سفر
رنجورعشق به نشود جز به بوی یار وررقنیست جان ندهد به جزبه نام دوست

سفر...
سفریعتی ازفراغت ها فرصت ساختن
سفریعنی پردهها را کنارزدن ،سفریعنی بی واسطه دیدن
سفریعنی فرصت طلایی زندگی ، سفریعنی پخته شدن
سفریعنی تحول ، سفریعنی تنوع ، سفریعنی دیدن انسانهادرلباسی دیگر
سفریعنی مشاهده ، سفریعنی مقایسه ، سفریعنی مکاشفه
سفریعنی پرداختن به رازورمزها ، سفریعنی تجربه رنگ وبوها
سفریعنی آمیزش فرهنگ ها ، سفریعنی با آداب ورسومی متفاوت آشنا شدن
سفریعنی دوردست رادردست گرفتن ، سفریعنی فاصله ها را برداشتن
سفریعنی تلطیف روان ، سفریعنی تغذیه جان
سفریعنی گشودن پنجره ها روبه جهان هستی
سفریعنی پاسخ به پرسش ها ، سفریعنی ارضای کنجکاوی
سفریعنی زندگی به وسعت گیتی ، سفریعنی سیرآفاق وانفس
سفریعنی یافتن کوله باری پرازخاطره
سفریعنی ازفرازوفرودتاریخ انگشت حیرت به دهان گرفتن
سفریعنی سپردن گلدان ها به ، همسایه ، سفریعنی فرستادن گربه به مهمانی
سفربخیر