده موتور سیکلت از راه می رسد... بدون کم کردن سرعت چراغ قرمز را با پاره کردن خط ممتد عابران پیاده رد می کند... کمی آن طرف تر از خط عابر پیاده ، عابری به اصراراز لابه لای خودروها می گذرد صدای جیغ چرخ خودروها یکی پس از دیگری شنیده می شود ... کمی بالاتر جوانی بدون توجه به علایم و پل عابر پیاده در حین عبوراز اتوبان است ... راننده ای که کمر بندایمنی خودرا نبسته وسط اتوبان ترمز کرد ه و می گوید آهای پسر مگر کوری ، پل عابر را برای تو ساختند...راننده دیگر می گوید آقا شما راه خودتان را بروید چه کاربه این جوان داری ... ناگهان بحث بین دوراننده بالا می گیرد و سپس پیاده و کتک کاری ... اتوبان بند می آید ... مامور پلیس از راه می رسد ... درنهایت با سلام و صلواتی موضوع فیصله می یابد...
پرده سوم :
ساعت ۱۲ شب است ... مرد همسایه زباله ها را دریک ظرف روباز مقابل خانه همسایه دیگر می گذارد...کمی آن طرف تر تپه ای از زباله روی هم ریخته وچندین گربه درداخل زباله ها جشن گرفتند...رفتگران کوچه ساعت ۹ شب زباله های موجود را جمع آوری کرده و رفتند ... صبح همسایه با مشاهده زباله هامقابل منزلش شروع به دادو فریادکرده و می گوید ، لعنت بر ... همسایه ، دیگر به روی خود هم ... سرتاسر محله را بوی زباله های انباشت شده گرفته ... ولی کسی صدایش در نمی آید ... یکی از اهالی محل خطاب به دیگران می گوید کجای کار ما درسته که این یکی درست باشه ...
این موارد فقط بخش کوچکی از رفتارهای نابهنجار و غیر اجتماعی است که هر روزه در شهر مان با آن مواجه هستیم به طوری که اگر شخصی در جهت رعایت آداب و رسوم و قوانین زندگی شهری و شهر نشینی حرکت کند با انواع ناسزاها و تنه زدن ها مواجه می شود و به نوعی قانون گریزی و نظم ستیزی به یک ارزش و رعایت فرهنگ شهر نشینی به یک امر ضد ارزش در آمده است . شهر ها با توجه به بافت پیچیده و به هم تنیده ای که دارند زندگی در آنها بدون رعایت یک سری قوانین و آداب و رسوم شهر نشینی مانند مشارکت د راداره شهر ، احساس مسئولیت نسبت به محیط زندگی ، تعامل مثبت با دیگران ، انجام وظایف قانونی ، حاکمیت قانون و هنجارها در تعاملات روزمره و مناسبات داری و ... نمی توان شهری آرام به معنای واقعی داشت به طور مثال اگر درشهری چند صد کیلومتر بزرگراه ساخته شود یا دهها مامور بر سرمعابر ، بزرگراه ها و خیابان ها گذاشته شود اما فقط ۵ درصد رانندگان یا عابران قوانین را رعایت نکنند به طور قطع ترافیک شهر قفل شده و ساعت ها وقت و سرمایه مردم و کشور به هدر می رود .
اما با نگاهی گذرا به وضعیت معابر وجوی های سطح شهر می بینیم به دلیل بی توجهی شهروندان به قوانین و محیط زیست زندگی ، سالانه صدها میلیون تومان صرف پاکسازی و جمع آوری زباله ها از این نقاط می شود در حالیکه اگر هر شهروندی به محض خارج شدن از درب منزلش از آسفالت مقابل منزل خود تا معابر سطح شهر ، مبلمان شهری و ... را متعلق به خود دانسته و حفظ و نگهدای از آنها را یک ارزش و وظیفه بداند دیگر نیازی به صرف این هزینه ها نخواهد بود .
فرهنگ شهر نشینی از کجا آمد!
از زمانی که جوامع بدوی سیر تطور خود را پشت سر گذاشته و وارد مراحل نوینی شدند با خودشان قوانین و هنجارهای جدیدی را هم شکل دادند که یکی از روشن ترین این تغییرات نظم پذیری بود که در روابط اجتماعی افراد بروز پیدا کرد چون در جوامع بدوی ، فقدان نظم چندان لطمه ای به مناسبات اجتماعی وارد نمی کرد ولی در جوامع نوین این نظم پذیری عاملی شد برای اینکه انسان ها به طور منطقی ، قانونمند و با شرایطی که تغییرات اجتماعی ایجاد می کرد زندگی کنند.
دراین مرحله فرایند دوم قانون بود به این معنی که به شهروندان توسعه و تاکید می کرد که از آزادی های بدوی کم کرده و آزادی های اجتماعی را به رسمیت شناخته و از آنها تخطی نکنند واما فرایند سوم تشکیل دولت بود به این معنی که یک نظم ، قانون و هنجار اجتماعی را برجامعه شهری تحمیل می کرد و دیگر روابط سنتی ، قوانین و اصول حاکم بر مناسبات ایلی جای خود را به قوانین مدنی وشهری می دهد وبدین ترتیب دولت ها جای شیوخ ، قبایل و سنن مذهبی را گرفته و روابط اجتماعی را شکل دادند.
این یکی از فرایند کلی از شهرها است و به همین دلیل بتدریج با گذشت زمان و برحسب نیاز شهرها ، قوانین راهنمایی و رانندگی ، مناسبات اجتماعی ، حقوق اساسی و حقوق شهروندی و ... نیز شکل پیدا کرد و افراد متخلف از طرف مراجع قانونی مورد تعقیب و مجازات قرار گرفتند.
بنا بر نظر کارشناسان علوم اجتماعی در سال ۱۷۸۹ که انقلاب فرانسه به پیروزی رسید ، پدیده ای به نام شهروندو همشهری در فرانسه شکل گرفت در آن زمان فرانسوی ها قانونی مربوط به محلات و کمون ها و شهر پاریس تدوین کرده و شهرداری پاریس نیز اولین نمونه از تنظیم قانون شهری برای زندگی اجتماعی بوده است و پس از آن کمون ها ، شهر ها و شهرداری ها دردیگر نقاط جهان پدید آمد . در جامعه ما نیز از دوره قاجارکه فرآیند جدید تجدد شهر نشینی آغاز شد این دسته از قوانین و سنن بر مناسبات شهری حاکم شد ولی جامعه ما چند مشکل ساختاری داشت از آنجا که درطول تاریخ افراد احساس می کردند قانون وسیله ای از طرف حکام و پادشاهان برای چپاول و غارت سرمایه های آنها است لذا روحیه ضد قانون وضد نظم در جامعه ایرانی شکل گرفت و جامعه ما از این جهت آسیب های زیادی دید و همواره شهروندان بدنبال توجیه رفتارهای غیر قانونی و مناسبات اجتماعی خودشان هستند و با این سابقه ذهنی در توجیه تخلفات و هنجارشکنی ها می گوید که اگر من تخلف می کنم به این دلیل است مسئول ما فوق من هم تخلف می کند ؛ لذا جامعه ایران درطول صد سال گذشته با یک وضعیت آشفته ای در زمینه آداب و رسوم شهر نشینی مواجه بوده است .
دکتر محمد تقی شیخی صاحب کتاب جامعه شناسی شهری و دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا با اشاره به اینکه موضوع شهروندی و شهر نشینی در قاموس جامعه شناسی وسایر زمینه های علوم اجتماعی موضوعی جدید با کاربردهای متفاوت و گوناگون است ، تصریح می کند : از آنجا که توسعه شهری به دنبال توسعه صنعت و تکنولوژی و روند بی وقفه شهر نشینی و نوسازی اجتماعی ، طی قرن بیستم ادامه داشته است ، این جریان ( شهرنشینی ) قوانین ، آداب ، روش ها ، شیوه زندگی و هنجارهای خاص خود را می طلبد که مجموعه این مفاهیم را به عنوان قوانین شهروندی معرفی کردند.
به گفته این جامعه شناس ، زندگی در عصر حاضر که عمدتا" از نوع شهری می باشدنیاز به قوانین ، ارتباطات وتعاملات خاص خود داردهرگونه وقفه ، کوتاهی و نادیده گرفتن قوانین مربوطه ، موجبات بسیاری ازتنش ها ، خشونت و ناملایمات اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی را فراهم می کند، به نحوی که این حرکت خود برشرایط روانی ، عصبی و رفتاری افراد نیز تاثیرگذارده و درنتیجه این تاثیر از فردی به فرد دیگر، خانواده ، افرادو همکاران اداره منتقل می گردد.
وی می گوید : دربسیاری از کشورهای روبه توسعه از جمله ایران گسترش شهر نشینی و ورود فرهنگ مادی با سرعتی بی سابقه و حتی سریعتر از کشورهای صنعتی اتفاق افتاده است و از آنجا که بسیاری از افراد وبه طریقی شهروندان آمادگی لازم برای ورود به این از زندگی را پیدانکردند این خود بسیاری از چالش ها و نابهنجاری های فردی و اجتماعی را به دنبال آورده است .
این استاد دانشگاه می افزاید: در آستانه قرن 21 که بسیاری از تغییرات اجتماعی - اقتصادی بدنبال پیش زمینه های قبلی سریعا" درحال وقوع هست ، می بایست به افراد و شهروندان ، قوانین مربوط به شهر نشینی یادآوری گردیده یا آموزش داده شود و دربرابرهرقانون یا ضابطه ای ، ضمانت اجرایی لازم نیز فراهم آید و درشرایطی که لازم باشد افراد متخلف نیز می بایست مجازات گردند. دکتر فیاض زاهد ، جامعه شناس و استاد دانشگاه نیز دراین باره معتقد است : درسال های اخیر پیچیدگی های زندگی شهری بیشترشده و درکنارپدیده شهر نشینی مسایل دیگری مانند سازمان اجتماعی بوجودآمده و اگر به درستی اجرا نشود با یک بی سازمانی اجتماعی مواجه خواهیم شد. به گفته وی درنتیجه گسترش این بی سازمانی اجتماعی که پیوند دهنده روابط فردی با روابط نهادی است ، موجب ایجاد هرج و مرج اجتماعی و درنتیجه از هم پاشیدن اعتماداجتماعی می شود و هرفردی به فکر منافع فردی به جای منافع ملی خواهد بود و درچنین جامعه ای اگر کسی به فکر منافع جمعی یا قانون پذیری باشد مورد تمسخر قرار می گیرد.
اما دکترشیخی یکی از راههای ساماندهی فرهنگ شهر نشینی در ایران را استفاده از تجارب کشورهای توسعه یافته می داند که طی دهه های اخیر دربرخی از جوامع آسیایی نظیر سنگاپور، کره جنوبی و ... نیز به وقوع پیوسته و ازسوی دیگر سرمایه های کافی ( سرمایه های مادی ) نیز می بایست و جود داشته باشد تا از این طریق قوانین و ضوابط مربوط به شهر وندی را درقالب مناسب آن درشهر های مختلف تسریع داد. به گفته وی اساسی ترین و آشکارترین قوانین مربوط به شهروندی درجامعه ای چون ایران ، احترام به حقوق دیگران ، وقت شناسی ، عدم ایجاد مزاحمت در قالب انواع مختلف آن ، محیط زیست ، ایجاد فضا و محله ای سالم ، پیشگیری از هر گونه آلودگی ها از نوع محیطی ، صوتی و ... ، مشارکت در اداره شهر و جلوگیری از تخریب اموال عمومی می باشد که باید با ایجاد زمینه های فرهنگی جدید و دقت لازم دراجرای قوانین ، بنیاد قوانین شهروندی را هرچه بیشتر تقویت کرد.
این جامعه شناس درادامه برقراری ارتباط مناسب بین شهروندان ودستگاههای اداره کننده را لازمه داشتن جامعه و شهری سالم و شهروندانی قانونمند و به هنجار دانسته و تصریح می کند : به طور مثال در صورتی که سازمان شهرداری نظارت کامل و موثر خود را درپاکیزه نگه داشتن شهر اجرا ننماید شهروندان نیز کاری نمی توانند بکنند لذا این سازمان می بایست با بکارگیری پرسنل و افراد کافی شهر و نقاط مختلف آنرا سالم و پاکیزه نگه دارد و درعین حال سازمان های مختلف شهرداری می بایست آموزش های لازم را دراین زمینه در سطوح مختلف محله ، منطقه و غیره به شهروندان ارایه دهند.
دکتر فیاض زاهد نیز با انتقاد از اینکه دولتمردان درطول سالهای گذشته به سلوک اجتماعی و مناسبات اجتماعی نسبت به مسایل سیاسی کمتر پرداختند ، می افزاید : نتیجه این اقدامات تقویت روحیه قانون گریزی یا بی مسئولیتی اجتماعی در بین شهروندان بوده است .
وی درخاتمه با طرح پرسش هایی نظیر اینکه چرا یک شهروند براحتی پوست موز را از خودرو خود بیرون می ریزد یا چرا نسبت به محیط زندگی خود احساس مسئولیت نمی کند تصریح می کند: درجامعه ما برای حس مسئولیت و تعهد اجتماعی مشکل ایجاد شده و روان جامعه نیز به تدریج فهمیده آ نهایی که مسئولیت پذیرتر بودند بیشتر در معرض خطر و آسیب ودادن هزینه قرار گرفتند در نتیجه به سوی قانون گریزی حرکت کردند.